آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
در هفتهای که گذشت، سکوهای پرتاب پدافند هوایی آمریکا در پایگاههای خاورمیانه بار دیگر فعال شدند. پنتاگون، نگران از موج جدید تنشها، سپرهای خود را تقویت کرد. این حرکت دفاعی، پاسخی بود به غرشهای تهدیدآمیزی که از واشنگتن، تلآویو و حتی صنعا به گوش میرسد. در همین حال، درون دیوارهای بتنی پنتاگون، فرماندهان ارشد آمریکا و اسرائیل دور هم جمع شدند. موضوع گفتوگو، آشکارا ایران بود. شبکههای خبری اسرائیل فاش کردند که رهبران این رژیم خواستار نابودی توان موشکی ایران هستند، نه فقط توقف برنامه هستهای. اما در کاخ سفید، گزینهها روی میز هستند. برت مکگورک، مقام پیشین آمریکایی، پرده از سه سناریوی خطرناک احتمالی دولت ترامپ برداشته است. این گزینهها از حمله به تاسیسات تا هدف قرار دادن شخصیتهای کلیدی را در بر میگیرد.
- سناریوی اول، تکرار الگوی سوریه است: حملهای محدود برای تنبیه. اما ایران را با سوریه یکی نگیرید. تهران بارها هشدار داده است که در برابر هر تجاوزی، پاسخِ سریع و شدیدی خواهد داد. این پاسخ ممکن است فقط در خاورمیانه محدود نماند.
- سناریوی دوم، حملات گستردهتر به مقرهای نظامی و امنیتی است. هدف، به گفته تحلیلگران، فلج کردن توان سرکوب داخلی یا بازدارندگی منطقهای ایران عنوان شده است. اما این مسیر، آغازی برای یک درگیری تمامعیار خواهد بود.
- تهاجمیترین گزینه، هدف قرار دادن سران ایران است. مقامات آمریکایی حتی به ونزوئلا به عنوان الگویی برای این اقدام اشاره میکنند. این گزینه، بیشتر از همه شبیه شعلهور کردن یک آتشسوزی بزرگ در انبار باروت است.
از سوی دیگر، جنبش انصارالله یمن هشدار داده که هر حملهای به ایران یا یمن، پیامدهایی فرامرزی و بیسابقه خواهد داشت. این به معنای آمادگی برای جنگی گسترده در چند جبهه است. در میان این همه تقابل، یک نکته دیپلماتیک هم شنیده میشود: آمریکا از طریق کانالهای مختلف به ایران پیام داده که برای مذاکره حاضر است. اما آیا این پیام، یک فرصت واقعی است یا تنها پوششی برای اقدام نظامی؟
تشدید نظامیگری و نمایش قدرت
پنتاگون با استقرار واحدهای پدافند هوایی اضافی، یک پیام روشن ارسال میکند: آمادگی برای جنگ. این حرکت صرفاً دفاعی نیست، بلکه بخشی از روانشناسی نظامی برای افزایش فشار و ایجاد رعب است. این اقدام میتواند پوششی برای آمادهسازی عملیات تهاجمی آینده باشد. همچنین، نوع سیستمهای مستقرشده میتواند نشاندهنده ارزیابی آمریکا از نوع تهدید (موشکهای بالستیک، پهپادها و ...) از سوی ایران و متحدانش باشد.
گزینههای روی میز؛ از تنبیه تا سرنگونی پنهان
تحلیل مکگورک از سه گزینه ترامپ، نشاندهنده طیف وسیع اما پرریسک تصمیمگیری است. گزینه «حمله محدود» بر اساس الگوی سوریه، بیشتر جنبه نمایشی و حفظ پرستیژ دارد اما احتمال موفقیت آن در ایران نزدیک به صفر است. گزینه «حمله به تاسیسات نظامی» هدفش تضعیف ساختار قدرت ایران است، ولی میتواند به درگیری تمامعیاری بینجامد که کنترل آن ممکن نیست. گزینه «هدف قرار دادن سران»، یک عملیات کاملاً تهاجمی با هدف ایجاد هراس و شاید فروپاشی از درون است، اما پاسخ ایران میتواند غیرقابل پیشبینی و فاجعهبار باشد.
نقش محوری اسرائیل در تحریک جنگ
اخبار منتشرشده از کانالهای اسرائیلی حاکی از آن است که تلآویو خواستار اهدافی فراتر از برنامه هستهای است: نابودی توان موشکی ایران. این به معنای حمله به عمق خاک ایران و جنگی گسترده است. دیدار مقامات ارشد اسرائیل در پنتاگون میتواند به معنای هماهنگی نهایی یا اخذ «چراغ سبز» باشد. اسرائیل با این اقدام، خود را پیشقراول درگیری معرفی میکند و آمریکا را در گردابی که شاید مایل به ورود کامل به آن نباشد، میکشاند.
هشدار متحدان و گسترش جغرافیای درگیری
هشدار صریح انصارالله یمن، معادله را به کلی پیچیده میکند. این به معنای آن است که درگیری به یمن، دریای سرخ، خلیج فارس و احتمالاً حتی فراتر از آن کشیده خواهد شد. این جنبش با توان موشکی و پهپادی خود میتواند ضربات مهلکی به منافع آمریکا و اسرائیل وارد کند. این هشدار، یک عامل بازدارنده مهم است و به واشنگتن و تلآویو یادآوری میکند که هزینه یک حمله، تنها با ایران محاسبه نمیشود.
دیپلماسی نمایشی در سایه تهدید
ادعای تمایل آمریکا به مذاکره از طریق کانالهای مختلف و خبر دیدار احتمالی در ترکیه، در تناقضی آشکار با آمادهسازیهای نظامی قرار دارد. این اقدام میتواند تلاشی برای ایجاد انشقاق در داخل ایران یا فریب افکار عمومی جهانی باشد. همچنین، ممکن است تلاشی برای قرار دادن ایران در موضع انفعال و بهانهسازی برای اقدام بعدی در صورت امتناع ایران از مذاکره تحت تهدید باشد. در هر صورت، اعتمادی به این پیامهای دیپلماتیک در فضای کنونی وجود ندارد.