آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
سینما و تلویزیون ایران در سالهای قبل از انقلاب، با وجود محدودیتهای فراوان امکانات، گاهی آثاری خلق میکردند که فراتر از زمان خود بودند و «صدای اعتراض» را در قالبی حماسی به گوش مخاطب میرساندند. سریال «دلیران تنگستان» ساخته همایون شهنواز، یکی از همان استثناهای درخشان است. اثری که در میانه دهه پنجاه شمسی توانست به «مبارزه مردم جنوب با استعمار انگلستان» بپردازد و قهرمانانی چون «رئیسعلی دلواری» و «احمدخان تنگستانی» را از «فراموشی» نجات دهد.
خلاصه داستان
سریال در دو مقطع تاریخی روایت میشود. سه قسمت اول به «مبارزات احمدخان تنگستانی» و یارانش در برابر حمله نیروهای بریتانیا در سال ۱۸۵۶ میلادی (دوران ناصرالدین شاه قاجار) میپردازد. ۱۱ قسمت بعدی، ماجرای حدود ۶۰ سال بعد (جنگ جهانی اول) را روایت میکند که «رئیسعلی دلواری» (با بازی محمود جوهری) به همراه «خالوحسین دشتی» (شهروز رامتین)، «حاج محمدرضا کازرونی» (اسماعیل داورفر) و دیگر دلیران جنوب، علیه اشغالگران انگلیسی قیام میکنند. سریال با تراژدی «مرگ رئیسعلی» (به دست غلامحسین باغکی، معروف به پلنگی) به پایان میرسد.
«همایون شهنواز» (کارگردان و نویسنده سریال) که در آن زمان دانشجوی رشته حقوق سیاسی بود و بعدها در انگلستان سینما خواند، با «تحقیقات گسترده» (استفاده از ۱۱ کتاب ترجمهشده، ۷ کتاب ترجمهنشده، روزنامههای حبلالمتین و عصر جدید، ۱۱۰ فقره سند و ۱۸۰۰ قطعه عکس) و «مشاوره با بازماندگان» (از جمله بدرالملوک تنگستانی و بازماندگان خوانین) توانست «روایتی مستند» از این واقعه تاریخی ارائه دهد. او فیلمنامه را بر اساس کتاب «دلیران تنگستانی» محمدحسین رکنزاده آدمیت (با تغییر نام به «دلیران تنگستان») نوشت و با «همکاری» فریدون رهنما (شاعر و فیلمساز) و «تأیید» قطبی (رئیس وقت سازمان رادیو و تلویزیون) پروژه را کلید زد. شهنواز در مصاحبهای گفته است که هدفش «ثبت یک نهضت شعلهور» بود که «شعلهاش جاودان ماند و رخداد موجب حفظ استقلال ایران در گذشته و حال و آینده خواهد بود.»
«محمود جوهری» در نقش «رئیسعلی دلواری» (که متأسفانه پس از پایان فیلمبرداری و پیش از پخش سریال، در یک حادثه رانندگی درگذشت) یکی از ماندگارترین و تأثیرگذارترین نقشهای تاریخ تلویزیون ایران را خلق کرده است. جوهری با «چهره مصمم»، «نگاههای نافذ» و «حضور پرابهت» خود، شخصیتی خلق کرده است که هم «فرماندهای دلیر» است، هم «انسانی عاشق» (به وطن، به مردم و به همسرش خیری)، و هم «مؤمنی معتقد». «شهروز رامتین» در نقش «خالوحسین دشتی» (همراه وفادار رئیسعلی) با بازی «گرم» و «صمیمی» خود، یکی از نقاط قوت سریال است. «منوچهر آذر» در نقش «ویلهلم واسموس» (افسر آلمانی که به کمک دلیران جنوب میآید) با بازی «پراحساس» و «پرمخاطره» خود، شخصیتی «چندلایه» و «جذاب» خلق کرده است. «اسماعیل داورفر» (حاج محمدرضا کازرونی)، «عنایتالله شفیعی» (زائرمحمد) و «نعمتالله گرجی» (حاکم بوشهر) نیز در نقشهای مکمل در سطح قابل قبولی ظاهر شدهاند.
از نقاط قوت سریال، «فیلمبرداری در لوکیشنهای واقعی» (بوشهر، تنگستان، دلوار، اهرم، بندر طاهری، شیراز و سولقان) است که با وجود محدودیتهای فنی (دوربین ۱۶ میلیمتری و سیاهوسفید) به «فضاسازی» و «باورپذیری» کمک شایانی کرده است. «موسیقی متن احمد پژمان و علی رهبری» (با آن تمهای حماسی و حزین) و «تدوین داوود یوسفیان» نیز از نقاط قوت سریال هستند. همچنین «نگاه ضداستعماری» سریال (که در زمان پهلوی جسورانه بود) و «دیالوگهای بهیادماندنی» (مانند فریاد رئیسعلی: «آهای... انگلیسی! تو با من طرفی. دِ بیا بیرون لعنتی...») به «ماندگاری» اثر افزوده است.
با وجود نقاط قوت، «دلیران تنگستان» از نقدهای جدی در حوزه «بازیگری»، «لهجه» و «تاریخنگاری» رنج میبرد. مهمترین نقد، «بازیهای ضعیف و غیرحرفهای» برخی بازیگران (به ویژه هنروران و نقشهای فرعی) است که از «باورپذیری» سریال میکاهد. همچنین «لهجههای نامناسب و غیربومی» (همه شخصیتها با لهجه واحد و اتوکشیده فارسی صحبت میکنند) از «واقعگرایی» سریال کاسته است. «عدم پرداخت به نقش مذهب در قیام» (که به دلیل فضای ضد مذهبی حکومت پهلوی صورت گرفته) از دیگر نقاط ضعف سریال است؛ در حالی که رئیسعلی دلواری برای این حرکت از مراجع نجف اذن خواسته بود. همچنین «غفلت از فرهنگ و آداب بومی مردم تنگستان» (لباس، غذا، معماری، تعاملات اجتماعی و...) و «پررنگ بودن بیش از حد عناصر ملیگرایانه» (به بهای نادیده گرفتن انگیزههای مذهبی و بومی) از دیگر نقدهای وارد به سریال هستند.
«دلیران تنگستان» پس از انقلاب اسلامی، با وجود «پاکسازی» گسترده تلویزیون از آثار تولیدشده در رژیم پیشین، به دلیل «مضمون میهنی» خود، توانست بارها و بارها از شبکههای تلویزیونی پخش شود و به یکی از معدود آثار «نجاتیافته» از بایگانی تبدیل گردد. این موفقیت، نشاندهنده «ارزش ذاتی» و «تأثیرگذاری» این سریال است که فراتر از «فضای سیاسی» زمان ساخت خود، با «مخاطب ایرانی» (در هر دوره) ارتباط برقرار کرده است. با این حال، کاش شهنواز و تیمش به جای «تکیه صرف بر ملیگرایی»، به «لایههای مذهبی و بومی» این قیام نیز میپرداختند تا اثری «کاملتر» و «جامعتر» خلق شود.
در مجموع، «دلیران تنگستان» یک «گنجینه ملی» و «سند تصویری» از «حماسه دلیران جنوب» است که با وجود «نقصهای فنی» و «تاریخی»، به دلیل «نگاه ضداستعماری»، «بازیهای بهیادماندنی» (به ویژه جوهری و رامتین)، «موسیقی ماندگار» و «فضاسازی منحصربهفرد»، به یکی از ماندگارترین سریالهای تاریخ تلویزیون ایران تبدیل شده است. تماشای آن را به همه علاقهمندان تاریخ و سینمای ایران توصیه میکنیم.
