آسیانیوز ایران؛ سرویس علم و تکنولوژی:
فضای مجازی ایران، این بار نه با سکوت مطلق که با نفسهای بریده اینترنت دست و پنجه نرم میکند. از بعدازظهر امروز، هزاران کاربر در جایجای کشور با صحنهای آشنا اما همیشه نگرانکننده مواجه شدهاند: نشانگر قدرت سیگنال که بیثبات است، صفحات وب که بارگذاری نمیشوند و اپلیکیشنهایی که در میانه راه از کار میافتند. این فقط یک کندی ساده نیست. گزارشهایی که از گوشه و کنار ایران میرسد، حکایت از اختلالی گسترده و سیستماتیک دارد. کاربران از تهران تا تبریز و از مشهد تا شیراز، همصدا از دسترسی شکننده و غیرقابل اعتماد به شبکه جهانی اینترنت خبر میدهند. گویی پلی ارتباطی که دنیای دیجیتال را به زندگی روزمره متصل میکند، ترکهای عمیقی برداشته است. در این میان، سکوت مقامات رسمی و ارائهدهندگان خدمات اینترنتی، بر نگرانیها افزوده است. وقتی زیرساخت حیاتی یک کشور با مشکل مواجه میشود، انتظار میرود مسئولان به سرعت اطلاعرسانی و اقدام کنند. اما تاکنون هیچ توضیح شفافی درباره منشأ این اختلال ارائه نشده است. این سکوت، خود داستانی جداگانه است. اختلال اینترنت در ایران به یک واقعیت تلخ و تکراری تبدیل شده است. گاه این اختلالات چنان گسترده و طولانی میشوند که کسبوکارها متوقف میشوند، آموزشها تعطیل میگردد و حتی خدمات اورژانسی نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. هزینههای اقتصادی و اجتماعی این قطعیها، هر بار بیشتر از قبل احساس میشود.
اما پرسش اصلی اینجاست: ریشه این ناپایداری مکرر چیست؟ آیا این یک مشکل فنی ساده در زیرساختهای فرسوده است؟ یا سیاستهایی که بر مدیریت و فیلترینگ شبکه حاکم است، مانع از ارائه خدمات پایدار میشود؟ شاید هم ترکیبی از هر دو عامل دست به دست هم داده تا شبکه اینترنت ایران را به چنین وضعیت شکنندهای دچار کند. برای میلیونها ایرانی که زندگی حرفهای، آموزشی و اجتماعیشان به اینترنت گره خورده، این ناپایداری تنها یک مشکل تکنیکال نیست؛ یک بحران روزمره است. دانشآموزانی که نمیتوانند در کلاس آنلاین شرکت کنند، کسبوکارهایی که تراکنشهایشان متوقف میشود و خانوادههایی که راه ارتباطیشان با عزیزان دور از دسترس قطع میگردد. در این گزارش، نه تنها به بررسی ابعاد فنی اختلال اخیر میپردازیم، بلکه تأثیرات آن بر جنبههای مختلف زندگی شهروندان و اقتصاد دیجیتال را نیز واکاوی خواهیم کرد. همچنین با نگاهی به پیشینه اختلالات اینترنتی در ایران، الگوهای احتمالی و راهکارهای برونرفت از این چالش مزمن را بررسی میکنیم. در جهانی که اینترنت به رگ حیات جامعه تبدیل شده، ناپایداری آن میتواند به مرگ تدریجی فرصتها بینجامد. آیا زمان آن نرسیده که مسئولان و متولیان شبکه در ایران، به جای مدیریت بحرانهای مکرر، به فکر ایجاد زیرساختی پایدار و مطمئن برای نسل حاضر و آینده باشند؟
بررسی ابعاد فنی اختلال؛ از زیرساختهای فرسوده تا مدیریت ترافیک
اختلالات اینترنتی در ایران میتواند ریشه در مشکلات متعدد فنی داشته باشد:
- یکی از اصلیترین دلایل، فرسودگی زیرساختهای انتقال داده است. بسیاری از تجهیزات شبکه کشور، قدیمی بوده و ظرفیت لازم برای پاسخگویی به ترافیک رو به رشد اینترنت را ندارند. این ضعف به ویژه در ساعات پیک مصرف، به وضوح آشکار میشود.
- عامل دیگر، به مدیریت ترافیک و سیاستهای مسیریابی بازمیگردد. تمرکز بیش از حد بر مسیرهای داخلی و محدود کردن پهنای باند بینالملل، میتواند باعث ایجاد گلوگاه و کاهش کیفیت دسترسی به خدمات بینالمللی شود. این موضوع زمانی حادتر میشود که زیرساخت داخلی نیز توان تحمل بار اضافی را نداشته باشد.
- سومین عامل فنی احتمالی، مشکلات در سیستمهای فیلترینگ و نظارت بر ترافیک است. تجهیزات و نرمافزارهای مورد استفاده برای مدیریت و کنترل محتوا، گاه خود به منبع اختلال تبدیل میشوند. کندی در پردازش بستههای اطلاعاتی توسط این سیستمها میتواند سرعت کل شبکه را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین، اشکالات نرمافزاری یا سختافزاری در این تجهیزات میتواند قطعیهای گسترده ایجاد کند.
تأثیرات اقتصادی اختلال مکرر اینترنت بر کسبوکارها
اختلال در دسترسی به اینترنت پایدار، ضربهای مهلک به اقتصاد دیجیتال ایران وارد میکند. کسبوکارهای آنلاین، استارتآپها و فروشگاههای اینترنتی در چنین شرایطی عملاً فلج میشوند. تراکنشهای مالی متوقف شده، ارتباط با مشتریان قطع میشود و سفارشها به تعویق میافتد. این موضوع به ویژه برای کسبوکارهای کوچک و متوسط که حاشیه سود پایینی دارند، میتواند حیاتی باشد. حوزه فریلنسری و کار از راه دور نیز به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد. هزاران برنامهنویس، طراح، مترجم و متخصص دیگر که برای شرکتهای داخلی و بینالمللی کار میکنند، در صورت قطعی اینترنت قادر به انجام تعهدات خود نیستند. این امر نه تنها درآمد آنان را کاهش میدهد، بلکه اعتماد کارفرمایان بینالمللی به نیروی کار ایرانی را نیز خدشهدار میسازد. از دست رفتن فرصتهای تجاری در سطح بینالمللی نیز از دیگر تبعات این اختلالات است. در دنیای امروز که زمان طلاست، ناتوانی در برقراری ارتباط آنلاین پایدار به معنای از دست دادن قراردادها، مشتریان و فرصتهای سرمایهگذاری است. این مسأله در بلندمدت، ایران را از گردونه رقابت اقتصادی جهانی عقب میاندازد.
پیامدهای اجتماعی و آموزشی ناپایداری دسترسی
اینترنت تنها یک ابزار تجاری نیست، بلکه بستری برای آموزش، ارتباط و مشارکت اجتماعی است. اختلال مکرر در دسترسی، به ویژه برای دانشآموزان و دانشجویانی که بخشی از آموزش خود را به صورت آنلاین دریافت میکنند، مشکلی جدی ایجاد میکند. این موضوع میتواند به افزایش شکاف آموزشی بین مناطق مختلف و کاهش کیفیت کلی آموزش بینجامد. در بعد اجتماعی، اینترنت راهی برای حفظ پیوندهای خانوادگی و دوستانه، به ویژه برای ایرانیان مقیم خارج از کشور است. قطعیهای مکرر، این پیوندها را شکننده میکند و احساس انزوا و جدایی را افزایش میدهد. همچنین، دسترسی به اخبار و اطلاعات — هرچند محدود — از طریق اینترنت برای بسیاری از شهروندان حائز اهمیت است. افزایش نارضایتی عمومی و کاهش اعتماد به حکومت نیز از تبعات غیرمستقیم این اختلالات است. وقتی شهروندان مکررا با مشکل در دسترسی به یک خدمات پایه مواجه میشوند، به تدریج از مسئولان ناامید شده و احساس میکنند که نیازهای اولیه آنان در نظر گرفته نمیشود. این احساس میتواند به شکاف بیشتر بین مردم و حکومت دامن بزند.
رویکرد حکومتی به مدیریت اینترنت؛ امنیت در مقابل دسترسی
دولت ایران همواره رویکردی امنیتی نسبت به اینترنت داشته است. تمرکز بر کنترل محتوا، نظارت بر ترافیک و محدود کردن دسترسی به پلتفرمهای خاص، بخشی از این سیاست کلی است. این رویکرد گاه با نیاز به دسترسی پایدار و باکیفیت برای عموم مردم و اقتصاد در تضاد قرار میگیرد. سیاست "اینترنت ملی" یا "شبکه ملی اطلاعات" نیز اگرچه با اهداف خودکفایی و افزایش امنیت دنبال میشود، در عمل گاه به عاملی برای کاهش کیفیت دسترسی به اینترنت جهانی تبدیل شده است. هنگامی که ترافیک بینالمللی محدود میشود و فشار بر زیرساخت داخلی افزایش مییابد، نتیجه اغلب کاهش سرعت و ناپایداری برای کاربران است. تعادل بین امنیت و دسترسی، چالشی جهانی است، اما در ایران این تعادل به شدت به سمت ملاحظات امنیتی سنگینی کرده است. نتیجه، شبکهای است که نه کاملاً در دسترس است، نه کاملاً امن، و نه کاملاً پایدار. این وضعیت نیمهبند نیمهباز، رضایت هیچ یک از طرفین — نه حاکمیت و نه مردم — را جلب نمیکند.
راهکارهای ممکن برای خروج از بنبست ناپایداری اینترنت
اولین و ضروریترین گام، شفافسازی مسئولان درباره علل اختلالات است. مردم حق دارند بدانند که چرا به خدماتی که برای آن پول میپردازند، دسترسی ندارند. تشکیل کارگروهی فنی متشکل از نمایندگان اپراتورها، کارشناسان مستقل و نمایندگان جامعه مدنی برای بررسی و رفع مشکلات میتواند مفید باشد. سرمایهگذاری جدی در نوسازی زیرساختهای فرسوده شبکه، گام دوم است. این کار نه تنها نیازمند تخصیص بودجه دولتی است، بلکه باید فضایی برای مشارکت بخش خصوصی و جذب سرمایهگذاری خارجی نیز فراهم شود. استفاده از فناوریهای نوین مانند فیبر نوری و شبکههای نسل پنجم میتواند تحولآفرین باشد. بازنگری در سیاستهای مدیریت ترافیک و فیلترینگ نیز ضروری است. استفاده از روشهای هوشمندانهتر که کمترین تأثیر را بر کیفیت دسترسی عموم کاربران داشته باشد، میتواند تا حد زیادی از مشکلات کنونی بکاهد. همچنین، کاهش تمرکز بر رویکردهای امنیتی صرف و توجه به نیازهای اقتصادی و اجتماعی جامعه در سیاستگذاریهای مرتبط با اینترنت، میتواند به ایجاد تعادل کمک کند. در نهایت، به رسمیت شناختن اینترنت به عنوان یک «حق» شهروندی و زیرساخت حیاتی برای توسعه کشور، میتواند تغییر نگرشی اساسی ایجاد کند. هنگامی که دسترسی پایدار به اینترنت باکیفیت در زمره اولویتهای ملی قرار گیرد، آنگاه میتوان امیدوار بود که راهحلهای بنیادی برای مشکلات کنونی پیدا شود.