یکشنبه / ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ / ۲۰:۱۳
کد خبر: 41333
گزارشگر: 548
۵۸۰
۰
۰
۱
روایت داستان یک دزد در مسیر بازگشت به جامعه

نقد، تحلیل و بررسی تله فیلم «آخرین سرقت» با بازی ابوالفضل پورعرب

تله فیلم آخرین سرقت: ابوالفضل پورعرب . محمد کاسبی
تله‌فیلم «آخرین سرقت» محصول سال ۱۳۸۷ به کارگردانی و نویسندگی و تهیه‌کنندگی محمدحسین حقیقی، داستان شخصی به نام امیر با بازی ابوالفضل پورعرب را روایت می‌کند که پس از آزادی از زندان، به سراغ اموالی می‌رود که قبلاً دزدیده و پنهان کرده بود. امیر قصد دارد اموال مسروقه را به صاحبانشان برگرداند، اما در این مسیر با زنی به نام حمیرا با بازی نسرین مقانلو آشنا می‌شود و ماجراهایی برایش پیش می‌آید. محمد کاسبی، رحمان باقریان و انوشیروان ارجمند نیز از دیگر بازیگران این تله‌فیلم هستند. فیلم از نظر ایده و داستان و نحوه پردازش به قصه بسیار خوب عمل کرده و استفاده از بازیگران با تجربه و کارکشته در آن، امری بسیار نیکو و قابل تحسین است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

 «آخرین سرقت» یک فیلم تلویزیونی محصول سال ۱۳۸۷ به کارگردانی، نویسندگی و تهیه‌کنندگی محمدحسین حقیقی است که در ژانر پلیسی-اجتماعی ساخته شده و توانسته با تکیه بر داستانی پرکشش و بازیگرانی باتجربه، اثری قابل قبول و تماشایی را روانه آنتن کند. این تله‌فیلم که داستان شخصی به نام امیر با بازی ابوالفضل پورعرب را روایت می‌کند، از آن دسته آثاری است که با وجود محدودیت‌های معمول تولید در قالب تله‌فیلم، توانسته ایده‌ای جذاب را با پرداختی مناسب به تصویر بکشد و مخاطب را تا پایان با خود همراه کند. فیلم از نظر ایده و داستان و نحوه پردازش به قصه بسیار خوب عمل کرده و استفاده از بازیگران با تجربه و کارکشته در آن، امری بسیار نیکو و قابل تحسین است.

داستان «آخرین سرقت» درباره شخصی به نام امیر است که مدت‌ها در زندان بوده و پس از آزادی، به سراغ اموالی می‌رود که قبلاً آن‌ها را دزدیده و در جایی پنهان کرده بود. امیر قصد دارد اموال مسروقه را به صاحبانشان برگرداند، اما در این مسیر با زنی به نام حمیرا آشنا می‌شود و ماجراهایی برایش پیش می‌آید که مسیر زندگی‌اش را تغییر می‌دهد. این خلاصه ساده، در واقع بستری است برای روایت داستانی که هم وجوه پلیسی و تعلیقی دارد و هم به لایه‌های انسانی و اخلاقی شخصیت‌ها می‌پردازد. ایده اصلی فیلم، یعنی بازگشت یک دزد توبه‌کار به جامعه و تلاش او برای جبران گذشته، ایده‌ای آشنا در سینمای ایران است، اما پرداخت آن در «آخرین سرقت» ویژگی‌های خاص خود را دارد.

ابوالفضل پورعرب در نقش امیر، یکی از بازی‌های قابل قبول کارنامه خود را ارائه داده است. او که در دهه هفتاد و هشتاد از چهره‌های محبوب و توانمند سینمای ایران بود، در این تله‌فیلم نیز توانسته با بازی متین و باورپذیر خود، شخصیتی خلق کند که هم‌زمان هم خشن و خسته از گذشته است و هم در جستجوی رستگاری. نسرین مقانلو در نقش حمیرا نیز با بازی گرم و صمیمی خود، به جذابیت فیلم افزوده و توانسته تعامل خوبی با پورعرب در صحنه‌های مشترک داشته باشد. محمد کاسبی، رحمان باقریان و انوشیروان ارجمند نیز هر کدام به سهم خود، در خلق فضایی باورپذیر و پلیسی سهیم بوده‌اند و ترکیب بازیگران باتجربه، یکی از نقاط قوت اصلی فیلم محسوب می‌شود. محمدحسین حقیقی به عنوان نویسنده و تهیه‌کننده، توانسته در «آخرین سرقت» اثری منسجم و قابل قبول ارائه دهد. او با تسلط بر ژانر پلیسی، توانسته تعلیق را در طول فیلم حفظ کند و مخاطب را با پرسش‌هایی درباره سرنوشت اموال مسروقه و آینده امیر همراه سازد. فیلمنامه فیلم، اگرچه از الگوهای آشنای ژانر پلیسی پیروی می‌کند، اما در پرداخت شخصیت‌ها و ایجاد موقعیت‌های دراماتیک، موفق عمل کرده است. استفاده از بازیگران باتجربه نیز، به کارگردان کمک کرده تا شخصیت‌ها باورپذیرتر از آب دربیایند و مخاطب بتواند با آن‌ها همذات‌پنداری کند.

از منظر عوامل فنی، «آخرین سرقت» در سطح قابل قبولی قرار دارد. تصویربرداری جواد صفا با نماهای متنوع و بعضاً خلاقانه، توانسته فضای پلیسی فیلم را به خوبی بازآفرینی کند. صدابرداری جعفر علیان نیز در انتقال دیالوگ‌ها و صداهای محیطی، عملکرد خوبی داشته است. طراحی گریم مرتضی ضرابی و طراحی لباس و صحنه علی‌اکبر فداکار نیز به باورپذیری فیلم کمک کرده‌اند. مدیر تولید محمود خسروی و مجری طرح علی غفاری نیز با مدیریت مناسب منابع، توانسته‌اند فیلم را در محدودیت‌های معمول تله‌فیلم، به سرانجام برسانند. حضور علی غفاری به عنوان مجری طرح، که خود کارگردانی آثاری چون «شاهرگ»، «چراغ قرمز»، «استرداد»، «ابوزینب»، «تک‌تیرانداز» و «پیشمرگ» را در کارنامه دارد، نشان از دقت عوامل در انتخاب همکاران توانمند دارد.

با این حال، «آخرین سرقت» را نمی‌توان اثری بی‌نقص دانست. فیلم در برخی نقاط دچار شتاب‌زدگی در روایت می‌شود و برخی موقعیت‌ها، آن‌چنان که باید، از ظرافت و عمق کافی برخوردار نیستند. همچنین شخصیت‌پردازی برخی کاراکترهای فرعی، چندان عمیق نیست و بیشتر به نقش‌های کارکردی محدود شده‌اند. با این وجود، این نقاط ضعف را می‌توان تا حدی به محدودیت‌های تولید تله‌فیلم و زمان نسبتاً کوتاه آن نسبت داد. در مجموع، «آخرین سرقت» تله‌فیلمی است که با وجود سادگی، به دلیل ایده جذاب، بازی‌های خوب و فضاسازی مناسب، می‌تواند انتخابی قابل قبول و سرگرم‌کننده برای مخاطبان علاقه‌مند به ژانر پلیسی باشد.

روایتی پلیسی با ایده‌ای جذاب و بازی‌های قابل قبول

تله‌فیلم‌ها در سال‌های دهه هشتاد، یکی از قالب‌های مهم تولید در تلویزیون ایران محسوب می‌شدند و بسیاری از کارگردانان، از این قالب برای روایت داستان‌های کوتاه و جذاب استفاده می‌کردند. «آخرین سرقت» یک فیلم تلویزیونی محصول سال ۱۳۸۷ به کارگردانی، نویسندگی و تهیه‌کنندگی محمدحسین حقیقی است که در ژانر پلیسی-اجتماعی ساخته شده و توانسته با تکیه بر داستانی پرکشش و بازیگرانی باتجربه، اثری قابل قبول و تماشایی را روانه آنتن کند. این تله‌فیلم داستان شخصی به نام امیر با بازی ابوالفضل پورعرب را روایت می‌کند که پس از آزادی از زندان، به سراغ اموالی می‌رود که قبلاً دزدیده و پنهان کرده بود.

داستان «آخرین سرقت» درباره شخصی به نام امیر است که مدت‌ها در زندان بوده و پس از آزادی، به سراغ اموالی می‌رود که قبلاً آن‌ها را دزدیده و در جایی پنهان کرده بود. امیر قصد دارد اموال مسروقه را به صاحبانشان برگرداند، اما در این مسیر با زنی به نام حمیرا آشنا می‌شود و ماجراهایی برایش پیش می‌آید که مسیر زندگی‌اش را تغییر می‌دهد. این خلاصه ساده، در واقع بستری است برای روایت داستانی که هم وجوه پلیسی و تعلیقی دارد و هم به لایه‌های انسانی و اخلاقی شخصیت‌ها می‌پردازد. ایده اصلی فیلم، یعنی بازگشت یک دزد توبه‌کار به جامعه و تلاش او برای جبران گذشته، ایده‌ای آشنا در سینمای ایران است، اما پرداخت آن در «آخرین سرقت» ویژگی‌های خاص خود را دارد. ابوالفضل پورعرب در نقش امیر، یکی از بازی‌های قابل قبول کارنامه خود را ارائه داده است. او که در دهه هفتاد و هشتاد از چهره‌های محبوب و توانمند سینمای ایران بود، در این تله‌فیلم نیز توانسته با بازی متین و باورپذیر خود، شخصیتی خلق کند که هم‌زمان هم خشن و خسته از گذشته است و هم در جستجوی رستگاری. نسرین مقانلو در نقش حمیرا نیز با بازی گرم و صمیمی خود، به جذابیت فیلم افزوده و توانسته تعامل خوبی با پورعرب در صحنه‌های مشترک داشته باشد. محمد کاسبی، رحمان باقریان و انوشیروان ارجمند نیز هر کدام به سهم خود، در خلق فضایی باورپذیر و پلیسی سهیم بوده‌اند.

محمدحسین حقیقی به عنوان نویسنده و تهیه‌کننده، توانسته در «آخرین سرقت» اثری منسجم و قابل قبول ارائه دهد. او با تسلط بر ژانر پلیسی، توانسته تعلیق را در طول فیلم حفظ کند و مخاطب را با پرسش‌هایی درباره سرنوشت اموال مسروقه و آینده امیر همراه سازد. فیلمنامه فیلم، اگرچه از الگوهای آشنای ژانر پلیسی پیروی می‌کند، اما در پرداخت شخصیت‌ها و ایجاد موقعیت‌های دراماتیک، موفق عمل کرده است. استفاده از بازیگران باتجربه نیز، به کارگردان کمک کرده تا شخصیت‌ها باورپذیرتر از آب دربیایند و مخاطب بتواند با آن‌ها همذات‌پنداری کند.

از منظر عوامل فنی، «آخرین سرقت» در سطح قابل قبولی قرار دارد. تصویربرداری جواد صفا با نماهای متنوع و بعضاً خلاقانه، توانسته فضای پلیسی فیلم را به خوبی بازآفرینی کند. صدابرداری جعفر علیان نیز در انتقال دیالوگ‌ها و صداهای محیطی، عملکرد خوبی داشته است. طراحی گریم مرتضی ضرابی و طراحی لباس و صحنه علی‌اکبر فداکار نیز به باورپذیری فیلم کمک کرده‌اند. مدیر تولید محمود خسروی و مجری طرح علی غفاری نیز با مدیریت مناسب منابع، توانسته‌اند فیلم را در محدودیت‌های معمول تله‌فیلم، به سرانجام برسانند. حضور علی غفاری به عنوان مجری طرح، که خود کارگردانی آثاری چون «شاهرگ»، «چراغ قرمز»، «استرداد»، «ابوزینب»، «تک‌تیرانداز» و «پیشمرگ» را در کارنامه دارد، نشان از دقت عوامل در انتخاب همکاران توانمند دارد. فیلم از نظر ایده و داستان و نحوه پردازش به قصه بسیار خوب عمل کرده و استفاده از بازیگران با تجربه و کارکشته در تله‌فیلم، امری بسیار نیکو و قابل تحسین است. کارگردان فیلم، محمدحسین حقیقی، با تسلط بر ژانر پلیسی، توانسته تعلیق را در طول فیلم حفظ کند و مخاطب را با پرسش‌هایی درباره سرنوشت اموال مسروقه و آینده امیر همراه سازد. این تسلط، در صحنه‌های تعقیب و گریز و لحظات حساس فیلم، به خوبی خود را نشان می‌دهد و باعث می‌شود مخاطب تا پایان فیلم، با داستان همراه بماند.

با این حال، «آخرین سرقت» را نمی‌توان اثری بی‌نقص دانست. فیلم در برخی نقاط دچار شتاب‌زدگی در روایت می‌شود و برخی موقعیت‌ها، آن‌چنان که باید، از ظرافت و عمق کافی برخوردار نیستند. همچنین شخصیت‌پردازی برخی کاراکترهای فرعی، چندان عمیق نیست و بیشتر به نقش‌های کارکردی محدود شده‌اند. با این وجود، این نقاط ضعف را می‌توان تا حدی به محدودیت‌های تولید تله‌فیلم و زمان نسبتاً کوتاه آن نسبت داد. در مجموع، «آخرین سرقت» تله‌فیلمی است که با وجود سادگی، به دلیل ایده جذاب، بازی‌های خوب و فضاسازی مناسب، می‌تواند انتخابی قابل قبول و سرگرم‌کننده برای مخاطبان علاقه‌مند به ژانر پلیسی باشد.

ساختار روایی و پیرنگ فیلمنامه

«آخرین سرقت» از یک پیرنگ کلاسیک و خطی پیروی می‌کند که بر پایه «بازگشت» و «جبران گذشته» استوار شده است. داستان از نقطه‌ای شروع می‌شود که شخصیت اصلی (امیر) از زندان آزاد می‌شود و قصد دارد اموال مسروقه را به صاحبانشان برگرداند. این ساختار که یادآور بسیاری از درام‌های پلیسی ایرانی است، به خوبی با فضای فیلم و پیام آن هماهنگی دارد. فیلمنامه در سه پرده مشخص، از معرفی شخصیت و وضعیت اولیه، تا طرح بحران اصلی (آشنایی با حمیرا و ماجراهای بعدی) و نهایتاً گره‌گشایی و پیامدها، پیش می‌رود و مخاطب را با خود همراه می‌سازد. سرمایه اصلی فیلم، همین موقعیت دراماتیک است که حقیقی می‌داند چگونه اطلاعات را قطره‌قطره وارد روایت کند و در بخش‌هایی، تعلیق را به موتور حرکت قصه تبدیل کند.

با این حال، فیلمنامه در برخی نقاط دچار ضعف و پراکندگی می‌شود. مسئله جدی‌تر «آخرین سرقت» به زبان اجرایی آن برمی‌گردد. فیلم در بسیاری از لحظات، حس یک اثر تلویزیونی خوش‌ساخت را دارد اما در برخی نقاط، ریتم فیلم دچار افت می‌شود و برخی موقعیت‌ها، آن‌چنان که باید، از ظرافت و عمق کافی برخوردار نیستند. زمینه‌چینی طولانی ابتدای فیلم نیز قابل نقد است. بخش‌هایی از این مقدمه را می‌توان حذف کرد، بدون آنکه به استخوان‌بندی روایت آسیب جدی وارد شود. حتی به نظر می‌رسد نقطه عطف فیلم می‌توانست از جایی که امیر با حمیرا آشنا می‌شود، آغاز شود؛ جایی که روایت امکان ورود مستقیم‌تری به بحران پیدا می‌کند. چنین انتخابی می‌توانست ریتم فیلم را نیز فشرده‌تر کند. از منظر ساختار سه‌پرده‌ای، فیلم در پرده اول به معرفی موقعیت و شخصیت‌ها می‌پردازد، در پرده دوم با گره‌های متعدد مواجه می‌شود و در پرده سوم، سعی در گره‌گشایی دارد. اما این گره‌گشایی، چنان شتاب‌زده و بدون بسترچینی است که مخاطب را قانع نمی‌کند. در ادامه نیز، ورود شخصیت‌های متعدد و غیرضرور، از قدرت پایان‌بندی می‌کاهد. «آخرین سرقت» ظرفیت آن را داشت که با تمرکز بر بحران امیر و پیامدهای انتخاب‌هایش، با یک یا چند خرده‌روایت دقیق و تأثیرگذار به پایان برسد؛ نه اینکه برای جمع‌بندی، اطلاعات و شخصیت‌های تازه‌ای را وارد میدان کند. با این وجود، فیلم در مجموع، به دلیل بازی‌های خوب و فضاسازی مناسب، توانسته مخاطب را با خود همراه کند و تجربه‌ای قابل قبول برای بیننده رقم بزند.