فیلمنامه و ساختار روایی؛ اقتباسی مستند، اما با غفلت از لایههای تاریخی
فیلمنامه «دلیران تنگستان» (نوشته همایون شهنواز بر اساس کتاب «دلیران تنگستانی» محمدحسین رکنزاده آدمیت) از یک «ایده مرکزی» قدرتمند (مبارزه مردم جنوب با استعمار انگلستان) و «ساختار دوگانه» (دو مقطع تاریخی: ۱۸۵۶ و ۱۹۱۴-۱۹۱۸) بهره میبرد . با این حال، فیلمنامه در «بسط» و «پرداخت» این ایده، دچار «سطحینگری» و «غفلت از لایههای تاریخی» شده است. مهمترین نقص فیلمنامه، «عدم پرداخت به نقش مذهب در قیام» است. رئیسعلی دلواری برای این حرکت از مراجع نجف اذن خواسته بود و انگیزههای مذهبی (دفاع از خاک اسلام در برابر کفار) یکی از مهمترین عوامل این قیام بود، اما فیلمنامه از این لایه عبور کرده و صرفا به بعد «ملیگرایی» پرداخته است.
نکته قوت فیلمنامه، «وفاداری نسبی به وقایع تاریخی» و «استفاده از منابع معتبر» است. شهنواز با «تحقیقات گسترده» (۱۱ کتاب، ۱۱۰ سند و ۱۸۰۰ عکس) و «مشاوره با بازماندگان» (از جمله بدرالملوک تنگستانی) توانسته است «روایتی مستند» از این واقعه تاریخی ارائه دهد . همچنین «دیالوگهای بهیادماندنی» (مانند فریاد رئیسعلی: «آهای... انگلیسی! تو با من طرفی» و دیالوگ مستر چیک: «شما معادلات بینالمللی را نمیفهمید...») به «ماندگاری» سریال کمک کرده است.
نکته ضعف فیلمنامه، «غفلت از فرهنگ و آداب بومی» و «لهجههای نامناسب» است. فیلمنامهنویس به جای پرداختن به «فرهنگ و آداب مردم تنگستان» (لباس، غذا، معماری، تعاملات اجتماعی و...)، بیشتر بر «نبردها» و «حماسهسرایی» تمرکز کرده است . همچنین «همه شخصیتها با لهجه واحد فارسی صحبت میکنند» که از «واقعگرایی» سریال کاسته است. سعید نفیسی در نقد کتاب «دلیران تنگستانی» به این نکته اشاره کرده که «متاسفانه همه صحبتها به اصطلاح لفظ قلم است و حتی دختر دوازده ساله دلواری نیز در صحبت با صاحبمنصبان انگلیسی کلمات بسیار فشرده به رخ طرف میکشد». این اشکال به سریال نیز سرایت کرده است.
شخصیتپردازی و بازیها؛ جوهری و رامتین درخشان، دیگران در سطح متوسط تا ضعیف
«محمود جوهری» در نقش «رئیسعلی دلواری» (که متأسفانه پس از پایان فیلمبرداری و پیش از پخش سریال، در یک حادثه رانندگی درگذشت) یکی از ماندگارترین و تأثیرگذارترین نقشهای تاریخ تلویزیون ایران را خلق کرده است. جوهری با «چهره مصمم»، «نگاههای نافذ» و «حضور پرابهت» خود، شخصیتی خلق کرده است که هم «فرماندهای دلیر» است، هم «انسانی عاشق» (به وطن، به مردم و به همسرش خیری)، و هم «مؤمنی معتقد». «شهروز رامتین» در نقش «خالوحسین دشتی» (همراه وفادار رئیسعلی) با بازی «گرم» و «صمیمی» خود، یکی از نقاط قوت سریال است. «منوچهر آذر» در نقش «ویلهلم واسموس» (افسر آلمانی که به کمک دلیران جنوب میآید) با بازی «پراحساس» و «پرمخاطره» خود، شخصیتی «چندلایه» و «جذاب» خلق کرده است. با این حال، «بازیهای ضعیف و غیرحرفهای» برخی بازیگران (به ویژه هنروران و نقشهای فرعی) از «باورپذیری» سریال کاسته است. همچنین «همه شخصیتها با لهجه واحد فارسی صحبت میکنند» که از «واقعگرایی» سریال کاسته است. «حضور کمرنگ» شخصیتهای زن (به جز همسر رئیسعلی) و «نبود پرداخت به نقش زنان در این قیام» از دیگر نقاط ضعف سریال است.
کارگردانی و فیلمبرداری؛ فضاسازی خوب، با محدودیتهای فنی
همایون شهنواز در «دلیران تنگستان» کارگردانی «مطمئن» و «هماهنگ» با فضای سریال ارائه داده است. او با «فیلمبرداری در لوکیشنهای واقعی» (بوشهر، تنگستان، دلوار، اهرم، بندر طاهری، شیراز و سولقان) و «استفاده از گروه ۵۰۰ نفره» (شامل ۲ تا ۳ هزار سرباز به عنوان هنرور) توانسته است «فضای تاریخی» آن دوران را به خوبی به تصویر کشد. با این حال، «محدودیتهای فنی» (دوربین ۱۶ میلیمتری و سیاهوسفید) و «فیلمبرداری در شرایط سخت» (که به گفته منوچهر آذر، ۵۰۰ تاول بر بدن او ایجاد کرد) از «کیفیت بصری» سریال کاسته است. فیلمبرداری «مهرداد فخیمی» (که بعدها از متبحرترین فیلمبرداران سینمای ایران شد) در سطح «خوب» قرار دارد، اما «محدودیتهای فنی» (سیاهوسفید بودن و کیفیت پایین تصویر) از «جذابیت بصری» سریال کاسته است. تدوین «داوود یوسفیان» و «منوچهر اولیائی» و «موسیقی متن احمد پژمان و علی رهبری» از نقاط قوت سریال هستند.
موسیقی و طراحی صحنه؛ احمد پژمان، نقطه اوج سریال
«موسیقی متن احمد پژمان و علی رهبری» (با آن تمهای حماسی و حزین) یکی از نقاط قوت سریال است . «طراحی صحنه و لباس» در سطح «قابل قبول» قرار دارد و فضای جنوب ایران در اوایل قرن بیستم را بازآفرینی کرده است. «طراحی گریم فرهنگ معیری» نیز در سطح «خوب» قرار دارد.
جایگاه سریال در سینمای ایران و میراث آن
«دلیران تنگستان» را در مقایسه با سایر سریالهای تاریخی-میهنی سیمای ایران (مثل «هزاردستان» (۱۳۶۶) علی حاتمی و «در چشم باد« جعفری جوزانی) باید ارزیابی کرد. این سریال از نظر «سوژه» (مبارزه با استعمار) و «نگاه ضداستعماری» در سطح قابل قبولی قرار دارد، اما از نظر «کیفیت فنی» و «بازیها» در سطح پایینتری است. با این حال، «دلیران تنگستان» به عنوان «تنها تصویر سینمایی از قیام دلیران جنوب» و «نمونهای از سینمای ملی-میهنی» در تاریخ سینمای ایران ثبت شده است.
میراث «دلیران تنگستان» برای سینمای ایران، «ثبت یک واقعه تاریخی مهم» و «نمایش مبارزه مردم ایران با استعمار» است. این سریال نشان داد که میتوان با «تحقیقات گسترده» و «نگاه ضداستعماری» به «موضوعات تاریخی» پرداخت. با این حال، سریال همچنین «هشدار» میدهد که «غفلت از لایههای مذهبی و بومی» و «بازیهای ضعیف» میتواند از «تأثیر عاطفی» اثر بکاهد.