پنج شنبه / ۱۸ دی ۱۴۰۴ / ۱۷:۰۶
کد خبر: 35891
گزارشگر: 548
۱۱۵
۰
۰
۱
سرنوشت تلخ «قومندان یوسف» پس از اخراج از ایران توسط طالبان

قتل فرمانده پیشین جنبش ملی افغانستان در جوزجان

قتل فرمانده پیشین جنبش ملی افغانستان در جوزجان
یک فرمانده محلی حزب جنبش ملی افغانستان، شب گذشته در ولسوالی خواجه دو کوه جوزجان توسط افراد مسلح کشته شد. سخنگوی این حزب، طالبان را مسئول این ترور دانسته است. «قومندان یوسف» دو ماه پیش از ایران اخراج شده بود و پس از بازگشت به افغانستان، توسط طالبان بازداشت و زندانی شد. او دو هفته قبل با پرداخت ضمانت آزاد شده بود. این حادثه در حالی رخ می‌دهد که گزارش‌ها از کشته شدن شمار زیادی از نظامیان حکومت پیشین افغانستان پس از اخراج از ایران و بازگشت به کشور تحت کنترل طالبان خبر می‌دهند.

آسیانیوز ایران؛ سرویس افغانستان:

یک بار دیگر خبری تلخ از مرزهای شرقی کشور به گوش می‌رسد، خبری که سرنوشت دردناک بسیاری از افغانستانی‌های بازگردانده شده را به یاد می‌آورد. این بار قربانی، یک فرمانده محلی حزب جنبش ملی افغانستان است که پس از اخراج از ایران، به دام مرگ افتاده است. «قومندان یوسف» که در حکومت پیشین به عنوان فرمانده خیزش‌های مردمی فعالیت داشت، چهارشنبه‌شب در ولسوالی خواجه دو کوه جوزجان هدف گلوله افراد مسلح قرار گرفت و کشته شد. سخنگوی حزب جنبش ملی افغانستان به صراحت، طالبان را مسئول این ترور می‌داند و از الگویی تکراری پرده برمی‌دارد. این فرمانده پیشین، تنها دو ماه پیش از ایران اخراج شده و به زادگاهش بازگشته بود؛ سرزمینی که اکنون تحت کنترل طالبان است و برای او ناامن شده بود.

پس از بازگشت، طالبان او را بازداشت و زندانی کرد، اما دو هفته قبل با میانجیگری بزرگان محل و پرداخت مبلغی به عنوان ضمانت، آزاد شد. آزادی اما دوام چندانی نداشت و سرانجام در بازگشت از یک مراسم عروسی، زندگی‌اش به پایان رسید. این حادثه، زنجیره‌ای از کشته شدن نظامیان سابق افغانستان پس از اخراج از ایران را نمایان می‌سازد و پرسش‌های جدی درباره سرنوشت بازگردانده‌شدگان ایجاد می‌کند.

الگوی تکراری ترور؛ سرنوشت مشترک بازگردانده‌شدگان

قتل «قومندان یوسف» یک اتفاق منفرد نیست، بلکه بخشی از یک الگوی تکراری و نگران‌کننده است. گزارش تحقیقی افغانستان اینترنشنال و همچنین شواهد میدانی نشان می‌دهند شمار قابل توجهی از نظامیان، افسران و فرماندهان حکومت پیشین افغانستان که پس از سقوط جمهوری به ایران پناه برده بودند، پس از اخراج و بازگشت اجباری، یا بلافاصله کشته شده‌اند یا پس از بازداشت موقت طالبان به قتل رسیده‌اند. این الگو حاکی از یک برنامه سیستماتیک برای حذف فیزیکی مخالفان و عناصر مرتبط با حکومت سابق است. آزادی موقت با قید ضمانت، مانند مورد یوسف، ممکن است تنها فرصتی برای رصد و سپس ترور هدفمند باشد.

نقش ایران در این معادله؛ اخراج به مثابه حکم مرگ؟

سیاست اخراج پناهندگان افغانستانی از ایران، به ویژه آنان که در گروه‌های خاص سیاسی یا نظامی سابق قرار دارند، اکنون زیر ذره‌بین است. از نگاه منتقدان، هنگامی که ایران این افراد را به افغانستان تحت کنترل طالبان بازمی‌گرداند، عملاً آنان را در معرض خطر جدی قرار می‌دهد. پرسش اخلاقی و حقوق بشری اینجاست: آیا دولت ایران در قبال سرنوشت این افراد پس از اخراج مسئولیتی دارد؟ آیا فرآیند اخراج، ارزیابی از خطرات احتمالی پس از بازگشت را شامل می‌شود؟ به نظر می‌رسد در بسیاری موارد، اقدام اخراج بدون در نظر گرفتن عواقب جانی برای فرد صورت می‌گیرد که این موضوع با اصول اولیه حقوق پناهندگان در تعارض است.

تاکتیک طالبان؛ بازداشت، آزادی موقت و ترور

رفتار طالبان در قبال این بازگشته‌ها نیز قابل تحلیل است. در مورد یوسف و موارد مشابه، شاهد یک الگوی سه‌مرحله‌ای هستیم: اول، بازداشت فرد بلافاصله یا اندکی پس از بازگشت. دوم، آزادی موقت با دریافت ضمانت (مالی یا شخصی) از بزرگان محلی. این مرحله ممکن است به ظاهر برای نشان دادن انعطاف یا تحت فشار ریش‌سفیدان باشد. سوم، ترور فرد پس از آزادی. این تاکتیک چند هدف دارد: هم فرد را حذف می‌کند، هم برای دیگر بازگشته‌ها ایجاد رعب می‌کند و هم مسئولیت را به دوش «افراد ناشناس مسلح» می‌اندازد و امکان انکار رسمی را فراهم می‌سازد.

تنش درون حزب جنبش ملی و حذف فرماندهان محلی

قتل یوسف که از فرماندهان برجسته مارشال دوستم، رهبر حزب جنبش ملی توصیف شده، همچنین می‌تواند در چارچوب تنش‌های داخلی در شمال افغانستان و تلاش طالبان برای تضعیف ساختارهای قومی و نظامی باقی‌مانده از گذشته تحلیل شود. حذف فرماندهان محلی با نفوذ، راه را برای تثبیت بیشتر کنترل طالبان بر مناطقی مانند جوزجان که پیشینۀ مقاومت داشته‌اند، هموار می‌کند. این اقدام همزمان، پیام هشدار به دیگر فرماندهان احتمالی که قصد سازماندهی مقاومت دارند را نیز در پی دارد.

سکوت بین‌المللی و بحران انسانی پنهان

این ترورها و کشتارها اغلب در سکوت نسبی جامعه بین‌المللی رخ می‌دهد. بحران افغانستان از تیتر اصلی اخبار جهان خارج شده است. این سکوت، فضای عمل بیشتری را در اختیار طالبان قرار می‌دهد. از سوی دیگر، این روند یک بحران انسانی پنهان را نیز ایجاد کرده است: صدها بلکه هزاران نظامی و خانواده‌های آنان که در ایران یا پاکستان زندگی می‌کنند، اکنون در ترس دائمی از اخراج و سرنوشتی مشابه به سر می‌برند. آنان در یک دوراهی مرگبار گرفتار شده‌اند: زندگی در غربت با شرایط سخت و خطر اخراج، یا بازگشت به وطن با خطر حتمی بازداشت، شکنجه و مرگ. این معضل، نیازمند توجه فوری نهادهای حقوق بشری و بین‌المللی است.

https://www.asianewsiran.com/u/icz
اخبار مرتبط
مراسم تشییع جنازه اکرام‌الدین سریع، فرمانده پیشین پلیس افغانستان، با حضور گسترده مهاجران افغان در تهران برگزار شد. وی که از چهره‌های برجسته مخالف طالبان بود، روز چهارشنبه در تهران ترور شده بود. این سومین ترور مخالفان طالبان در ایران طی چهار ماه گذشته محسوب می‌شود. تاکنون هیچ گروهی مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفته است، اما گروه‌های مخالف طالبان، طالبان را عامل این قتل می‌دانند. رسانه‌های ایران و احزاب افغان از سکوت جمهوری اسلامی ایران و طالبان در قبال این ترورها انتقاد کرده و خواستار تحقیقات شفاف شده‌اند.
اکرام‌الدین سریع، فرمانده ارشد پلیس در حکومت پیشین افغانستان و از چهره‌های مخالف طالبان، شامگاه چهارشنبه سوم دی‌ماه در تهران ترور شد. او به همراه محمدامین الماس، از نظامیان پیشین ارتش افغانستان، در منطقه ولیعصر هدف شلیک گلوله قرار گرفتند و جان باختند. بنا بر گزارش منابع آگاه، این حمله در حالی رخ داد که سریع از دفتر کار خود خارج می‌شد. مهاجمان پس از اجرای عملیات، از محل فرار کردند. هنوز هیچ فرد یا گروهی مسئولیت این ترور را بر عهده نگرفته است. این حادثه، نگرانی‌ها درباره گسترش دامنه حذف فیزیکی مخالفان طالبان به خارج از مرزهای افغانستان، به ویژه به کشورهای همسایه مانند ایران را به شدت افزایش داده است.
نگرانی از فروپاشی درونی، طالبان را بیش از هر زمان دیگری آشفته کرده است. انتقاد تند وزیر داخله این گروه از «حکومت ترس و ارعاب» و هشدار وزیر تحصیلات عالی درباره «بی‌اعتمادی»، پرده از عمق اختلافات در رهبری طالبان برداشته است. این اضطراب درونی، همزمان با فرسایش شدید حمایت‌های منطقه‌ای رخ داده است. پاکستان، حامی دیرین طالبان، اکنون علناً خواستار «تغییر رژیم» در کابل شده است. تحلیلگران می‌گویند طالبان در یک دوراهی تاریخی قرار گرفته‌اند: ادامه سیاست‌های افراطی و ریسک فروپاشی، یا انعطاف برای بقا و خطر شکاف عمیق در درون گروه. سرنوشت امارت در این میانه به شدت در هاله‌ای از ابهام فرو رفته است.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید