آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
در یکی از پرتلاطمترین فصلهای دیپلماسی بینالمللی، ناگهان اخبار متناقضی درباره دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا جهان را غافلگیر کرد. رسانههای بزرگی مانند سیانان و رویترز از توافق بر سر برگزاری گفتوگو در مسقط خبر داده بودند، اما ناگهان موجی از ابهام، همه چیز را تحت الشعاع قرار داد. منبع این شایعه، پایگاه خبری «آکسیوس» بود که با استناد به مقامات آمریکایی مدعی شد مذاکرات برنامهریزی شده برای جمعه، به دلیل امتناع ایران از پذیرش قالب مورد نظر واشنگتن، لغو شده است. حتی گزارههایی تلخ مانند «همین یا هیچ» از سوی آمریکا و «پس هیچ» از سوی ایران نقل شده است. اما سوال اصلی اینجاست: آیا واقعاً این گفتوگوهای حساس که میتوانست تنشهای منطقهای را کاهش دهد، قبل از شروع به پایان رسیده؟ یا این ادعا، بخشی از یک بازی پیچیده رسانهای و روانی برای کسب امتیاز نهایی در آستانه مذاکرات است؟ در این گزارش، نه تنها به واکاوی این اخبار متضاد میپردازیم، بلکه با نگاهی تحلیلگرا، سناریوهای محتمل، اهداف پشت این انتشار، و پیامدهای سرنوشتساز آن بر آینده منطقه خاورمیانه و برنامه هستهای ایران را بررسی میکنیم.
ادعای جدید آکسیوس، حاکی از آن است که ممکن است بر سر دستورکار یا پیششرطهای مذاکرات، اختلافنظر بنیادینی وجود داشته که به بنبست و لغو آن انجامیده است. پیش از این، ایران تأکید کرده بود که موضوع گفتوگوها صرفاً مسائل هستهای و لغو تحریمها خواهد بود، در حالی که آمریکا خواستار بحث درباره مسائل منطقهای و موشکی نیز بود. هنوز هیچ منبع رسمی ایرانی یا آمریکایی این ادعای لغو را تأیید یا تکذیب نکرده است. همچنین خبرگزاری الجزیره که پیشتر جزئیاتی از مذاکرات را گزارش داده بود، نیز تاکنون واکنشی نشان نداده است. در چنین شرایطی، باید منتظر واکنش رسمی طرفین و همچنین کشور میانجی (عمان) بود. آیا این ادعا تنها یک جنگ روانی رسانهای است، یا واقعاً مذاکرات پیش از شروع، به دلیل عدم تفاهم بر سر چهارچوب اولیه، متوقف شده است؟
دلایل عدم ازسرگیری مذاکرات ایران و آمریکا
واشنگتن درخواست تهران برای تغییر محل و قالب گفتگو را نپذیرفت. دو مقام آمریکایی به آکسیوس گفتند ایالات متحده روز چهارشنبه به ایران اعلام کرد که با خواستههای تهران برای تغییر محل و قالب گفتوگوهایی که برای روز جمعه برنامهریزی شده، موافقت نخواهد کرد. این بنبست میتواند مسیر دیپلماتیک را مسدود کند و رئیسجمهور ترامپ را به سمت انتخاب گزینه نظامی سوق دهد. ایالات متحده و جمهوری اسلامی توافق کرده بودند که روز جمعه در استانبول دیدار کنند و چند کشور خاورمیانهای نیز بهعنوان ناظر در این نشست حضور داشته باشند. اما ایران روز سهشنبه اعلام کرد که میخواهد محل گفتوگوها به عمان منتقل شود و مذاکرات بهصورت دوجانبه برگزار شود، تا اطمینان حاصل شود که تمرکز صرفاً بر مسائل هستهای است و نه موضوعات دیگری مانند موشکها که برای آمریکا و کشورهای منطقه اولویت دارند. مقامهای آمریکایی درخواست تغییر محل را بررسی کردند، اما روز چهارشنبه تصمیم گرفتند آن را رد کنند. یک مقام ارشد آمریکایی گفت: ما به آنها گفتیم یا همین است یا هیچ، و آنها گفتند: “خب، پس هیچ.”». این مقام افزود اگر ایرانیها حاضر باشند به قالب اولیه بازگردند، آمریکا آماده است این هفته یا هفته آینده دیدار کند. او گفت: «ما میخواهیم هرچه زودتر به یک توافق واقعی برسیم وگرنه بقیه به گزینههای دیگری فکر خواهند کرد» که اشارهای به تهدیدهای مکرر ترامپ درباره اقدام نظامی بود. مقامهای آمریکایی گفتند انتظار میرود استیو ویتکاف، فرستاده کاخ سفید، و جرد کوشنر، داماد و مشاور ترامپ، روز پنجشنبه برای گفتوگو درباره ایران با نخستوزیر قطر به این کشور سفر کنند.. طبق برنامه فعلی، آنها از آنجا به میامی بازخواهند گشت.
این بحران خبری، صرفاً یک تناقض رسانهای ساده نیست، بلکه نشاندهنده عمق اختلاف ساختاری بین دو طرف بر سر «ماهیت، قالب و اهداف» مذاکرات است. از نگاه فنی، چند لایه قابل تحلیل است:
جنگ روایت ها و مدیریت ادراک
نشستن خبر توافق از سوی رسانههای جهانی معتبر و سپس انتشار خبر لغو از یک پایگاه با گرایشهای خاص، کلاسیکترین نماد «جنگ روایتها» است. هدف، نه ضرورت اطلاعرسانی، بلکه هدایت ادراک افکار عمومی، متحدان منطقهای و بازارهای جهانی است. سکوت طرفین، این فرصت را به هر دو میدهد تا هزینههای روانی طرف مقابل را افزایش دهند.
بنبست بر سر فراسیاست مذاکره
اساس اختلاف، بر سر «متافورم» یا قواعد بالادستی مذاکره است. ایران خواستار مذاکره دوجانبه صرفاً هستهای در عمان است تا از فشار جمعی ناظران منطقهای (که عمدتاً مخالف ایران هستند) دوری کند. آمریکا اصرار بر قالب چندجانبه با حضور ناظران دارد تا موضوعات موشکی و منطقهای حتماً در دستورکار گنجانده شده و مشروعیت منطقهای بیابد. این بنبست در «فرم» پیش از رسیدن به «محتوا» رخ داده است.
محاسبه طرفین و نقش بازیگران ثالث
-
آمریکا
با انتشار این خبر، هم خط قرمز خود را نشان میدهد، هم نارضایتی متحدان منطقهای (اسرائیل، عربستان) را مدیریت کرده و به آنها اطمینان میدهد که خواستههایشان را قربانی یک توافق دوجانبه نخواهد کرد. همچنین با تهدید ضمنی به «گزینههای دیگر» (نظامی)، بر فشار خود میافزاید.
-
جمهوری اسلامی
پاسخ قاطع ادعایی، کاملاً همسو با دکترین عدم اعتماد و تاکید بر حقوق غیرقابل مذاکره (موشکی، منطقهای) است. این موضعگیری برای مخاطب داخلی و منطقهای (محور مقاومت) حیاتی است.
- نقش میانجیگران (عمان/قطر):
اعتبار دیپلماتیک این کشورها اکنون در معرض خطر است. احتمالاً آنها در پشت صحنه برای یافتن یک «فرمول خلاقانه» (مانند مذاکرات موازی یا توالی خاص) در حال تلاش هستند.
سناریوهای آینده و محاسبه ریسک
-
سناریوی محتمل (۶۰٪)
تاخیر و تعدیل. مذاکرات اصلی با تأخیر چندروزه و احتمالاً با تغییر سطح (کارشناسی) یا قالب (دو مرحلهای: اول هستهای در عمان، سپس مباحث گستردهتر با حضور دیگران) ادامه مییابد. این نیازمند انعطاف پذیری پنهان دو طرف است.
-
سناریوی تنشزای بالا (۳۰٪)
وقفه طولانی و تشدید بحران. بازگشت به سیاست فشار حداکثری و تقویت بازدارندگی، با افزایش خطر برخوردهای نیابتی یا محدود در منطقه. قیمت نفت به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد.
-
سناریوی شکست کامل (۱۰٪)
بعید است، چرا که هزینه نظامی برای هر دو طرف فوقالعاده بالا است و دیپلماسی، حتی به شکل نمایشی، هنوز کانال ارزشمندی برای مدیریت بحران محسوب میشود.
جمعبندی تحلیل
این بحران خبری، خود بخشی جداییناپذیر از فرآیند مذاکره در شرایط فقدان اعتماد است. هدف نهایی هر دو طرف، نه ضرورت لغو مذاکرات، بلکه ورود به آن با بهترین موقعیت چانهزنی و کمترین هزینه داخلی و بینالمللی است. روزهای آینده، صحت این ادعا و عمق انعطاف پذیری پنهان دیپلماتیک دو طرف را آشکار خواهد کرد.