آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
شهر قم روزهای پرتنشی را پشت سر گذاشته است. در پی اعتراضات اخیر، خبر کشته شدن دو نفر در این استان، جامعه را تحت تأثیر قرار داده و پرسشهای بیپاسخی را برجای گذاشته است. اکنون مقامات مسئول برای اولین بار به صورت رسمی درباره این دو حادثه مرگ توضیح دادهاند. مرتضی حیدری، معاون سیاسی امنیتی استانداری قم، در اظهاراتی که میتواند تلاشی برای شفافسازی باشد، جزئیات تازهای را فاش کرده است. بر اساس گفتههای این مقام مسئول، یکی از کشتهشدگان مردی ۳۴ ساله بوده که بر اثر انفجار نارنجک دستی در اختیار خودش جان باخته است. او این فرد را «ناشی» خوانده و ادعا کرده است که انفجار به دلیل عدم مهارت وی در استفاده از این سلاح رخ داده است.
اما مورد دوم، حادثهای است که بیشترین توجه و حساسیت را به خود جلب کرده: مرگ یک نوجوان ۱۷ ساله. معاون استانداری قم تأکید کرده که این نوجوان «بدون اینکه در ماجرا مشارکت داشته باشد» کشته شده است. نکته کلیدی در توضیحات وی این است: سلاح به کار رفته برای کشتن این نوجوان، «تیر ساچمهای فلزی» بوده که به گفته او «جزو سلاحهای سازمانی نیروی انتظامی ما نبوده است». او پروتکل رسمی را استفاده از «تیر ساچمهای پلاستیکی» عنوان کرده است. این اظهارات بلافاصله این سوال را ایجاد میکند که اگر سلاح به کار رفته سازمانی نبوده، پس چه کسی و با چه انگیزهای این تیر را شلیک کرده است؟ آیا فرد یا گروه دیگری در صحنه حضور داشته که مجهز به سلاح غیراستاندارد بوده است؟ معاون امنیتی قم همچنین از بازداشت تعدادی از معترضان خبر داده و گفته است که افرادی که بیگناه تشخیص داده شوند، بلافاصله آزاد خواهند شد. او ادعا کرده برخی از بازداشتشدگان از شهرستانهای دیگر به قم آمده بودند. این توضیحات در حالی ارائه میشود که خانوادههای جانباختگان و افکار عمومی منتظر پاسخهای قانعکنندهتر و روشن شدن کامل زوایای این حوادث هستند. آیا این توضیحات رسمی، میتواند به ابهامات موجود پایان دهد؟
تحلیل استراتژی ارتباطی و ادراکی در توضیحات مقام مسئول
اظهارات حیدری نشاندهنده یک استراتژی کنترل خسارت ارتباطی است. با تفکیک دو مورد و نسبت دادن هر کدام به عللی خارج از کنترل مستقیم نیروهای انتظامی (ناشیگری شخصی و سلاح غیرسازمانی)، سعی شده تصویر یک «برخورد استاندارد و طبق پروتکل» از نیروهای حکومتی ارائه شود. تأکید بر «غیرسازمانی» بودن سلاح قاتل نوجوان، تلاشی برای جدا کردن هویت رسمی حکومت از این عمل است. این ادعا میگوید اگر خطایی رخ داده، توسط بازیگرانی خارج از چارچوب تعریف شده بوده است. این رویکرد، هم پاسخ به افکار عمومی است و هم تلاش برای جلوگیری از اتهامات بینالمللی. با این حال، این توضیح یک نقطه ضعف بزرگ دارد: اگر نیروهای امنیتی و انتظامی کنترل صحنه را در دست داشتهاند، چگونه فردی با سلاح غیرسازمانی موفق به شلیک مرگبار شده است؟ این سوال، مسئله «کنترل و مدیریت صحنه» توسط نیروهای رسمی را به چالش میکشد.
بررسی فنی ادعای «سلاح غیرسازمانی» و پرسشهای بیپاسخ
منظور از «سلاح غیرسازمانی» دقیقاً چیست؟ آیا سلاح گرم غیرمجاز است؟ آیا ممکن است نیروهای لباس شخصی یا بسیج با سلاحهای شخصی (و شاید ساچمهزنی فلزی) در صحنه حاضر بودهاند؟ یا حتی ممکن است تیر از سوی یکی از معترضان شلیک شده باشد؟ گزارش این ابهام را رفع نکرده است. تفاوت اثر تیر پلاستیکی و فلزی بسیار زیاد است. تیرهای ساچمهای پلاستیکی (معمولاً برای متفرق کردن جمعیت) در فاصله نزدیک نیز معمولاً مرگبار نیستند، مگر در موارد بسیار نادر و اصابت به نقاط حساس. اما تیرهای فلزی (حتی ساچمهای) به راحتی میتوانند کشنده باشند. آیا تحقیقات قضایی برای شناسایی شلیککننده سلاح غیرسازمانی آغاز شده است؟ آیا فرد یا افراد مسلح به چنین سلاحهایی بازداشت شدهاند؟ سکوت گزارش در این موارد، باعث میشود ادعای «غیرسازمانی بودن» بیشتر شبیه به یک گزاره تبرئهگرایانه به نظر برسد تا نقطه شروع یک تحقیق جدی.
تحلیل روایت حادثه انفجار نارنجک و ابعاد آن
- نسبت دادن مرگ یک فرد به «انفجار نارنجک دست خودش» نیز نیازمند شفافیت بیشتر است. آیا این فرد معترض بوده یا از نیروهای حاضر در صحنه؟ آیا مدارکی (ماننده دوربینهای مداربسته یا گوشیهای همراه) که نشان دهد او نارنجک در دست داشته، وجود دارد؟
- اگر فرد یک معترض مسلح به نارنجک بوده، این سوال پیش میآید که چگونه چنین سلاحی به دست او رسیده و نیروهای امنیتی چگونه اجازه دادهاند فرد مسلح به نارنجک در جمعیت حاضر شود؟ این نیز نشانهای از شکاف در کنترل امنیتی صحنه است.
- اگر فرد از نیروهای حاضر در صحنه (مثلاً بسیج یا نیروهای ویژه) بوده، آنگاه این سوال مطرح میشود که چرا چنین فرد «ناشی» در صحنه عملیات حضور داشته و دستورالعملهای ایمنی چگونه نقض شده است؟ در هر دو سناریو، مدیریت عملیات زیر سوال میرود.
بازداشتها، اتهامات و ادعای حضور افراد از سایر شهرها
اعلام بازداشت تعدادی از معترضان و تأکید بر اینکه برخی «از شهرستانهای دیگر» به قم آمدهاند، تلاشی برای نشان دادن «سازمانیافته و بیگانه» بودن اعتراضات است. این روایت سعی دارد اعتراضات خودجوش محلی را به یک حرکت تحریکشده از خارج تبدیل کند. قول آزادی «افراد بیگناه» در صورتی معنا دارد که تعریف مشخصی از «بیگناهی» و «گناهکاری» در این شرایط وجود داشته باشد. آیا هر گونه حضور در صحنه اعتراض جرم است؟ یا فقط کسانی که مرتکب خشونت یا تخریب شدهاند مجرم محسوب میشوند؟ این معیارها مشخص نیست. این بخش از گزارش ممکن است تلاشی برای آرام کردن خانوادههای بازداشتشدگان و کاهش تنش اجتماعی باشد. اما بدون شفافیت درباره تعداد دقیق بازداشتشدگان، مکان نگهداری و روند دادرسی، این وعدهها ممکن است اثر محدودی داشته باشد.
پیامدهای اجتماعی و اعتباربخشی به این روایت رسمی
پذیرش این روایت توسط جامعه محلی قم و افکار عمومی ایران به عوامل زیادی بستگی دارد: میزان اعتماد موجود به نهادهای رسمی، وجود شواهد و مدارک مستقل (مانند ویدیوهای منتشر شده)، و نیز بیانات خانوادههای جانباختگان. اگر خانواده نوجوان ۱۷ ساله این روایت را بپذیرند که فرزندشان قربانی یک سلاح غیرسازمانی شده، ممکن است خشم خود را معطوف به مقامات نکرده بلکه دنبال شناسایی قاتل واقعی باشند.
اما اگر این روایت را نپذیرند، احتمال تشدید اعتراضات و درخواست برای تحقیق بیطرفانه وجود دارد. در بلندمدت، این گزارش نشان میدهد که حتی در روایت رسمی نیز نقاط تاریک و مسئولیتناپذیری وجود دارد. عدم پیگیری مشخص عاملان «سلاح غیرسازمانی» میتواند به فرهنگ معافیت از مجازات دامن زده و زمینه را برای تکرار چنین حوادثی فراهم کند. شفافیت کامل و تحقیق قضایی مستقل تنها راه خروج از این ابهام است.