آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
تنگه هرمز، بهعنوان یکی از مهمترین گذرگاههای دریایی جهان، این روزها کانون تحولات دیپلماتیک پیچیدهای است که میتواند معادلات امنیتی و اقتصادی منطقه را برای همیشه تغییر دهد. در تازهترین تحولات، یک منبع آگاه از جزئیات تفاهم نهایی میان ایران و عمان درباره تنگه هرمز خبر داده است؛ تفاهمی که بر اساس آن، مسیرهای جدید ورود و خروج از تنگه تعیین شده و بخشی از این مسیرها در آبهای سرزمینی ایران قرار خواهد گرفت. بر اساس این گزارش، تفاهم میان تهران و مسقط که در اوایل شهریور ماه و پس از گفتوگوهای فشرده فنی و دیپلماتیک حاصل شده است، قرار است بهزودی با حضور وزرای خارجه کشورهای حاشیه خلیج فارس اعلام شود. نکته حائز اهمیت این است که این تفاهم، صرفاً میان ایران و عمان است و سایر کشورها فقط برای اینکه در جریان جزئیات مسیر و ترتیبات تردد قرار گیرند، در جلسه حضور خواهند داشت تا عدم مخالفت آنها نیز برای جامعه جهانی مشخص شود.
این تفاهم، در حالی مطرح میشود که تنگه هرمز در ماههای اخیر بهدلیل تنشهای نظامی میان ایران و آمریکا و همچنین حملات به نفتکشها، با محدودیتها و خطرات متعددی روبرو بوده است. بر اساس اطلاعات منتشرشده، در این تفاهم درباره جزئیات و مشخصات مسیرهای جدید ورود و خروج از تنگه میان ایران و عمان توافق انجام شده و مسیر ورودی به خلیج فارس بهصورت کامل در آبهای سرزمینی ایران قرار دارد. همچنین، بخشی از مسیر خروج از خلیج فارس نیز در آبهای سرزمینی ایران قرار خواهد گرفت. این ترتیبات، به معنای افزایش کنترل ایران بر ترددهای دریایی در تنگه هرمز است که میتواند بهعنوان یک دستاورد بزرگ راهبردی برای تهران محسوب شود. نکته قابل توجه دیگر، بسته شدن مسیر جنوبی تنگه هرمز است؛ مسیری که آمریکا اصرار به باز شدن آن داشت و به گفته این منبع، عامل اصلی تنش جدید میان دو کشور محسوب میشد. بر اساس این تفاهم، تردد در مسیر جدید تحت ترتیبات ایرانی خواهد بود و پس از اجرایی شدن آن، مسیر جنوبی که واشنگتن بر بازگشت کشتیرانی در آن تأکید داشت، بسته خواهد شد. این اقدام، میتواند بهعنوان یک پیروزی دیپلماتیک برای ایران تلقی شود، چرا که ایران توانسته است با تکیه بر مذاکرات دوجانبه با عمان، ترتیبات جدیدی را برای تنگه هرمز تعیین کند که با منافع و امنیت ملی این کشور سازگارتر است.
این تفاهم به هیچ وجه به معنی بازشدن تنگه هرمز نیست!
اما آنچه این تفاهم را از یک توافق ساده متمایز میکند، تأکید بر این نکته است که این تفاهم به هیچ وجه به معنی بازشدن تنگه هرمز نیست. بر اساس گزارش منتشرشده، ایران برای باز کردن تنگه هرمز ۷ شرط را از طریق واسطهها به طرف آمریکایی اعلام کرده و تا این شروط ۷ گانه که مورد تأیید مراجع عالی نظام جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته، اجرایی نشود، تنگه هرمز مسدود خواهد بود. بنابراین، تفاهم میان ایران و عمان به این معنی است که اگر قرار شود تنگه باز شود، بر اساس این تفاهم باز خواهد شد که خود، گامی بزرگ برای اعمال حاکمیت ایران بر آن محسوب میشود. باز شدن تنگه کاملاً به رفتار طرف آمریکا در اجرای شروط ایران بستگی دارد.
هرگونه توافقی که بین ایران و پادشاهی عمان امضا شود، از نظر آمریکا هیچ اهمیتی ندارد!
در سوی دیگر، یک منبع آمریکایی به الجزیره گفته است که «هرگونه توافقی که بین ایران و پادشاهی عمان امضا شود، از نظر ما هیچ اهمیتی ندارد.» این اظهارات، نشاندهنده موضع سرسختانه واشنگتن در قبال هرگونه ترتیبی است که کنترل تنگه هرمز را به ایران یا عمان واگذار کند. آمریکا همواره تأکید کرده است که تنگه هرمز باید در چارچوب ترانزیت بینالمللی و بدون هیچگونه عوارض یا محدودیتی باز بماند و کنترل آن نباید بهصورت دوجانبه یا یکجانبه در اختیار ایران قرار گیرد. بنابراین، به نظر میرسد که تفاهم ایران و عمان، با مخالفت شدید واشنگتن روبرو خواهد شد و ممکن است به تشدید تنشها میان دو کشور منجر شود. در کنار این تحولات، نشست مسقط که قرار است با حضور وزیران امور خارجه ایران، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و عراق برگزار شود، بهعنوان یک رویداد دیپلماتیک مهم محسوب میشود که میتواند به کاهش تنشها در منطقه و ایجاد یک چارچوب همکاری جمعی برای مدیریت تنگه هرمز منجر شود. بر اساس گزارشها، در این جلسه علاوه بر ایران و عمان و سایر کشورهای ساحلی خلیج فارس، عراق هم حضور خواهد داشت. البته این کشورها صرفاً از نتیجه مذاکرات ایران و عمان مطلع میشوند و تصمیمگیری درباره جزئیات تفاهم در جلسات فنی ایران و عمان انجام شده است. این رویکرد، نشاندهنده آن است که ایران و عمان بهعنوان دو کشور ساحلی تنگه هرمز، نقش اصلی را در تعیین ترتیبات این گذرگاه راهبردی ایفا میکنند و سایر کشورها فقط بهعنوان ناظر در جریان تصمیمات قرار میگیرند. در پایان، باید تأکید کرد که تفاهم ایران و عمان درباره تنگه هرمز، یک رویداد مهم و تأثیرگذار در تحولات منطقهای محسوب میشود که میتواند به تغییر معادلات قدرت در خلیج فارس منجر شود. این تفاهم، اگرچه بهتنهایی به معنای بازگشایی تنگه هرمز نیست، اما چارچوبی را برای اعمال حاکمیت ایران بر این گذرگاه راهبردی فراهم میکند که میتواند در مذاکرات آینده با آمریکا و سایر کشورها مورد استفاده قرار گیرد. از سوی دیگر، مخالفت آمریکا با این تفاهم، نشاندهنده ادامه تنشها و رقابتهای ژئوپلیتیکی در منطقه است که میتواند به بیثباتی بیشتر و افزایش خطرات برای کشتیرانی بینالمللی منجر شود. در ادامه این گزارش، ابعاد مختلف این تفاهم و پیامدهای آن را بررسی خواهیم کرد.
ابعاد حقوقی و راهبردی تفاهم ایران و عمان درباره تنگه هرمز
تفاهم ایران و عمان درباره تنگه هرمز، از منظر حقوقی و راهبردی، یکی از مهمترین تحولات در منطقه خلیج فارس در سالهای اخیر محسوب میشود که میتواند معادلات قدرت و امنیت در این منطقه راهبردی را بهطور بنیادین تغییر دهد. بر اساس این تفاهم، مسیر ورودی به خلیج فارس بهصورت کامل در آبهای سرزمینی ایران قرار دارد و بخشی از مسیر خروج از خلیج فارس نیز در آبهای سرزمینی ایران قرار خواهد گرفت. این ترتیبات، به معنای افزایش کنترل ایران بر ترددهای دریایی در تنگه هرمز است که میتواند بهعنوان یک دستاورد بزرگ راهبردی برای تهران محسوب شود. از منظر حقوق بینالملل دریاها، تنگه هرمز یک «تنگه بینالمللی» محسوب میشود که کشتیهای همه کشورها حق عبور ترانزیتی بدون محدودیت و بدون عوارض از آن را دارند. اما ایران و عمان، بهعنوان دو کشور ساحلی این تنگه، میتوانند با توافق دوجانبه، ترتیبات خاصی برای عبور و مرور تعیین کنند که با منافع و امنیت ملی آنها سازگارتر باشد.
نکته قابل توجه در این تفاهم، بسته شدن مسیر جنوبی تنگه هرمز است؛ مسیری که آمریکا اصرار به باز شدن آن داشت و به گفته این منبع، عامل اصلی تنش جدید میان دو کشور محسوب میشد. با بسته شدن این مسیر و انتقال تردد به مسیرهای تحت ترتیبات ایرانی، عملاً کنترل تنگه هرمز بهطور کامل در اختیار ایران و عمان قرار میگیرد و این امر، میتواند بهعنوان یک پیروزی دیپلماتیک برای تهران تلقی شود. این اقدام، همچنین میتواند به افزایش امنیت دریایی در منطقه کمک کند، چرا که با تعیین مسیرهای مشخص و تحت کنترل، خطر برخورد شناورها و حوادث دریایی کاهش مییابد و امکان نظارت بر ترددهای مشکوک نیز فراهم میشود. با این حال، این تفاهم، با چالشهای حقوقی و بینالمللی نیز روبرو است. آمریکا و متحدانش، همواره تأکید کردهاند که تنگه هرمز باید در چارچوب ترانزیت بینالمللی و بدون هیچگونه عوارض یا محدودیتی باز بماند و کنترل آن نباید بهصورت دوجانبه یا یکجانبه در اختیار ایران قرار گیرد. بنابراین، تفاهم ایران و عمان، ممکن است با مخالفت شدید واشنگتن و کشورهای غربی روبرو شود و به چالشی جدی در سطح بینالمللی تبدیل گردد. برای حل این چالش، ایران و عمان باید با دیپلماسی فعال و گفتوگوی سازنده با همه طرفهای ذینفع، اطمینان حاصل کنند که ترتیبات جدید، با موازین بینالمللی سازگار است و به نفع همه کشورهاست.
شروط هفتگانه ایران برای بازگشایی تنگه هرمز
بر اساس گزارش منتشرشده، ایران برای باز کردن تنگه هرمز ۷ شرط را از طریق واسطهها به طرف آمریکایی اعلام کرده است که مورد تأیید مراجع عالی جمهوری اسلامی قرار گرفته است. این شروط، نشاندهنده عزم ایران برای استفاده از تنگه هرمز بهعنوان یک ابزار فشار در مذاکرات با آمریکا و سایر کشورهای غربی است. اگرچه جزئیات دقیق این شروط منتشر نشده است، اما میتوان حدس زد که آنها شامل مواردی مانند رفع تحریمها، آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران، توقف حضور نظامی آمریکا در منطقه، و به رسمیت شناختن حق ایران برای کنترل تنگه هرمز باشند. این شروط، در واقع خواستههای حداکثری ایران را منعکس میکنند که اجرای آنها میتواند به تغییر بنیادین در روابط ایران و آمریکا منجر شود. نکته حائز اهمیت این است که تفاهم ایران و عمان، بهتنهایی به معنای بازگشایی تنگه هرمز نیست، بلکه چارچوبی را فراهم میکند که اگر قرار شود تنگه باز شود، بر اساس این تفاهم باز خواهد شد. این رویکرد، به ایران امکان میدهد تا ضمن حفظ کنترل بر تنگه، انعطافپذیری لازم برای مذاکره با آمریکا را نیز داشته باشد. به عبارت دیگر، ایران با امضای این تفاهم، نهتنها موقعیت خود را در تنگه هرمز تقویت کرده، بلکه یک برگ برنده جدید در مذاکرات با واشنگتن به دست آورده است. باز شدن تنگه، کاملاً به رفتار طرف آمریکا در اجرای شروط ایران بستگی دارد و این امر، به تهران اجازه میدهد تا در صورت عدم اجرای شروط، تنگه را همچنان مسدود نگه دارد و از این ابزار برای اعمال فشار بر واشنگتن استفاده کند.
از منظر راهبردی، این رویکرد ایران، یک استراتژی هوشمندانه محسوب میشود که در آن، تهران با تکیه بر موقعیت جغرافیایی خود و با استفاده از ابزارهای دیپلماتیک و حقوقی، تلاش میکند تا منافع ملی خود را در یکی از مهمترین گذرگاههای دریایی جهان تضمین کند. این استراتژی، بر این واقعیت استوار است که تنگه هرمز، بهدلیل اهمیت حیاتی آن برای تجارت جهانی نفت و گاز، یک اهرم فشار قدرتمند در اختیار ایران قرار میدهد که میتواند در مذاکرات با قدرتهای بزرگ مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین، تفاهم ایران و عمان، را میتوان بهعنوان یک گام مهم در جهت تثبیت حاکمیت ایران بر تنگه هرمز و افزایش قدرت چانهزنی تهران در مذاکرات بینالمللی تلقی کرد.
بررسی موضع آمریکا و پیامدهای بینالمللی تفاهم ایران و عمان
موضع آمریکا در قبال تفاهم ایران و عمان، یکی از عوامل کلیدی تعیینکننده سرنوشت این توافق و پیامدهای بینالمللی آن محسوب میشود. یک منبع آمریکایی به الجزیره گفته است که «هرگونه توافقی که بین ایران و پادشاهی عمان امضا شود، از نظر ما هیچ اهمیتی ندارد.» این اظهارات، نشاندهنده موضع سرسختانه واشنگتن در قبال هرگونه ترتیبی است که کنترل تنگه هرمز را به ایران یا عمان واگذار کند. آمریکا همواره تأکید کرده است که تنگه هرمز باید در چارچوب ترانزیت بینالمللی و بدون هیچگونه عوارض یا محدودیتی باز بماند و کنترل آن نباید بهصورت دوجانبه یا یکجانبه در اختیار ایران قرار گیرد. بنابراین، به نظر میرسد که تفاهم ایران و عمان، با مخالفت شدید واشنگتن روبرو خواهد شد و ممکن است به تشدید تنشها میان دو کشور منجر شود.
پیامدهای بینالمللی این تفاهم، فراتر از روابط دوجانبه ایران و آمریکا است و میتواند بر کل نظام امنیت دریایی و تجارت بینالمللی تأثیر بگذارد. اگر آمریکا و متحدانش، تفاهم ایران و عمان را به رسمیت نشناسند و بر باز بودن مسیر جنوبی تنگه هرمز اصرار کنند، ممکن است شاهد افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه و تشدید تنشها باشیم که خود، به افزایش خطرات برای کشتیرانی بینالمللی و بیثباتی بازارهای انرژی منجر میشود. از سوی دیگر، اگر ایران و عمان بتوانند با دیپلماسی فعال، حمایت سایر کشورها، از جمله کشورهای اروپایی و آسیایی را جلب کنند، ممکن است تفاهم آنها بهعنوان یک چارچوب پذیرفتهشده برای مدیریت تنگه هرمز شناخته شود و به کاهش تنشها کمک کند. در سطح منطقهای نیز، این تفاهم میتواند به تغییر معادلات قدرت در خلیج فارس منجر شود. کشورهای عربی، بهویژه عربستان سعودی، امارات و قطر، که در سالهای اخیر بهدنبال کاهش تنشها با ایران و عادیسازی روابط بودهاند، ممکن است با مشاهده این تفاهم، در رویکرد خود تجدیدنظر کنند و بهدنبال همکاری بیشتر با تهران باشند. از سوی دیگر، اگر این تفاهم به تشدید تنشها با آمریکا منجر شود، ممکن است برخی کشورهای منطقه، بهدلیل نگرانی از پیامدهای امنیتی، از همکاری با ایران فاصله بگیرند و به سمت واشنگتن متمایل شوند. بنابراین، نحوه مدیریت این تفاهم توسط ایران و عمان، میتواند تأثیرات گستردهای بر امنیت و ثبات منطقه داشته باشد و نیازمند هوشمندی و درایت دیپلماتیک است.
نقش عمان و سایر کشورهای منطقه در تفاهم مسقط
عمان، بهعنوان میانجیگر سنتی در منطقه خلیج فارس، نقش کلیدی در شکلگیری تفاهم با ایران درباره تنگه هرمز ایفا کرده است. این کشور، بهدلیل روابط متعادل خود با ایران و کشورهای غربی، همواره بهعنوان یک پل ارتباطی میان طرفهای مختلف عمل کرده و توانسته است در بحرانهای منطقهای، نقش سازندهای ایفا کند. در مورد تفاهم اخیر، عمان با ابتکار عمل خود، زمینه را برای گفتوگوهای فشرده فنی و دیپلماتیک میان تهران و مسقط فراهم کرده و توانسته است به یک توافق نهایی درباره مسیرهای جدید ورود و خروج از تنگه هرمز دست یابد. این نقش، نشاندهنده اهمیت عمان بهعنوان یک شریک راهبردی برای ایران در مدیریت تنگه هرمز و کاهش تنشهای منطقهای است.
در کنار عمان، سایر کشورهای منطقه، از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، بحرین، کویت و عراق نیز در نشست مسقط حضور خواهند داشت، اما نقش آنها صرفاً نظارتی است و تصمیمگیری درباره جزئیات تفاهم در جلسات فنی ایران و عمان انجام شده است. این رویکرد، نشاندهنده آن است که ایران و عمان، بهعنوان دو کشور ساحلی تنگه هرمز، نقش اصلی را در تعیین ترتیبات این گذرگاه راهبردی ایفا میکنند و سایر کشورها فقط بهعنوان ناظر در جریان تصمیمات قرار میگیرند. با این حال، حضور این کشورها در نشست مسقط، میتواند به افزایش شفافیت و کاهش سوءتفاهمها کمک کند و زمینه را برای پذیرش گستردهتر تفاهم ایران و عمان در سطح منطقهای فراهم نماید. نکته قابل توجه دیگر، نقش قطر بهعنوان یک میانجیگر جداگانه در بحران تنگه هرمز است. مقامهای ارشد قطری در روزهای اخیر به تهران سفر کرده و مذاکرات چندساعتهای با مقامهای وزارت امور خارجه ایران انجام دادهاند. این مسیر دیپلماتیک جدا از روند ایران و عمان دنبال میشود و نشاندهنده تلاش قطر برای ایفای نقش میانجیگر در بحرانهای منطقهای است. قطر، بهدلیل روابط متعادل خود با ایران و کشورهای غربی، میتواند بهعنوان یک پل ارتباطی میان طرفهای مختلف عمل کند و به کاهش تنشها کمک نماید. بنابراین، همکاری عمان و قطر در این زمینه، میتواند به ایجاد یک چارچوب منطقهای برای مدیریت تنگه هرمز و کاهش تنشها منجر شود که در آن، منافع همه کشورهای منطقه و جامعه بینالمللی در نظر گرفته شود.
سناریوهای احتمالی برای تنگه هرمز
با توجه به تفاهم ایران و عمان و موضع سرسختانه آمریکا، چند سناریو برای آینده تنگه هرمز قابل تصور است:
- سناریوی اول، موفقیت تفاهم و کاهش تنشها در منطقه است. در این سناریو، نشست مسقط با حضور همه طرفهای ذینفع برگزار میشود و تفاهم ایران و عمان بهعنوان یک چارچوب موقت برای مدیریت عبور و مرور در تنگه هرمز به تصویب میرسد. این تفاهم، با استقبال جامعه بینالمللی روبرو میشود و آمریکا و متحدانش نیز با توجه به کاهش تنشها، از مخالفت خود دست برمیدارند. در نتیجه، امنیت دریایی در تنگه هرمز بهبود مییابد و تجارت بینالمللی نفت و گاز بدون اختلال ادامه مییابد. این سناریو، مطلوبترین گزینه برای همه طرفهاست، اما تحقق آن نیازمند یک اراده سیاسی قوی و همکاری صمیمانه میان ایران، عمان، کشورهای عربی و غربی است.
- سناریوی دوم، ادامه مخالفتها و تشدید تنشهاست. در این سناریو، آمریکا و متحدانش با تفاهم ایران و عمان مخالفت میکنند و از ابزارهای اقتصادی و نظامی خود برای جلوگیری از اجرای آن استفاده میکنند. این امر، به تشدید تنشها در تنگه هرمز و افزایش خطرات برای کشتیرانی بینالمللی منجر میشود. در چنین شرایطی، ممکن است شاهد افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه، تشدید تحریمها علیه ایران و حتی بروز درگیریهای نظامی محدود باشیم که پیامدهای آن، برای امنیت منطقه و تجارت بینالمللی ویرانگر خواهد بود. این سناریو، خطرناکترین گزینه برای ثبات منطقه و جهان است و باید از آن اجتناب شود.
- سناریوی سوم، دستیابی به یک راهحل دیپلماتیک جامع و پایدار است. در این سناریو، ایران و عمان با همکاری کشورهای عربی و غربی، به یک توافق جامع برای مدیریت تنگه هرمز دست مییابند که در آن، منافع همه طرفها در نظر گرفته میشود. این توافق، شامل ایجاد یک چارچوب دائمی برای عبور و مرور، تضمین امنیت دریایی، و حل اختلافات درباره هزینههای خدمات دریایی است. چنین توافقی، میتواند به کاهش تنشها در منطقه، تقویت همکاریهای منطقهای و افزایش اعتماد میان ایران و جامعه بینالمللی منجر شود. تحقق این سناریو، نیازمند دیپلماسی فعال، گفتوگوی مستمر و حسن نیت همه طرفهاست و میتواند بهعنوان یک دستاورد بزرگ برای صلح و امنیت منطقه و جهان تلقی شود. در نهایت، آنچه مسلم است، این که سرنوشت تنگه هرمز، نهتنها برای ایران و عمان، بلکه برای کل جهان اهمیت حیاتی دارد و حل اختلافات در این زمینه، نیازمند همکاری و تعامل سازنده همه طرفهای ذینفع است.