آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
سینمای شخصی و عمیقاً اتوبیوگرافیک علیرضا معتمدی، کارگردان و نویسنده اصفهانی، فصل جدیدی را در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر آغاز میکند. فیلم جدید او با عنوان «دختر پریخانوم»، نه تنها سومین اثر سینمایی این فیلمساز مؤلف محسوب میشود، بلکه حلقه پایانی یک سهگانه هنری حول محور سوگ است که با فیلمهای «رضا» (۱۳۹۶) و «چرا گریه نمیکنی؟» (۱۴۰۱) آغاز شد. این بار، معتمدی از سوگ برادر به سوی سوگ مادرش حرکت کرده است. حضور مرضیه برومند، کارگردان و بازیگر محبوب و پیشکسوت، پس از ۱۶ سال دوری از سینما، یکی از جذابترین وجوه این فیلم است. برومند که بیشتر به عنوان «مادر عروسکهای» سینمای کودک و نوجوان شناخته میشود، این بار در ظاهری جدی و متفاوت در نقش یک فرشته در دنیای فانتزی معتمدی ظاهر خواهد شد. این انتخاب غیرمنتظره، نوید یک بازی به یاد ماندنی و خاطرهساز را میدهد. در کنار برومند، سها نیاستی نقش اصلی فیلم را بر عهده دارد و بار روایی داستان بر دوش بازی اوست. نیاستی باید بتواند مخاطب را با دنیای درونی شخصیتی درگیر بحران چهلسالگی و سوگ مادر همراه کند. ترکیب بازیگری این فیلم، از صحرا اسداللهی و زهرا خدادادی تا حضور خود معتمدی در نقشی دیگر، نشان از تیمی منسجم و متفاوت دارد. اما «دختر پریخانوم» بر خلاف دو فیلم قبلی معتمدی که ریشه در جغرافیای اصفهان داشتند، وارد فضایی فانتزیتر و نامأنوستر شده است. این تغییر فضا و دوری از المانهای آشنا و دوستداشتنی آثار قبلی، هم میتواند یک جسارت هنری تلقی شود و هم به عنوان نقطهضعفی برای مخاطبان وفادار معتمدی قلمداد گردد. در ادامه، ابعاد مختلف این فیلم جسورانه را در پنج محور تحلیل خواهیم کرد.
مؤلفگرایی و سینمای اتوبیوگرافیک: تداوم یک جستوجوی درونی
علیرضا معتمدی را میتوان یکی از شخصیترین فیلمسازان نسل خود دانست. «دختر پریخانوم» ادامه مستقیم مسیری است که او در «رضا» (سوگ برادر) و «چرا گریه نمیکنی؟» (بازخوانی آن سوگ) آغاز کرد. این بار، محور اصلی سوگ مادر و بحران میانسالی است. معتمدی با وامگیری از زندگی خود، به خلق جهانی میپردازد که در آن مرز واقعیت و خیال، گذشته و حال، و سوگ و شوخی در هم میآمیزد. این تداوم، او را به یک خاطرهنگار سینمایی تبدیل کرده که هسته اصلی آثارش، التیام زخمهای شخصی از طریق بیان هنری است.
بازیگری: بازگشت نمادین یک چهره و آزمون یک بازیگر جوان
انتخاب مرضیه برومند، فراتر از یک انتخاب بازیگری ساده است. حضور او پس از سالها، حس نوستالژیک عمیقی را برمیانگیزد و تضاد بین تصویر کودکانهای که از او در ذهن داریم با نقش جدی و فانتزی حاضر، جذابیت دراماتیک ایجاد میکند. این بازی، آزمونی مهم برای برومند است. در سوی دیگر، سها نیاستی باید در مرکز این جهان فانتزی، بازیگری زمینی و باورپذیر ارائه دهد تا پیوند مخاطب با مضامین عمیق فیلم قطع نشود. موفقیت یا شکست فیلم تا حد زیادی به تعادل بین بازی این دو بستگی دارد.
فرم و فضا: گذر از اصفهان واقعگرا به فانتزی نامأنوس
دو فیلم قبلی معتمدی، به شدت با بافت تاریخی، جغرافیایی و فرهنگی اصفهان گره خورده بودند و همین، بخشی از جذابیت و اصالت آن آثار بود. اما «دختر پریخانوم» ظاهراً به فضایی انتزاعیتر و فانتزیتر کوچ کرده است. خلق دنیایی با فرشتهها (برومند)، لولهکشهای زن، و اکانت آرزوها، ممکن است برای مخاطبان قدیمی معتمدی نامأنوس باشد. این تغییر، یک خطر هنری است: اگر فانتزی با هسته دراماتیک سوگ پیوند نخورد، ممکن است فیلم به سمت سطحیگری سوق یابد.
روایت و موتیفهای تکراری: قدرت و ضعف یک امضای هنری
معتمدی در این فیلم نیز به موتیفهای ثابت آثارش بازمیگردد: شخصیتهای صلحطلب و قربانی، رابطههای عاشقانه نافرجام، شبنشینیهای دور آتش، و روایت داستانهای تاریخی در دل روایت اصلی. از یک سو، این تکرار، سبک و امضای هنری او را تقویت میکند. از سوی دیگر، ممکن است حسی از تکرار مکررات و عدم پیشرفت روایی ایجاد کند. چالش اصلی معتمدی، دادن ژرفای جدید به این المانهای آشنا در بستر فانتزی جدید است.
جایگاه در جشنواره و مخاطب: فیلمی جسورانه در میانه حاشیه و متن
حضور «دختر پریخانوم» در جشنواره فیلم فجر ۴۴، در شرایطی صورت میگیرد که فیلم قبلی معتمدی («چرا گریه نمیکنی؟») به دلیل حواشی غیرسینمایی (اعتراض بازیگران به حضور در جشنواره) آنطور که باید دیده نشد. این فیلم جدید فرصتی است برای معتمدی تا بار دیگر صرفاً بر اساس ارزشهای سینمایی اثرش مورد قضاوت قرار گیرد. موفقیت این فیلم میتواند جایگاه او را به عنوان یک فیلمساز مستقل و صاحب سبک تثبیت کند، در حالی که شکست احتمالی ممکن است او را در حاشیه جریان اصلی سینمای ایران قرار دهد. پاسخ مخاطبان به این جهان فانتزی نامأنوس، کلید این موفقیت یا شکست خواهد بود.