آسیانیوز ایران؛ سرویس افغانستان:
در یک حرکت دیپلماتیک قابل توجه، حکومت طالبان در افغانستان به سیگنالهای مثبت تهران پاسخ داد. معاون سخنگوی این گروه، از اظهارات اخیر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، درباره «تسریع تعامل با افغانستان» استقبال کرد. حمدالله فطرت، روز شنبه با توصیف این اظهارات به عنوان «مثبت»، تأکید کرد که طالبان در تمام عرصهها در پی ایجاد فضای اعتماد با همسایه غربی خود است. این واکنش، میتواند نشانهای از تمایل کابل برای تنشزدایی و گسترش همکاریها باشد. رئیسجمهور ایران در پایان سفر خود به استان مرزی خراسان جنوبی، بر عزم کشورش برای تقویت و تسریع تعاملات با افغانستان، به ویژه در مناطق مرزی تأکید کرده بود. او حتی به استاندار این استان اختیار داده تا این روند را شتاب بخشد. این رویکرد فعال ایران در مرزهای شرقی، در بستری شکل میگیرد که روابط افغانستان با همسایه شرقی خود، پاکستان، به شدت تیره شده و مرزهای مشترک بسته است. ایران به نظر میرسد قصد دارد از این فرصت برای افزایش نفوذ اقتصادی و تجاری خود استفاده کند.
حجم مبادلات تجاری دو کشور هم اکنون به حدود چهار میلیارد دلار رسیده است. با برهم خوردن روابط بازرگانی کابل با اسلامآباد، انتظار میرود این رقم به طور قابل توجهی افزایش یابد. گزارشها حاکی است که طالبان به دنبال جایگزینی بنادر پاکستان با بنادر ایرانی چابهار و بندرعباس است. این امر میتواند موقعیت ایران را به عنوان کریدور ترانزیتی حیاتی برای افغانستان تقویت کند. اما این اظهارات متقابل در حالی مطرح میشود که طالبان هفته گذشته از حضور در یک نشست مهم منطقهای در تهران با حضور همسایگان افغانستان و روسیه خودداری کرد. غیبت کابل در آن نشست، سوالاتی درباره اولویتهای دیپلماتیک طالبان ایجاد کرده بود. پس از آن نشست، دستیار ویژه رئیسجمهور ایران برای پیگیری گفتوگو به کابل سفر کرد و از وزیر خارجه طالبان برای سفر به تهران دعوت به عمل آورد. استقبال امروز طالبان میتواند پاسخی به آن دیپلماسی فعال باشد.
تحلیل اظهارات طرفین؛ از دیپلماسی مرزی تا اقتصاد سیاسی
اظهارات رئیسجمهور ایران و پاسخ طالبان را باید در دو سطح تحلیل کرد. در سطح اول، یک دیپلماسی عملگرای مرزی است. ایران با توجه به بحران در روابط افغانستان و پاکستان، به دنبال تثبیت موقعیت خود به عنوان شریک تجاری و ترانزیتی اول کابل است. اعطای اختیار به استاندار خراسان جنوبی نشان از ارادهای محلی و سریع برای حل موانع مرزی و تجاری دارد. در سطح دوم، این یک بازی اقتصاد سیاسی کلان است. ایران میخواهد وابستگی افغانستان به بنادر خود (چابهار و بندرعباس) را افزایش دهد که این امر علاوه بر منافع اقتصادی، اهرم سیاسی مهمی در بلندمدت ایجاد میکند. پاسخ مثبت طالبان نیز نشان میدهد که این گروه در شرایط انزوای نسبی و مشکلات اقتصادی، حاضر به تعامل سازنده با همسایه قدرتمندی است که میتواند نیازهای حیاتی آن را برطرف کند.
نقش اختلاف با پاکستان در تغییر معادلات منطقهای
یکی از عوامل کلیدی در این تحول، تنش عمیق فعلی بین طالبان و پاکستان است. بسته شدن مرزها و قطع روابط تجاری با اسلامآباد، افغانستان را با چالش جدی در زمینه ترانزیت کالا، واردات و صادرات روبرو کرده است. این خلأ، فرصت استثنایی برای ایران ایجاد کرده تا خود را به عنوان گزینه جایگزین مطمئن معرفی کند. اگر ایران بتواند زیرساختهای مرزی و لجستیکی خود را به سرعت بهبود بخشد، میتواند سهم خود از بازار افغانستان را به طور چشمگیری افزایش دهد. این نه تنها یک موفقیت اقتصادی، بلکه یک پیروزی ژئوپلیتیک در رقابت با پاکستان خواهد بود. طالبان نیز با تشویق این روند، در پی تنوع بخشیدن به مسیرهای ارتباطی و کاهش وابستگی انحصاری به پاکستان هستند.
تناقض ظاهری؛ غیبت در نشست تهران و استقبال از تعامل دوجانبه
واکنش مثبت طالبان به اعلامیه پزشکیان، با غیبت این گروه در نشست مهم منطقهای تهران (با حضور روسیه، چین، پاکستان و دیگر همسایگان) در تضاد ظاهری قرار دارد. این تناقض را میتوان اینگونه تفسیر کرد: طالبان ممکن است مذاکرات چندجانبه تحت فشار جمعی را که میتواند شامل مطالباتی درباره تشکیل دولت فراگیر یا حقوق بشر باشد، نپسندند و ترجیح دهند رویکرد دوجانبه را دنبال کنند. در روابط دوجانبه، آنها میتوانند بر مسائل عملی و فوری مانند تجارت و مرز متمرکز شوند و از بحثهای حساس سیاسی اجتناب کنند. بنابراین، استقبال از تعامل با ایران لزوماً به معنای تغییر کلی مواضع دیپلماتیک سختگیرانه طالبان نیست، بلکه نشان از اولویتدهی به منافع اقتصادی فوری دارد.
چالشهای پیش روی گسترش روابط؛ از نااطمینانی تا زیرساخت
با وجود علاقه ظاهری دو طرف، موانع عمدهای بر سر راه گسترش سریع روابط وجود دارد:
-
نا اطمینانی سیاسی
بیاعتمادی تاریخی بین تهران و طالبان به راحتی از بین نمیرود. ایران نگران امنیت مرزها، مسئله مهاجران و فعالیت گروههایی است که ممکن است از خاک افغانستان علیه آن اقدام کنند.
-
محدودیتهای مالی
ایران خود با تحریمها و مشکلات اقتصادی دست به گریبان است و توان سرمایهگذاری کلان در زیرساختهای مرزی را ندارد.
-
ظرفیت محدود بنادر
بنادر جنوبی ایران مانند چابهار هنوز از نظر ظرفیت و تجهیزات با بنادر کراچی پاکستان قابل مقایسه نیستند.
-
مسائل حقوقی و بانکی
تحریمها، انجام مبادلات بانکی و بیمهای را بین دو کشور پیچیده میکند. غلبه بر این چالشها نیازمند زمان و تعهد سیاسی بلندمدت است.
چشمانداز آینده؛ همزیستی مبتنی بر منفعت متقابل
به نظر میرسد در کوتاهمدت و میانمدت، روابط ایران و افغانستان تحت حکومت طالبان بر پایه «همزیستی مبتنی بر منفعت متقابل» استوار خواهد بود. ایران به دنبال امنیت مرزهای شرقی، جلوگیری از بحران جدید مهاجرتی و کسب منافع اقتصادی است. طالبان نیز به دنبال شکستن انزوای بینالمللی، یافتن راههای جدید برای تجارت و ترانزیت و دریافت کمکهای فنی است. اگر دو طرف بتوانند بر مسائل عملیاتی مانند تسهیل گمرکی، توسعه زیرساختهای مرزی و همکاریهای امنیتی محدود به توافق برسند، روابط وارد فاز نسبتاً باثباتی میشود. با این حال، این همکاری لزوماً به معنای به رسمیت شناختن کامل حکومت طالبان توسط ایران یا حل اختلافات ایدئولوژیک نیست. این رابطه احتمالاً ترکیبی از همکاری اقتصادی و احتیاط سیاسی خواهد بود که تحت تأثیر تحولات داخلی افغانستان و روابط هر دو کشور با غرب و همسایگان دیگر قرار میگیرد.