کارگردانی و مدیریت بازیگران

حقیقی در «آخرین سرقت» نشان داده که با وجود تجربه قابل توجه در فیلم‌های قبلی، در برخی جنبه‌های کارگردانی دچار ضعف است. او می‌کوشد یک مسئله اجتماعی را در قالب یک قصه پرتنش و مخاطب‌محور روایت کند؛ انتخابی که در شرایط امروز سینمای ایران، خود واجد اهمیت است. فیلم می‌خواهد هم قصه بگوید و هم درباره خانواده، بحران و انتخاب‌های اخلاقی سخن بگوید و همین تلاش، نقطه آغاز خوانش جامعه‌شناختی آن است. حقیقی با پشتوانه فیلم‌های قبلی و همکاری با بازیگران توانمند، با تسلط نسبی وارد این پروژه شده است. با این حال، در برخی نقاط، کارگردانی دچار تزلزل می‌شود و کنترل ریتم را تا حدودی از دست می‌دهد. میزانسن‌ها در برخی نقاط چندان دقیق نیست و حرکت دوربین، گاه به جای تأکید بر احساسات شخصیت‌ها، صرفاً به ثبت دیالوگ‌ها می‌پردازد که این امر، از پویایی صحنه‌ها می‌کاهد.

ابوالفضل پورعرب در نقش اصلی فیلم، بازی قابل قبولی ارائه می‌دهد. او که در دهه هفتاد و هشتاد از چهره‌های محبوب و توانمند سینمای ایران بود، در این تله‌فیلم نیز توانسته با بازی متین و باورپذیر خود، شخصیتی خلق کند که هم‌زمان هم خشن و خسته از گذشته است و هم در جستجوی رستگاری. نسرین مقانلو در نقش حمیرا نیز با بازی گرم و صمیمی خود، به جذابیت فیلم افزوده و توانسته تعامل خوبی با پورعرب در صحنه‌های مشترک داشته باشد. محمد کاسبی، رحمان باقریان و انوشیروان ارجمند نیز هر کدام به سهم خود، در خلق فضایی باورپذیر و پلیسی سهیم بوده‌اند و ترکیب بازیگران باتجربه، یکی از نقاط قوت اصلی فیلم محسوب می‌شود.

مدیریت کارگردان در صحنه‌های گروهی و پلیسی، قابل قبول است و او توانسته با کنترل بازیگران و ایجاد تعامل مناسب بین آن‌ها، صحنه‌هایی زنده و پویا خلق کند. با این حال، در برخی نقاط، ریتم فیلم دچار افت می‌شود و برخی سکانس‌ها بیش از حد طولانی می‌شوند که این امر، از کشش فیلم می‌کاهد. همچنین کارگردان در خلق صحنه‌های احساسی و عاشقانه، چندان موفق نیست و این صحنه‌ها فاقد ظرافت و عمق لازم هستند. با وجود این کاستی‌ها، کارگردانی فیلم در مجموع، قابل قبول است و توانسته فیلم را به یک اثر قابل تأمل تبدیل کند.

فیلم‌برداری، موسیقی و فضاسازی

جواد صفا به عنوان تصویربردار، با بهره‌گیری از نماهای متنوع و بعضاً خلاقانه، توانسته فضای پلیسی و پرتنش فیلم را به خوبی بازآفرینی کند. فیلم در بسیاری از لحظات، حس یک اثر تلویزیونی خوش‌ساخت را دارد و این مسئله، بیش از هر چیز به جنس قاب‌ها و میزانسن‌ها برمی‌گردد. فضای شهری و لوکیشن‌های فیلم، با نورپردازی مناسب و ترکیب‌بندی دقیق، به ایجاد حس تعلیق و انتظار کمک کرده‌اند. طراحی صحنه علی‌اکبر فداکار نیز از نقاط قوت فیلم است؛ فضاهایی که سال‌ها خاطرات و نشانه‌های زندگی شخصیت‌ها را در خود جمع کرده‌اند و هم‌زمان در آستانه تغییر قرار دارند. این تضاد میان گذشته و آینده، میان خاطره و ویرانی، به خوبی در قاب‌های فیلم بازتاب یافته است.

موسیقی فیلم نیز یکی از نقاط قوت آن است. موسیقی متن که با فضای پرتنش و دراماتیک فیلم هماهنگی خوبی دارد، به احساسات مخاطب عمق بخشیده و لحظات حساس فیلم را تأثیرگذارتر کرده است. طراحی و ترکیب صدا نیز در ایجاد فضایی واقع‌گرایانه و باورپذیر نقش مؤثری داشته است و به خوبی توانسته صداهای محیطی، به ویژه صدای ترافیک و هیاهوی شهر، را به مخاطب منتقل کند. تدوین فیلم نیز در حفظ ریتم و ایجاد تعلیق در لحظات کلیدی، عملکرد قابل قبولی داشته است، هرچند که در برخی نقاط، فیلم دچار افت ریتم می‌شود. با این حال، فیلم در برخی نقاط از نظر بصری دچار ضعف می‌شود. برخی نماها و قاب‌بندی‌ها، آن‌چنان که باید، خلاقانه و تأثیرگذار نیستند و گاه به سطحی‌ترین شکل ممکن از یک موقعیت استفاده شده است. همچنین در برخی سکانس‌ها، نورپردازی و ترکیب‌بندی، آن‌چنان که انتظار می‌رود، حرفه‌ای نیست و از پتانسیل کامل لوکیشن‌ها استفاده نشده است. با این وجود، در مجموع، تصویربرداری، موسیقی و فضاسازی فیلم «آخرین سرقت»، در خدمت ایجاد فضایی پرتنش و تأثیرگذار بوده و به جذابیت اثر افزوده‌اند.

مضمون بازگشت، جبران و رستگاری

«آخرین سرقت» در لایه‌های مضمونی خود، به یکی از مهم‌ترین مسائل انسانی می‌پردازد: بازگشت به جامعه و جبران گذشته. فیلم تصویری از مردی ارائه می‌دهد که برای جبران اشتباهات گذشته، دست به سفری می‌زند؛ اما این سفر، به تدریج به سفری برای بازگشت به زندگی تبدیل می‌شود. این نکته از منظر روان‌شناختی اهمیت زیادی دارد. در شرایطی که فرد همه دلایل خود برای امید داشتن را از دست داده، چه چیزی می‌تواند او را دوباره به زندگی پیوند بزند؟ پاسخ فیلم، عشق و پیوندهای انسانی است. امیر در طول داستان با حمیرا مواجه می‌شود و همین رابطه، شکافی در قطعیت تصمیم او ایجاد می‌کند.

فیلم در ادامه به سراغ یکی از الگوهای تکرارشده در سینمای اجتماعی ایران می‌رود: «رستگاری از طریق عشق». این ایده در سال‌های گذشته بارها در سینما و تلویزیون به شکل‌های مختلف مورد استفاده قرار گرفته و از همین رو، دیگر به‌تنهایی ظرفیت چندانی برای غافلگیری ندارد. اما حقیقی تلاش می‌کند این الگوی فرسوده را از مسیر دیگری بازسازی کند؛ یعنی به جای تمرکز صرف بر مسئله عشق، به عواقب آن بپردازد؛ بازگشت تدریجی به زندگی، از دست رفتن قطعیت تصمیم و تبدیل روزی که قرار بود پایان زندگی باشد، به فرصتی برای بازگشت. اینجاست که مسئله «خانواده» و «جامعه» اهمیت پیدا می‌کند. چه کسی فرد را به جامعه بازمی‌گرداند؟ مردی که با زور و اقتدار، خود را کنار می‌کشد یا زنی که با عشق و فداکاری، سعی در ترمیم شکاف‌ها دارد؟

فیلم اگرچه همه ظرفیت‌های این پرسش‌ها را به‌طور کامل استخراج نمی‌کند، اما قرار گرفتن در این موقعیت، یکی از نقاط قابل تأمل آن است. در مرکز این بحران، عشق و مفهوم رستگاری قرار دارد. «آخرین سرقت» نشان می‌دهد اگر این الگوی رستگاری بدون توجه به توان فرد و پیامدهای تصمیم ادامه پیدا کند، ممکن است نتیجه‌ای معکوس داشته باشد. فردی که قرار است به واسطه عشق نجات یابد، می‌تواند دقیقاً به دلیل همان عشق وارد مرحله فروپاشی شود. این نکته، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای مضمونی فیلم است که آن را از بسیاری آثار مشابه متمایز می‌کند. با این حال، فیلم در پرداخت این مضمون، گاه به سطحی‌نگری می‌افتد و از واکاوی عمیق‌تر آن خودداری می‌کند.

جایگاه فیلم در سینمای ایران و تأثیرات فرهنگی

«آخرین سرقت» را باید در بستر سینمای ایران و تحولات آن در سال‌های اخیر بررسی کرد. در شرایطی که بسیاری از فیلم‌ها با بودجه‌های کلان سازمانی و دولتی ساخته می‌شوند و از امکانات تبلیغاتی گسترده‌ای برخوردارند، سینمای مستقل با بودجه‌هایی محدود و بدون پشتوانه‌های ارگانیک، تنها بر جذابیت‌های قصه‌پردازی، کیفیت فیلمنامه، عناصر بصری، کشش دراماتیک و تعلیق لازم برای رضایت مخاطب تکیه کرده است. «آخرین سرقت» که در قالب تله‌فیلم تولید شده، نشان از ظرفیت بالای این قالب برای روایت داستان‌های اجتماعی و انسانی دارد، هرچند که این حضور، همواره با چالش‌ها و محدودیت‌های خاص خود همراه است.

از منظر تأثیرات فرهنگی، «آخرین سرقت» را می‌توان فیلمی دانست که به یکی از مهم‌ترین مسائل جامعه ایرانی، یعنی بازگشت زندانیان به جامعه و جبران گذشته، می‌پردازد. ایده اصلی فیلم از دغدغه شخصی کارگردان درباره نهاد خانواده و جامعه نشأت گرفته است. پرسش محوری او این بوده که تاب‌آوری خانواده‌های ایرانی در برابر فشارهای داخلی و خارجی، اعم از مسائل اقتصادی، تنش‌های زناشویی و اختلافات درون‌خانوادگی، تا چه حد است. متأسفانه امروزه شاهد افزایش آمار جدایی و فروپاشی خانواده‌ها هستیم. نهاد خانواده به‌عنوان کوچک‌ترین و بنیادی‌ترین واحد اجتماعی، نقشی تعیین‌کننده در رشد و تربیت فرزندان دارد. فیلم در پرداخت این دغدغه، اگرچه با کاستی‌هایی همراه است، اما توانسته تصویری باورپذیر از یک خانواده ایرانی در مواجهه با بحران ارائه دهد و مخاطب را به تأمل در مورد نقش امید، فداکاری و پیامدهای انتخاب‌های خود وادار کند. نکته قابل تأمل در نقدهای منتشرشده، دوگانگی میان فرم و مضمون فیلم است. بخشی از منتقدان، فیلم را از منظر فرم، فیلمنامه و ظرافت روایی با انتقادهایی جدی مواجه کرده‌اند، اما هم‌زمان تصویری که فیلم از ایران، خانواده و محدودیت‌های اجتماعی ارائه می‌دهد، برای همین منتقدان به‌شدت قابل توجه و حتی جذاب بوده است. گویی برای بخشی از منتقدان، آنچه فیلم درباره ایران می‌گوید، از چگونگی گفتن آن مهم‌تر شده است. از این منظر، «آخرین سرقت» نمونه‌ای قابل تأمل از فیلم‌هایی است که ممکن است در سطح هنری و سینمایی محل مناقشه باشند، اما در فضای تلویزیونی به واسطه تصویری که از امید، فروپاشی خانواده، پدرسالاری، مهاجرت و بحران اجتماعی ارائه می‌کنند، مورد توجه قرار می‌گیرند.

در نهایت، «آخرین سرقت» را می‌توان فیلمی دانست که با وجود برخی ضعف‌های روایی و اغراق در نمادپردازی، توانسته با تکیه بر بازی قابل قبول ابوالفضل پورعرب، فضاسازی مناسب و پرداختن به موضوعی چالش‌برانگیز، اثری قابل تأمل و بحث‌برانگیز خلق کند. این فیلم نشان می‌دهد که سینمای ایران، هنوز ظرفیت‌های ناشناخته‌ای برای روایت داستان‌های اجتماعی و انسانی دارد و اگر فیلمسازان با دقت و وسواس بیشتری به سراغ این سوژه‌ها بروند، می‌توانند آثاری ماندگار و تأثیرگذار تولید کنند. «آخرین سرقت» گامی در این مسیر است که امیدواریم با نقدهای منصفانه و سازنده، زمینه‌ساز رشد و تعالی هرچه بیشتر فیلمسازان جوان و تازه‌کار شود.

* به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/jC1
اخبار مرتبط
فیلم «کمی نور» به کارگردانی علی عسگری، یکی از تحسین‌شده‌ترین آثار سینمای ایران در جشنواره ونیز، داستان پزشکی ایرانی به نام آرش را روایت می‌کند که پس از بازداشت و از دست دادن مجوز طبابت، تصمیم به خودکشی گرفته و در آخرین روز زندگی‌اش به دیدار خانواده‌اش می‌رود. این فیلم که فیلمنامه آن را عسگری با همراهی شادمهر راستین نوشته، توانسته توجه منتقدان بین‌المللی را به خود جلب کند. ایندی‌وایر آن را «معجزه کوچک» خوانده، ورایتی آن را «درامی زندگی‌بخش» توصیف کرده و هالیوود ریپورتر آن را «درامی سوگوار با طنزی ظریف» دانسته است.
فیلم «مراقب» ساخته محسن قرایی، با عنوان بین‌المللی «خانه در حال فروپاشی»، در بخش افق‌های هشتادوسومین جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد و توانست چهار ستاره از گاردین دریافت کند. این فیلم داستان رشید، زندانبان رده‌پایینی با بازی درخشان فرهاد اصلانی را روایت می‌کند که پس از مواجهه با بحران‌های اقتصادی و شخصی، همسر و دخترانش را در خانه حبس می‌کند. لاله مرزبان در نقش انسی، دختر بزرگ خانواده، و ریما رامین‌فر از دیگر بازیگران این فیلم هستند. «مراقب» که همچنان مجوز اکران داخلی ندارد، در جدول آرای منتقدان فیپرشی در بخش افق‌ها صدرنشین شده و با میانگین امتیاز ۴.۲۵ از ۵ بالاتر از سایر آثار این بخش قرار گرفته است.
فیلم «ماه پنهان» نخستین تجربه سینمایی محمدرضا یکانی است که در ژانر اجتماعی و با روایتی پلیسی و پرتعلیق، به یکی از آسیب‌های مهم اجتماعی می‌پردازد. این فیلم که به تهیه‌کنندگی ایرج محمدی و نویسندگی آوا اکبری ساخته شده، داستان خانواده یک کارگر ساختمانی را روایت می‌کند که با وقوع یک کودک‌ربایی، زندگی‌شان دچار بحرانی بزرگ می‌شود. لیندا کیانی، آرمین رحیمیان، فرزاد حسنی، امین میری و بهار قاسمی از جمله بازیگران این فیلم هستند. «ماه پنهان» با تکیه بر موقعیت دراماتیک خود، تلاش دارد تا تعلیق را به موتور حرکت قصه تبدیل کند و در بخش‌هایی موفق می‌شود، اما در اجرای سینمایی، شخصیت‌پردازی و یکدستی بازی‌ها، با کاستی‌هایی همراه است.
فیلم «آپاراتچی» به کارگردانی قربانعلی طاهرفر، نخستین تجربه کارگردانی او، بر اساس رمانی به همین نام نوشته روح‌الله رشیدی ساخته شده و در چهل و دومین جشنواره فیلم فجر در بخش نگاه نو حضور یافته است. این فیلم داستان فیلمسازی آذری‌زبان را روایت می‌کند که بدون داشتن حتی یک کلاس سواد، شروع به فیلمسازی کرده و با تمام موانع و چالش‌ها می‌جنگد تا رویای خود را محقق کند. تورج الوند در نقش اصلی فیلم، یکی از درخشان‌ترین بازی‌های کارنامه خود را ارائه داده و در کنار رضا ناجی، فاطمه مسعودی‌فر، هومن برق‌نورد و بهنام تشکر، ترکیبی ویژه از بازی‌های روان و باورپذیر را شکل داده است.
فیلم «اخراجی‌ها ۲» به کارگردانی و نویسندگی مسعود ده‌نمکی که نوروز ۱۳۸۸ اکران شد، با فروش هفت میلیارد و هشتصد و هشتاد و چهار میلیون تومان، رکورد پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را در آن مقطع شکست. این فیلم که ادامه‌ای بر داستان قسمت اول است، دو خط روایی موازی را دنبال می‌کند؛ اسارت رزمندگان در اردوگاه‌های عراقی و ربایش هواپیمای مسافران توسط سازمان مجاهدین خلق. با بازیگرانی چون امین حیایی، اکبر عبدی، محمدرضا شریفی‌نیا و جواد رضویان، فیلم توانست مخاطبان میلیونی را به سالن‌ها بکشاند، اما منتقدان آن را به دلیل ضعف در شخصیت‌پردازی، تصادف‌های بی‌منطق، اغراق در بازی‌ها و عدم پرداخت به معنویت جبهه، مورد نقد جدی قرار دادند.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید