آسیانیوز ایران؛ سرویس حقوقی:
کاظم عاشوری گیلده - محقق و نویسنده - خانه، در فرهنگ ایرانی، همیشه جایگاه امن و پناهگاهی برای آرامش و همدلی بوده است. اما گاهی همین خانه که باید سرشار از عشق و عدالت باشد، با یک تصمیم ساده والدین دچار بحرانی میشود که پایههای محبت و اعتماد را از هم میپاشد. یکی از مهمترين و حساسترین این تصمیمها، نحوه تقسیم اموال و داراییها میان فرزندان است.
تبعیض؛ زخمی که هرگز التیام نمییابد
پدر و مادرها معمولاً با نیت خیرخواهی تصمیم میگیرند، اما کافی است در تقسیم دارایی میان فرزندان عدالت رعایت نشود. احساس تبعیض در ذهن یکی از فرزندان، حتی اگر کوچکترین اختلاف باشد، به زخمی عمیق تبدیل میشود که گاه تا پایان عمر باقی میماند. فرزندی که احساس میکند حقش نادیده گرفته شده، دیگر نه خانه پدری را مأمن میداند و نه برادر یا خواهرش را همخون و همدل. تبعیض میتواند به مرور زمان روابط عاطفی را فرسوده کند و خانوادهای را که سالها با رنج و تلاش ساخته شده، به صحنه اختلاف و دشمنی تبدیل کند.
تناقض میان باور و عمل
در بسیاری از خانوادهها والدین در زندگی روزمره چندان به دین و مذهب پایبند نیستند، اما به محض اینکه موضوع تقسیم مال پیش میآید، میگویند: «طبق شرع باید پسر دو سهم و دختر یک سهم ببرد.» این رفتار متناقض، ذهن فرزندان را دچار سردرگمی میکند. اگر باور و التزامی به احکام دینی وجود ندارد، توجیه تبعیض بر اساس مذهب چه معنایی دارد؟ و اگر واقعاً به آن اعتقاد هست، چرا این پایبندی در همه ابعاد زندگی دیده نمیشود؟ این دوگانگی نه تنها عدالت را زیر سؤال میبرد، بلکه حس صداقت والدین را هم در نگاه فرزندان خدشهدار میسازد.
مال و ثروت؛ بهانهای برای شکاف خانوادگی
در ظاهر، موضوع تقسیم اموال مسئلهای مالی به نظر میرسد، اما حقیقت آن است که بار اصلی این ماجرا روانی و عاطفی است. دختری که سالها کنار والدین مانده و از آنان مراقبت کرده، وقتی میبیند سهم کمتری از برادری گرفته که شاید دور از خانواده بوده، عمیقاً دلگیر میشود. پسری که بار اقتصادی خانه را به دوش کشیده، وقتی سهمی برابر با خواهر یا برادری دریافت میکند که مسئولیتی نداشته، احساس بیعدالتی میکند. این احساسات سرکوبشده، بذر اختلافات آیندهاند. بسیاری از پروندههای دادگاهی، شکایتهای خانوادگی و حتی قهرهای چندینساله میان خواهران و برادران، ریشه در همین تقسیمهای ناعادلانه دارد.
خانهای که از درون میشکند
یک خانواده وقتی از هم میپاشد، الزاماً دیوارهایش فرو نمیریزد. گاهی دیوارها پابرجاست، اما درون آن سالها سرمای بیمهری و بیاعتمادی جریان دارد. این همان خطری است که والدین باید جدی بگیرند. هیچ دارایی، حتی اگر میلیاردها ارزش داشته باشد، توان بازسازی اعتمادی را که بر اثر تبعیض از بین رفته، ندارد.
نقش پدر و مادر؛ میراث عدالت
پدر و مادر تنها دارایی مادی خود را به فرزندان نمیبخشند؛ آنان میراثی معنوی هم بهجا میگذارند. اگر این میراث، عدالت، انصاف و برابری باشد، فرزندان برای نسلها از آن بهرهمند خواهند شد. اما اگر میراث آنان تبعیض و بیعدالتی باشد، شکافهای عمیقی ایجاد میشود که سالها التیام نخواهد یافت. در واقع، آنچه فرزندان بیش از زمین، خانه یا حساب بانکی نیاز دارند، یادگاری از انصاف و عدالت والدین است؛ سرمایهای که هیچگاه تمام نمیشود.
سخن پایانی
سؤال جدی اینجاست: اگر قرار است در تقسیم اموال میان فرزندان تبعیض قائل شویم، چرا آنان را به دنیا آوردیم تا امروز با بیعدالتی، سرنوشتشان را گره به اختلاف و جدایی بزنیم؟ خانواده، اساس جامعه ایرانی است. هر تصمیم کوچک والدین میتواند پیامدی بزرگ برای آینده داشته باشد. عدالت در تقسیم مال، نه تنها یک وظیفه اخلاقی، بلکه تضمینی برای حفظ عشق، اعتماد و اتحاد خانواده است. زیرا در پایان، آنچه برای فرزندان باقی میماند، نه مقدار ثروت، بلکه یاد عدالت یا بیعدالتی پدر و مادر خواهد بود.