آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
در قلب زمستان مسکو، در پشت دیوارهای بلند کاخ کرملین، دیداری صورت گرفت که میتواند جغرافیای سیاسی خاورمیانه را دستخوش تغییر کند. دیدار علی لاریجانی، دیپلمات باتجربه و استراتژیست ارشد ایرانی، با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری که بازی بزرگ را در سراسر جهان دنبال میکند، فقط یک ملاقات تشریفاتی نبود؛ این یک بیانیه استراتژیک بود. این سفر در زمانی انجام شد که ابرهای تیره جنگ یک بار دیگر بر فراز خلیج فارس در حال جمع شدن است. تهدیدهای مستقیم واشنگتن، گزینه نظامی را پررنگتر از همیشه کرده و تهران را در آستانه یکی از حساسترین دورههای امنیتی خود قرار داده است. در چنین شرایطی، انتخاب مقصد مسکو، خود گویای بسیاری از معادلات پشت پرده است. اما این سفر تنها درباره ایران و روسیه نیست. گزارشهای فزاینده از هماهنگی سهجانبه بین مسکو، تهران و پکن، این دیدار را در چارچوب بزرگتری قرار میدهد. به نظر میرسد این سه قدرت، که هر یک به نوعی هدف فشارهای ایالات متحده قرار دارند، در حال شکلدادن به یک محور راهبردی برای تغییر موازنه قوا در نظام بینالملل هستند. پیام اصلی این ملاقات برای واشنگتن شفاف است: ایران در مواجهه با تهدیدها تنها نیست. روسیه، به عنوان یک قدرت هستهای و عضو دائم شورای امنیت، نه تنها از دیپلماتیک تهران حمایت میکند، بلکه پنجره دسترسی به فناوریهای پیشرفته دفاعی و سیستمهای بازدارندگی را نیز باز نگه میدارد. این موضوع، هزینه هرگونه اقدام نظامی علیه ایران را برای آمریکا به طور تصاعدی افزایش میدهد.
از سوی دیگر، این سفر برای تهران نیز حاوی پیام اطمینانبخشی است. در شرایطی که فشار حداکثری واشنگتن اقتصاد ایران را تحت تأثیر قرار داده، تضمین حمایت یک ابرقدرت مانند روسیه میتواند روحیه مذاکرهکنندگان ایرانی را تقویت و موقعیت چانهزنی آنها را ارتقا بخشد. همزمان با این تحرکات دیپلماتیک، صدای دیگری از داخل ایران نیز به گوش میرسد که بر امیدواری تأکید دارد. علیاکبر صالحی، وزیر خارجه اسبق و چهرهای میانهرو، با اشاره به اظهارات اخیر مقامات ایرانی و آمریکایی، فضایی برای خوشبینی ایجاد کرده است. پیشنهاد جالب او برای تغییر کانون بحث از «حق غنیسازی» به «عدم داشتن سلاح هستهای» نشان میدهد که راهحلهای خلاقانهای بر سر میز است. اکنون پرسش اینجاست: آیا این تحرکات دیپلماتیک میتواند به کاهش تنش بین ایران و آمریکا منجر شود؟ یا برعکس، با تشدید ائتلافهای مقابل، جهان را به سمت یک تقسیمبندی جدید و خطرناکتر سوق خواهد داد؟ در این گزارش تحلیلی، ابعاد مختلف سفر لاریجانی به مسکو، پیامدهای آن برای موازنه منطقهای و بینالمللی، و تأثیر آن بر آینده پرونده هستهای ایران را به طور عمیق واکاوی میکنیم.
تحلیل زمانبندی و اهداف استراتژیک سفر لاریجانی
انتخاب زمان برای این سفر، خود یک پیام استراتژیک است. دیدار لاریجانی و پوتین بلافاصله پس از تشدید تهدیدهای آمریکا و در آستانه دور جدیدی از مذاکرات هستهای (در صورت وقوع) انجام شده است. این زمانبندی نشان میدهد که ایران پیش از هر حرکت دیپلماتیک جدی با واشنگتن، میخواهد پشتوانه قدرتمند خود را به رخ بکشد و وارد مذاکره از موضع ضعف نشود. هدف اصلی تهران از این سفر، چندلایه است:
- اولا، افزایش قدرت چانهزنی با نمایش حمایت یک ابرقدرت.
- ثانیا، کسب تضمینهای امنیتی غیرمستقیم در صورت تشدید تنشها.
- ثالثا، هماهنگی در مقابل فشارهای غرب و احتمالاً تنظیم یک نقشه راه مشترک با مسکو (و احتمالاً پکن) برای مدیریت بحران.
- رابعا، بحث درباره همکاریهای دفاعی و فناوری که میتواند توان بازدارندگی ایران را ارتقا دهد. برای روسیه نیز این دیدار منافع زیادی دارد.
مسکو با نشان دادن حمایت از تهران، نقش خود را به عنوان بازیگری تعیینکننده در خاورمیانه تثبیت میکند، نفوذ آمریکا در منطقه را به چالش میکشد، و ایران را به عنوان یک متحد استراتژیک در مقابل گسترش ناتو حفظ میکند. همچنین، همکاری اقتصادی (به ویژه در حوزه انرژی و حمل و نقل) نیز بخشی از معادله است.
ابعاد امنیتی و دفاعی؛ آیا دسترسی به فناوریهای پیشرفته در کار بود؟
یکی از کلیدیترین بخشهای تحلیل این سفر، ابعاد امنیتی و دفاعی آن است. وقتی از «حمایت همهجانبه» روسیه صحبت میشود، طبیعی است که بحث انتقال فناوریهای دفاعی پیشرفته به میان آید. ایران سالهاست که به دنبال مدرنیزه کردن سامانههای پدافند هوایی، رادارها و احتمالاً فناوریهای مرتبط با موشکهای بالستیک خود است. مسکو در گذشته نیز سیستمهایی مانند اس-۳۰۰ را به ایران فروخته است. در شرایط کنونی، احتمال مذاکره برای ارتقای این سیستمها یا حتی فروش سیستمهای پیشرفتهتر مانند اس-۴۰۰ دور از ذهن نیست. چنین معاملهای هم توان دفاعی ایران را به شدت افزایش میدهد و هم پیامی قوی به اسرائیل و عربستان — که مخالفان اصلی چنین انتقالی هستند — میفرستد. با این حال، روسیه باید بین منافع خود در رابطه با ایران و روابطش با اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس تعادل برقرار کند. بنابراین، ممکن است انتقال هر فناوری بسیار حساس، مشروط یا محرمانه باشد. اما نفس گشوده شدن این باب، به خودی خود یک دستاورد امنیتی بزرگ برای تهران محسوب میشود.
پیام به واشنگتن و متحدانش؛ تغییر معادله بازدارندگی
پیام اصلی این سفر به واشنگتن این است: «اقدام نظامی علیه ایران، دیگر یک بازی دو نفره ساده نیست.» حمایت روسیه — و به طور ضمنی چین — هزینههای سیاسی، نظامی و اقتصادی یک جنگ احتمالی را برای آمریکا به سطحی غیرقابل تصور میرساند. آمریکا نه تنها باید با توان دفاعی ایران، بلکه با احتمال درگیر شدن با منافع یک ابرقدرت هستهای دیگر نیز حساب کند. این موضوع، معادله بازدارندگی را به نفع ایران تغییر میدهد. پیش از این، بازدارندگی ایران مبتنی بر تهدید به پاسخهای نامتقارن (مانند حمله به متحدان آمریکا یا بستن تنگه هرمز) بود. اکنون یک لایه بازدارندگی «غیرمستقیم بینالمللی» نیز به آن افزوده شده است: ترس از تبدیل یک درگیری منطقهای به یک رویارویی بزرگتر بین قدرتها. برای متحدان منطقهای آمریکا مانند اسرائیل و عربستان، این دیدار یک هشدار است. آنها باید در محاسبات خود این واقعیت جدید را بگنجانند که هر اقدام تحریکآمیزی علیه ایران، میتواند با واکنش مسکو مواجه شود. این امر ممکن است باعث احتیاط بیشتر آنها شود.
تحلیل اظهارات صالحی و نشانههای امید برای مذاکره
اظهارات علیاکبر صالحی در کنار این سفر پراهمیت، حاوی نشانههای مثبت دیگری است. صالحی با تأکید بر «امیدواری بیشتر» و پیشنهاد تغییر کانون مذاکره از «حق غنیسازی» — که نقطه مجادله اصلی است — به «عدم داشتن سلاح هستهای» — که هدف نهایی همه است — در واقع یک راهحل خلاقانه برای شکستن بنبست فعلی ارائه میدهد. این پیشنهاد مبتنی بر منطق «اهداف در مقابل ابزار» است. به جای بحث بر سر ابزار (حق غنیسازی)، بر روی هدف مشترک (عدم دستیابی به سلاح) توافق شود. پس از توافق بر سر هدف، میتوان در مورد راهحلهای فنی و نظارتی برای اطمینان از تحقق آن هدف مذاکره کرد. این رویکرد میتواند اعتماد اولیه را ایجاد کند. اظهارات صالحی نشان میدهد که در داخل ایران نیز گرایشهایی برای یافتن یک راهحل دیپلماتیک وجود دارد. ترکیب این گرایش با پشتوانه استراتژیک روسیه، میتواند موقعیت مذاکرهکنندگان ایرانی را تقویت کند و آنها را برای پذیرش یک توافق متقابل اما محکم، جسورتر سازد.
چشمانداز آینده؛ تقویت محور مقاومت یا بازگشت به برجام؟
این سفر دو چشمانداز محتمل را ترسیم میکند.
-
چشمانداز اول
تقویت محور مقاومت و تثبیت مواجهه. در این سناریو، همکاری ایران و روسیه عمیقتر شده و به همراه چین، یک جبهه منسجم در مقابل غرب شکل میگیرد. فشارهای آمریکا ادامه یافته و ایران با تکیه بر متحدانش، برنامه هستهای خود را پیش میبرد. نتیجه، یک جهان دوقطبی تشدیدشده و بیثباتی فزاینده در خاورمیانه است.
-
چشمانداز دوم
استفاده از پشتوانه برای بازگشت به یک توافق قویتر. در این سناریو، حمایت روسیه به ایران اطمینان میدهد که در مذاکرات از موضع قدرت عمل کند. تهران با این پشتوانه، ممکن است برای بازگشت به برجام (یا یک توافق جدید) با دریافت تضمینهای قویتر و لغو واقعی تحریمها اعلام آمادگی کند. روسیه نیز میتواند نقش میانجی و ضامن را ایفا کند.
- سناریوی محتملتر، ترکیبی از هر دو است: همکاری راهبردی ایران و روسیه در حوزههای امنیتی و اقتصادی تداوم مییابد، اما همزمان، پنجره مذاکرات هستهای با آمریکا — شاید به صورت غیرمستقیم و با واسطهگری روسیه — باز میماند. نتیجه نهایی به تصمیم واشنگتن بستگی دارد: آیا ترجیح میدهد ایران را به آغوش کامل روسیه و چین براند، یا حاضر است برای مهار برنامه هستهای، به یک معامله بزرگ و مبتنی بر احترام متقابل تن دهد؟ پاسخ این سؤال، آینده امنیت منطقه و جهان را شکل خواهد داد.