آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:
سازمان هدفمندسازی یارانهها اعلام کرد که یارانه نقدی مرحله ۱۸۷ مربوط به شهریورماه ۱۴۰۵ به حساب ۱۰ میلیون و ۳۸۴ هزار و ۵۹۵ سرپرست خانوارهای دهکهای اول تا سوم در سراسر کشور واریز شده و هماکنون قابل برداشت است. خبری که برای بسیاری از خانوارهای کمدرآمد، هرچند تکراری، اما همچنان حیاتی است. بر اساس دهکبندی اعلامشده از سوی وزارت رفاه، ۲۸ میلیون و ۱۸۹ هزار و ۷۱۷ نفر در دهکهای اول تا سوم قرار دارند. این عدد، یعنی نزدیک به یکسوم جمعیت ایران، به نوعی وابسته به همین پرداختهای ماهانه هستند؛ پرداختهایی که در شرایط تورمی فعلی، حکم نفسکشیدن در زیر آب را دارد.
واریز یارانه در روزهای پایانی شهریور، در حالی انجام میشود که قیمت اقلام اساسی همچنان با شیب تند بالا میرود. خانوارهای دهکهای پایین، که بیشترین سهم را از تورم خوراکیها میبرند، این مبلغ را نه به عنوان یک کمک اضافه، بلکه به عنوان بخشی از بودجه ضروری ماهانه خود میبینند. مرحله ۱۸۷ یارانه نقدی، از نظر عددی، نشاندهنده تداوم یک روند طولانی است؛ روندی که از سالها پیش آغاز شده و هنوز به یک نظام حمایتی پایدار و کارآمد تبدیل نشده است. هر ماه، مبلغی واریز میشود، اما پرسش اصلی اینجاست: آیا این مبلغ با نرخ تورم فعلی هماهنگ است؟
دهکهای اول تا سوم، طبق تعریف وزارت رفاه، شامل کمدرآمدترین اقشار جامعه میشوند؛ خانوادههایی که اغلب در حاشیه شهرها، روستاها و مناطق کمبرخوردار زندگی میکنند و دسترسی محدودی به فرصتهای شغلی و درآمدی پایدار دارند. برای این خانوارها، یارانه نقدی نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است. در ماههای اخیر، بحثهای زیادی درباره اصلاح نظام یارانهای و هدفمندسازی دقیقتر آن مطرح شده است. برخی کارشناسان معتقدند که پرداخت نقدی، بهتنهایی نمیتواند مشکل معیشت را حل کند و باید با سیاستهای مکمل مانند کالابرگ، کنترل قیمت و ایجاد اشتغال همراه شود. واریز یارانه شهریور، در شرایطی که بازار ارز و سوخت نیز ملتهب است، اهمیت دوچندان پیدا میکند. خانوارهای کمدرآمد، که همزمان با گرانی بنزین، دلار و اقلام خوراکی دستوپنجه نرم میکنند، این پرداخت را به عنوان یک تنفس کوتاه میبینند؛ تنفسی که شاید تا پایان ماه بیشتر دوام نیاورد. در نهایت، آنچه از این خبر باقی میماند، تصویری آشناست: واریز یارانه، قابل برداشت شدن، و ادامه زندگی در سایه تورمی که هر روز سفرهها را کوچکتر میکند. یارانه شهریور واریز شد، اما پرسش بزرگتر همچنان بیپاسخ مانده است: آیا این مسیر، میتواند به یک نظام حمایتی عادلانه و مؤثر تبدیل شود؟
ابعاد جمعیتی و اقتصادی یارانه دهکهای کمدرآمد
واریز یارانه به ۱۰ میلیون و ۳۸۴ هزار و ۵۹۵ سرپرست خانوار، به معنای پوشش ۲۸ میلیون و ۱۸۹ هزار و ۷۱۷ نفر است. این عدد، نزدیک به یکسوم جمعیت ایران را شامل میشود؛ جمعیتی که عمدتاً در دهکهای اول تا سوم قرار دارند و از نظر شاخصهای اقتصادی، آسیبپذیرترین گروه جامعه محسوب میشوند. پرداخت یارانه به این گروه، نه یک سیاست رفاهی لوکس، بلکه یک ضرورت برای جلوگیری از فروپاشی معیشتی است.
از منظر اقتصادی، یارانه نقدی به این خانوارها نقش تثبیتکننده دارد. در شرایطی که درآمد ثابت و اغلب پایین است، این پرداخت میتواند حداقلی از قدرت خرید را حفظ کند. اما نکته مهم اینجاست که مبلغ یارانه، در برابر تورم فزاینده، هر ماه ارزش واقعی خود را از دست میدهد. به بیان دیگر، یارانه اسمی ثابت است، اما تورم آن را آب میکند. بررسی توزیع جغرافیایی این ۱۰ میلیون خانوار نیز نشان میدهد که بخش قابل توجهی از آنها در مناطق روستایی و حاشیه شهرهای بزرگ زندگی میکنند. این مناطق، اغلب با کمبود زیرساختها، فرصتهای شغلی محدود و دسترسی دشوار به خدمات روبهرو هستند. بنابراین، یارانه نقدی برای این خانوارها، تنها منبع درآمد قابل پیشبینی است و هرگونه تأخیر یا کاهش در آن، میتواند پیامدهای جدی داشته باشد.
رابطه یارانه نقدی با تورم و قدرت خرید
یکی از مهمترین پرسشها درباره یارانه نقدی این است که آیا مبلغ آن با نرخ تورم هماهنگ است یا خیر. آمارها نشان میدهد که تورم نقطهبهنقطه در ماههای اخیر از مرز ۸۹ درصد گذشته و تورم خوراکیها حتی از ۱۲۷ درصد نیز فراتر رفته است. در چنین شرایطی، مبلغ ثابت یارانه، عملاً بخش کوچکی از افزایش هزینههای خانوار را جبران میکند.
برای درک بهتر این موضوع، کافی است نگاهی به سبد مصرفی خانوارهای کمدرآمد بیندازیم. بخش عمده درآمد این خانوارها صرف خوراک، مسکن و حمل و نقل میشود؛ سه حوزهای که بیشترین افزایش قیمت را در ماههای اخیر تجربه کردهاند. بنابراین، یارانه نقدی اگرچه به ظاهر یک کمک است، اما در عمل، تنها بخشی از شکاف ایجادشده را پر میکند. نکته دیگر اینکه، تورم نه تنها قدرت خرید یارانه را کاهش میدهد، بلکه انتظارات تورمی را نیز تشدید میکند. خانوارهایی که میدانند قیمتها هر ماه بالاتر میرود، سعی میکنند خرید خود را جلو بیندازند یا به کالاهای ارزانتر روی بیاورند. این رفتار، خودش میتواند به افزایش تقاضا و در نتیجه، تشدید بیشتر تورم منجر شود. یارانه نقدی، در چنین فضایی، بیشتر نقش یک مسکن موقت را دارد تا یک درمان پایدار.
هدفمندسازی یارانه و چالشهای شناسایی نیازمندان
هدفمندسازی یارانه، سالهاست که به یکی از مباحث اصلی سیاستگذاری اقتصادی در ایران تبدیل شده است. ایده اصلی این است که یارانه باید به دست نیازمندان واقعی برسد و از هدررفت منابع جلوگیری شود. اما اجرای این ایده، با چالشهای جدی روبهرو بوده است؛ از جمله دشواری شناسایی دقیق نیازمندان و تغییرات مداوم در وضعیت اقتصادی خانوارها.
سیستم دهکبندی وزارت رفاه، تلاشی برای شناسایی گروههای هدف است. اما این سیستم نیز بیعیب نیست. بسیاری از کارشناسان معتقدند که معیارهای فعلی، بهتنهایی نمیتوانند تصویری دقیق از وضعیت اقتصادی خانوارها ارائه دهند. برای مثال، خانوارهایی که درآمد اسمی بالاتری دارند، اما به دلیل هزینههای بالای مسکن یا درمان، در عمل فقیرتر هستند، ممکن است در دهکهای بالاتر قرار بگیرند و از یارانه محروم شوند. از سوی دیگر، تغییرات سریع اقتصادی میتواند وضعیت خانوارها را در مدت کوتاهی دگرگون کند. خانوادهای که امروز در دهک سوم قرار دارد، ممکن است چند ماه بعد به دلیل بیکاری یا بیماری، به دهک اول سقوط کند. سیستم هدفمندسازی، اگر نتواند خود را با این تغییرات هماهنگ کند، ممکن است بخشی از نیازمندان واقعی را از دست بدهد. بنابراین، بهروزرسانی مداوم پایگاه داده و استفاده از معیارهای چندبعدی، ضروری است.
مقایسه یارانه نقدی با سایر سیاستهای حمایتی
یارانه نقدی، تنها ابزار حمایتی دولت از اقشار کمدرآمد نیست. کالابرگ، یارانه معیشتی، بستههای حمایتی و پرداختهای موردی، از دیگر سیاستهایی هستند که در سالهای اخیر اجرا شدهاند. پرسش مهم اینجاست که کدام یک از این ابزارها، کارآمدتر و عادلانهتر است؟
یارانه نقدی مزیت انعطافپذیری دارد؛ خانوار میتواند آن را بر اساس نیاز خود خرج کند. اما همین انعطافپذیری، در شرایط تورمی، به یک نقطه ضعف تبدیل میشود؛ زیرا ارزش واقعی آن به سرعت کاهش مییابد. در مقابل، کالابرگ یا بستههای حمایتی، اگر به درستی طراحی شوند، میتوانند دسترسی خانوار به اقلام اساسی را تضمین کنند و از سوءاستفاده جلوگیری کنند. با این حال، کالابرگ نیز چالشهای خود را دارد؛ از جمله محدودیت در تنوع کالاها، مشکلات اجرایی در توزیع و احتمال ایجاد بازار سیاه. تجربه سالهای گذشته نشان میدهد که هیچکدام از این ابزارها بهتنهایی نمیتوانند مشکل معیشت را حل کنند. راهحل واقعی، ترکیبی هوشمندانه از این سیاستهاست که در آن، یارانه نقدی برای تأمین نیازهای فوری، کالابرگ برای تضمین دسترسی به اقلام اساسی و سیاستهای اشتغالمحور برای توانمندسازی خانوارها به کار گرفته شود.
ضرورت اصلاحات ساختاری
واریز یارانه شهریور، اگرچه یک اقدام ضروری و بهموقع است، اما نمیتواند جایگزین اصلاحات ساختاری در نظام حمایتی شود. اقتصاد ایران، سالهاست که با مشکل تورم مزمن، بیکاری و نابرابری دستوپنجه نرم میکند. در چنین شرایطی، پرداخت یارانه نقدی، تنها یک مسکن موقت است و نه درمان ریشهای.
برای رسیدن به یک نظام حمایتی پایدار، دولت باید چند اقدام کلیدی را در دستور کار قرار دهد. نخست، اصلاح نظام مالیاتی به گونهای که منابع لازم برای پرداخت یارانههای پایدار تأمین شود. دوم، کنترل تورم از طریق سیاستهای پولی و مالی منسجم. سوم، ایجاد فرصتهای شغلی پایدار برای اقشار کمدرآمد، بهویژه در مناطق محروم. چهارم، بهبود کیفیت آموزش و مهارتآموزی برای افزایش توانمندی نیروی کار. و پنجم، شفافیت در توزیع منابع و نظارت مردمی بر اجرای سیاستهای حمایتی. در نهایت، باید پذیرفت که یارانه نقدی، هرچند مهم و ضروری، تنها بخشی از یک تصویر بزرگتر است. تا زمانی که ریشههای تورم و بیکاری درمان نشوند، هر پرداخت حمایتی، تنها میتواند اندکی از درد را تسكین دهد. خانوارهای کمدرآمد، نه به یارانههای موقت، بلکه به یک نظام اقتصادی عادلانه و پایدار نیاز دارند؛ نظامی که در آن، کار کردن، تضمینکننده زندگی شرافتمندانه باشد.