شنبه / ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ / ۰۰:۱۷
کد خبر: 41288
گزارشگر: 548
۲۰۳
۰
۰
۱
روایتی از ایثار مادرانه و فروپاشی خانواده در سایه بحران

نقد، بررسی و تحلیل فیلم سینمایی «ماه پنهان»

فیلم سینمایی ماه پنهان
فیلم «ماه پنهان» نخستین تجربه سینمایی محمدرضا یکانی است که در ژانر اجتماعی و با روایتی پلیسی و پرتعلیق، به یکی از آسیب‌های مهم اجتماعی می‌پردازد. این فیلم که به تهیه‌کنندگی ایرج محمدی و نویسندگی آوا اکبری ساخته شده، داستان خانواده یک کارگر ساختمانی را روایت می‌کند که با وقوع یک کودک‌ربایی، زندگی‌شان دچار بحرانی بزرگ می‌شود. لیندا کیانی، آرمین رحیمیان، فرزاد حسنی، امین میری و بهار قاسمی از جمله بازیگران این فیلم هستند. «ماه پنهان» با تکیه بر موقعیت دراماتیک خود، تلاش دارد تا تعلیق را به موتور حرکت قصه تبدیل کند و در بخش‌هایی موفق می‌شود، اما در اجرای سینمایی، شخصیت‌پردازی و یکدستی بازی‌ها، با کاستی‌هایی همراه است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

 سینمای اجتماعی ایران همواره بستری برای روایت دغدغه‌های خانواده و بحران‌های انسانی بوده است، اما کمتر فیلمی توانسته به اندازه «ماه پنهان» به سراغ موضوعی برود که هم قصه‌ای پرتعلیق را روایت کند و هم به عمق مسائل خانوادگی و اخلاقی بپردازد. «ماه پنهان» نخستین تجربه سینمایی محمدرضا یکانی است که در ژانر اجتماعی و با روایتی پلیسی و پرتعلیق، به یکی از آسیب‌های مهم اجتماعی می‌پردازد. این فیلم که به تهیه‌کنندگی ایرج محمدی و نویسندگی آوا اکبری ساخته شده، داستان آدم‌هایی را روایت می‌کند که در دل یک ماجرای کودک‌ربایی، با بحران‌های خانوادگی، قضاوت‌های اشتباه و تصمیم‌هایی سرنوشت‌ساز روبه‌رو می‌شوند. داستان «ماه پنهان» درباره خانواده یک کارگر ساختمانی است که زندگی خوب و خوشی دارند، اما طی اتفاقی زندگی آن‌ها دچار بحرانی بزرگ می‌شود؛ بحرانی که رهایی از آن کار ساده‌ای نیست. فیلم قصه کودک‌ربایی را انتخاب کرده، اما نقطه جذاب‌تر فیلمنامه جایی است که ربوده شدن کودک، شکل یک انفجار را در دل خانواده پیدا می‌کند. حادثه، رازها و شکاف‌هایی را آشکار می‌کند که پیش‌تر زیر پوست زندگی روزمره پنهان مانده‌اند. آدم‌ها در وضعیت عادی یکدیگر را می‌شناسند اما بحران قواعد این شناخت را برهم می‌زند. ترس، سوءظن، عذاب وجدان و تصمیم‌های شتاب‌زده وارد میدان می‌شوند و خانواده‌ای که باید پناهگاه باشد، خودش به بخشی از میدان بحران تبدیل می‌شود.

مهم‌ترین سرمایه فیلم همین موقعیت دراماتیک است. یکانی می‌داند چگونه اطلاعات را قطره‌قطره وارد روایت کند و در بخش‌هایی، تعلیق را به موتور حرکت قصه تبدیل کند. سرنوشت کودک، پرسش اصلی تماشاگر است، اما زیر این پرسش، مسئله دیگری جریان دارد: این خانواده زیر چنین فشاری چقدر دوام می‌آورد؟ این همان نقطه‌ای است که دغدغه اصلی فیلمساز درباره خانواده معنا پیدا می‌کند. قهرمان زن داستان قرار است ستون عاطفی این جهان باشد و لیندا کیانی نیز بهترین اجرای فیلم را ارائه می‌دهد. بازی او به‌ویژه در لحظاتی که اضطراب باید به جای فریاد در چهره و رفتار شخصیت دیده شود، کنترل‌شده و باورپذیر است. بازی کودک ربوده‌شده نیز لحظاتی دارد که بی‌واسطه‌تر از بسیاری از اجراهای بزرگسالان عمل می‌کند و ترس را بدون نمایش اضافه به تماشاگر انتقال می‌دهد. «ماه پنهان» در قصه‌گویی هم امتیاز مهمی دارد. فیلم برای مهم جلوه دادن خود، به پیچیدگی‌های تصنعی پناه نمی‌برد. مسئله روشن است و بحران نیز قابل لمس. در روزگاری که بخشی از سینمای اجتماعی ایران زیر بار نمادپردازی‌های گل‌درشت و پیام‌های از پیش آماده خم شده، این وضوح می‌تواند یک امتیاز باشد. اما همین ویژگی، گاهی علیه فیلم عمل می‌کند. اثر در برخی لحظات چنان مشتاق رساندن پیام اخلاقی خود است که اجازه نمی‌دهد موقعیت به تنهایی سخن بگوید. سینما جایی قدرتمندتر می‌شود که تماشاگر فرصت کشف داشته باشد، نه جایی که معنای صحنه پیشاپیش برایش تعیین شده باشد.

مسئله جدی‌تر «ماه پنهان» به زبان اجرایی آن برمی‌گردد. فیلم در بسیاری از لحظات، حس یک اثر تلویزیونی خوش‌ساخت را دارد. میزانسن، جنس قاب‌ها، ریتم برخی گفت‌وگوها و شیوه طراحی موقعیت‌ها همیشه به آن ابعاد سینمایی لازم نمی‌رسند. گویی قصه برای پرده بزرگ نوشته شده، اما دوربین هنوز با منطق قاب کوچک حرکت می‌کند. این مسئله در بازی‌ها نیز خودش را نشان می‌دهد. کنار اجرای قابل قبول لیندا کیانی، مجموعه بازی‌ها کیفیت یکدستی ندارد. برخی شخصیت‌ها به اجرایی با قدرت، جزئیات و کاریزمای بیشتر احتیاج داشتند. حضور چند بازیگر قدرتمندتر می‌توانست فشار روانی قصه را چند برابر کند و به فیلم هویتی فراتر از یک درام تلویزیونی بدهد. شخصیت‌پردازی نیز می‌توانست عمیق‌تر باشد. فیلم موضوعات زیادی روی میز می‌گذارد: کودک‌ربایی، فروپاشی خانواده، فداکاری، قضاوت، ترس و مسئولیت. تعدد این خطوط سبب شده بعضی آدم‌ها پیش از آنکه فرصت پیدا کنند به شخصیت‌هایی چندوجهی تبدیل شوند، در خدمت پیشبرد قصه قرار بگیرند. با این حال، «ماه پنهان» برای نخستین فیلم بلند یکانی تجربه‌ای کم‌اهمیت نیست. فیلم قصه دارد، تعلیق را می‌شناسد، دغدغه‌اش روشن است و در بهترین لحظاتش می‌تواند مخاطب را با اضطراب شخصیت‌ها همراه کند. ضعف اصلی جایی شکل می‌گیرد که اجرای سینمایی به قدرت ایده نمی‌رسد.

از منظر مضمونی، «ماه پنهان» را می‌توان فیلم «پیامدها» دانست. آدم‌های فیلم بیش از آنکه قربانی یک حادثه منفرد باشند، گرفتار زنجیره‌ای از انتخاب‌ها هستند. هر انتخاب، انتخاب دیگری را به دنبال می‌آورد و هر راه فرار، بحران تازه‌ای تولید می‌کند. این منطق، فیلم را به یکی از مسائل مهم جامعه‌شناختی خانواده پیوند می‌دهد: خانواده در شرایط بحران چگونه تصمیم می‌گیرد و اعضای آن برای حفظ این نهاد تا کجا حاضرند هزینه بپردازند؟ فیلم در ادامه به سراغ یکی از الگوهای تکرارشده در سینمای اجتماعی ایران می‌رود: «رحم اجاره‌ای». این ایده در سال‌های گذشته بارها در سینما و تلویزیون به شکل‌های مختلف مورد استفاده قرار گرفته و از همین رو، دیگر به‌تنهایی ظرفیت چندانی برای غافلگیری ندارد. اما یکانی تلاش می‌کند این الگوی فرسوده را از مسیر دیگری بازسازی کند؛ یعنی به جای تمرکز صرف بر مسئله اجاره رحم، به عواقب آن بپردازد. «ماه پنهان» تصویری از زنی ارائه می‌دهد که برای حفظ خانواده و عبور از بحران، دست به فداکاری می‌زند؛ اما فیلم در انتها به نکته‌ای قابل توجه می‌رسد؛ ایثار همیشه پاداش ندارد. گاهی فداکاری‌ای که از احساس و عاطفه سرچشمه می‌گیرد، نه‌تنها خانواده را نجات نمی‌دهد، بلکه می‌تواند زندگی فرد را از پا درآورد. این نکته از منظر جامعه‌شناختی اهمیت زیادی دارد. در ساختار سنتی خانواده ایرانی، از زن و به‌ویژه مادر، انتظار می‌رود بار بزرگی از حفظ انسجام خانواده را بر دوش بکشد. زن باید تحمل کند، ببخشد، پنهان کند، فداکاری کند و خانواده را سرپا نگاه دارد. اما «ماه پنهان» نشان می‌دهد اگر این الگوی فداکاری بدون توجه به توان فرد و پیامدهای تصمیم ادامه پیدا کند، ممکن است نتیجه‌ای معکوس داشته باشد.

ساختار روایی و پیرنگ فیلمنامه

«ماه پنهان» از یک پیرنگ کلاسیک و خطی پیروی می‌کند که بر پایه «بحران» و «پیامدهای انتخاب» استوار شده است. داستان از نقطه‌ای شروع می‌شود که خانواده یک کارگر ساختمانی در آرامش زندگی می‌کنند و ناگهان با حادثه‌ای بزرگ، زندگی‌شان دگرگون می‌شود. این ساختار که یادآور بسیاری از درام‌های اجتماعی ایرانی است، به خوبی با فضای فیلم و پیام آن هماهنگی دارد. فیلمنامه در سه پرده مشخص، از معرفی شخصیت‌ها و وضعیت اولیه، تا طرح بحران اصلی و نهایتاً گره‌گشایی و پیامدها، پیش می‌رود و مخاطب را با خود همراه می‌سازد. سرمایه اصلی فیلم، همین موقعیت دراماتیک است که یکانی می‌داند چگونه اطلاعات را قطره‌قطره وارد روایت کند و در بخش‌هایی، تعلیق را به موتور حرکت قصه تبدیل کند. با این حال، فیلمنامه در برخی نقاط دچار ضعف و پراکندگی می‌شود. مسئله جدی‌تر «ماه پنهان» به زبان اجرایی آن برمی‌گردد. فیلم در بسیاری از لحظات، حس یک اثر تلویزیونی خوش‌ساخت را دارد. میزانسن، جنس قاب‌ها، ریتم برخی گفت‌وگوها و شیوه طراحی موقعیت‌ها همیشه به آن ابعاد سینمایی لازم نمی‌رسند. گویی قصه برای پرده بزرگ نوشته شده، اما دوربین هنوز با منطق قاب کوچک حرکت می‌کند. مسئله دیگر، عدم انسجام میان خط داستانی کودک‌ربایی و درون‌مایه اصلی فیلم است. «ماه پنهان» داستان آدم‌هایی است که در دل یک بدهی، با بحران خانوادگی، قضاوت‌های اشتباه و تصمیم‌هایی سرنوشت‌ساز مواجه می‌شوند؛ اما کودک‌ربایی به‌عنوان عنصر اصلی تعلیق، چندان بر کلیت فیلم سوار نمی‌شود.

از منظر ساختار سه‌پرده‌ای، فیلم در پرده اول به معرفی موقعیت و شخصیت‌ها می‌پردازد، در پرده دوم با گره‌های متعدد مواجه می‌شود و در پرده سوم، سعی در گره‌گشایی دارد. اما این گره‌گشایی، چنان شتاب‌زده و بدون بسترچینی است که مخاطب را قانع نمی‌کند. زمینه‌چینی طولانی ابتدای فیلم نیز قابل نقد است. بخش‌هایی از این مقدمه را می‌توان حذف کرد، بدون آنکه به استخوان‌بندی روایت آسیب جدی وارد شود. حتی به نظر می‌رسد نقطه عطف فیلم می‌توانست از شهربازی آغاز شود؛ جایی که روایت امکان ورود مستقیم‌تری به بحران پیدا می‌کند. چنین انتخابی می‌توانست ریتم فیلم را نیز فشرده‌تر کند. در ادامه نیز، ورود شخصیت‌های متعدد و غیرضرور به بازجویی، از قدرت پایان‌بندی می‌کاهد.

کارگردانی و مدیریت بازیگران

محمدرضا یکانی در نخستین تجربه کارگردانی خود در «ماه پنهان» انتخابی میانه دارد؛ نه به سمت سینمای جشنواره‌ای می‌رود و نه قواعد سینمای بدنه را به‌طور کامل می‌پذیرد. او می‌کوشد یک مسئله اجتماعی را در قالب یک قصه پرتعلیق و مخاطب‌محور روایت کند؛ انتخابی که در شرایط امروز سینمای ایران، خود واجد اهمیت است. فیلم می‌خواهد هم قصه بگوید و هم درباره خانواده، بحران و انتخاب‌های اخلاقی سخن بگوید و همین تلاش، نقطه آغاز خوانش جامعه‌شناختی آن است. یکانی با پشتوانه نزدیک به ۷۰ فیلم کوتاه و نیمه‌بلند و ۱۲ فیلم بلند ویدیویی، با تسلط بیشتر و آرامش خاطر وارد اولین تجربه فیلم بلند سینمایی شده است و این پیشینه در برخی لحظات فیلم، خود را نشان می‌دهد.

لیندا کیانی در نقش اصلی فیلم، بهترین اجرای «ماه پنهان» را ارائه می‌دهد. بازی او به‌ویژه در لحظاتی که اضطراب باید به جای فریاد در چهره و رفتار شخصیت دیده شود، کنترل‌شده و باورپذیر است. او به خوبی توانسته شخصیت زنی را به تصویر بکشد که برای حفظ خانواده، دست به فداکاری می‌زند و در این مسیر، با بحران‌های عاطفی و اخلاقی متعددی روبرو می‌شود. بازی کودک ربوده‌شده نیز لحظاتی دارد که بی‌واسطه‌تر از بسیاری از اجراهای بزرگسالان عمل می‌کند و ترس را بدون نمایش اضافه به تماشاگر انتقال می‌دهد. با این حال، کنار اجرای قابل قبول لیندا کیانی، مجموعه بازی‌ها کیفیت یکدستی ندارد. برخی شخصیت‌ها به اجرایی با قدرت، جزئیات و کاریزمای بیشتر احتیاج داشتند. حضور چند بازیگر قدرتمندتر می‌توانست فشار روانی قصه را چند برابر کند و به فیلم هویتی فراتر از یک درام تلویزیونی بدهد. یکانی درباره انتخاب بازیگران فیلم تصریح کرده است: خوشبختانه، یکی از نقاط قوت ما فیلمنامه جذاب بود که موجب شد بازیگران موردنظر، انگیزه زیادی برای همکاری با ما داشته باشند. دو شرط اساسی برای انتخاب بازیگران داشت؛ نخست، انگیزه بالای آنها برای ایفای نقش و دوم، در دسترس بودن و اختصاص زمان کافی به پروژه تا بتوانند با فراغ خاطر به خلق شخصیت بپردازند. این رویکرد، نشان از درک درست کارگردان از اهمیت بازیگران در شکل‌گیری شخصیت‌ها دارد. با این حال، به دلیل مستقل بودن فیلم و محدودیت‌های بودجه‌ای، امکان استفاده از بازیگران بیشتر و باکیفیت‌تر فراهم نبوده است و همین مسئله، بر کیفیت نهایی فیلم تأثیر گذاشته است.

فیلم‌برداری، موسیقی و فضاسازی

پیمان عباس‌زاده به عنوان مدیر فیلمبرداری، با بهره‌گیری از نماهای متنوع و بعضاً خلاقانه، توانسته فضای پرتنش و ملتهب فیلم را به خوبی بازآفرینی کند. فیلم در بسیاری از لحظات، حس یک اثر تلویزیونی خوش‌ساخت را دارد و این مسئله، بیش از هر چیز به جنس قاب‌ها و میزانسن‌ها برمی‌گردد. گویی قصه برای پرده بزرگ نوشته شده، اما دوربین هنوز با منطق قاب کوچک حرکت می‌کند. با این حال، در برخی سکانس‌ها، به ویژه در لحظات اوج بحران، فیلم‌برداری توانسته حس تعلیق و اضطراب را به خوبی به مخاطب منتقل کند و از این حیث، عملکرد قابل قبولی داشته است. موسیقی مسعود سخاوت‌دوست نیز یکی از نقاط قوت فیلم است. موسیقی متن که با فضای پرتنش و دراماتیک فیلم هماهنگی خوبی دارد، به احساسات مخاطب عمق بخشیده و لحظات حساس فیلم را تأثیرگذارتر کرده است. طراحی و ترکیب صدای محمود موسوی‌نژاد نیز در ایجاد فضایی واقع‌گرایانه و باورپذیر نقش مؤثری داشته است و به خوبی توانسته صداهای محیطی و دیالوگ‌ها را به مخاطب منتقل کند. تدوین عماد خدابخش نیز در حفظ ریتم فیلم و ایجاد تعلیق در لحظات کلیدی، عملکرد قابل قبولی داشته است، هرچند که در برخی نقاط، فیلم دچار افت ریتم می‌شود.

با این حال، فیلم در برخی نقاط از نظر بصری دچار ضعف می‌شود. برخی نماها و قاب‌بندی‌ها، آن‌چنان که باید، خلاقانه و تأثیرگذار نیستند و گاه به سطحی‌ترین شکل ممکن از یک موقعیت استفاده شده است. همچنین در برخی سکانس‌ها، نورپردازی و ترکیب‌بندی، آن‌چنان که انتظار می‌رود، حرفه‌ای نیست و از پتانسیل کامل لوکیشن‌ها استفاده نشده است. با این وجود، در مجموع، فیلم‌برداری، موسیقی و فضاسازی فیلم «ماه پنهان»، در خدمت ایجاد فضایی پرتنش و تأثیرگذار بوده و به جذابیت اثر افزوده‌اند.

مضمون ایثار، مادری و فروپاشی خانواده

«ماه پنهان» در لایه‌های مضمونی خود، به یکی از مهم‌ترین مسائل جامعه‌شناختی خانواده ایرانی می‌پردازد: ایثار و فداکاری زنان و مادران برای حفظ انسجام خانواده. فیلم تصویری از زنی ارائه می‌دهد که برای حفظ خانواده و عبور از بحران، دست به فداکاری می‌زند؛ اما فیلم در انتها به نکته‌ای قابل توجه می‌رسد؛ ایثار همیشه پاداش ندارد. گاهی فداکاری‌ای که از احساس و عاطفه سرچشمه می‌گیرد، نه‌تنها خانواده را نجات نمی‌دهد، بلکه می‌تواند زندگی فرد را از پا درآورد. این نکته از منظر جامعه‌شناختی اهمیت زیادی دارد. در ساختار سنتی خانواده ایرانی، از زن و به‌ویژه مادر، انتظار می‌رود بار بزرگی از حفظ انسجام خانواده را بر دوش بکشد.

فیلم در ادامه به سراغ یکی از الگوهای تکرارشده در سینمای اجتماعی ایران می‌رود: «رحم اجاره‌ای». این ایده در سال‌های گذشته بارها در سینما و تلویزیون به شکل‌های مختلف مورد استفاده قرار گرفته و از همین رو، دیگر به‌تنهایی ظرفیت چندانی برای غافلگیری ندارد. اما یکانی تلاش می‌کند این الگوی فرسوده را از مسیر دیگری بازسازی کند؛ یعنی به جای تمرکز صرف بر مسئله اجاره رحم، به عواقب آن بپردازد؛ مرگ مادری که رحم خود را اجاره داده است، روایت را وارد موقعیتی تازه می‌کند و پرسش‌های اخلاقی و خانوادگی را از سطح یک معامله به سطح یک بحران انسانی می‌رساند. اینجاست که مسئله «مادری» اهمیت پیدا می‌کند. چه کسی مادر است؟ زنی که کودک را به دنیا می‌آورد یا زنی که قرار است او را بزرگ کند؟ و هنگامی که یک تصمیم اقتصادی، عاطفی و خانوادگی با مسئله تولد یک کودک گره می‌خورد، مرز میان مسئولیت، مالکیت و مادری کجاست؟ فیلم اگرچه همه ظرفیت‌های این پرسش‌ها را به‌طور کامل استخراج نمی‌کند، اما قرار گرفتن در این موقعیت، یکی از نقاط قابل تأمل آن است. در مرکز این بحران، زن و مفهوم ایثار قرار دارد. «ماه پنهان» نشان می‌دهد اگر این الگوی فداکاری بدون توجه به توان فرد و پیامدهای تصمیم ادامه پیدا کند، ممکن است نتیجه‌ای معکوس داشته باشد. خانواده‌ای که قرار است به واسطه ایثار حفظ شود، می‌تواند دقیقاً به دلیل همان ایثار وارد مرحله فروپاشی شود. این نکته، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای مضمونی فیلم است که آن را از بسیاری آثار مشابه متمایز می‌کند. با این حال، فیلم در پرداخت این مضمون، گاه به سطحی‌نگری می‌افتد و از واکاوی عمیق‌تر آن خودداری می‌کند.

جایگاه فیلم در سینمای مستقل و تأثیرات فرهنگی

«ماه پنهان» را باید در بستر سینمای مستقل ایران و تحولات آن در سال‌های اخیر بررسی کرد. در شرایطی که بسیاری از فیلم‌ها با بودجه‌های کلان سازمانی و دولتی ساخته می‌شوند و از امکانات تبلیغاتی گسترده‌ای برخوردارند، سینمای مستقل با بودجه‌هایی محدود و بدون پشتوانه‌های ارگانیک، تنها بر جذابیت‌های قصه‌پردازی، کیفیت فیلمنامه، عناصر بصری، کشش دراماتیک و تعلیق لازم برای رضایت مخاطب تکیه کرده است. یکانی در این زمینه گفته است: امروزه بسیاری از فیلم‌ها با بودجه‌های کلان سازمانی و دولتی ساخته می‌شوند و از امکانات تبلیغاتی گسترده‌ای برخوردارند، در حالی که ما در سینمای مستقل، با بودجه‌هایی محدود و بدون پشتوانه‌های ارگانیک، تنها بر جذابیت‌های قصه‌پردازی، کیفیت فیلمنامه، عناصر بصری، کشش دراماتیک و تعلیق لازم برای رضایت مخاطب تکیه کرده‌ایم.

از منظر تأثیرات فرهنگی، «ماه پنهان» را می‌توان فیلمی دانست که به یکی از مهم‌ترین مسائل جامعه ایرانی، یعنی نهاد خانواده و بحران‌های آن، می‌پردازد. ایده اصلی فیلم از دغدغه شخصی کارگردان درباره نهاد خانواده نشأت گرفته است. خانواده ایرانی، به‌ویژه خانواده سنتی متشکل از پدر، مادر و فرزندان، همواره برای او اهمیت داشته است. پرسش محوری او این بوده که تاب‌آوری خانواده‌های ایرانی در برابر فشارهای داخلی و خارجی، اعم از مسائل اقتصادی، تنش‌های زناشویی و اختلافات درون‌خانوادگی، تا چه حد است. متأسفانه امروزه شاهد افزایش آمار جدایی و فروپاشی خانواده‌ها هستیم. نهاد خانواده به‌عنوان کوچک‌ترین و بنیادی‌ترین واحد اجتماعی، نقشی تعیین‌کننده در رشد و تربیت فرزندان دارد. فیلم در پرداخت این دغدغه، اگرچه با کاستی‌هایی همراه است، اما توانسته تصویری باورپذیر از یک خانواده ایرانی در مواجهه با بحران ارائه دهد و مخاطب را به تأمل در مورد نقش ایثار، فداکاری و پیامدهای انتخاب‌های خود وادار کند. یکانی درباره محوریت قرار دادن زن و مادر در این داستان گفته است: دغدغه حفظ کیان خانواده، هرچند مختص به ایران نیست، اما در میان زنان ایرانی بسیار برجسته و چشمگیر بوده است. او معتقد است که زنان، فارغ از تحولات سیاسی چند سال اخیر، همواره وفادارتر و معتقدتر به بقای خانواده بوده‌اند. به همین دلیل، قهرمان داستان او زنی است که با تفکری استوار، درصدد نجات خانواده‌اش از بحرانی است که گریبانگیر آن ها شده است.

در نهایت، «ماه پنهان» را می‌توان فیلمی دانست که با وجود برخی ضعف‌های ساختاری و گاه کلیشه‌ای، توانسته با تکیه بر بازی درخشان لیندا کیانی، فضاسازی مناسب و پرداختن به موضوعی کمتر گفته‌شده، اثری قابل قبول و تماشایی خلق کند. این فیلم نشان می‌دهد که سینمای مستقل ایران، هنوز ظرفیت‌های ناشناخته‌ای برای روایت داستان‌های واقعی و انسانی دارد و اگر فیلمسازان با دقت و وسواس بیشتری به سراغ این سوژه‌ها بروند، می‌توانند آثاری ماندگار و تأثیرگذار تولید کنند. «ماه پنهان» گامی اولیه در این مسیر است که امیدواریم با نقدهای منصفانه و سازنده، زمینه‌ساز رشد و تعالی هرچه بیشتر فیلمسازان جوان و تازه‌کار شود.

* به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/jBi
اخبار مرتبط
فیلم «آپاراتچی» به کارگردانی قربانعلی طاهرفر، نخستین تجربه کارگردانی او، بر اساس رمانی به همین نام نوشته روح‌الله رشیدی ساخته شده و در چهل و دومین جشنواره فیلم فجر در بخش نگاه نو حضور یافته است. این فیلم داستان فیلمسازی آذری‌زبان را روایت می‌کند که بدون داشتن حتی یک کلاس سواد، شروع به فیلمسازی کرده و با تمام موانع و چالش‌ها می‌جنگد تا رویای خود را محقق کند. تورج الوند در نقش اصلی فیلم، یکی از درخشان‌ترین بازی‌های کارنامه خود را ارائه داده و در کنار رضا ناجی، فاطمه مسعودی‌فر، هومن برق‌نورد و بهنام تشکر، ترکیبی ویژه از بازی‌های روان و باورپذیر را شکل داده است.
فیلم «اخراجی‌ها ۲» به کارگردانی و نویسندگی مسعود ده‌نمکی که نوروز ۱۳۸۸ اکران شد، با فروش هفت میلیارد و هشتصد و هشتاد و چهار میلیون تومان، رکورد پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را در آن مقطع شکست. این فیلم که ادامه‌ای بر داستان قسمت اول است، دو خط روایی موازی را دنبال می‌کند؛ اسارت رزمندگان در اردوگاه‌های عراقی و ربایش هواپیمای مسافران توسط سازمان مجاهدین خلق. با بازیگرانی چون امین حیایی، اکبر عبدی، محمدرضا شریفی‌نیا و جواد رضویان، فیلم توانست مخاطبان میلیونی را به سالن‌ها بکشاند، اما منتقدان آن را به دلیل ضعف در شخصیت‌پردازی، تصادف‌های بی‌منطق، اغراق در بازی‌ها و عدم پرداخت به معنویت جبهه، مورد نقد جدی قرار دادند.
فیلم سینمایی «تحفه هند» به کارگردانی محمدرضا زهتابی که سال ۱۳۷۵ روی پرده سینماها رفت، داستان حسن (اکبر عبدی) را روایت می‌کند؛ جوانی بیکار و ولگرد که به هر کاری حتی دزدی دست می‌زند تا اینکه به عنوان شاگرد در حجره حاجی (حسین کسبیان) مشغول می‌شود. حسن که به فرنگیس (لیلا مصدقی)، دختر همسایه، دل بسته است، پیشنهاد حاجی برای واردات چای از هند را می‌پذیرد، اما پدر فرنگیس با اغفال او، نقشه کلاهبرداری از حاجی را می‌چیند. با شروع جنگ، قیمت چای چند برابر می‌شود و حسن در دو راهی کلاهبرداری یا شرافت قرار می‌گیرد. این فیلم که با بازی درخشان اکبر عبدی و لیلا مصدقی و فضای زیبای بازار تهران ساخته شده، پیام‌های اخلاقی عمیقی درباره ارزش درست‌کاری و عشق واقعی را به مخاطب منتقل می‌کند.
فیلم سینمایی «سفر پر ماجرا» به کارگردانی سیامک اطلسی که سال ۱۳۷۴ تولید شده است، داستان زوج جوانی به نام محسن و آهی را روایت می‌کند که در یک سفر جاده‌ای، ناخواسته درگیر ماجرای سرقتی بزرگ می‌شوند. سارقان برای فرار از دست پلیس، کیف محتوی پول‌های دزدی را در باربند ماشین آنها جاسازی می‌کنند و این آغازگر اتفاقاتی است که زندگی این زوج را برای ساعاتی به یک بازی پرالتهاب و بامزه تبدیل می‌کند. فردوس کاویانی، مهرانه مهین‌ترابی، مژگان طاهریان و داوود ناظمی از جمله بازیگرانی هستند که در این فیلم حضور دارند و با نقش‌آفرینی خود، به جذابیت و شیرینی آن افزوده‌اند.
فیلم «جمعه دوازده و چهل و پنج دقیقه» به کارگردانی سعید ابراهیمی‌فر که در بستر وقایع ۱۷ شهریور روایت می‌شود، داستان خانواده‌ای را به تصویر می‌کشد که با این حادثه تاریخی، زندگی‌شان دستخوش تغییرات اساسی می‌شود. نازنین فراهانی در نقش مهناز، مادری که به شدت نگران فرزندش فرید (با بازی میلاد کی مرام) است، با خروج او از خانه در روز ۱۷ شهریور، وارد ماجرایی می‌شود که پرده از فعالیت‌های سیاسی پنهان پسرش برمی‌دارد. این فیلم که با بازی ستاره پسیانی، فاطمه نقوی و خود سعید ابراهیمی‌فر ساخته شده، با تکیه بر خاطرات کودتای ۲۸ مرداد، فضای پرتنش سال‌های منتهی به انقلاب را به تصویر می‌کشد و دغدغه‌های نسلی و پیچیدگی‌های سیاسی را در بستری از عشق مادرانه و روابط خانوادگی به نمایش می‌گذارد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید