جمعه / ۲۰ شهریور ۱۴۰۵ / ۱۹:۱۹
کد خبر: 41279
گزارشگر: 548
۱۶۹
۰
۰
۱
حمله تروریستی القاعده به برج‌های دوقلو و پنتاگون با ۲۹۷۷ کشته؛ آغاز جنگ علیه تروریسم و سرنگونی طالبان در افغانستان

۱۱ سپتامبر؛ روزی که جهان سیاست برای همیشه تغییر کرد

برج های دوقلو 11 سپتامبر
یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱، روزی که در تاریخ معاصر به‌عنوان یکی از تلخ‌ترین رویدادهای تروریستی ثبت شده است، با حمله چهار هواپیمای مسافربری ربوده‌شده توسط ۱۹ عضو گروه القاعده به برج‌های دوقلوی نیویورک، پنتاگون و پنسیلوانیا، جهان را در بهت و وحشت فرو برد. در این حادثه، حدود ۲۹۷۷ نفر کشته و بیش از ۶۰۰۰ نفر مجروح شدند و برج‌های دوقلوی تجاری نیویورک به‌طور کامل فرو ریختند. این عملیات تروریستی که به رهبری اسامه بن لادن انجام شد، واکنش سریع ایالات متحده را به همراه داشت و چند هفته بعد، آمریکا به افغانستان حمله کرد و حکومت طالبان را سرنگون نمود. در سال ۲۰۱۱، بن لادن در پاکستان کشته شد و جسد او به دریا انداخته شد.

آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

 

 

پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر

یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱، روزی است که در حافظه تاریخی جهان به‌عنوان یکی از تلخ‌ترین و تأثیرگذارترین رویدادها ثبت شده است. در آن روز، چهار هواپیمای مسافربری آمریکایی که در مسیرهای داخلی در پرواز بودند، توسط ۱۹ نفر از اعضای گروه القاعده ربوده شدند و به‌عنوان سلاحی مرگبار علیه ایالات متحده مورد استفاده قرار گرفتند. دو هواپیما به برج‌های دوقلوی تجاری نیویورک برخورد کردند و باعث فروپاشی کامل این سازه‌های نمادین شدند. هواپیمای سوم به پنتاگون، وزارت دفاع آمریکا، برخورد کرد و هواپیمای چهارم در پنسیلوانیا سقوط کرد. این حادثه، که حدود ۲۹۷۷ نفر کشته و بیش از ۶۰۰۰ مجروح بر جای گذاشت، نه‌تنها یک فاجعه انسانی بود، بلکه نقطه عطفی در تاریخ سیاست جهانی محسوب می‌شود.

این عملیات تروریستی، که توسط گروه القاعده به رهبری اسامه بن لادن طراحی و اجرا شد، واکنش سریع و گسترده ایالات متحده را به همراه داشت. چند هفته پس از این حادثه، آمریکا به افغانستان حمله نظامی کرد و حکومت طالبان را سرنگون نمود. این حمله، آغازگر جنگی شد که به «جنگ علیه تروریسم» معروف شد و تا دو دهه بعد، منطقه خاورمیانه و جهان را تحت تأثیر خود قرار داد. در سال ۲۰۱۱، بن لادن در پاکستان پیدا و کشته شد و جسد او به دریا انداخته شد؛ اما پیامدهای حملات ۱۱ سپتامبر، همچنان در سیاست‌های جهانی و منطقه‌ای قابل مشاهده است. حادثه ۱۱ سپتامبر، از چند جهت یک رویداد بی‌سابقه در تاریخ معاصر محسوب می‌شود:

  1. نخستین نکته، ماهیت تروریستی آن است. پیش از این، حملات تروریستی معمولاً به‌صورت بمب‌گذاری‌های محدود یا حملات مسلحانه انجام می‌شد، اما در ۱۱ سپتامبر، تروریست‌ها از هواپیماهای مسافربری به‌عنوان سلاح استفاده کردند و توانستند آسیب‌های بی‌سابقه‌ای به نمادهای اقتصادی و نظامی آمریکا وارد کنند. این روش، الگویی جدید از تروریسم را معرفی کرد که بعدها توسط گروه‌های مختلف در سراسر جهان مورد استفاده قرار گرفت.
  2. دومین نکته، مقیاس خسارت‌هاست. فروریختن برج‌های دوقلو، نه‌تنها به کشته شدن هزاران نفر منجر شد، بلکه خسارت‌های اقتصادی سنگینی نیز به آمریکا وارد کرد. بازارهای مالی جهان به‌شدت متزلزل شدند و بسیاری از صنایع، از جمله صنعت هواپیمایی و بیمه، با بحران‌های جدی روبرو شدند. همچنین، این حادثه، تأثیر عمیقی بر روان جمعی جامعه آمریکا گذاشت و حس ناامنی و آسیب‌پذیری را در میان شهروندان این کشور گسترش داد. دولت آمریکا نیز با تصویب قوانین امنیتی جدید، از جمله قانون میهن‌پرستی، اختیارات گسترده‌ای برای نظارت بر شهروندان و مبارزه با تروریسم به دست آورد.
  3. سومین نکته، پیامدهای ژئوپلیتیکی این حادثه است. حمله آمریکا به افغانستان در اکتبر ۲۰۰۱، با هدف سرنگونی طالبان و نابودی پایگاه‌های القاعده انجام شد. این حمله، به سرعت به سرنگونی حکومت طالبان منجر شد، اما حضور نظامی آمریکا در افغانستان، به یک جنگ فرسایشی بیست‌ساله تبدیل شد که در نهایت، با خروج نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۲۱ و بازگشت طالبان به قدرت پایان یافت. همچنین، در سال ۲۰۰۳، آمریکا به عراق حمله کرد و صدام حسین را سرنگون نمود؛ حمله‌ای که بهانه آن، وجود سلاح‌های کشتار جمعی در عراق بود، اما هیچ‌گاه چنین سلاح‌هایی پیدا نشد. این جنگ‌ها، به بی‌ثباتی گسترده در منطقه خاورمیانه و ظهور گروه‌های تروریستی جدید مانند داعش منجر شد.
  4. چهارمین نکته، تأثیر ۱۱ سپتامبر بر روابط بین‌الملل و حقوق بشر است. پس از این حادثه، آمریکا و متحدانش، سیاست‌های امنیتی سخت‌گیرانه‌ای را در سطح جهانی اعمال کردند که در بسیاری از موارد، با نقض حقوق بشر و آزادی‌های مدنی همراه بود. بازداشت‌های گسترده در بازداشتگاه گوانتانامو، شکنجه زندانیان در زندان‌های مخفی، و نظارت گسترده بر ارتباطات شهروندان، از جمله پیامدهای این سیاست‌ها بود. این اقدامات، انتقادات گسترده‌ای را از سوی نهادهای حقوق بشری و جامعه بین‌المللی به دنبال داشت و بحث‌های جدی درباره تعادل میان امنیت و آزادی را برانگیخت.
  5. پنجمین نکته، تأثیر ۱۱ سپتامبر بر اقتصاد جهانی است. این حادثه، به‌طور مستقیم و غیرمستقیم، بر بازارهای مالی، صنعت هواپیمایی، صنعت بیمه و گردشگری تأثیر گذاشت. بسیاری از شرکت‌های هواپیمایی، به‌دلیل کاهش تقاضای سفر و افزایش هزینه‌های امنیتی، با بحران‌های مالی جدی روبرو شدند و برخی از آنها مجبور به کاهش نیرو یا حتی ورشکستگی شدند. همچنین، هزینه‌های امنیتی در فرودگاه‌ها و سایر مراکز عمومی، به‌شدت افزایش یافت که این هزینه‌ها، در نهایت به مصرف‌کنندگان منتقل شد. در سطح کلان، جنگ‌های پس از ۱۱ سپتامبر، هزینه‌های اقتصادی سنگینی را بر آمریکا و متحدانش تحمیل کرد و به افزایش بدهی‌های عمومی منجر شد.

در نهایت، ۱۱ سپتامبر را می‌توان نقطه عطفی در تاریخ معاصر دانست که سیاست‌های جهانی را به‌طور کل تغییر داد. از یک سو، این حادثه، به تشدید تنش‌ها و درگیری‌ها در خاورمیانه منجر شد و از سوی دیگر، به افزایش ناامنی و بی‌ثباتی در سطح جهانی دامن زد. امروز، پس از گذشت بیش از دو دهه از این رویداد، همچنان شاهد پیامدهای آن در قالب جنگ‌ها، بحران‌های پناهجویان، ظهور گروه‌های تروریستی جدید و تغییرات گسترده در سیاست‌های امنیتی کشورها هستیم. بنابراین، مطالعه و تحلیل ۱۱ سپتامبر، نه‌تنها برای درک گذشته، بلکه برای فهم حال و آینده جهان ضروری است.

