آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
در هالهای از تنشهای فزاینده منطقهای و دیپلماسی فشرده بینالمللی، ناگهان خبری از مسقط پایتخت عمان به گوش رسید که میتواند نقطه عطفی در روابط پرچالش ایران و آمریکا باشد. سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان، با انتشار پیامی رسمی، برگزاری دور تازه مذاکرات هستهای را در روز جمعه در مسقط تأیید کرد. این اعلام در شرایطی صورت میگیرد که به گزارش منابع خبری معتبر، دولت آمریکا قصد داشت از این مذاکرات کنارهگیری کند. اما فشار دیپلماتیک بیسابقه و فوری رهبران چندین کشور عربی و مسلمان به بالاترین سطوح کاخ سفید، واشنگتن را وادار به عقبنشینی از این تصمیم کرد. خبرنگار آکسیوس از قول دو منبع آمریکایی فاش کرد که حداقل نه کشور از منطقه، با ارسال پیامهای قوی و سطح بالا، از آمریکا خواستهاند جلسه با ایران را لغو نکند. این دیپلماسی پشت پرده، نشاندهنده نگرانی عمیق همسایگان از عواقب فروپاشی کامل کانالهای گفتوگو است. در سوی دیگر، پیام ظریف ولی قاطع تهران در پست وزیر امور خارجه نهفته است: تأکید بر عبارت «مذاکرات هستهای». این واژهگزینی دقیق، خط قرمز ایران را مشخص میکند و پیامی روشن به واشنگتن است که چارچوب گفتوگو تنها بر سر موضوع هستهای خواهد بود.
این در حالیست که منابع دیپلماتیک ایرانی هشدار دادهاند حضور کشورهای منطقه در این مرحله از مذاکرات میتواند نتایج معکوس داشته باشد و روند متمرکز را به نمایشی سیاسی تبدیل کند. بنابراین، عمان بار دیگر به میزبان انحصاری این گفتوگوی حساس تبدیل شده است. همزمان، دستیار رئیسجمهور روسیه اعلام کرد که رهبران روسیه و چین در تماس تلفنی دیروز خود، توجه ویژهای به تنشها درباره ایران داشتند. این نشان از آن دارد که بازیگران بزرگ جهانی نیز ناظر دقیق این تحولات هستند و آن را در کانون توجهات استراتژیک خود قرار دادهاند. در عراق نیز چارچوب هماهنگی شیعیان با صدور بیانیهای قاطع، مخالفت خود با استفاده از خاک این کشور برای حمله به هر کشوری را اعلام کرد و از نیروهای امنیتی خواست مانع ایجاد بهانه برای بیثباتسازی عراق شوند. این موضعگیری، فضای منطقهای حاکم بر مذاکرات را پیچیدهتر میکند. در آستانه این مذاکرات حیاتی، پنتاگون در حال بررسی واکنش به اقدامات ایران در تنگه هرمز است و رسانههای غربی از تهدیدهای تازه رئیسجمهور آمریکا سخن میگویند. این همه، حکایت از آن دارد که مذاکرات جمعه در مسقط، بر لبه تیغی تیز در حرکت است.
نقش تعیینکننده دیپلماسی منطقهای در تغییر موضع آمریکا
فشار هماهنگ و بیسابقه رهبران عرب بر واشنگتن، کلید بازگشت آمریکا به میز مذاکره بود. این نشان میدهد که متحدان سنتی آمریکا در منطقه، از سیاستهای تهاجمی و یکجانبه ترامپ که میتواند امنیت جمعی آنان را به خطر بیندازد، خسته و نگران شدهاند. آنان ترجیح میدهند حداقل کانالهای دیپلماتیک برای جلوگیری از جنگ یا تشدید بیثباتی باز بماند. این موضعگیری مشترک، ضعف استراتژی «فشار حداکثری» ترامپ را در جلب حمایت منطقهای آشکار میکند و نشان میدهد که حتی متحدان نیز حاضر نیستند هزینههای بیثباتی ناشی از این استراتژی را بپردازند.
خطکشی جمهوری اسلامی: تمرکز انحصاری بر مسئله هستهای
جمهوری اسلامی با تأکید صریح بر عبارت «مذاکرات هستهای» در بیانیه عراقچی، استراتژی مشخصی را دنبال میکند. این کار سه هدف دارد: نخست، محدود کردن دستورکار مذاکره و جلوگیری از ورود مسائل حاشیهای مانند برنامه موشکی یا نقش منطقهای. دوم، یادآوری تعهد آمریکا در برجام مبنی بر رفع تحریمها در ازای محدودیتهای هستهای. سوم، ارسال پیام به افکار عمومی داخلی و بینالمللی که ایران تنها برای احقاق حقوق قانونی خود در چارچوب NPT پای میز آمده، نه برای چانهزنی بر سر امنیت ملی یا حاکمیت خود. این موضع، میدان مانور تیم آمریکایی را به طور قابل توجهی محدود میکند.
میزبانی عمان و حذف عمدی دیگر بازیگران منطقهای: چرا؟
تصمیم به برگزاری مذاکرات به صورت دو جانبه و بدون حضور سایر کشورهای منطقه، یک تصمیم حساب شده است. عمان به عنوان میانجیگری بیطرف و مورد اعتماد دو طرف، فضایی امن و به دور از جوسازیهای رسانهای فراهم میآورد. ورود کشورهایی مانند عربستان یا امارات به این مرحله، با توجه به رقابتهای آشکار آنان با ایران، بلافاصله بحثها را به سمت مسائل امنیت خلیج فارس و یمن میکشاند و هسته اصلی مذاکره را تحت الشعاع قرار میدهد. ایران هوشمندانه نمیخواهد در این مرحله حساس، کارتهای منطقهای خود را روی میز بگذارد یا وارد یک گفتوگوی چندجانبه پیچیده شود که کنترل آن سختتر است.
نقش کلیدی قدرتهای جهانی: نگرانی مشترک مسکو و پکن
اظهارات دستیار رئیسجمهور روسیه درباره توجه ویژه پوتین و شی به ایران، تصادفی نیست. هر دو کشور مخالف اصلی یکجانبهگرایی آمریکا هستند و فروپاشی کامل برجام را به ضرر منافع استراتژیک خود میبینند. روسیه نگران تشدید حضور نظامی آمریکا در همسایگی خود است و چین نیز نمیخواهد یکی از شرکای کلیدی طرح «کمربند و جاده» و تأمینکننده انرژی، در بحبوبه تنش بیشتری قرار گیرد. بنابراین، اگرچه مستقیم در میز مسقط حاضر نیستند، اما پشتیبانی دیپلماتیک ضمنی آنان از تداوم گفتوگوها، یک عامل بازدارنده در برابر تمایلات جنگطلبانه برخی حلقههای واشنگتن محسوب میشود.
بستر شکننده مذاکرات: تهدیدها و بیثباتسازیهای موازی
این مذاکرات در خلأ برگزار نمیشود. هشدار پنتاگون درباره تنگه هرمز، تهدیدهای ترامپ، و تلاش برای ایجاد جو بیثباتی از طریق عراق (که با واکنش قاطع گروههای شیعی این کشور مواجه شد)، همه نشاندهنده این است که جناحی در واشنگتن قصد دارد همزمان با برگزاری مذاکرات، با ادامه «سیاست چماق و هویج» اهرم فشار خود را حفظ کند. این دوگانگی رفتار آمریکا، بزرگترین تهدید برای تداوم گفتوگوهاست. از سوی دیگر، موضع قاطع عراق نشان میدهد که بازیگران غیردولتی منطقه نیز بر نتایج این مذاکرات اثرگذارند و نمیتوان آنان را نادیده گرفت. بنابراین، موفقیت مذاکرات مسقط در گرو توقف این بازیهای موازی و نشان دادن حسن نیت عملی است.