چهارشنبه / ۱۷ دی ۱۴۰۴ / ۰۲:۵۴
کد خبر: 35858
گزارشگر: 548
۵۱
۰
۰
۰
خالق آثاری ماندگار چون «اسب تورین» و «تانگوی شیطان»، پس از یک دوره بیماری طولانی در ۷۰ سالگی درگذشت

درگذشت بلا تار؛ وداع با استاد سینمای شاعرانه و تلخ مجارستان

درگذشت بلا تار؛ وداع با استاد سینمای شاعرانه و تلخ مجارستان
بلا تار(Béla Tarr)، کارگردان مشهور مجارستانی، در سن ۷۰ سالگی درگذشت. آکادمی فیلم اروپا اعلام کرد او پس از یک دوره بیماری طولانی دار فانی را وداع گفت. تار که خالق آثاری شاخص مانند «اسب تورین» و «تانگوی شیطان» بود، از سال ۱۹۹۷ عضو آکادمی فیلم اروپا محسوب می‌شد. این آکادمی در بیانیه خود او را کارگردانی برجسته با صدایی سیاسی قدرتمند و محبوب در سراسر جهان خواند. فیلم‌سازی او با آثاری مانند «آشیانه خانوادگی»، «هارمونی‌های ورکمایستر» و «مردی از لندن» شناخته می‌شود که اغلب در فضایی سیاه و سفید و با نماهای طولانی و تأمل‌برانگیز ساخته شده‌اند.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

سینمای جهان امروز یکی از چهره‌های منحصربه‌فرد و تأثیرگذار خود را از دست داد. خبر درگذشت بلا تار(Béla Tarr)، موجی از اندوه را در جامعه هنری و میان علاقه‌مندان سینمای جدی به راه انداخته است. این کارگردان مجارستانی که سبک خاص و فلسفی او زبانزد بود، پس از یک دوره مبارزه طولانی با بیماری، در سن ۷۰ سالگی چشم از جهان فروبست. خبر درگذشت او را آکادمی فیلم اروپا اعلام کرد. بلا تار از سال ۱۹۹۷ عضو آکادمی فیلم اروپا بود. این نهاد در اطلاعیه خود، از او به عنوان کارگردانی «برجسته» و شخصیتی با صدای «سیاسی قدرتمند» یاد کرد که نه تنها احترام عمیق همکارانش، بلکه ستایش مخاطبان جهانی را برانگیخته بود. نام بلا تار با سینمایی شاعرانه، اندوهگین و عمیقاً انسانی گره خورده است. فیلم‌های او که غالباً در فضایی سیاه و سفید و با نماهای طولانی خیره‌کننده ساخته می‌شدند، بیش از آنکه داستان‌سرایی کنند، حال و هوایی فلسفی و تأمل‌برانگیز خلق می‌کردند.

شاید معروف‌ترین اثر او برای مخاطبان جهانی، فیلم «اسب تورین» باشد که در سال ۲۰۱۱ ساخته شد و داستان پیرمردی روستایی و اسبش را در پس‌زمینه‌ای از رنج و مقاومت روایت می‌کرد. این فیلم تحسین گسترده‌ای را برانگیخت. اما پیش از آن، آثاری مانند «تانگوی شیطان» (۱۹۹۴) و «هارمونی‌های ورکمایستر» (۲۰۰۰) نیز جایگاه او را به عنوان یکی از بزرگ‌ترین فیلمسازان اروپای شرقی تثبیت کرده بودند. فیلم‌های او اغلب تصویری تیره و در عین حال پراحساس از زندگی تحت حکومت‌های توتالیتر یا در حاشیه جامعه ارائه می‌دادند. بلا تار کار خود را از دهه ۱۹۷۰ آغاز کرد و در طول چهار دهه، آثاری به غایت شخصی و بی‌همتا خلق نمود. سینمای او بی‌شک ادامه‌دهنده سنت سینمای هنری اروپا و میراث‌دار بزرگانی مانند میکلوش یانچو، همکار مجارستانی‌اش، بود. درگذشت او، نه تنها یک فقدان برای سینمای مجارستان، که برای تمامی علاقه‌مندان به سینمایی است که فراتر از سرگرمی، به جستجوی حقیقت و زیبایی در قلب تاریکی‌ها می‌پردازد. میراث او در قاب‌های سیاه و سفید و به یادماندنی‌اش جاودانه خواهد ماند.

 

تحلیل سبک منحصربه‌فرد و زیبایی‌شناسی سینمایی تار

سبک فیلمسازی بلا تار را می‌توان در چند ویژگی کلیدی خلاصه کرد: استفاده تقریباً انحصاری از تصویربرداری سیاه و سفید، به کارگیری نماهای طولانی (لانگ‌تیک) که گاه به چند دقیقه می‌رسند، حرکت‌های آرام و حساب‌شده دوربین، و تکیه بر فضاسازی قوی به جای روایت‌گری پرحادثه. این عناصر در کنار هم، سینمایی شاعرانه، کند و عمیقاً تأمل‌برانگیز خلق می‌کردند. دوربین تار اغلب ناظری صبور و تقریباً متافیزیکی بر زندگی شخصیت‌هایش بود که در جهانی غالباً خشن و سرد، در جستجوی معنایی انسانی می‌گشتند. این زیبایی‌شناسی متمایز، نه تنها امضای هنری او بود، بلکه ابزاری برای کند کردن زمان و وادار کردن مخاطب به همذات‌پنداری عمیق‌تر با رنج و امید شخصیت‌ها بود. فیلم‌های او بیشتر «تجربه‌ای حسی» بودند تا یک داستان خطی، و از این رو همیشه مورد تحسین منتقدان و سینماگران جدی قرار گرفتند.

درونمایه‌های سیاسی و فلسفی آثار؛ انسان در برابر نظام‌های سرکوبگر

اگر فرم آثار تار شاعرانه بود، درونمایه آن‌ها اغلب عمیقاً سیاسی و فلسفی بود. بسیاری از فیلم‌های او، به ویژه آثار متأخرش، در بافتی پسا-کمونیستی یا در حاشیه‌های فراموش‌شده جامعه جریان دارند. او به زندگی افرادی می‌پرداخت که تحت فشار نظام‌های سیاسی خودکامه، فقر یا انزوا قرار داشتند. فیلم‌هایی مانند «تانگوی شیطان» یا «هارمونی‌های ورکمایستر» تصویری هولناک و در عین حال انسانی از فروپاشی اخلاقی و اجتماعی در جوامع تحت استیلای قدرت‌های فاسد ارائه می‌دادند. اما نگاه تار صرفاً انتقادی نبود؛ بلکه جستجویی بود برای یافتن جرقه‌های شرافت، مقاومت و زیبایی در دل همین تاریکی. شخصیت‌های او، با همه فلاکتشان، اغلب دارای عمقی تراژیک و حرمتی انسانی بودند. این پیوند ناگسستنی بین فرم شاعرانه و محتوای سیاسی-اجتماعی، صدای منحصربه‌فرد او را در سینمای اروپا شکل داد.

جایگاه در سینمای مجارستان و تأثیر بر سینمای جهان

بلا تار وارث سنت درخشان و متمایز سینمای مجارستان بود. اگر میکلوش یانچو (استاد پیشین او) با نماهای طولانی و رقص‌های دوربین خود به تحلیل تاریخ و قدرت می‌پرداخت، تار این تکنیک‌ها را به درون زندگی افراد عادی و فضاهای بسته‌تر برد. او در کنار کارگردانانی مانند ایشتوان سابو، حلقه پیوند نسل طلایی سینمای مجارستان با نسل‌های بعدی بود. تأثیر او فراتر از مرزهای مجارستان رفت و بر بسیاری از سینماگران مطرح جهانی که دغدغه‌های مشابهی داشتند، اثر گذاشت. سینمای او برای کارگردانانی که به «کند سینمایی» (Slow Cinema) و اکسپرسیونیسم سیاه و سفید علاقه دارند، یک مرجع و منبع الهام مهم محسوب می‌شود. جایزه‌های متعدد در جشنواره‌های معتبری مانند کن، برلین و لوکارنو، گواه پذیرش جهانی این سبک خاص بود. او نشان داد که سینمای هنری و متعهد می‌تواند مخاطب جهانی داشته باشد.

تحلیل شاهکارها؛ از «تانگوی شیطان» تا «اسب تورین»

در میان فیلم‌های او، چند اثر به عنوان شاخص‌ترین کارهایش شناخته می‌شوند. «تانگوی شیطان» (۱۹۹۴) داستان یک پزشک روستایی است که به جامعه‌ای کوچک و منزوی می‌رود و با جهل و فساد روبرو می‌شود. این فیلم با نماهای سیاه و سفید خیره‌کننده و فضایی دلگیر، قدرت سینمایی تار را به جهان شناساند. «هارمونی‌های ورکمایستر» (۲۰۰۰) که ادامه‌ای بر همان دنیاست، با ورود یک کامیون مرموز حامل یک «نهنگ» به شهرکی کوچک، استعاره‌ای از هجوم خرافات و هراس به جامعه ارائه می‌دهد. اما اوج کار او را بسیاری «اسب تورین» (۲۰۱۱) می‌دانند. داستان ساده یک پیرمرد و اسبش که در برابر طوفانی سهمگین مقاومت می‌کنند، تبدیل به حماسه‌ای شاعرانه و جهانی از رنج و پایداری انسان شد. این فیلم که آخرین ساخته او نیز هست، گویی وصیتنامه هنری تار بود و بسیاری آن را نقطه اعلای سبک منحصربه‌فردش می‌دانند.

میراث بلا تار و آینده سینمای شخصی‌محور

درگذشت بلا تار، پایان یک فصل درخشان از سینمای شخصی‌محور و مؤلف‌محور است. در دورانی که سینمای جهان بیش از پیش درگیر الزامات تجاری، جلوه‌های ویژه و داستان‌سرایی سریع شده، سینمای تار یادآور قدرتی بود که در سکوت، کندی و تمرکز بر جزئیات انسانی نهفته است. میراث او برای سینماگران جوان، جسارت در پایبندی به یک دیدگاه شخصی و صریح، حتی اگر با جریان غالب همخوان نباشد، است. او ثابت کرد که می‌توان فارغ از نوسانات مدهای سینمایی، دنیایی کاملاً مستقل و قابل شناسایی خلق کرد. آینده سینمایی که او نماینده آن بود، شاید هرگز به همان شکلی که او ارائه می‌داد تداوم نیابد، اما درس‌های او درباره صبر، احترام به شخصیت‌ها و استفاده از فرم به عنوان محتوا، همواره الهام‌بخش خواهد ماند. بلا تار نه تنها یک کارگردان، که یک فیلسوف تصویری بود که دوربینش به اندازه قلم یک اندیشمند، گویا و تأثیرگذار بود.

https://www.asianewsiran.com/u/ic4
اخبار مرتبط
رسانه‌های معتبر بین‌المللی نظیر «هالیوود ریپورتر» و «ددلاین» با استناد به گزارش‌های منصور جهانی، خبرنگار مستقل سینما، خبر درگذشت بهرام بیضایی، کارگردان پیشکسوت ایرانی را پوشش دادند. این رسانه‌ها، بیضایی را از رهبران موج نوی سینمای ایران و عضوی بنیان‌گذار از مرکز فیلمسازان پیشرو معرفی کردند. هالیوود ریپورتر در گزارش خود به نقل از اصغر فرهادی، از بیضایی با عنوان «معلم بزرگ» یاد کرد و موفقیت اخیر فیلم «باشو، غریبه کوچک» در جشنواره ونیز ۲۰۲۵ را برجسته نمود. ددلاین نیز بر غنای اساطیری و تاریخی آثار او و نقشش در نهادهای فرهنگی پیش از انقلاب تأکید داشت. این گزارش‌ها به زبان‌های متعددی ترجمه و در رسانه‌های سراسر جهان بازتاب یافت که نشان از شناخته‌شده بودن و احترام جهانی برای چهره‌ای چون وی دارد.
بریژیت باردو، بازیگر افسانه‌ای سینمای فرانسه، در سن ۹۱ سالگی درگذشت. بنیاد او با انتشار بیانیه‌ای این خبر را تأیید کرده است. باردو که در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی به نماد زیبایی و جسارت در سینمای فرانسه تبدیل شده بود، در اوج شهرت و در سن ۳۹ سالگی از سینما خداحافظی کرد تا زندگی خود را وقف فعالیت‌های اجتماعی و دفاع از حقوق حیوانات کند. او با بازی در فیلم‌های کارگردانان بزرگی مانند ژان لوک گدار به شهرت جهانی رسید و به چهره‌ای نمادین در فرهنگ فرانسه تبدیل شد.
کریس ریا، خواننده، ترانه‌سرا و گیتاریست برجسته بریتانیایی که با صدای خش‌دار و ترانه‌های جاده‌ای و انسانی‌اش شناخته می‌شد، در سن ۷۴ سالگی چشم از جهان فروبست.
فرانک گری(Frank Gehry)، معمار برجسته آمریکایی-کانادایی و از پیشگامان سبک ساختارشکنی در معماری، شامگاه جمعه در ۹۶ سالگی درگذشت. او در سانتا مونیکای کالیفرنیا زندگی می‌کرد. گری بیش از هر چیز به خاطر طراحی موزه گوگنهایم بیلبائو در اسپانیا شهرت جهانی داشت. آثار دیگر او مانند خانه رقصان پراگ و سالن کنسرت والت دیزنی نیز از شاهکارهای معماری معاصر محسوب می‌شوند. سبک انقلابی گری با برهم‌ریختن تقارن و استفاده از فرم‌های منحنی و نامنظم، تحول بزرگی در معماری قرن بیستم و بیست و یکم ایجاد کرد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید