آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
در فضای سیاسی پرتلاطم خاورمیانه، گاهی اتحادها و دشمنیها آنگونه که به نظر میرسند نیست. روابط ایران و ترکیه، همواره در معرض تحلیلهای سطحی قرار داشته است؛ تحلیلهایی که عمق همکاریهای استراتژیک دو کشور را نادیده میگیرد. حالا، پرده از یکی از عمیقترین و محرمانهترین جنبههای این همکاری برداشته شده است. وزیر دفاع ترکیه در اظهاراتی بیسابقه و شفاف، نقش اطلاعاتی حیاتی کشورش را در یکی از حساسترین مقاطع امنیتی برای ایران افشا کرده است. صحبت از جنگ ۱۲ روزه تیرماه ۱۴۰۴ است؛ زمانی که تنش بین ایران و اسرائیل به اوج خود رسیده بود. در آن شرایط بحرانی، یک تهدید بزرگ دیگر در حال شکلگیری در مرزهای غربی ایران بود: نقشهای برای یک تهاجم زمینی. بر اساس اعلام یاشار گولر، سرویسهای اطلاعاتی ترکیه از طریق پایشهای پیشرفته خود، موفق به رصد این طرح شدند. بازیگران اصلی، گروهکهای تروریستی مستقر در کردستان عراق بودند که تحت هدایت و پشتیبانی مستقیم اسرائیل عمل میکردند.
هدف آنان، باز کردن جبههای زمینی علیه ایران و تحت فشار قرار دادن نیروهای مسلح کشور در میانه درگیری با اسرائیل بود. یک حمله همزمان از دو جبهه میتوانست پیامدهای امنیتی غیرقابل پیشبینی داشته باشد. اما این نقشه، پیش از اجرا در نطفه خفه شد. کلید این موفقیت، نه در تهران، که در آنکارا بود. گولر تأکید کرد که اطلاعات و نقشههای دقیق عملیاتی این گروهکها، به سرعت و بدون فوت وقت در اختیار مقامات امنیتی ایران قرار گرفت. نتیجه، ضربات موشکی دقیق و فلجکننده نیروهای مسلح ایران به مواضع، پایگاهها و خطوط ارتباطی این گروهکها بود. تهاجم زمینی پیش از آنکه آغاز شود، متوقف شد و یک بحران امنیت ملی بزرگ، خنثی گردید. این گزارش، به تحلیل ابعاد استراتژیک این افشاگری، تأثیر آن بر روابط دوجانبه و منطقهای پشت همکاری اطلاعاتی ایران و ترکیه در قلب بیثباتترین منطقه جهان میپردازد.
عمق همکاری اطلاعاتی؛ راز ماندگاری روابط در بحرانها
اظهارات وزیر دفاع ترکیه، سطح بیسابقهای از اعتماد و همکاری عملیاتی بین سرویسهای اطلاعاتی دو کشور را نشان میدهد. به اشتراک گذاری اطلاعات «زنده» و «عملیاتی» درباره یک تهدید قریبالوقوع، در بالاترین سطح اعتماد متقابل رخ میدهد. این اقدام نشان میدهد که تهران و آنکارا، برخلاف اختلافات گاه سیاسی خود، درک مشترکی از تهدیدات امنیتی منطقهای دارند. تهدیداتی مانند فعالیت گروهکهای تجزیهطلب تحت حمایت خارجی، برای هر دو کشور یک خطر مشترک و اولویت مقابلهای بالا محسوب میشود. این نوع همکاری، پایهای واقعی و غیرقابل انکار برای روابط استراتژیک میسازد. نشان میدهد که همکاری در سطوح امنیتی و اطلاعاتی، فراتر از شعارهای دیپلماتیک و در سکوت، اما با تأثیری ملموس در حال جریان است.
جنگ ترکیبی اسرائیل؛ بهرهگیری از گروهکها به عنوان پروکسی زمینی
این افشاگری، گوشهای از استراتژی جنگ ترکیبی رژیم صهیونیستی علیه ایران را آشکار میکند. اسرائیل که از مواجهه مستقیم و تمامعیار با ایران هراس دارد، سعی میکند از گروهکهای مخالف ایران به عنوان نیروی نیابتی استفاده کند. طرح حمله زمینی از خاک کردستان عراق، نشان میدهد که دشمن در پی بازکردن جبهههای متعدد و تحمیل جنگ فرسایشی به ایران است. استفاده از گروهکها این امکان را به اسرائیل میدهد که بدون درگیری رسمی، امنیت ملی ایران را به چالش بکشد. شکست این نقشه، تنها به دلیل ضربات موشکی ایران نبود، بلکه پیش از آن، به دلیل نقص در «امنیت اطلاعاتی» طرح بود. توانایی ترکیه در نفوذ به این چرخه اطلاعاتی، نقطه شکست عملیات دشمن بود.
نقش ترکیه به عنوان قدرت اطلاعاتی منطقه؛ بازیگری با کارتهای متنوع
این اتفاق، موقعیت ترکیه را به عنوان یک قدرت اطلاعاتی برتر در منطقه تقویت میکند. توانایی آنکارا در پایش و رصد فعالیتهای گروهکها در عمق خاک همسایه (عراق)، از سطح بالای تواناییهای تکنولوژیک و میدانی سازمان اطلاعات ملی ترکیه (MIT) حکایت دارد. ترکیه با این اقدام، به همه بازیگران منطقهای و فرامنطقهای نشان داد که دارای ابزارهای اطلاعاتی مستقل و مؤثر است و میتواند در معادلات امنیتی پیچیده، نقش تعیینکننده ایفا کند. این یک دارایی استراتژیک برای آنکارا محسوب میشود. همچنین، این اقدام موازنهگری هوشمندانه ترکیه را نشان میدهد. آنکارا در عین حفظ روابط خود با غرب، از همکاری استراتژیک با ایران در حوزههای حیاتی امنیتی غافل نمیشود و منافع ملی خود را در گرو یک بلوک سیاسی خاص قرار نمیدهد.
تأثیر بر روابط دوجانبه؛ تبدیل اعتماد عملیاتی به سرمایه سیاسی
این افشاگری میتواند به یک نقطه عطف در روابط ایران و ترکیه تبدیل شود. با آشکار شدن چنین سطحی از همکاری، فضای بیاعتمادی که گاهی توسط رسانهها و گروههای فشار دو طرف دامن زده میشود، تا حد زیادی خنثی میشود. در سطح داخلی هر دو کشور، این موضوع میتواند ذهنیت عمومی را نسبت به مثبت بودن همکاری با طرف مقابل تقویت کند. نشان میدهد که این رابطه فراتر از مراودات اقتصادی و سیاسی سطحی، دارای عمق امنیتی و استراتژیک است. در سطح منطقای نیز، این پیام را به دشمنان مشترک میفرستد که ایجاد شکاف بین تهران و آنکارا کار سادهای نیست و این دو کشور در مواجهه با تهدیدات وجودی، از همکاری نزدیک برخوردارند.
آینده همکاریهای امنیتی؛ الگویی برای ثبات منطقهای
این موفقیت مشترک، میتواند الگویی برای تعمیق همکاریهای امنیتی و اطلاعاتی در سایر حوزههای مشترک تهدید باشد. مقابله با تروریسم، قاچاق اسلحه و مواد مخدر، و فعالیت گروهکهای خرابکار از جمله این حوزههاست. ایجاد یک چارچوب نهادیتر برای تبادل اطلاعات و همکاری عملیاتی بین دو کشور میتواند گام بعدی باشد. چنین چارچوبی میتواند ضریب امنیتی هر دو کشور و کل منطقه غرب آسیا را افزایش دهد. در نهایت، این اتفاق ثابت کرد که وقتی کشورهای منطقه بر اساس منافع ملی واقعی و تهدیدات مشترک با یکدیگر همکاری میکنند، میتوانند ابتکار عمل را از دست بازیگران فرامنطقهای خارج کرده و امنیت را خودشان تعریف و تأمین کنند.