آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
سینمای ایران یکی از چهرههای منحصربهفرد و دیرآشنای خود را از دست داد. چهرهای که نه از مسیر معمول و آموزشدیدههای آکادمیک، که از دل زندگی عادی و تجربههای مردمی به سینما آمد و درخششی تکرارنشدنی داشت. شیرین یزدانبخش، بازیگر سینما و تماشاگر پیگیر تئاتر، در سکوت خبری و به دور از هیاهوی رسانهای، دار فانی را وداع گفت. او شب گذشته، چهارم دیماه، در پی عارضه سکته مغزی که از چند ماه پیش با آن دست و پنجه نرم میکرد، چشم از جهان فروبست.
مراسم خاکسپاری این هنرمند نیز به شکلی آرام و خصوصی در قطعه ۷۰ بهشت زهرا برگزار شد. این سکوت خبری غریب، درگذشت هنرمندی را یادآوری کرد که زندگی هنری خود را نیز بیحاشیه و متمرکز بر کارش پیش برده بود. یزدانبخش متولد ۱۹ دی ۱۳۲۷ در اصفهان بود. او در چهارسالگی به همراه خانواده به بهبهان مهاجرت کرد و سالهای زندگی خود را در شهرهای مختلف گذراند. این سفرهای زندگی، گویی تجربهای بود برای خلق شخصیتهایی که بعدها باورپذیر و ملموس روی پرده سینما جان گرفتند. ورود او به دنیای بازیگری، داستانی شبیه به یک فیلمنامه بود. پس از ۳۲ سال خدمت به عنوان کارمند دولت در اداره دخانیات و بازنشستگی، زندگی هنری او آغاز شد. این شروع، نه در جوانی که در میانسالی و با پیشنهاد اتفاقی افشین هاشمی رقم خورد.
نقشآفرینی در فیلم «لطفاً مزاحم نشوید» در نخستین تجربه سینماییاش، چنان قدرتمند و تأثیرگذار بود که بیدرنگ سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن از بیستوهشتمین جشنواره فیلم فجر را برایش به ارمغان آورد. گویی سالها تجربه زندگی، یکباره در قامت یک بازیگر بالفعل شده بود. نام او برای مخاطبان سینما با نقشهای فراموشنشدنی در آثاری مانند «لطفاً مزاحم نشوید»، «ابد و یک روز» و «اشغالهای دوستداشتنی» گره خورده است. حضوری کوتاه اما عمیق که نشان میداد هنر، محدود به سن و سال و مدرک نیست.
امروز سینمای ایران، بازیگری را از دست داده که نماد «شروع دیرهنگام اما درخشان» بود. هنرمندی که ثابت کرد میتوان با نگاهی عمیق به زندگی آدمهای معمولی، به یکی از بازیگران غیرمعمول سینما تبدیل شد. یادش گرامی و راهش پررهرو باد.
تحلیل شخصیت و سبک بازیگری؛ از زندگی عادی تا اوج سینمایی
شیرین یزدانبخش نمونه نادری از بازیگران «خودساخته» و «زیستهمحور» در سینمای ایران بود. سبک بازیگری او نه بر پایه تکنیکهای آکادمیک، که بر اساس درک عمیق از انسانهای معمولی و زندگی روزمره استوار بود. سالها تجربه کارمندی و زیست در شهرهای مختلف، مخزنی غنی از مشاهده و درک برای او ایجاد کرده بود. او زمانی به سینما قدم گذاشت که بسیاری از همنسلانش در اوج بازنشستگی به سر میبردند. این ورود دیرهنگام، به جای ضعف، به نقطه قوت او تبدیل شد. او نیازی به «ایفای نقش» یک شخصیت معمولی نداشت؛ او خود، بخشی از آن زندگی بود و این اشراف، بازیهایش را بینظیر و صادقانه میساخت. حضور کوتاه اما پررنگ او در سینما، نشان داد که گاه یک چهره غیرحرفهای میتواند باوریپذیری و عمقی به یک فیلم ببخشد که بازیگران حرفهای قادر به ایجاد آن نیستند. او با کمترین حرکت و دیالوگ، میتوانست لایههای پنهان یک شخصیت را آشکار کند. این ایجاز و عمق، مشخصه بارز بازیهای او بود.
نقشآفرینی در فیلمهای شاخص و دریافت جوایز معتبر
نخستین تجربه سینمایی یزدانبخش در فیلم «لطفاً مزاحم نشوید» (۱۳۸۸) به کارگردانی افشین هاشمی، یک شوک مثبت به جامعه سینمایی وارد کرد. بازی او در نقش مادری سنتی اما با درونی پیچیده، چنان تأثیرگذار بود که در همان نخستین حضور، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن از جشنواره فیلم فجر را برایش به ارمغان آورد. این اتفاق نادر، گواه استعداد خام اما درخشان او بود. پس از آن، نقش آفرینی او در فیلم «ابد و یک روز» (۱۳۹۴) به کارگردانی سعید روستایی، بار دیگر توجه منتقدان را جلب کرد. بازی او در نقش «مادر بنفشه»، زنی رنجکشیده و صبور، نامزدی دیگر سیمرغ بلورین در همین بخش را برای او رقم زد. این دو نامزدی و یک جایزه در تنها چند فیلم، نشان از تمرکز و کیفیت بالای انتخابهای او داشت. او در فیلمهایی مانند «اشغالهای دوستداشتنی» نیز حضوری به یادماندنی داشت. کارنامه سینمایی او اگرچه پرتعداد نبود، اما مملو از نقشهایی بود که هر یک در یاد مخاطب حک شدهاند. او ترجیح میداد در پروژههایی بازی کند که عمق و کیفیتمند باشند، نه پرتعداد.
جایگاه به عنوان «تماشاگر حرفهای تئاتر» و تأثیر آن بر نگاه سینمایی
یکی از جنبههای کمتر شناخته شده اما مهم زندگی شیرین یزدانبخش، علاقه وافر و پیگیر او به تئاتر بود. او سالها به عنوان یک تماشاگر حرفهای و دقیق، نمایشهای صحنهای را دنبال میکرد. این ارتباط عمیق با تئاتر، بیشک بر نگاه هنری و حتی بازیگری او تأثیر گذاشته بود. تماشای مستمر تئاتر، به او آموخته بود که چگونه روایتها شکل میگیرند، شخصیتها چگونه بسط مییابند و بیان غیرکلامی چقدر میتواند قدرتمند باشد. این آموزش غیرمستقیم، در ایجاز و تأثیرگذاری بازیهای سینمایی او مشهود است. او میدانست که گاهی یک نگاه یا سکوت، از دهان دیالوگ گویاتر است. این ویژگی، او را از بسیاری بازیگران سینمایی متمایز میکرد. درک او از «اجرا» و «صحنه» ریشه در سالها تماشای فعال داشت. شاید همین نگاه بود که به او کمک کرد در نخستین حضور سینماییاش، آنچنان مسلط و طبیعی جلوه کند.
سکوت خبری درگذشت و تحلیل دلایل احتمالی آن
درگذشت و خاکسپاری شیرین یزدانبخش در سکوت خبری تقریباً کامل رسانهای انجام شد. این سکوت میتواند چند دلیل داشته باشد:
- اول، احتمالاً به درخواست خانواده و نزدیکان او برای حفظ حریم خصوصی در غم از دست دادن عزیزشان.
- دوم، این هنرمند خود زندگیای بیحاشیه و دور از جنجال رسانهها داشت و طبیعی است که خداحافظی او نیز به همین روال باشد.
- سوم، ممکن است به دلیل کهولت سن و دوری نسبی او از کانون توجهات در سالهای اخیر، خبر درگذشتش با تأخیر به رسانهها رسیده باشد. با این حال، این سکوت، به هیچ وجه نشان از کماهمیتی این چهره نیست، بلکه برعکس، بر اصالت و فروتنی او و خانوادهاش صحه میگذارد.
در عصر هیاهوی رسانهای، چنین خداحافظی آرام و محترمانهای، خود احترام عمیقتری به هنرمندی است که هنرش گویای همه چیز بود و نیازی به جار و جنجال نداشت. این سکوت، فرصتی برای تأمل در زندگی و هنر بیآلایش او ایجاد میکند.
میراث هنری و درسهای زندگی حرفهای برای نسل جدید
شیرین یزدانبخش برای نسل جوان هنرمند و علاقهمندان، چند درس بزرگ به جای گذاشت:
- اول، اینکه برای هنر و بیان هنری، هیچ وقت دیر نیست. سن و سال و پیشینه شغلی متفاوت، نمیتواند مانع شکوفایی استعداد ذاتی شود.
- دوم، اهمیت «زیستن» و «مشاهده» به عنوان غنیترین منبع الهام برای یک هنرمند. او نشان داد که یک زندگی اصیل و پرتجربه، بزرگترین مدرسه بازیگری است.
- سوم، ضرورت انتخابهای کیفی بر کمّی. او با حضور در تعداد محدودی فیلم، چنان تأثیری گذاشت که نامش در تاریخ سینمای ایران ماندگار شد. این رویکرد در مقابل انبوهگرایی و کمیتمحوری رایج در صنعت سینما، درس مهمی است.
در نهایت، او نماد فروتنی و بیحاشیگی در فضای هنری بود. هنری که در سکوت و تمرکز بر کار شکل میگیرد، اغلب ماندگارتر و اصیلتر است. یاد و خاطره شیرین یزدانبخش، نه تنها با نقشهای درخشانش، که با این سبک زندگی هنری متواضعانه، برای همیشه زنده خواهد ماند. فقدان او ضایعهای برای سینمای متفاوت و انسانمحور ایران است.
آسیانیوز ایران(روزنامه آسیا سابق)، درگذشت این عزیز گرانسنگ را
به خانواده محترم ایشان، و تمامی هنردوستان ایران زمین، تسلیت گفته
و آرزوی صبر برای بازماندگان محترم ایشان دارد.
یادش گرامی؛