سه شنبه / ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ / ۰۰:۳۴
کد خبر: 36399
گزارشگر: 548
۳۲۴
۰
۰
۱
واکنش تند الناز شاکردوست به حوادث دی‌ماه: «دیگر در این خاک نقشی بازی نمی‌کنم»

خداحافظی الناز شاکردوست از بازیگری

خداحافظی الناز شاکردوست از بازیگری
الناز شاکردوست، بازیگر سینمای ایران، با انتشار متنی در اینستاگرام خود، از تصمیم به توقف فعالیت حرفه‌ای خود خبر داد. او اعلام کرد دیگر در هیچ جشنواره‌ای شرکت نخواهد کرد و هیچ نقشی در سینمای ایران نخواهد پذیرفت. شاکردوست در این متن، با اشاره به کشته‌شدن معترضان در دی‌ماه ۱۴۰۴، نوشت: «دیگر هرگز در این خاکی که بوی خون می‌دهد نقشی بازی نخواهم کرد.» او سرکوب اعتراضات اخیر را یک «تراژدی» خواند. این بازیگر در زمره هنرمندانی است که پس از اعتراضات دی‌ماه، از فعالیت حرفه‌ای یا حضور در رویدادهای رسمی خودداری کرده‌اند.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

فضای فرهنگی و هنری ایران در روزهای اخیر شاهد موج جدیدی از واکنش‌های اعتراضی از سوی چهره‌های سرشناس است. الناز شاکردوست، بازیگر شناخته‌شده سینمای ایران، با انتشار متنی تند و احساسی در حساب شخصی خود در اینستاگرام، به حوادث دی‌ماه ۱۴۰۴ واکنش نشان داد و تصمیم خود را برای توقف فعالیت حرفه‌ای اعلام کرد. در این متن که به سرعت در فضای مجازی گسترش یافت، شاکردوست به صراحت اعلام کرد که دیگر در هیچ جشنواره‌ای شرکت نخواهد کرد و هیچ نقش جدیدی را در سینمای ایران نخواهد پذیرفت. او دلیل این تصمیم را حوادث اخیر و به گفته خودش «کشتار معترضان» عنوان کرده است. این بازیگر که در فیلم‌های مطرحی مانند «متری شش و نیم» و «خورشید» ایفای نقش کرده، در ادامه متن خود نوشته است: «من نه در جشنی شرکت خواهم کرد و نه دیگر هرگز در این خاکی که بوی خون می‌دهد نقشی بازی خواهم کرد.» این عبارت نمادین و سرشار از احساس، نشان‌دهنده عمق ناراحتی و اعتراض او به رویدادهای اخیر است.

شاکردوست در بخش دیگری از پیام خود، سرکوب اعتراضات دی‌ماه را یک «تراژدی» خوانده است. انتخاب این کلمه، حاکی از نگاه هنرمندانه و در عین حال انتقادی او به رویدادی است که به باورش، ابعادی غم‌انگیز و فاجعه‌بار داشته است. این اقدام الناز شاکردوست، او را در زمره هنرمندانی قرار داده است که پس از اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴، با انتشار بیانیه‌های علنی، از فعالیت حرفه‌ای یا حضور در رویدادهای رسمی خودداری کرده‌اند. پیش از این نیز شمار دیگری از بازیگران، کارگردانان، نویسندگان و ورزشکاران ایرانی مواضع مشابهی اتخاذ کرده بودند. تصمیم شاکردوست می‌تواند تأثیراتی بر روند حرفه‌ای او و همچنین فضای کلی سینمای ایران داشته باشد. از یک سو، این حرکت ممکن است الهام‌بخش دیگر هنرمندان برای ابراز مواضع مشابه باشد و از سوی دیگر، می‌تواند منجر به محدودیت‌های بیشتر برای وی در عرصه حرفه‌ای شود.

واکنش‌های رسمی به این بیانیه هنوز به طور کامل مشخص نشده است. با این حال، در گذشته نیز در مواجهه با چنین مواضعی از سوی هنرمندان، شاهد برخوردهای مختلفی از سوی نهادهای فرهنگی و قضایی بوده‌ایم. در نهایت، اقدام الناز شاکردوست را می‌توان نشانه‌ای از تشدید شکاف بین بخشی از جامعه هنری ایران با ساختارهای رسمی دانست. این حرکت، پرسش‌هایی درباره آینده سینمای ایران، آزادی بیان هنرمندان و رابطه بین هنر و سیاست در کشور مطرح می‌کند.

روانشناسی و انگیزه‌های یک کنش هنری-سیاسی

تصمیم الناز شاکردوست برای توقف فعالیت حرفه‌ای، فراتر از یک اعتراض ساده، یک «کنش نمادین» قوی است. در فرهنگ ایرانی، «بازی نکردن» یک بازیگر در «خاک» کشورش، عمیقاً نمادین و حاوی بار عاطفی سنگینی است. این کنش، شاید ناشی از یک بحران وجدان، احساس ناتوانی در برابر رویدادهای اجتماعی، یا تلاش برای حفظ صداقت هنری در برابر آنچه او «تراژدی» می‌خواند، باشد. از دیدگاه روانشناسی اجتماعی، این اقدام می‌تواند نوعی «امتناع مشارکت» باشد. شاکردوست با امتناع از شرکت در جشنواره‌ها (که نماینده نظام رسمی فرهنگی است) و بازی نکردن، در واقع از مشروعیت بخشیدن به وضع موجود سر باز می‌زند. این، شکلی از مقاومت منفی است که در آن فرد با حذف خود از یک چرخه، اعتراضش را نشان می‌دهد. این تصمیم همچنین ممکن است ریشه در فشارهای درونی ناشی از شکاف بین «شخصیت عمومی» یک هنرمند محبوب و «وجدان خصوصی» او داشته باشد. ادامه فعالیت عادی پس از رویدادهای خشونت‌بار از دیدگاه او، ممکن است به معنای نادیده گرفتن رنج دیگران و خیانت به ارزش‌های شخصی تفسیر شود. این کنش، راهی برای آشتی دادن این دو وجه است.

بررسی اعتراض هنرمندان؛ از دی ۱۴۰۴ تاکنون

اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران بود که واکنش‌های گسترده‌ای در میان جامعه هنری برانگیخت. پیش از شاکردوست، هنرمندان دیگری همچون برخی بازیگران، کارگردانان، موسیقی‌دانان و ورزشکاران با انتشار بیانیه، خروج از کشور، یا تعلیق فعالیت، اعتراض خود را نشان داده‌اند. این موج اعتراضی هنرمندان، چند ویژگی دارد:

  1. اول، گستردگی نسبی در بین نسل‌های مختلف هنرمندان.
  2. دوم، استفاده از شبکه‌های اجتماعی به عنوان اصلی‌ترین بستر اعلام موضع.
  3. سوم، تنوع در شیوه‌های اعتراض از جمله استعفا از نهادهای وابسته، انصراف از حضور در جشنواره‌های داخلی و بین‌المللی، و توقف تولید اثر.

اقدام شاکردوست در این چارچوب، هم ادامه‌دهنده این روند است و هم به دلیل صراحت و قطعیت بیانیه («هرگز»)، در زمره قوی‌ترین مواضع قرار می‌گیرد. این توالی نشان می‌دهد که بخشی از جامعه هنری ایران، دیگر تمایلی به «سکوت مصلحتی» یا ادامه کار طبق عرف سابق ندارد و هزینه‌های ابراز نظر را می‌پذیرد.

تأثیرات حرفه‌ای و اقتصادی بر هنرمند و صنعت سینما

تصمیم شاکردوست قطعاً تأثیر مستقیمی بر مسیر حرفه‌ای خودش خواهد گذاشت. از دست دادن نقش‌آفرینی در پروژه‌های سینمایی و تلویزیونی، به معنای محرومیت از درآمد اصلی و کاهش تدریجی حضورش در اذهان عمومی است. همچنین، ممکن است با محدودیت‌های رسمی بیشتری روبرو شود، مانند ممنوعیت کار یا حتی پیگرد قضایی. برای صنعت سینمای ایران نیز، خروج بازیگرانی با توانایی و محبوبیت شاکردوست می‌تواند یک زیان باشد. او جزء بازیگران میانه‌نسل موفق و شناخته شده است. فقدان چنین چهره‌هایی می‌تواند بر کیفیت و جذابیت تولیدات آینده تأثیر بگذارد. از سوی دیگر، ممکن است فضای خودسانسوری را در میان دیگر بازیگران افزایش دهد، زیرا آن‌ها شاهد عواقب ابراز نظر هستند. با این حال، این اقدام می‌تواند در میان برخی مخاطبان و هم‌صنفان، برای او سرمایه اجتماعی و اعتبار اخلاقی ایجاد کند. او ممکن است به عنوان نماد یک هنرمند متعهد به ارزش‌های انسانی در تاریخ سینمای ایران ثبت شود. این «سرمایه نمادین» می‌تواند در بلندمدت، حتی خارج از مرزهای ایران، برایش فرصت‌هایی ایجاد کند.

بازتاب در رسانه‌ها و افکار عمومی؛ دو قطبی شدن فضا

انتشار این بیانیه در فضای مجازی به سرعت بازتاب گسترده‌ای یافت. در میان کاربران، واکنش‌ها به شدت دو قطبی بود. عده ای از او برای شجاعت و گرفتن چنین موضعی تقدیر کردند و آن را اقدامی شجاعانه و انسانی خواندند. در مقابل، برخی او را به «سوءاستفاده از موقعیت»، «جریان سازی علیه کشور» و «نادیده گرفتن دستاوردهای نظام» متهم کردند. رسانه‌های داخلی نزدیک به حکومت احتمالاً یا این خبر را نادیده می‌گیرند یا آن را با تفسیری منفی و با برچسب «تحریک‌آمیز» یا «غیرواقعی» پوشش خواهند داد. در مقابل، رسانه‌های خارج از کشور و اپوزوسیون، آن را به عنوان نمونه‌ای از اعتراض گسترده هنرمندان برجسته خواهند کرد. این دوگانگی در بازتاب، خود نشان‌دهنده شکاف عمیق در جامعه ایران بر سر تفسیر رویدادهای اخیر و نقش هنرمندان است. شاکردوست از این پس نه تنها یک بازیگر، که به یک «نماد» در این گفتمان متضاد تبدیل می‌شود. هر طرف سعی خواهد کرد از عمل او برای تقویت روایت خود استفاده کند.

چشم‌انداز و پیامدهای احتمالی برای هنرمندان و سینما

پس از این اقدام، چند سناریو محتمل است.

  • سناریوی اول

    شاکردوست بر تصمیم خود پایدار می‌ماند و برای مدتی طولانی یا برای همیشه از سینمای ایران کناره می‌گیرد. ممکن است فعالیت‌های دیگری در خارج از چارچوب رسمی (مانند تدریس خصوصی یا کار در پروژه‌های مستقل زیرزمینی) انجام دهد یا حتی مهاجرت کند.
  • سناریوی دوم

    تحت فشارهای اقتصادی، خانوادگی یا نهادهای امنیتی-قضایی، مجبور به پس گرفتن یا تعدیل مواضع خود شود. این ممکن است به صورت انتشار متنی دیگر، سکوت، یا حتی عذرخواهی صورت گیرد. در تاریخ سینمای ایران نمونه‌هایی از هر دو حالت وجود داشته است.

در سطح کلان، اگر چنین مواضعی از سوی هنرمندان بیشتری تکرار شود، می‌تواند به یک «جنبش امتناع» در بخشی از جامعه هنری تبدیل شود. این امر می‌تواند بحران مشروعیت برای نهادهای فرهنگی ایجاد کند و آن‌ها را مجبور به چاره‌اندیشی (چه از طریق گفت‌وگو و نرمش، چه از طریق سخت‌گیری بیشتر) کند. در نهایت، عمل شاکردوست، مرزهای آزادی بیان و هزینه اعتراض را در سینمای ایران دوباره تعریف می‌کند. نتیجه این فرآیند، آینده رابطه پرتنش بین «هنر» و «سیاست» در ایران را رقم خواهد زد. آیا سینمای ایران می‌تواند هنرمندان منتقد را در خود نگه دارد، یا شاهد خروج تدریجی بخشی از استعدادهایش خواهد بود؟ پاسخ این پرسش در ماه‌های آینده روشن‌تر خواهد شد.

بیوگرافی الناز شاکردوست

الناز شاکردوست، نامی که در دو دهه اخیر با سینمای پرفروش و جریان‌ساز ایران گره خورده است. این بازیگر ۴۱ ساله تهرانی که از او به عنوان یکی از سوپراستارهای سینمای ایران یاد می‌شود، مسیر خود را از سال ۱۳۸۳ با فیلم «گل یخ» ساخته کیومرث پوراحمد آغاز کرد و به سرعت به چهره‌ای محبوب و پرطرفدار تبدیل شد. شاکردوست تنها یک بازیگر سینما نیست؛ او نماد موفقیتی است که از هوش سرشار و پشتکار تحصیلی آغاز شد. دارنده رتبه ۱۱ کنکور در رشته هنر و دانش‌آموخته با معدل بالا در رشته ریاضی، مسیر مطمئن دانشگاهی را رها کرد تا عشق کودکی خود به بازیگری را دنبال کند. این تصمیم، سرآغاز حضوری درخشان در سینمایی شد که او را در اوج نگه داشت. فیلم‌هایی مانند «عروس فراری»، «مطرب»، «شبی که ماه کامل شد» و «بدون تاریخ، بدون امضا» تنها بخشی از فیلم‌های پرفروشی هستند که نام شاکردوست بر سرشان می‌درخشد. این موفقیت‌های گیشه‌ای، او را به یکی از مطمئن‌ترین گزینه‌های کارگردانان برای جلب مخاطب تبدیل کرده بود. اما زندگی حرفه‌ای شاکردوست تنها به موفقیت‌های مالی محدود نبود. دریافت جایزه بهترین بازیگر زن از جشنواره فیلم فجر برای «شبی که ماه کامل شد» و کسب تندیس حافظ، گواهی بر توانایی‌های هنری او فراتر از جذابیت‌های سینمای عامه‌پسند است. فرزاد موتمن، کارگردان، درباره او گفته: «سینمای ما هنوز از مهارت‌های الناز شاکردوست بهره نبرده است.» زندگی شخصی شاکردوست همواره در حاشیه امن و مرموزی قرار داشته است. او با وجود شهرت فراوان، زندگی خصوصی خود را به شدت محافظت کرده و شایعات ازدواج با چهره‌هایی مانند علیرضا حقیقی یا هوتن شکیبا را رد کرده است. علاقه او به ورزش‌هایی مانند بدنسازی، TRX و یوگا، تصویری از زنی مستقل و سلامت‌محور را ترسیم می‌کند. حادثه‌هایی مانند گیر افتادن در گرداب دریایی هنگام فیلمبرداری «تابو» و آسیب دیدگی شدید کمر در پشت صحنه فیلم «دو طبقه روی پیلوت»، از خطراتی می‌گویند که او برای حرفه‌اش پذیرفته است. همچنین، مواضع اجتماعی و سیاسی شاکردوست در سال‌های اخیر بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. از واکنش او به حضور کیمیا علیزاده زیر پرچم پناهجویی در المپیک تا اعتراض به عدم حضور فیلم «شبی که ماه کامل شد» در بخش‌های مختلف جشنواره فجر و اخیراً احضار به دادسرا به اتهام «جریحه‌دار کردن عفت عمومی» به دلیل انتشار برخی عکس‌ها، همه نشان از زنی است که گاه از مرزهای تعیین‌شده فراتر می‌رود. اما نقطه عطف اخیر، تصمیم او برای توقف کامل فعالیت حرفه‌ای بود. الناز شاکردوست در واکنش به حوادث دی‌ماه ۱۴۰۴، در اینستاگرام خود نوشت که دیگر نه در جشنواره‌ای شرکت خواهد کرد و نه در این «خاکی که بوی خون می‌دهد» نقشی بازی خواهد کرد. این تصمیم، فصل جدیدی در زندگی این سوپراستار سینمای ایران گشود.

تحلیل مسیر حرفه‌ای؛ از سینمای عامه‌پسند تا اعتبار هنری

الناز شاکردوست مسیر خود را در سینمای ایران با حضور در فیلم‌های کاملاً عامه‌پسند و گیشه‌محور مانند «عروس فراری» و «مطرب» آغاز کرد. این انتخاب‌ها هوشمندانه بود، زیرا به سرعت او را به دایره بازیگران محبوب و شناخته شده نزد عموم مردم وارد کرد. این محبوبیت، پلتفرم قدرتمندی برای او ساخت تا بتواند در پروژه‌های متفاوت و جدی‌تر نیز ظاهر شود. نقش‌آفرینی در فیلم‌هایی مانند «تابو» (که برایش جایزه بین‌المللی به ارمغان آورد) و به ویژه «شبی که ماه کامل شد» ساخته کیانوش عیاری، نقطه عطفی در کارنامه او بود. در این فیلم‌ها، شاکردوست از کلیشه نقش‌های قبلی فاصله گرفت و توانایی خود را در ایفای شخصیت‌های پیچیده، خاکستری و دراماتیک به نمایش گذاشت. دریافت سیمرغ بلورین برای این فیلم، تأیید نهادهای رسمی سینمایی بر این تحول بود. با این حال، حتی پس از کسب این اعتبار هنری، او ارتباط خود با سینمای جریان اصلی و پرفروش را قطع نکرد. این توانایی در حرکت بین دو عرصه «سینمای گیشه» و «سینمای فستیوالی»، موقعیت منحصربه‌فردی به او داده بود: هم مورد اعتماد سرمایه‌گذاران و تهیه‌کنندگان برای فروش فیلم بود و هم نگاه منتقدان و جشنواره‌ها را به خود جلب می‌کرد. این موقعیت دوگانه، در سینمای ایران کمتر برای یک بازیگر زن تکرار شده است.

شخصیت‌سازی عمومی؛ تصویر یک زن مستقل، باهوش و مرموز

شاکردوست در فضای عمومی، تصویری به شدت کنترل‌شده و حساب‌شده از خود ارائه داده است. او نه مانند برخی هم‌نسلانش در شبکه‌های اجتماعی بسیار فعال است و نه زندگی خصوصی خود را به نمایش می‌گذارد. اعلام کرده که هفته‌ای تنها سه بار و هر بار یک ساعت فضای مجازی را مدیریت می‌کند و حتی نوعی «فوبیای تکنولوژی» دارد. این فاصله‌گیری عمدی، بر مرموز بودن و منحصربه‌فرد بودن چهره‌اش افزوده است. از سوی دیگر، تأکید بر سوابق درخشان تحصیلی (رتبه ۱۱ کنکور، تحصیل در لندن) و علایق فکری و ورزشی (یوگا، اسکی، سفرهای انفرادی)، تصویر زنی فرهیخته، مستقل و خودساخته را تقویت می‌کند. او در مصاحبه‌ها آرزوهای ساده‌ای مانند «قدم زدن در میدان تجریش بدون مورد توجه قرار گرفتن» را مطرح می‌کند که او را به مردم عادی نزدیک‌تر می‌سازد و از تصویر ستاره دور می‌کند. این شخصیت‌سازی، او را از الگوی رایج «ستاره زن» در سینمای ایران متمایز کرده است. او نه یک «دختر عروسکی» است و نه یک چهره کاملاً روشنفکرمنش. بلکه ترکیبی است از جذابیت سینمایی، هوش تحصیلی و استقلال عمل که برای طیف وسیعی از مخاطبان جذاب است. همین تصویر منسجم، باعث شده تا مواضع اجتماعی و سیاسی بعدی او نیز با وزن بیشتری دیده و تحلیل شود.

مواضع اجتماعی و سیاسی؛ از واکنش‌های ورزشی تا اعتراض جدی

شاکردوست در سال‌های اخیر، گام‌به‌گام مواضع اجتماعی و سیاسی خود را آشکارتر کرده است. واکنش تند و احساسی او به حضور کیمیا علیزاده، کشتی‌گیر ایرانی، زیر پرچم پناهجویی در المپیک توکیو («ما داریم به کجا می‌رویم که یک دختر که یک روز برای وطن خود افتخارآفرینی می‌کرد، اکنون...») نمونه‌ای از این مواضع ملی‌گرایانه و عاطفی بود. این موضع، بازتاب احساس بخشی از جامعه ایران بود. اعتراض او به عدم حضور فیلم «شبی که ماه کامل شد» در بخش‌های اصلی جشنواره فجر، موضعی صنفی-هنری بود که انتقاد از سیاست‌های داخلی سینمایی را نشان می‌داد. همچنین، احضار او به دادسرا در تیرماه ۱۴۰۳ به اتهام «جریحه‌دار کردن عفت عمومی» به دلیل انتشار برخی عکس‌ها، او را در تقابل مستقیم با قوانین حاکم بر رفتار اجتماعی هنرمندان قرار داد. اما اوج این روند، تصمیم اخیر او برای توقف کامل فعالیت بازیگری در اعتراض به حوادث دی‌ماه ۱۴۰۴ بود. این اقدام، یک اعتراض صریح سیاسی است که هزینه شخصی و حرفه‌ای بسیار بالایی دارد. این حرکت نشان می‌دهد که شاکردوست، برخلاف تصویر محافظه‌کارانه‌اش در سال‌های اولیه، اکنون حاضر است برای باورهایش هزینه کند و از موقعیت ممتاز خود به عنوان اهرم اعتراض استفاده نماید.

https://www.asianewsiran.com/u/ikI
اخبار مرتبط
فیلم سینمایی «کج‌پیله» به کارگردانی هاتف علیمردانی و با بازی الناز شاکردوست این روزها در سینماهای کشور در حال اکران است. این فیلم داستان زنی را روایت می‌کند که بر اثر اتفاقی ناگهانی به مرد تبدیل می‌شود. «کج‌پیله» در واقع نسخه ایرانی فیلم ترکی «اوه! بیلندا» است که با تغییراتی به صورت کمدی ارائه شده است. صحنه‌های رقص و گریم مردانه شاکردوست در فضای مجازی به سرعت وایرال شده‌اند. نقش‌آفرینی الناز شاکردوست در این فیلم ضعیف ارزیابی شده و روایت داستان نیز گسسته و کلیشه‌ای توصیف شده است.
فیلم «کج‌پیله» به کارگردانی هاتف علیمردانی و با بازی الناز شاکردوست، داستان زنی را روایت می‌کند که از مردها بیزار است، اما بر اثر یک اتفاق ناگهانی، زندگی‌اش دگرگون می‌شود. در این مطلب به بررسی فیلم و بازیگران آن می پردازیم.
"گوزن‌های اتوبان" ساخته ابوالفضل صفاری با بازی ستارگانی چون الناز شاکردوست، نوید پورفرج و صدف اسپهبدی، اگرچه با ایده‌ای نو و به‌روز درباره تاثیرات فضای مجازی آغاز می‌شود، اما در میانه راه به ورطه شعارزدگی و کلیشه‌سازی سقوط می‌کند. در این مطلب به نقد و بررسی فیلم گوزن های اتوبان می پردازیم.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید