آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
ساعاتی پس از انتشار تصویر جنجالی هیبت الحلبوسی، رئیس مجلس عراق، با عنوان «خلیج عربی»، بنیاد بینالمللی صلح ماندلا با صدور نامهای تاریخی و تند، به این اقدام واکنش نشان داد. نامهای که نه تنها یک اعتراض دیپلماتیک، بلکه یک اخطار جامع سیاسی، اقتصادی و اخلاقی است. بنیاد ماندلا که گسترش صلح و مبارزه با و تحریف حقیقت را در سراسر جهان دنبال میکند، در این نامه تأکید کرده که نام «خلیج فارس» یک واقعیت تاریخی غیرقابل انکار است و هرگونه تلاش برای تغییر آن، تحریف عامدانه و بیپشتوانه است.
این نامه با اشاره به یک سند تاریخیِ جالب توجه، از گذرنامه شیخ زاید بن سلطان آل نهیان یاد کرده که در آن دو بار نام «خلیج فارس» درج شده است. این سند، که متعلق به بنیانگذار امارات است، به روشنی ثابت میکند که نام خلیج فارس، یک واقعیت تاریخی بوده است.
یکی از نکات تاملبرانگیز این نامه، اشاره به پارادوکسی تلخ است: حتی صدام حسین، در اوج جنگ ۸ ساله، هرگز جسارت تغییر نام خلیج فارس را نداشت. اما الحلبوسی، با یک عکس فتوشاپی، از او هم سبقت گرفته و به گفته نویسنده، «بیسوادی سیاسی خود را به رخ کشیده است». نویسنده نامه با اشاره به مدرک تحصیلی الحلبوسی در رشته مهندسی عمران، او را به چالش کشیده است که چرا به جای پرداختن به جادههای ویران و پر از چاله عراق، به فکر تغییر نام یک خلیج ۳۰۰۰ ساله افتاده است. جادههایی که مسافران برای عبور از یک مسیر ۱۰۰ کیلومتری، مجبورند ۴ ساعت زمان بگذارند.
نامه همچنین به تناقض رفتار الحلبوسی در حوزه حقوق بشر اشاره کرده است؛ او که خبرنگاران را تهدید میکند و آزادی بیان را نقض میکند، در کمیسیون حقوق بشر مجلس عراق نیز عضویت دارد. این تناقض، به گفته نویسنده، «استهزای تمام مفاهیم انسانی» است. در بخش اقتصادی نامه، به الحلبوسی هشدار داده شده که این اقدام، میتواند هزینههای سنگینی برای اقتصاد عراق داشته باشد. از جمله افزایش هزینههای تأمین انرژی، کاهش نرخ دینار و تهدید پروژههای کلان ترانزیتی که به همکاری با ایران وابسته هستند.
ابعاد حقوقی و تاریخی نام خلیج فارس و نقش اسناد بینالمللی
بنیاد صلح ماندلا در این نامه با استناد به اسناد تاریخی و بینالمللی، از جمله گذرنامه شیخ زاید، نام «خلیج فارس» را یک واقعیت غیرقابل انکار خوانده است. سازمان ملل متحد و تمامی مراجع معتبر بینالمللی نیز در مکاتبات رسمی خود از این نام استفاده میکنند. هرگونه تلاش برای تغییر این نام، نه تنها یک تحریف تاریخی، بلکه نقض قوانین بینالمللی محسوب میشود.
تناقضهای اخلاقی و سیاسی الحلبوسی در مقایسه با صدام حسین
نامه با اشاره به اینکه حتی صدام حسین نیز در اوج جنگ، جسارت تغییر نام خلیج فارس را نداشت، بر تناقض رفتار الحلبوسی تأکید کرده است. این مقایسه، نشان میدهد که اقدام الحلبوسی نه تنها غیرمحترمانه، بلکه از دیدگاه تاریخی، احمقانهتر از اقدامات یک دیکتاتور جنایتکار است.
چالش مهندسی عمران و جادههای ویران عراق
نویسنده با اشاره به مدرک مهندسی عمران الحلبوسی، او را به چالش کشیده است که چرا به جای پرداختن به مشکلات زیرساختی عراق، از جمله جادههای ویران و پر از چاله، به فکر تغییر نام خلیج فارس افتاده است. این چالش، یک حمله مستقیم به کارنامه عملکردی او به عنوان یک مدیر دولتی است.
تناقض عضویت در کمیسیون حقوق بشر و تهدید خبرنگاران
نامه با اشاره به عضویت الحلبوسی در کمیسیون حقوق بشر مجلس عراق، در حالی که خبرنگاران را تهدید میکند و آزادی بیان را نقض میکند، او را به شدت مورد انتقاد قرار داده است. این تناقض، به گفته نویسنده، نشان از بیاعتباری حلبوسی در این جایگاه دارد.
هشدار اقتصادی و پیامدهای ملموس برای مردم عراق
بنیاد ماندلا در این نامه، با لحنی هشداردهنده، به الحلبوسی گوشزد کرده است که این اقدام نسنجیده، پیامدهای اقتصادی سنگینی برای عراق به همراه خواهد داشت. از جمله کاهش نرخ دینار، افزایش هزینه تأمین انرژی و تهدید پروژههای کلان اقتصادی که به همکاری با ایران وابسته هستند. این هشدارها، نشان از نگرانی جدی از پیامدهای این اقدام برای مردم عراق دارد. متن فارسی نامه بدین شرح است:
دفتر مرکزی بنیاد بین المللی ماندلا؛ برای صلح جهانی | ژنو، سوئیس
تاریخ: 29 مردادماه ۱۴۰۵ / 20 آگوست ۲۰۲۶
«بِسْمِ اللهِ الْقَهَّارِ الْعَزِیزِ»
«ایران و عراق، لا یمکن الفراق»
به: جناب آقای هیبت الحلبوسی
رئیس محترمِ مجلس نمایندگانِ عراق | بغداد، عراق
عنوان: اخطارِ جامعِ سیاسی، اقتصادی، اخلاقی و حرفهای به یک سیاستمدارِجوان و بی خرد
سلامی بر شما، البته اگر بتوانید معنایِ واقعیِ «سلام» را درک کنید؛ سلامِ میانِ انسانهایِ آزاده، نه میانِ کسانی که شأنِ یک مجلسِ ملی را به یک اکانتِ توئیتریِ حقیری تقلیل دادهاند. اینجانب به عنوانِ دبیرکل بنیاد صلح ماندلا –نهادی که میراثِ مبارزه با استعمار، تبعیض و تحریفِ حقیقت را در سراسر جهان پیگیری میکند– وظیفهی اخلاقی و انسانی خود میدانم که در خصوصِ اقدامِ اخیرِ شما در شبکههای اجتماعی، یعنی انتشارِ عکس با نقشهی جعلی و نامِ جعلشدهی «خلیج عربی»، اعتراضی رسمی، صریح و مستدل را به حضورِ جنابعالی تقدیم کنم. این نامه، نه از سرِ تعصبِ منطقهای یا احساساتِ زودگذر، بلکه بر مبنای اسنادِ تاریخیِ غیرقابل انکار، قوانینِ بینالمللیِ جغرافیایی و منافعِ حیاتیِ ملتِ خودتان نگاشته شده است. لطفاً پیش از خواندنِ این سطور، یک لحظه به این فکر کنید که چطور در طی هشت سال، از «جوانترین رئیس مجلس تاریخ عراق» به «سستترین و مضحکترین چهرهی سیاسیِ خاورمیانه» تبدیل شدید.
حقیقتی که حتی گذرنامهی شیخ زاید بر آن گواهی میدهد:
اجازه دهید بحث را با یک سندِ تاریخیِ غیرقابل خدشه آغاز کنم. در گذرنامهی رسمیِ شیخ زاید بن سلطان آل نهیان – بنیانگذارِ کشورِ امارات متحدهی عربی – که در موزهها و آرشیوهای رسمی موجود است، دو بار نامِ «خلیج فارس» (Persian Gulf) به زبانِ انگلیسی و عربی درج شده است. این سند که متعلق به بنیانگذارِ یکی از کشورهای جنوبیِ همین خلیج است، به روشنی ثابت میکند که نامِ سههزارسالهی «خلیج فارس»، یک واقعیتِ تاریخیِ غیرقابلِ انکار بوده و هرگونه ادعای «خلیج عربی»، نه یک نظریهی علمی، که یک تحریفِ عامدانه، کممایه و بیپشتوانه است که نه در نقشههای سازمان ملل جایی دارد و نه در اسنادِ پیش از قرن بیستم.
پارادوکسی تلختر از جنگِ هشتسالهی حزب بعث و صدام تکریتی
با نهایتِ شگفتی، به یاد میآوریم که حتی دیکتاتورِ متجاوزِ هموطنِ شما، صدام حسین، در اوجِ جنگیِ ۸ ساله و با تمامِ پشتیبانیِ مالی و نظامیِ جهانِ عرب و غربی ها، هرگز جسارتِ تغییرِ نامِ «خلیج فارس» را در نقشههای رسمیِ دولتِ خود به خود نداد. او میدانست که این نام، در تمامیِ معاهداتِ بینالمللی، اسنادِ دریانوردی و منشورِ سازمانِ ملل ثبت شده است و تغییرِ آن، نه یک اقدامِ میهنی، که یک «جنایتِ تاریخیِ ابلهانه» محسوب میشود.
اما شما، که نه دیکتاتور هستید و نه یک استراتژیست، با یک عکسِ فتوشاپی مضحک، از آن جنایتکارِ تاریخی هم سبقت گرفتید و ثابت کردید که «بیسوادیِ سیاسیِ» شما، از «خونخواریِ صدام» هم زشتتر و خندهدارتر است. پرسشِ روشنِ من به شما این است: آیا میخواهید در حافظهی تاریخ، پستتر از صدام حسین به خاطر سپرده شوید؟ آیا از این تحقیرِ تاریخی، بالاتر هم هست؟
مهندسِ عمرانی که جادههای کشورش، حکایتِ آخرالزمان است!
می دانم که جنابعالی مدرکِ مهندسیِ عمران با گرایشِ جادهها و بزرگراهها از دانشگاهِ بغداد دارید. چه مدرکِ پربهایی! اما اجازه دهید یک سوالِ ساده از شما بپرسم: آیا تا به حال از یک جادهیِ اصلیِ عراق، بدون اینکه خودرویتان در چالهها گیر کند، عبور کردهاید؟ عراق امروز، با جادههایی مواجه است که نه فقط برایِ تردد، که برایِ فیلمبرداریِ صحنههایِ آخرالزمانی هم مناسباند! جادههایِ موصل، بصره و حتی کمربندیِ بغداد، چنان تخریب شدهاند که مسافران برایِ عبور از یک مسیرِ ۱۰۰ کیلومتری، مجبورند ۴ ساعت زمان بگذارند. اما جنابِ مهندسِ عمران! شما به جایِ طراحیِ یک بزرگراه، مشغولِ طراحیِ یک نقشهیِ جعلی در توییتر هستید!
آیا این تحقیرِ بزرگی نیست که کشورتان با فرسودهترین و مخروبهترین جادههایِ جهان، رکورددار باشد، در حالی که رئیسِ مجلسِ آن، مدرکِ مهندسیِ راه و ساختمان دارد؟ شما که حتی نتوانستهاید یک آسفالتِ ساده را برایِ مردمِ خودتان درست کنید، حالا میخواهید برایِ یک خلیجِ ۳۰۰۰ ساله، نامگذاریِ مجدد کنید؟ به قولِ جوانان شهر نجف: «مهندسی که جادههایِ کشورش ویرانه است، بهتر است به جایِ نقشهیِ جعلی، به فکرِ گودبرداریِ جادههایِ فرسوده باشد.» متأسفانه شما نه تنها به فکرِ جادهها نیستید، بلکه با این حرکاتِ کودکانه، دارید جادهیِ اعتبارِ خودتان را هم یکسره خراب میکنید.
ناقضِ حقوق بشر، عضوِ کمیسیونِ حقوق بشر!
بخشِ دومِ کمدیِ سیاهِ سیاسیِ شما جذاب تر است! پس از عضویت در مجلس، به کمیسیونِ حقوقِ بشر نیز راه یافتید. این یعنی چه؟ یعنی کسی که خبرنگاران را تهدید میکند، آزادیِ بیان را نقض میکند و فعالانِ مدنی را به بادِ توهین میگیرد، حالا قرار است از حقوقِ بشر دفاع کند؟! مرکزِ حقوقِ بشرِ خودِ عراق، چند ماه پیش عملکردِ شما را «نقضِ آشکارِ قانونِ اساسی» و «تهدیدِ مستقیمِ آزادیِ بیان» خواند. اما شما در کمالِ بیپروایی، همچنان بر صندلیِ کمیسیونِ حقوقِ بشر تکیه زدهاید. بگذارید این تناقضِ مضحک را برایتان روشن کنم:
- شما خبرنگاران را تهدید میکنید، اما عضوِ کمیسیونِ دفاع از حقوقِ خبرنگاران هستید!
- شما فعالانِ مدنی را به دادگاه میکشید، اما قرار است از حقوقِ شهروندی دفاع کنید!
- شما با یک توییت، حیثیتِ تاریخیِ یک ملت را لگدمال میکنید، اما عضوِ کمیسیونِ حقوقِ بشر هستید!
این یعنی استهزایِ تمامِ مفاهیمِ انسانی. این یعنی «دلقکبازیِ سیاسی» در بالاترین سطح. شما با این تناقضِ مسخره، نه تنها اعتبارِ خودتان، که اعتبارِ مجلسِ عراق را هم زیرِ سوال بردهاید. کدامین عاقل باوری دارد که یک ناقضِ حقوقِ بشر، بتواند از حقوقِ بشر دفاع کند؟ مگر نه اینکه خودتان اولین کسی هستید که باید در دادگاههایِ بینالمللی پاسخگویِ نقضِ آزادیِ بیان باشید؟ اگر ذره ای شرم داشتید، استعفا میدادید و از این کمیسیونِ مقدس بیرون میآمدید. اما شما ترجیح دادهاید که با این تناقضِ مضحک، به یکی از سوژههایِ دائمیِ طنزِ سیاسیِ جوانان عراقی تبدیل شوید.
هشدارِ اقتصادیِ قاطع (بخشِ ویژه برایِ یک بیخردِی متناقض)
جنابِ مهندسِ ناکام جادهسازِ و عضوِ تهدیدگر کمیسیونِ حقوقِ بشرِ!
اجازه دهید با صراحتِ تمام، واقعیتهایِ تلخِ اقتصادیِ ناشی از این اقدامِ کودکانه را به جنابعالی گوشزد کنم. این حرکتِ نسنجیده، فقط یک بازیِ مجازی نیست؛ بلکه یک خودکشیِ اقتصادیِ تدریجی برایِ کشوری است که امروز، بیش از هر زمانِ دیگری به ثباتِ منطقه وابسته است: صادراتِ نفتِ عراق، ستونِ فقراتِ اقتصادِ شما، ناگزیر از عبور از تنگهی هرمز است. با این اقدامِ تحریکآمیز، عملاً به بازیگرانِ کلیدیِ این تنگه (جمهوریِ اسلامیِ ایران) پیامِ خصومت دادهاید. آیا میدانید که هرگونهِ اخلال در این مسیر، به معنایِ کاهشِ درآمدِ نفتیِ عراق و افزایشِ بیکاریِ جوانانِ شماست؟
وارداتِ برق و گازِ عراق، که بیش از ۴۰ درصد از نیازِ شبکهایِ این کشور را تأمین میکند، کاملاً به خطوطِ لولهی عبوری از خاکِ ایران وابسته است. آیا میدانید که این شعارهایِ فتوشاپی توئیتری، امنیتِ سرمایهگذاریِ انرژی در عراق را تهدید کرده و هزینهیِ تأمینِ انرژی برایِ صنایعِ شما را به شدت افزایش خواهد داد؟ اگر فردا جمهوری اسلامی، صادراتِ گاز را کاهش دهد، چه کسی پاسخگویِ خاموشیِ ۱۲ ساعتهی شهرهایِ عراق خواهد بود؟
تو که جادهها را درست نکردی، حالا میخواهی برق را هم قطع کنی؟
نرخِ ارزِ عراق (دینار در برابرِ دلار) در روزهایِ اخیر، به دلیلِ همین تنشهایِ لفظی، با نوسانِ منفی روبرو شده است. بازارهایِ مالی، رفتارهایِ تحریکآمیز را به خوبی تشخیص میدهند و با خروجِ سرمایه، به سیاستمدارانِ بیخرد پاسخ میدهند. نرخِ دینار در برابرِ دلار به دلیلِ همین تنشهایِ لفظی، ۲ درصد سقوط کرد. این یعنی سفرهیِ نانِ هزاران خانوادهی عراقی کوچکتر شد. تو که حقوقِ انسانیِ آن ها را پایمال کردی، حالا داری اقتصادشان را هم نابود میکنی! همکاریهایِ عمرانی و ترانزیتی، همچون احداثِ کریدورِ شمال-جنوب که عراق را به قطبِ ترانزیتِ منطقه تبدیل میکند، در گروِ اعتمادِ متقابلِ سیاسی است. شما با این اقدام، عملاً کلیدِ پروژههایِ کلانِ توسعه را از دست میدهید.
قاطعانه و صد البته دوستانه به شما میگویم: این اقدامِ نسنجیده، میلیاردها دلار هزینهیِ فرصت را بر دوشِ ملتی خواهد گذاشت که زیرِ بارِ فقر، بیکاری و ناامنیِ داخلی، روزگارِ سختی را میگذراند. شما با یک توییت، آرامشِ اقتصادیِ یک کشور را به گروگانِ لایکهایِ مجازی گرفتهاید – و این، بزرگترین خیانتِ سیاسی به ملتِ عراق است.
پیامِ نهاییِ بنیاد صلح ماندلا به شما
اینجانب به عنوانِ صدایِ یک نهادِ بینالمللی، با صریحترین و تندترینِ الفاظ، به جنابعالی هشدار میدهم:
تاریخ را نمیتوان با فوتوشاپ عوض کرد. خلیج فارس، سههزار سال است که خلیج فارس بوده و تا زمانی که آب در آن جاری است، خلیج فارس خواهد ماند. هر تلاشِ شما برایِ تحریفِ این نام، تلاشی برایِ فراموشیِ هویتِ خودِ عراقِ بزرگ است. از شما انتظارِ عذرخواهیِ رسمی و حذفِ فوریِ آن تصویرِ جعلی را داریم. یک سیاستمدارِ واقعی، به جایِ دامنزدن به تنش، مشکلاتِ زیرساختیِ کشورش را حل میکند. جنابعالی اگر به جایِ این توییتها، به فکرِ جذبِ سرمایه، مهارِ تورم و پایانِ فسادِ اقتصادی در عراق بودید، امروز ملتِ شما نه نیازمندِ برقِ ایران بود و نه ناچار از عبورِ نفتش از آبهایِ ایرانی!
خواستههایِ اجرایی و نهایی
- ثبتِ اعتراضِ ما در دبیرخانهی مجلس جمهوری عربی عراق به عنوانِ یک سندِ رسمیِ تاریخی.
- دریافتِ پاسخِ کتبیِ شما تا ظرفِ ۴۸ ساعت آینده، مبنی بر اصلاحِ موضع و عذرخواهی از ملتِ ایران و ملتِ فهیمِ عراق که به این بازیهایِ احساساتیِ بیاساس، پشت کردهاند.
جمعبندیِ برایِ یک رئیسِ مجلسِ بیسوادِ جادهسازِ ناکام و ناقضِ حقوقِ بشر
اگر یک ذره غیرتِ ملی داشتی، امروز به جایِ جعلِ نقشه و تهدیدِ خبرنگاران، در مجلس طرحی برایِ بازسازیِ جادهها، مبارزه با فساد و پایانِ دادن به فقرِ کودکانِ عراقی ارائه میدادی. اما تو ترجیح دادی یک «بازیگرِ توئیتری» باشی تا یک «دولتمردِ واقعی». مردمِ عراق به تو میخندند، آقایِ مهندس! آنها میدانند که تو حتی نتوانستهای یک کیلومتر جاده را آسفالت کنی، چه برسد به اینکه بخواهی برایِ یک خلیجِ ۳۰۰۰ ساله، نامگذاریِ مجدد کنی. آنها میدانند که تو با تهدیدِ خبرنگاران، حقوقِ بشر را پایمال کردهای و حالا با نشستن بر مسندِ کمیسیونِ حقوقِ بشر، داری به تمامِ مفاهیمِ انسانی توهین میکنی.
ما از تو هیچ انتظاری نداریم، جز اینکه هر چه زودتر این تصویرِ جعلی را پاک کنی و در یک بیانیهی رسمی، از ملتِ عراق و همسایگانش عذرخواهی کنی. در غیرِ این صورت، نامِ تو در تاریخ به عنوانِ «احمقترین رئیسِ مجلسِ تاریخِ خاورمیانه» ثبت خواهد شد؛ رکوردی که حتی صدام هم جرأتِ شکستنِ آن را نداشت. از خدا میخواهیم که به تو عقلِ سیاسیِ حداقلی عطا کند، تا به جایِ مارمولکبازیِ سیاسی، به فکرِ درمانِ دردهایِ واقعیِ مردمِ خودت باشی.
صلح، تنها با احترام به حقایقِ مشترک به دست میآید؛
و اولینِ این حقایق، پذیرشِ نامِ حقیقیِ خلیجِ همیشهفارس است.
با تحقیرِ تمام برایِ عملکردِ ننگینِ یک مهندسِ ناکام و یک ناقضِ حقوقِ بشر
دبیرکل بنیاد صلح ماندلا
دکتر پوریا زرشناس
متن عربی این نامه بدین شرح است:
المقر الرئیسی لمؤسسة ماندلا الدولیة للسلام العالمی | جنیف، سویسرا
التاریخ: 20 أغسطس ۲۰۲۶
«بِسْمِ اللهِ الْقَهَّارِ الْعَزِیزِ»
«ایران و عراق، لا یمکن الفراق»
إلى: جناب السید هیبت الحلبوسی
رئیس مجلس النواب العراقی المُحترم | بغداد، العراق
الموضوع: إنذار جامع سیاسی، اقتصادی، أخلاقی ومهنی لسیاسی شابٍ أحمق
سلامٌ علیکُم، إن کنتُم تستطیعون إدراکَ المعنى الحقیقیَّ للسَّلام؛ سلامِ الأحرار، لا سلامِ من حوَّلَ هیبةَ مجلسٍ وطنیٍّ إلى حسابٍ تویتریٍّ حقیرٍ. أنا بصفتی الأمینَ العامَّ لمؤسسة ماندلا الدولیة – تلک المؤسسة التی تواصلُ مسیرةَ النضالِ ضدَّ الاستعمارِ والتمییزِ وتشویهِ الحقیقةِ فی جمیعِ أنحاءِ العالم – أرى أنَّ من واجبی الأخلاقی والإنسانی أن أتقدَّمَ إلى جنابِکم باعتراضٍ رسمیٍّ وصریحٍ ومُستندٍ، وذلک بشأنِ ما قمتم به مؤخَّراً عبرَ منصَّاتِ التواصلِ الاجتماعی، من نشرِ صورةٍ تحملُ خریطةً مُزوَّرةً واسمًا مُفترًى هو «الخلیج العربی».
هذه الرسالةُ لیست مبعثَها التعصُّبُ الإقلیمی أو عواطفُ عابرة، بل تستندُ إلى وثائقَ تاریخیةٍ لا تُدحض، وقوانینَ دولیةٍ جغرافیةٍ، ومصالحَ حیاتیةٍ لشعبِکم أنفسِهم. أرجو منکم، قبل أن تشرعوا فی قراءةِ هذه السطور، أن تتوقَّفوا لحظةً لتتأمَّلوا کیف تحوَّلتم، فی طیِّ ثمانی سنواتٍ، من «أصغرِ رئیسِ مجلسٍ فی تاریخِ العراق» إلى «أبخسِ وأسخفِ وجوهِ السیاسةِ فی الشرق الأوسط».
أوَّلاً: حقیقةٌ تشهدُ لها حتی جوازاتُ سفرِ الشیخ زاید:
دعونی أبدأ بوثیقةٍ تاریخیةٍ لا غبارَ علیها. فی جوازِ السفرِ الرسمیِّ للشیخ زاید بنِ سلطانِ آلِ نهیان – مؤسِّسِ دولةِ الإماراتِ العربیةِ المتحدة – والمحفوظِ فی المتاحفِ والأرشیفِ الرسمیة، وردَ اسمُ «الخلیج الفارسی» (Persian Gulf) مرَّتین باللغتینِ الإنجلیزیةِ والعربیة. هذه الوثیقةُ التی تخصُّ مؤسِّسَ إحدى الدولِ الجنوبیةِ لهذا الخلیج، تثبتُ بما لا یترکُ مجالاً للشکِّ أنَّ اسمَ «الخلیج الفارسی» – الذی یعودُ إلى ثلاثةِ آلافِ عامٍ – هو حقیقةٌ تاریخیةٌ لا قِبلَ لأحدٍ بإنکارِها. وأیُّ ادعاءٍ بـ «الخلیج العربی» لیس نظریةً علمیة، بل هو تحریفٌ مقصودٌ، وضیعٌ، لا سندَ له، ولا وجودَ له فی خرائطِ الأممِ المتحدة، ولا فی وثائقِ ما قبلَ القرنِ العشرین.
ثانیاً: مفارقةٌ أشدُّ مرارةً من حربِ الثمانی سنوات التی شنَّها حزبُ البعث وصدام التکریتی:
بکاملِ الدهشةِ، نتذکَّرُ أنَّ حتى الدیکتاتورَ المعتدیَ الذی یُشارکُکم فی الجنسیةِ – صدام حسین – فی ذروةِ حربِه التی دامتْ 8 سنوات، وبکلِّ ما کان یحظى به من دعمٍ مالیٍّ وعسکریٍّ من العالمِ العربیِّ والغربیِّ، لم یجرؤْ قطُّ على تغییرِ اسمِ «الخلیج الفارسی» فی الخرائطِ الرسمیةِ لدولتِه. لأنه کان یدرکُ أنَّ هذا الاسمَ مُثبَّتٌ فی جمیعِ المعاهداتِ الدولیة، ووثائقِ الملاحةِ البحریة، ومیثاقِ الأممِ المتحدة؛ وأنَّ تغییرَه لیس عملاً وطنیاً، بل هو «جریمةٌ تاریخیةٌ حمقاء». أمَّا أنتم، فلستم دیکتاتوراً ولا استراتیجیاً، بل سبقتم ذلک المجرمَ التاریخیَّ بصورةٍ فوتوشوبیةٍ سخیفة، وأثبتم أنَّ «جهلکم السیاسیَّ» أشنعُ وأضحکُ من «تجبُّرِ صدام». سؤالی الواضحُ لکم: أتودُّونَ أنْ یُخلَّدَ اسمُکم فی التاریخِ بأخسَّ من صدام حسین؟ هل ثمَّةَ إهانةٌ تاریخیةٌ تفوقُ هذه؟
ثالثاً: مهندسُ مدنیٍّ، وجادَّاتُ بلدِه تحکی مشاهدَ القیامةِ!
علمتُ أنَّ لدَیکم شهادةَ الهندسةِ المدنیةِ، تخصُّصُ الطُّرُقِ والسَّیاراتِ، من جامعةِ بغداد. شهادةٌ ثمینةٌ حقاً! لکن دعونی أسألُکم سؤالاً بسیطاً: هل سبقَ لکم أنْ قطعتم طریقاً رئیسیاً فی العراق، دون أنْ تتعثَّرَ عجلاتُ سیارتِکم فی الحفرِ؟
العراقُ الیومَ یعانی من طرقاتٍ لا تصلحُ للمرورِ فحسب، بل تصلحُ لتصویرِ مشاهدِ القیامةِ ونهایةِ العالم! طرقاتُ الموصلِ والبصرةِ وحتى الطَّریقُ الدائریُّ حولَ بغداد، قد تهالکتْ إلى حدٍّ أنَّ المسافرَ یحتاجُ إلى 4 ساعاتٍ لیقطعَ مسافةَ 100 کیلومتر. ولکنَّ جنابَ المهندسِ المدنیِّ! بدلاً من أنْ یصمِّمَ طریقاً سریعاً، أنتم مشغولون بتصمیمِ خریطةٍ مُزوَّرةٍ على تویتر!
ألیس هذا ذلَّةً کبرى أنْ یکونَ بلدُکم صاحبَ الرَّقمِ القیاسیِّ فی أردإ طرقاتِ العالم، فی حینَ أنَّ رئیسَ مجلسِه یحملُ شهادةَ هندسةِ الطرقِ والأبنیةِ؟ أنتم لم تستطیعوا أنْ تُصلحوا أسفلتَةً بسیطةً لشعبِکم، ثمَّ تتصدَّوْنَ لإعادةِ تسمیةِ خلیجٍ عمرُه 3000 عامٍ؟ وکما یقولُ شبابُ النجف: «مهندسٌ طرقاتُ بلدِه خَرِبَة، أولى به أنْ یفکِّرَ بحفرِ الطرقِ المُتهالِکة بدلاً من رسمِ خرائطَ مُزوَّرة». للأسفِ، أنتم لستم مشغولین بالطرقاتِ فحسب، بل أنتم تُخرِّبون طریقَ ماءِ وجهکم بأیدیکم بهذه التصرفاتِ الطفولیة.
رابعاً: مُنتهِکُ حقوقِ الإنسان، وعضوُ لجنةِ حقوقِ الإنسانِ!
هذا هو القسمُ الثانی من الکومیدیا السیاسیةِ السوداءِ التی تمثِّلونها! بعدَ انضمامِکم إلى البرلمان، وجدتم طریقَکم إلى لجنةِ حقوقِ الإنسان. ما معنى ذلک؟ یعنی أنَّ من یُهدِّدُ الصحفیین، ویُنتهکُ حریةَ التعبیر، ویُسیءُ للناشطینَ المدنیین، قد أصبحَ الآنَ مدافعاً عن حقوقِ الإنسان؟! مرکزُ حقوقِ الإنسانِ فی العراقِ نفسِه، منذ أشهرٍ قلیلة، وصفَ أداءَکم بأنَّه «انتهاکٌ صریحٌ للدستور» و«تهدیدٌ مباشرٌ لحریةِ التعبیر». لکنَّکم، بکلِّ وقاحةٍ، ما زلتم متمسِّکین بمقعدِکم فی لجنةِ حقوقِ الإنسان.
دعونی أوضِّحُ لکم هذا التناقضَ المضحکَ:
- أنتم تُهدِّدون الصحفیین، ولکنَّکم عضوٌ فی لجنةِ الدفاعِ عن حقوقِ الصحفیین!
- أنتم تُقدِّمون الناشطینَ إلى المحاکم، ولکنَّکم المفترضُ أنْ تدافعوا عن حقوقِ المواطنة!
- أنتم بتغریدةٍ واحدةٍ، تدوسونَ کرامةَ أمةٍ تاریخیة، ولکنَّکم عضوٌ فی لجنةِ حقوقِ الإنسان!
هذا هو الاستهزاءُ بکلِّ المفاهیمِ الإنسانیة. هذه هی «المهرجاناتُ السیاسیةُ» فی أسمى مستویاتِها. أنتم بهذا التناقضِ السخیفِ، لم تَفقدوا ماءَ وجهکم فحسب، بل شوَّهتم سمعةَ البرلمانِ العراقیِّ بکامله. أیُّ عاقلٍ یصدِّقُ أنَّ مُنتهِکَ حقوقِ الإنسانِ یمکِنُه أنْ یدافعَ عنها؟ ألیسَ منَ المفترضِ أنْ تکونوا أنتم أوَّلَ منْ یُحاسَبُ فی المحاکمِ الدولیةِ على انتهاکاتِ حریةِ التعبیر؟ لو کان لدَیکم ذرَّةٌ من الخزیِ، لاستقلتمْ وخرجتمْ من هذه اللجنةِ المقدَّسة. لکنَّکم فضَّلتمْ أنْ تبقوا، بهذا التناقضِ المضحکِ، أحدَثَ طرائفِ السیاسةِ العراقیةِ بینَ شبابِ العراق.
خامساً: تحذیرٌ اقتصادیٌّ قاطع (قسمٌ خاصٌّ لکلِّ أحمقٍ متناقضٍ)
یا مهندسَ الطرقِ الفاشلَ، وعضوَ لجنةِ حقوقِ الإنسانِ المُهدِّدَ!
دعونی بوضوحٍ تامٍّ، أنبِّهُکم إلى الحقائقِ الاقتصادیةِ المُرَّةِ التی تُنجمُ عن هذا التصرُّفِ الطفولیِّ. هذه الحرکةُ غیرُ المدروسةِ لیست مجرَّدَ لعبةٍ افتراضیة، بل هی «انتحارٌ اقتصادیٌّ تدریجیٌّ» لبلدٍ أصبحَ الیومَ أکثرَ من أیِّ وقتٍ مضى بحاجةٍ إلى استقرارِ المنطقةِ:
- صادراتُ النفطِ العراقیِّ، عمودُ الفقارِ فی اقتصادِکم، تضطرُّ حتماً للعبورِ من مضیقِ هرمز. بهذا التصرُفِ الاستفزازیِّ، أنتم وجَّهتم رسالةَ عداءٍ إلى الجهاتِ الفاعلةِ الرئیسیةِ فی هذا المضیق (الجمهوریةِ الإسلامیةِ الإیرانیة). هل تعلمونَ أنَّ أیَّ إخلالٍ فی هذا المسارِ، یعنی انخفاضَ عائداتِ النفطِ العراقیِّ وزیادةَ البطالةِ بینَ شبابِکم؟
- وارداتُ العراقِ من الکهرباءِ والغاز، التی تغطِّی أکثرَ من 40% من احتیاجاتِ الشبکةِ الوطنیَّةِ، تعتمدُ بشکلٍ کاملٍ على خطوطِ الأنابیبِ العابرةِ من الأراضی الإیرانیة. هل تعلمونَ أنَّ هذه الشعاراتِ الفوتوشوبیةَ التویتریةَ، تُهدِّدُ أمنَ الاستثمارِ الطاقویِّ فی العراق، وسترفعُ تکالیفَ تأمینِ الطاقةِ لصناعاتِکم بشکلٍ هائل؟ لو أنَّ الجمهوریةَ الإسلامیةَ قلَّصتْ صادراتِ الغازِ غداً، فمنْ سیتحمَّلُ مسؤولیةَ انقطاعِ الکهرباءِ لمدَّةِ 12 ساعةً فی مدنِ العراقِ؟
أنتم لم تُصلحوا الطرقاتِ، فهل تریدونَ الیومَ أنْ تقطعوا الکهرباءَ أیضاً؟
سعرُ صرفِ العملةِ العراقیة (الدینارِ مقابلَ الدولار) فی الأیامِ الأخیرة، شهدَ تذبذباً سلبیاً بسببِ هذه التوتراتِ اللفظیة. الأسواقُ المالیةُ تدرکُ جیداً التصرفاتِ الاستفزازیةَ، وتردُّ علیها بخروجِ رؤوسِ الأموال. بسببِ هذه التوتراتِ اللفظیة، انخفضَ سعرُ الدینارِ مقابلَ الدولارِ بنسبةِ 2%. وهذا یعنی أنَّ مائدةَ آلافِ العائلاتِ العراقیةِ أصبحتْ أصغرَ. أنتم التی دُستمْ حقوقَهم الإنسانیةَ، ها أنتم الآنَ تدمرونَ اقتصادَهم أیضاً!
المشاریعُ العمرانیةُ والنقلیةُ، مثلُ إنشاءِ الممرِّ الشمالیِّ-الجنوبیِّ الذی سیحوِّلُ العراقَ إلى قطبٍ للنقلِ فی المنطقةِ، مرهونةٌ بالثقةِ السیاسیةِ المتبادلة. أنتم بهذا الإجراءِ، عملیاً، تفقدونَ مفتاحَ المشاریعِ التنمویةِ الکبرى. أقولُ لکم وبکلِّ قاطعٍ، وبکلِّ ودٍّ طبعاً: هذا التصرُّفُ غیرُ المدروسِ سیُحمِّلُ أمةً تعانی من الفقرِ والبطالةِ وانعدامِ الأمنِ الداخلیِّ، تکالیفَ فرصةٍ تبلغُ ملیاراتِ الدولارات. أنتم بِتغریدةٍ واحدةٍ، رَهنتمُ الاستقرارَ الاقتصادیَّ لبلدٍ بأکملهِ لصالحِ «إعجاباتٍ» افتراضیةٍ – وهذا هو أکبرُ خیانةٍ سیاسیةٍ للشعبِ العراقیِّ.
سادساً: رسالةُ مؤسسةِ ماندلا النهائیةُ إلیکم:
أنا بصفتی صوتَ مؤسسةٍ دولیةٍ، أحذِّرُکم بألفاظٍ صریحةٍ وقاسیةٍ:
التاریخُ لا یُغیَّرُ بالفوتوشوب. الخلیجُ الفارسیُّ، منذُ ثلاثةِ آلافِ عامٍ، کانَ وسیبقى الخلیجَ الفارسیَّ ما دامتِ المیاهُ تجری فیه. کلُّ محاولةٍ منکم لتشویهِ هذا الاسمِ هی محاولةٌ لطمسِ هویةِ العراقِ الکبیرِ نفسِه. نتوقَّعُ منکم اعتذاراً رسمیاً وإزالةً فوریةً لتلک الصورةِ المُزوَّرة. السیاسیُّ الحقیقیُّ، بدلاً من أنْ یُلهبَ التوتراتِ، یُصلحُ المشاکلَ البنیویةَ لبلدِه. لو کنتم، بدلاً من هذه التغریداتِ، تفکِّرونَ فی جذبِ الاستثماراتِ وکبحِ التضخُّمِ وإنهاءِ الفسادِ الاقتصادیِّ فی العراق، لَما کانتْ أمَّتُکم الیومَ بحاجةٍ إلى کهرباءِ إیران، ولا مضطرَّةً لعبورِ نفطِها عبرَ میاهِ إیران!
المطالبُ التنفیذیةُ والنهائیةُ
تسجیلُ احتجاجِنا فی أمانةِ مجلسِ النوابِ العراقیِّ کوثیقةٍ رسمیةٍ تاریخیةٍ.
تلقِّی ردِّکم الکتابیِّ خلال 48 ساعةً من الآن، بما یتضمَّنُ تعدیلَ الموقفِ والاعتذارَ للشعبِ الإیرانیِّ والشعبِ العراقیِّ الحکیمِ الذی أدارَ ظهرَه لهذه اللعبةِ العاطفیةِ الفارغة.
ثامناً: خلاصةٌ لرئیسِ مجلسٍ جاهلٍ، مهندسِ طرقٍ فاشلٍ، ومُنتهِکِ حقوقِ الإنسان:
یا الحلبوسی،
لو کانَ لدَیکَ ذرَّةٌ من الحمیةِ الوطنیة، لکنتَ الیومَ بدلاً من تزییفِ الخرائطِ وتهدیدِ الصحفیین، تقدَّمتَ فی البرلمانِ بمشروعٍ لإعادةِ بناءِ الطرقاتِ، ومکافحةِ الفسادِ، وإنهاءِ فقرِ أطفالِ العراق. لکنَّکَ فضَّلتَ أنْ تکونَ «ممثِّلاً تویتریاً» على أنْ تکونَ «رجلَ دولةٍ حقیقیاً». الشعبُ العراقیُّ یضحکُ علیک، أیُّها المهندسُ! إنهم یدرکونَ أنَّک لم تستطعْ أنْ ترصفَ کیلومتراً واحداً من الطرق، فکیفَ تطمعُ فی إعادةِ تسمیةِ خلیجٍ عمرُه 3000 عامٍ؟ إنهم یدرکونَ أنَّک بتەدیدِ الصحفیین، قد دُسْتَ حقوقَ الإنسانِ، والآنَ بجلوسِک على مقعدِ لجنةِ حقوقِ الإنسانِ، أنتَ تهینُ کلَّ المفاهیمِ الإنسانیةِ.
نحنُ لا نتوقَّعُ منکَ شیئاً، سوى أنْ تمسحَ هذه الصورةَ المُزوَّرةَ فوراً، وتعتذرَ فی بیانٍ رسمیٍّ للشعبِ العراقیِّ وجیرانِه. وإلَّا، فسیُسجَّلُ اسمُکَ فی التاریخِ بـ «أغبى رئیسِ مجلسٍ فی تاریخِ الشرقِ الأوسط»؛ رقمٌ قیاسیٌّ لم یجرؤْ صدامُ نفسُه على کسرِه! نسألُ اللهَ أنْ یمنحَکَ حداً أدنى من الحکمةِ السیاسیة، لکی تتفکَّرَ فی علاجِ آلامِ شعبِک الحقیقیةِ، بدلاً من «مهازلِ السیاسةِ البرمائیة».
السلامُ لا یُحَقَّقُ إلَّا باحترامِ الحقائقِ المشترکة؛
وأوَّلُ هذه الحقائقِ هو الاعترافُ باسمِ الخلیجِ الفارسیِّ الأبدیِّ.
بکلِّ ازدراءٍ لأدائِکم المَشینِ،
یا مهندساً فاشلاً، یا مُنتهِکَ حقوقِ الإنسانِ
الأمینُ العامُّ لمؤسسةِ ماندلا للسلامِ العالمی
الدکتور بوریا زرشناس