بررسی ابعاد تاریخی و سیاسی حادثه ۱۱ سپتامبر

حادثه ۱۱ سپتامبر، از منظر تاریخی و سیاسی، یکی از پیچیده‌ترین و تأثیرگذارترین رویدادهای قرن بیست‌ویکم محسوب می‌شود. این حمله، نه‌تنها یک عملیات تروریستی بود، بلکه بازتاب‌دهنده تنش‌های عمیق ژئوپلیتیکی و ایدئولوژیکی بود که سال‌ها در منطقه خاورمیانه و فراتر از آن انباشته شده بود. گروه القاعده، به رهبری اسامه بن لادن، با ایدئولوژی افراطی خود، آمریکا را به‌عنوان دشمن اصلی اسلام معرفی می‌کرد و حملات ۱۱ سپتامبر را به‌عنوان انتقام از سیاست‌های آمریکا در جهان اسلام توجیه می‌نمود. این ایدئولوژی، ریشه در تحولات سیاسی دهه‌های گذشته، از جمله حضور نظامی آمریکا در عربستان سعودی و حمایت این کشور از اسرائیل داشت.

از منظر سیاسی، ۱۱ سپتامبر به یک تغییر پارادایم در سیاست خارجی آمریکا منجر شد. پیش از این حادثه، دولت آمریکا عمدتاً بر مسائل اقتصادی و تجاری متمرکز بود، اما پس از ۱۱ سپتامبر، مبارزه با تروریسم به محور اصلی سیاست خارجی این کشور تبدیل شد. این تغییر رویکرد، به اتخاذ سیاست‌های تهاجمی‌تر، از جمله حمله به افغانستان و عراق، و همچنین افزایش بودجه نظامی و امنیتی منجر شد. همچنین، آمریکا با تشکیل اتحادهای بین‌المللی، تلاش کرد تا سایر کشورها را نیز در مبارزه با تروریسم با خود همراه کند؛ ائتلافی که در نهایت، به مداخلات نظامی گسترده در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا منجر شد. در سطح داخلی آمریکا، ۱۱ سپتامبر به تصویب قوانین امنیتی سخت‌گیرانه‌ای منجر شد که آزادی‌های مدنی شهروندان را به‌شدت محدود کرد. قانون میهن‌پرستی، که در اکتبر ۲۰۰۱ به تصویب رسید، به نهادهای امنیتی اجازه می‌داد تا بدون حکم قضایی، ارتباطات شهروندان را شنود کنند، ایمیل‌ها و سوابق مالی آنها را بررسی نمایند و افراد مظنون را بدون اتهام رسمی بازداشت کنند. این قانون، انتقادات گسترده‌ای را از سوی نهادهای حقوق بشری و مدافعان آزادی‌های مدنی به دنبال داشت، اما دولت آمریکا آن را برای حفظ امنیت ملی ضروری می‌دانست. در مجموع، ۱۱ سپتامبر را می‌توان نقطه عطفی دانست که تعادل میان امنیت و آزادی را در آمریکا و بسیاری از کشورهای دیگر به‌طور بنیادین تغییر داد.

پیامدهای نظامی و امنیتی ۱۱ سپتامبر در سطح جهانی

پیامدهای نظامی و امنیتی حادثه ۱۱ سپتامبر، فراتر از مرزهای آمریکا و افغانستان، کل نظام بین‌الملل را تحت تأثیر قرار داد. حمله آمریکا به افغانستان در اکتبر ۲۰۰۱، با هدف سرنگونی طالبان و نابودی پایگاه‌های القاعده، آغازگر طولانی‌ترین جنگ در تاریخ آمریکا شد که بیست سال به طول انجامید. این جنگ، نه‌تنها به کشته شدن هزاران غیرنظامی افغان و سربازان آمریکایی منجر شد، بلکه به بی‌ثباتی گسترده در افغانستان و بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ انجامید. همچنین، حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، که با بهانه وجود سلاح‌های کشتار جمعی انجام شد، به سرنگونی صدام حسین و آغاز یک جنگ داخلی طولانی‌مدت در این کشور منجر شد که زمینه‌ساز ظهور گروه تروریستی داعش شد. در سطح جهانی، ۱۱ سپتامبر به افزایش همکاری‌های امنیتی و اطلاعاتی میان کشورها منجر شد. بسیاری از کشورها، قوانین مبارزه با تروریسم خود را تشدید کردند و همکاری‌های بین‌المللی در زمینه تبادل اطلاعات، تعقیب تروریست‌ها و مسدودسازی منابع مالی آنها را گسترش دادند. سازمان ملل متحد نیز قطعنامه‌های متعددی برای مبارزه با تروریسم تصویب کرد و از کشورها خواست تا اقدامات لازم را برای جلوگیری از فعالیت‌های تروریستی انجام دهند. با این حال، این همکاری‌ها، در بسیاری از موارد، با نقض حقوق بشر و حاکمیت ملی کشورها همراه بود و انتقادات گسترده‌ای را برانگیخت.

یکی از مهم‌ترین پیامدهای امنیتی ۱۱ سپتامبر، افزایش اسلام‌هراسی و تبعیض علیه مسلمانان در سراسر جهان بود. پس از این حادثه، مسلمانان در آمریکا و اروپا با موجی از تبعیض، آزار و اذیت و حتی حملات فیزیکی روبرو شدند. بسیاری از آنها، به‌دلیل ظاهر یا نام خود، مورد بازرسی‌های امنیتی شدیدتر قرار می‌گرفتند یا از برخی حقوق شهروندی محروم می‌شدند. این وضعیت، به افزایش احساس بیگانگی و نارضایتی در میان جوامع مسلمان منجر شد و به تقویت گروه‌های افراطی کمک کرد. در مجموع، ۱۱ سپتامبر، نه‌تنها امنیت جهانی را تغییر داد، بلکه به تعمیق شکاف‌های فرهنگی و مذهبی در سطح جهان نیز دامن زد.

تأثیر ۱۱ سپتامبر بر اقتصاد جهانی و بازارهای مالی

حادثه ۱۱ سپتامبر، تأثیرات عمیق و گسترده‌ای بر اقتصاد جهانی و بازارهای مالی داشت. در روزهای پس از این حادثه، بازارهای سهام در سراسر جهان با سقوط شدید روبرو شدند و سرمایه‌گذاران، به‌دلیل عدم اطمینان از آینده، اقدام به فروش دارایی‌های خود کردند. بورس نیویورک، که به‌دلیل نزدیکی به محل حادثه، چند روز تعطیل شد، پس از بازگشایی، با کاهش شدید شاخص‌ها مواجه شد. این سقوط، به سایر بازارهای جهانی نیز سرایت کرد و به کاهش ارزش سهام شرکت‌های بزرگ و افزایش نوسانات بازار منجر شد. بانک‌های مرکزی جهان، برای جلوگیری از بحران مالی، نرخ بهره را کاهش دادند و نقدینگی بیشتری به بازار تزریق کردند.

صنعت هواپیمایی، یکی از بخش‌هایی بود که بیشترین آسیب را از ۱۱ سپتامبر دید. با کاهش تقاضای سفر، بسیاری از شرکت‌های هواپیمایی مجبور به کاهش پروازها، تعدیل نیرو و حتی اعلام ورشکستگی شدند. همچنین، هزینه‌های امنیتی در فرودگاه‌ها به‌شدت افزایش یافت که این هزینه‌ها، در نهایت به قیمت بلیت‌ها اضافه شد و سفرهای هوایی را گران‌تر کرد. صنعت بیمه نیز با چالش‌های جدی روبرو شد، چرا که بسیاری از شرکت‌های بیمه، مجبور به پرداخت خسارت‌های سنگین به قربانیان حادثه و صاحبان ساختمان‌های تخریب‌شده شدند. این خسارت‌ها، به افزایش حق بیمه‌ها و کاهش پوشش بیمه‌ای در برخی حوزه‌ها منجر شد.

در سطح کلان، جنگ‌های پس از ۱۱ سپتامبر، هزینه‌های اقتصادی سنگینی را بر آمریکا و متحدانش تحمیل کرد. بر اساس برآوردها، هزینه جنگ‌های افغانستان و عراق، برای آمریکا بیش از چند تریلیون دلار بوده است. این هزینه‌ها، به افزایش بدهی‌های عمومی و کاهش بودجه بخش‌های غیرنظامی منجر شد و بر رشد اقتصادی آمریکا تأثیر منفی گذاشت. همچنین، افزایش قیمت نفت، به‌دلیل بی‌ثباتی در خاورمیانه، به افزایش هزینه‌های تولید و حمل‌ونقل در سطح جهانی منجر شد که خود، به کاهش رشد اقتصادی و افزایش تورم در بسیاری از کشورها دامن زد. در مجموع، ۱۱ سپتامبر را می‌توان نقطه شروعی برای یک دوره طولانی از بی‌ثباتی اقتصادی و افزایش هزینه‌های امنیتی در سطح جهان دانست.

تأثیر ۱۱ سپتامبر بر حقوق بشر و آزادی‌های مدنی

پس از ۱۱ سپتامبر، مبارزه با تروریسم به بهانه‌ای برای نقض گسترده حقوق بشر و آزادی‌های مدنی در بسیاری از کشورها تبدیل شد. در آمریکا، قانون میهن‌پرستی به نهادهای امنیتی اجازه می‌داد تا بدون حکم قضایی، ارتباطات شهروندان را شنود کنند و سوابق مالی و اینترنتی آنها را بررسی نمایند. همچنین، بازداشتگاه گوانتانامو در کوبا، برای نگهداری از مظنونان به تروریسم بدون محاکمه و بدون رعایت اصول دادرسی عادلانه ایجاد شد. در این بازداشتگاه، زندانیان تحت شکنجه و آزار و اذیت قرار می‌گرفتند؛ اقداماتی که نقض آشکار کنوانسیون‌های ژنو و حقوق بین‌الملل بشردوستانه محسوب می‌شد. این اقدامات، انتقادات گسترده‌ای را از سوی نهادهای حقوق بشری و جامعه بین‌المللی به دنبال داشت، اما دولت آمریکا آنها را برای حفظ امنیت ملی ضروری می‌دانست. در سطح جهانی، بسیاری از کشورها از فضای پس از ۱۱ سپتامبر برای سرکوب مخالفان سیاسی و محدود کردن آزادی‌های مدنی استفاده کردند. در برخی کشورهای خاورمیانه، دولت‌ها با استناد به مبارزه با تروریسم، مخالفان خود را بازداشت و شکنجه کردند و فعالیت‌های مدنی و رسانه‌ای را محدود نمودند. همچنین، در اروپا، قوانین مبارزه با تروریسم تشدید شد و اختیارات پلیس برای بازرسی و بازداشت گسترش یافت. این اقدامات، اگرچه در کوتاه‌مدت به افزایش امنیت منجر شد، اما در بلندمدت، به کاهش اعتماد عمومی به دولت‌ها و افزایش احساس بیگانگی در میان اقلیت‌ها دامن زد.

یکی از مهم‌ترین پیامدهای حقوق بشری ۱۱ سپتامبر، افزایش اسلام‌هراسی و تبعیض علیه مسلمانان بود. پس از این حادثه، مسلمانان در آمریکا و اروپا با موجی از تبعیض، آزار و اذیت و حتی حملات فیزیکی روبرو شدند. بسیاری از آنها، به‌دلیل ظاهر یا نام خود، مورد بازرسی‌های امنیتی شدیدتر قرار می‌گرفتند یا از برخی حقوق شهروندی محروم می‌شدند. این وضعیت، به افزایش احساس بیگانگی و نارضایتی در میان جوامع مسلمان منجر شد و در نهایت به تقویت گروه‌های افراطی کمک کرد! در مجموع، ۱۱ سپتامبر، نه‌تنها امنیت جهانی را تغییر داد، بلکه به تعمیق شکاف‌های فرهنگی و مذهبی و نقض گسترده حقوق بشر در سطح جهان نیز دامن زد.

چشم‌انداز آینده و درس‌های ۱۱ سپتامبر برای جهان امروز

با گذشت بیش از دو دهه از حادثه ۱۱ سپتامبر، همچنان شاهد پیامدهای آن در سیاست‌های جهانی، منطقه‌ای و امنیتی هستیم. جنگ‌های افغانستان و عراق، به بی‌ثباتی گسترده در خاورمیانه منجر شد و زمینه‌ساز ظهور گروه‌های تروریستی جدید مانند داعش شد. این گروه‌ها، با استفاده از فضای بی‌ثباتی و نارضایتی عمومی، توانستند بخش‌های وسیعی از عراق و سوریه را تصرف کنند و جنایات هولناکی را مرتکب شوند. امروز، اگرچه داعش به‌عنوان یک «خلافت» سرزمینی از بین رفته است، اما متاسفانه ایدئولوژی افراطی آن همچنان در مناطق مختلف جهان طرفدار دارد و تهدیدی جدی برای امنیت بین‌المللی محسوب می‌شود. بنابراین، یکی از درس‌های ۱۱ سپتامبر این است که مبارزه با تروریسم، بدون توجه به ریشه‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آن، نمی‌تواند به نتایج پایدار منجر شود.

درس دیگر ۱۱ سپتامبر، اهمیت تعادل میان امنیت و آزادی است. تجربه دو دهه گذشته نشان داده است که سرکوب آزادی‌های مدنی و نقض حقوق بشر، به بهانه مبارزه با تروریسم، نه‌تنها به کاهش امنیت منجر می‌شود، بلکه به افزایش نارضایتی و تقویت گروه‌های افراطی کمک می‌کند. بنابراین، دولت‌ها باید در مبارزه با تروریسم، به اصول حقوق بشر و آزادی‌های مدنی پایبند باشند و از اقدامات خودسرانه و بدون نظارت قضایی پرهیز کنند. همچنین، همکاری‌های بین‌المللی در زمینه مبارزه با تروریسم، باید بر اساس احترام به حاکمیت ملی و حقوق بشر باشد، نه بر پایه زور و اجبار. در نهایت، ۱۱ سپتامبر یادآور این حقیقت است که جهان امروز، بیش از هر زمان دیگری به همکاری و گفت‌وگو نیاز دارد. تروریسم، پدیده‌ای جهانی است که هیچ کشوری به‌تنهایی نمی‌تواند با آن مقابله کند. بنابراین، جامعه بین‌المللی باید با تقویت همکاری‌های چندجانبه، پیدا کردن ریشه‌های تروریسم، از جمله فقر، بی‌عدالتی، تبعیض و بی‌ثباتی سیاسی، به دنبال راه‌حل‌های پایدار باشد. همچنین، گفت‌وگوی تمدن‌ها و تقویت تفاهم میان فرهنگ‌ها و ادیان مختلف، می‌تواند به کاهش تنش‌ها و جلوگیری از افراط‌گرایی کمک کند. در نهایت، هدف مشترک همه ما باید ساختن جهانی باشد که در آن، امنیت، عدالت و کرامت انسانی برای همه مردم، بدون توجه به دین، نژاد و ملیت آن ها، تضمین شود.



* به قلم: پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر
https://www.asianewsiran.com/u/jB9
اخبار مرتبط
درخواست محاکمه حسن روحانی، رئیس‌جمهور سابق ایران، با استناد به سوءمدیریت اقتصادی و تصمیم‌گیری‌های نادرست سیاسی، بار دیگر بر سر زبان‌ها افتاده است. برخی از اصولگرایان با انتشار فراخوان‌هایی در فضای مجازی، از مردم خواسته‌اند تا با اعلام نظر خود، از محاکمه روحانی حمایت کنند. این درخواست‌ها در حالی مطرح می‌شود که بیش از پنج سال از پایان دولت روحانی می‌گذرد و کشور با چالش‌های متعددی دست و پنجه نرم می‌کند. منتقدان این حرکت، آن را یک تاکتیک سیاسی برای انحراف افکار عمومی از مشکلات معیشتی و تورمی کنونی و پوشاندن ناکارآمدی‌های دولت فعلی می‌دانند. در مقابل، نمایندگان مجلس مانند جواد نیک‌بین و حمید رسایی، با استناد به سریال گاندو و شکایت‌های مردمی، خواستار محاکمه سریع روحانی شده‌اند.
امروز، اول سپتامبر، هشتاد و هفتمین سالگرد آغاز جنگ‌جهانی دوم است؛ جنگی که با حمله‌ی آلمان نازی به لهستان در سال ۱۹۳۹ کلید خورد و به گسترده‌ترین و مرگبارترین درگیری نظامی تاریخ بشر تبدیل شد. این جنگ که ۵۰ کشور جهان را درگیر خود کرد، با به‌کارگیری وحشیانه‌ترین سلاح‌ها، اردوگاه‌های کار اجباری و بمباران‌های هوایی گسترده، دست‌کم ۷۰ میلیون قربانی گرفت که اکثریت آنها غیرنظامی بودند. جنگ جهانی دوم نه تنها نقشه‌ی سیاسی جهان را دگرگون کرد، بلکه به تولد عصر هسته‌ای و شکل‌گیری نظم جدید جهانی انجامید. پس از شش سال نبرد بی‌امان، این جنگ با خودکشی آدولف هیتلر در برلین و سپس بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی توسط ایالات متحده به پایان رسید؛
آیا وحدتِ شیعه و سنی به معنای نادیده گرفتنِ اختلافاتِ بنیادینِ تاریخی و کلامی است یا راهی فراتر از آن وجود دارد؟ در این گفت‌وگویِ صمیمانه، با تکیه بر حدیثِ مشهور «اِنّی بُعِثتُ لِاُتَمِّمَ مَکارِمَ الاَخلاقِ» و تحلیلِ تمثیلِ جذابِ «پزشکانِ معالج»، به این پرسشِ اساسی پاسخ داده می‌شود که ریشه‌ی اصلیِ اختلافات، نه در تاریخ و نه در کلام، که در «تعصباتِ کورکورانه» نهفته است. این مقاله، با ارائه‌ی یک مدلِ عملیِ مبتنی بر «یقینِ اشتراکی» و «هم‌زیستیِ اخلاقی»، نشان می‌دهد که چگونه می‌توان در عینِ پایبندیِ کامل به مذهبِ خویش، در مسیرِ هدفِ مشترکِ نبوت یعنی «تمیمِ مکارمِ اخلاق» گام برداشت و از پراکندگیِ امت اسلامی عبور کرد.
بنیاد بین‌المللی صلح ماندلا با صدور نامه‌ای رسمی و تند به هیبت الحلبوسی، رئیس مجلس عراق، به اقدام اخیر او در استفاده از نام جعلی «خلیج عربی» واکنش نشان داد و آن را «تحریف تاریخی» و «تهدید اقتصاد عراق» خواند. در این نامه که توسط دکتر پوریا زرشناس، دبیرکل بنیاد، در تاریخ ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ صادر شده، به الحلبوسی هشدار داده شده است که با این اقدام نسنجیده، نه تنها به روابط دو کشور آسیب زده، بلکه منافع اقتصادی عراق را نیز به خطر انداخته است. نویسنده با اشاره به اسناد تاریخی، از جمله گذرنامه شیخ زاید که در آن نام «خلیج فارس» درج شده، و همچنین پارادوکس رفتار الحلبوسی در مقایسه با صدام حسین، تأکید کرده که تغییر نام این آبراه ۳۰۰۰ ساله، غیرممکن و نابخردانه است.
بیست و هشتم مرداد ۱۳۳۲، روزی که دولتِ محمد مصدق سقوط کرد و شاه به ایران بازگشت، هنوز هم یکی از مناقشه‌برانگیزترین رویدادهای تاریخِ معاصرِ ایران است. اسنادِ طبقه‌بندی‌شدهٔ سیا که پس از شصت سال منتشر شد، به‌وضوح از یک عملیاتِ براندازیِ سازمان‌یافته با نام «آژاکس» سخن می‌گوید که با طراحیِ آمریکا و بریتانیا و همکاریِ عواملِ داخلی از جمله سرتیپ زاهدی، دولتِ مصدق را سرنگون کرد. با این حال، روایتِ رسمیِ دورانِ پهلوی، این واقعه را یک «قیامِ خودجوشِ مردمی» علیه دیکتاتوریِ مصدق معرفی می‌کند و بر نارضایتیِ عمومی از بحرانِ اقتصادی و اختلافاتِ مذهبیِ آن دوران تأکید دارد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید