آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
صحنه خاورمیانه یک بار دیگر در آستانه یکی از حساسترین لحظات تاریخ معاصر خود ایستاده است. بازی خطرناک تهدید و گفتوگو میان واشنگتن و تهران، نه تنها دو کشور، بلکه تمام معادلات جهانی را تحت تأثیر قرار داده است. از یک سو، دونالد ترامپ با ادعاهای تازه درباره جلوگیری از اعدامها و ارسال کشتیهای جنگی به منطقه، زبان تهدید را تیز کرده است. از سوی دیگر، همان رئیسجمهور تأکید میکند که «برنامه دارم با تهران گفتوگو کنم». این دوگانگی، کلید فهم تحولات روزهای آینده است.
خبرگزاری روسی تاس به نقل از منابع رسانه ای نوشت، یکی از سناریوهای در دست بررسی، اعزام مخفیانه نیروهای ویژه آمریکا برای انهدام یا از کار انداختن تأسیسات هستهای ایران است که در حملات آمریکا در ژوئن ۲۰۲۵ هدف قرار نگرفتهاند. ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در حال بررسی مجموعهای از سناریوهای نظامی علیه ایران است که از سوی پنتاگون پیشنهاد شدهاند؛ از جمله عملیات یورش و مأموریتهای نیروهای ویژه. با این حال، او همچنان گزینههای دیپلماتیک و مذاکره با تهران را نیز منتفی ندانسته است. روزنامه نیویورکتایمز با استناد به مقامات آمریکایی این خبر را منتشر کرده است. به گفته این منابع، اخیراً فهرست گستردهتری از گزینههای احتمالی حمله به ایران در اختیار ترامپ قرار گرفته است. این گزینهها شامل یورش نیروهای آمریکایی و نیز تشدید حملات علیه تأسیسات هستهای و موشکی ایران میشود. یکی از پرریسکترین سناریوهای مورد بررسی، اعزام مخفیانه نیروهای ویژه آمریکا برای تخریب یا از کار انداختن سایتهای هستهای ایران است که در جریان حملات آمریکا در ژوئن ۲۰۲۵ هدف قرار نگرفته بودند.
گزینه دیگر، اجرای مجموعهای از حملات علیه تأسیساتی است که مستقیماً با رهبری ایران مرتبط دانسته میشوند؛ حملاتی که هدف آن ایجاد آشوب داخلی و هموار کردن مسیر برای تغییر قدرت عنوان شده است. در همین حال، اسرائیل تلاش دارد واشنگتن را متقاعد کند که مراکز مرتبط با برنامه موشکی ایران را هدف قرار دهد. با این حال، مقامات تأکید کردهاند که رئیسجمهور آمریکا تاکنون هیچیک از گزینههای نظامی پیشنهادی پنتاگون را انتخاب نکرده و همچنان رویکرد دیپلماتیک را ترجیح میدهد. برخی منابع افزودهاند که تهدیدهای ترامپ تا حدی با هدف واداشتن ایران به ورود به مذاکرات مطرح شده است.
پشت پرده این اظهارات متناقضنما، گزارشهایی از جلسات سری پنتاگون قرار دارد که سناریوهای مختلف حمله به ایران، از جمله عملیات نیروهای ویژه برای انهدام تأسیسات هستهای را بررسی میکند. این گزینهها روی میز ترامپ است، اما انتخاب نشدهاند. در همین حال، دیپلماسی منطقهای با سرعتی بیسابقه فعال شده است. وزیر خارجه ایران در استانبول با همتای ترک خود و اردوغان دیدار کرد. مصر، قطر و عمان به طور مشترک برای میانجیگری وارد میدان شدهاند. عراق و ترکیه نیز آمادگی خود را برای کاهش تنش اعلام کردهاند. پیام ایران روشن و قاطع است: آماده مذاکره عادلانه، اما هرگز درباره توانمندیهای دفاعی خود چانهزنی نخواهد کرد. این موضع، خط قرمزی است که تهران بارها بر آن تأکید کرده است.
همزمان، قدرتهای جهانی نیز صحنه را رها نکردهاند. حرکت ناوشکنهای چین به سوی آبهای ایران و اعلام حمایت رسمی روسیه از حق دفاع مشروع ایران، محاسبات را پیچیدهتر کرده و به واشنگتن هشدار میدهد که هرگونه ماجراجویی میتواند به درگیری گستردهتری بیانجامد. در خود آمریکا نیز صفبندی مشخصی شکل گرفته است. جبههای به رهبری مشاورانی مانند بنن و شخصیتهایی مانند تاکر کارلسون، با فریاد «مینیاپولیس مشکل ماست، نه تهران» به دنبال جلوگیری از جنگ هستند. در مقابل، جناح تندرویی به رهبری نتانیاهو و برخی مقامات کاخ سفید، بر گزینه نظامی پافشاری میکنند. این گزارش، تحلیلی جامع و چندلایه از این بحران چندوجهی ارائه میدهد؛ از انگیزههای ترامپ و سناریوهای نظامی پنتاگون تا پیامدهای یک جنگ احتمالی و نقش حیاتی دیپلماسی منطقهای در جلوگیری از فاجعه.
استراتژی دوگانه ترامپ؛ تهدید برای مجبور کردن به میز مذاکره
اظهارات به ظاهر متناقض ترامپ—همزمانی تهدید نظامی و اعلام تمایل به مذاکره—در واقع بخشی از یک استراتژی آگاهانه فشار حداکثری است. هدف این است که با نمایش قدرت نظامی و طرح ادعاهای سنگین (مانند ادعای جلوگیری از ۸۳۷ اعدام)، ایران را در موضع ضعف قرار داده و او را وادار به پذیرش مذاکره در شرایط آمریکا کند. این تاکتیک "چماق و هویج" در دیپلماسی ترامپ سابقه دارد. با این حال، اشکال کار در اینجا حساسیت موضوع و قدرت طرف مقابل است. ایران نه تنها تحت این تهدیدها کوتاه نیامده، بلکه با نمایش قدرت دفاعی و دیپلماسی فعال منطقهای، هزینه هرگونه اقدام نظامی برای آمریکا را به شدت افزایش داده است. این امر باعث شده ترامپ نتواند به سادگی از چماق استفاده کند. گزارشهایی مانند آنچه نیویورکتایمز منتشر کرده، مبنی بر بررسی سناریوهای نظامی، احتمالاً با هدف همان فشار و ایجاد رعب به بیرون درز مییابد. این بخشی از جنگ روانی است. اما نکته کلیدی اینجاست که ترامپ خود را در دام زمانی قرار داده است. او با گفتن "زمان در حال پایان است" و اعزام ناوگان، انتظارات را بالا برده و اگر به نتیجه مذاکرهای نرسد، ممکن است مجبور به عمل شود یا وجهه خود را از دست بدهد.
گزینههای نظامی روی میز؛ از عملیات ویژه تا جنگ گسترده
گزینههای نظامی که پنتاگون به ترامپ پیشنهاد داده، طیفی از اقدامات محدود تا گسترده را در بر میگیرد. پرخطرترین سناریو، اعزام نیروهای ویژه برای تخریب سایتهای هستهای است. چنین عملیاتی حتی در صورت موفقیت فنی، میتواند به یک درگیری تمامعیار و فراتر از کنترل منجر شود، زیرا ایران قطعاً پاسخی سخت و گسترده خواهد داد. گزینه دیگر، تشدید حملات هوایی به تأسیسات مرتبط با برنامه موشکی یا نهادهای رهبری کننده است. این گزینه نیز با چالشهای عملی و پیامدهای سیاسی شدید روبرو است. ایران زیرساختهای خود را به خوبی حفاظت و پراکنده کرده است. علاوه بر این، چنین حملاتی میتواند باعث اتحاد بیشتر مردم حول نظام شود و نه "تغییر قدرت" مورد نظر واشنگتن. نکته حائز اهمیت، مخالفت واضح و قاطع قدرتهای جهانی مانند روسیه و چین با هرگونه اقدام نظامی است. حرکت ناوشکنهای چین و هشدار دیپلماتیک روسیه، سیگنال روشنی به آمریکاست که امنیت منافع آنها نیز در گرو ثبات منطقه است. این امر محاسبات نظامی را بسیار پیچیدهتر میکند، زیرا خطر تبدیل یک درگیری دوطرفه به یک رویارویی چندجانبه وجود دارد.
دیپلماسی فشرده منطقهای؛ تلاش برای جلوگیری از آتشسوزی بزرگ
فعالیت بیسابقه کشورهای منطقه برای میانجیگری، نشاندهنده عمق نگرانی آنها از پیامدهای جنگ است. مصر، قطر، عمان، ترکیه و عراق—با وجود تفاوتهای سیاسی با ایران—همگی بر این نکته توافق دارند که جنگ فاجعهبار خواهد بود. آنها نگران سرریز شدن بیثباتی، موج جدید آوارگان، اختلال در تجارت و تشدید تنشهای فرقهای هستند. این کشورها از اهرمهای نفوذ متفاوتی استفاده میکنند. قطر و عمان کانالهای ارتباطی مستقیم با هر دو طرف دارند. ترکیه به عنوان عضو ناتو و همسایه ایران میتواند پیامرسان باشد. مصر نفوذ اعراب را دارد و عراق نگران تبدیل شدن به میدان نبرد جانشینی است. این شبکه متنوع میانجیگری، شانس جلوگیری از جنگ را افزایش میدهد. نقش این کشورها تنها انتقال پیام نیست. آنها در حال ارائه "راه خروج" افتخارآمیز برای هر دو طرف هستند. پیشنهاد آنها احتمالاً شامل یک آتشبس موقت، ازسرگیری مذاکرات هستهای در چارچوبی جدید، و ایجاد مکانیزمهای منطقهای برای بررسی سایر نگرانیهای امنیتی است. موفقیت این تلاشها به انعطاف واشنگتن و تهران بستگی دارد.
دو دستگی در حلقه ترامپ؛ جنگ یا صلح؟
فهرست تأثیرگذاران بر ترامپ که در گزارش آمده، به خوبی شکاف عمیق در استراتژی آمریکا را نشان میدهد. جناح "جنگطلب" متشکل از مقامات امنیتی مانند هگزث (وزیر جنگ) و و رئیس CIA، متحدان سنتی اسرائیل مانند گراهام، و رسانههای محافظهکار افراطی مانند هاکابی و لوین است. این جناح بر این باور است که تنها فشار نظامی میتواند ایران را وادار به تسلیم کند. در مقابل، جناح "مسالمتجویتر" شامل چهرههایی مانند ونس (معاون رئیسجمهور)، کوشنر (داماد او) و مشاوران رسانهای سابقش مانند بنن و کارلسون است. این گروه معتقدند آمریکا باید از درگیریهای جدید پرهیز کند، بر مشکلات داخلی تمرکز کند و از دیپلماسی و فشار اقتصادی استفاده نماید. آنها همچنین نفوذ نتانیاهو را عامل اصلی تشدید تنشها میدانند. ترامپ، به عنوان تصمیمگیرنده نهایی، بین این دو جناح در نوسان است. ذات او به سمت نمایش قدرت و اقدام جسورانه گرایش دارد، اما از طرفی از پیامدهای یک جنگ طولانی و پرهزینه و آسیب به جایگاه سیاسی خود میترسد. این دودستگی، توضیحدهنده مواضع ضدونقیض و روزبهروز تغییرکننده اوست.
چشمانداز آینده؛ سناریوهای محتمل پیشرو
-
سناریوی اول (محتملتر)
تداوم وضعیت نه جنگ نه صلح: با توجه به فعالیت دیپلماسی منطقهای، مخالفت قدرتهای جهانی و دو دستگی در واشنگتن، احتمال دارد وضعیت کنونی—با تنشهای دورهای—ادامه یابد. مذاکرات غیرمستقیم از طریق میانجیها ادامه پیدا میکند، اما به دلیل فاصله زیاد مواضظ دو طرف، به توافق بزرگی منجر نمیشود. تهدید نظامی به عنوان اهرم فشار باقی میماند، اما عملی نمیشود.
-
سناریوی دوم (خطرناک)
تشدید محدود و کنترلنشده: ممکن است یک حادثه محلی—مثلاً یک درگیری در عراق یا سوریه—یا یک اشتباه محاسباتی، به یک تبادل محدود نظامی بین نیروهای دو طرف منجر شود. کلید موفقیت در این سناریو، کنترل خسارت و جلوگیری از گسترش درگیری است. در اینجا نقش میانجیگران منطقهای برای ایجاد آتشبس فوری حیاتی خواهد بود.
-
سناریوی سوم (کماحتمال اما فاجعهبار)
جنگ گسترده: در صورتی که جناح تندرو در واشنگتن کاملاً بر ترامپ مسلط شود یا ایران در پاسخ به یک حمله محدود، پاسخی گسترده دهد، خطر جنگ تمامعیار وجود دارد. این سناریو برای همه طرفها—از جمله آمریکا و اسرائیل—پیامدهای فاجعهبار غیرقابل محاسبهای در پی خواهد داشت و میتواند کل خاورمیانه را به آتش بکشد.
نتیجهگیری
در کوتاهمدت، احتمال سناریوی اول بیشتر است. با این حال، ماهیت ناپایدار وضعیت کنونی به این معناست که خطر جهش به سمت سناریوهای خطرناکتر همیشه وجود دارد. تنها عاملی که میتواند ثبات ایجاد کند، پذیرش واقعیتهای منطقهای توسط واشنگتن و حرکت به سمت یک توافق جامع و احترامآمیز است، نه تحمیل یک طرفه خواستهها.