آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
پایتخت آرام عمان بار دیگر شاهد گردهمایی دیپلماتهایی است که آینده روابط یکی از پیچیدهترین تنشهای جهانی را رقم خواهند زد. مذاکرات هستهای میان ایران و آمریکا، پس از کش و قوسهای فراوان، قرار است روز جمعه در مسقط برگزار شود. اما همانگونه که انتظار میرفت، فضای پیش از این گفتوگوها مملو از اخبار ضد و نقیض، گمانهزنیهای رسانهای و موضعگیریهای متفاوت است. شبکه المیادین، نزدیک به مقاومت، گزارش داده است که مذاکرات به صورت «غیرمستقیم» و با میانجیگری عمان انجام خواهد شد و هیچ صحبتی از مذاکرات چهرهبهچهره مستقیم در میان نیست. این در حالی است که منابع ایرانی به شدت ادعای روزنامه نیویورک تایمز را تکذیب کردهاند. این روزنامه مدعی شده بود ایران پذیرفته تا علاوه بر برنامه هستهای، برنامه موشکی و فعالیت گروههای منطقهای نیز در دستور کار قرار گیرد. یک عضو هیئت مذاکرهکننده ایرانی به صراحت گفته است: «موضوع مذاکرات، هستهای است.» از سوی دیگر، کانالهای خبری عبری از ورود «استیو ویتکاف»، فرستاده ویژه دولت ترامپ، به مسقط خبر دادند تا مقدمات آغاز مذاکرات فردا را فراهم کند. این حضور، نشان از عزم واشنگتن برای پیشبرد این کانال گفتوگو دارد.
اما نگاه رسانههای منطقهای مانند شبکه الجزیره قطر، تصویری از «شکاف عمیق» میان مواضع دو طرف ارائه میدهد. این شبکه در تحلیلی نوشته که آمریکا مطالبات سنگینی را مطرح کرده است: از برچیدن برنامه هستهای و محدود کردن برد موشکها گرفته تا تغییر رفتار با بازداشت شدگان و فاصلهگیری ایران از متحدان منطقهای خود. این لیست طولانی از خواستهها، اگر دقیق باشد، نشان میدهد که فاصله میان نقطه نظرهای تهران و واشنگتن بسیار زیاد است و دورنمای رسیدن به توافق فوری را تیره و تار میکند. با این حال، خبرگزاری روسی ریانووستی گزارش داده که ایران این مذاکرات را جدی میگیرد و به دنبال نتیجهای سودمند برای هر دو طرف است. در این میان، عمان به عنوان میزبان بیطرف و دارای اعتماد دو طرف، نقشی کلیدی در تسهیل این گفتوگوهای شکننده ایفا خواهد کرد. موفقیت یا شکست این دور مذاکرات، میتواند مسیر تحولات منطقه خلیج فارس را برای ماههای آینده تعیین کند. واقعیت این است که در آستانه این مذاکرات، هر دو طرف در حال انجام مانورهای رسانهای و اعلام مواضع سختگیرانه اولیه هستند تا در میز مذاکره دست بالاتری داشته باشند. آنچه جمعه در مسقط روی میدهد، اولین آزمون واقعی اراده سیاسی دو طرف پس از مدتها خواهد بود.
شکل مذاکرات؛ غیرمستقیم بودن به چه معناست؟
گزارش المیادین درباره «غیرمستقیم» بودن مذاکرات، احتمالاً به این معناست که دیپلماتهای ایرانی و آمریکایی در یک میز واحد نمینشینند، بلکه عمانیها به عنوان واسطه، پیامها را میان دو طرف جابهجا میکنند. این روش، هم «حفظ ظاهر» برای دو طرفی که روابط رسمی ندارند را ممکن میسازد، هم «انعطافپذیری و انکارپذیری» بیشتری فراهم میآورد. غیرمستقیم بودن، نشاندهنده «عمق بیاعتمادی» و «حساسیت سیاسی شدید» داخلی در هر دو کشور، به ویژه در آستانه انتخابات آمریکا است. هیچ یک از طرفین نمیخواهد تصویر یک «ملاقات مستقیم و دوستانه» منتشر شود. این روش، فشار رسانهای و انتقادات مخالفان داخلی را کاهش میدهد. با این حال، غیرمستقیم بودن، سرعت و کارایی مذاکرات را کم میکند و احتمال سوءتفاهم در انتقال پیام را افزایش میدهد. موفقیت این روش کاملاً به مهارت دیپلماتهای عمانی به عنوان واسطهگران بیطرف و کاربلد وابسته است.
جنگ روایتها؛ تکذیب نیویورک تایمز در برابر تحلیل الجزیره
تکذیب قاطع منابع ایرانی نسبت به گزارش نیویورک تایمز، یک «خطکشی رسانهای پیشدستانه» است. تهران میخواهد قبل از آغاز مذاکرات، به وضوح اعلام کند که «خط قرمز موضوعی» دارد و حاضر به بحث درباره برنامه موشکی یا موضوعات منطقهای در این چارچوب نیست. این کار، انتظارات را مدیریت و از فشار برای امتیاز دادن در این حوزهها میکاهد. در مقابل، تحلیل الجزیره که عموماً دیدگاهی متعادلتر دارد، از «شکاف عظیم» و «مطالبات سنگین آمریکا» سخن میگوید. این تحلیل احتمالاً منعکسکننده شنیدهها یا نشت اطلاعات از طرف آمریکایی یا منابع منطقهای نزدیک به آن است. هدف میتواند نشان دادن «جدی بودن واشنگتن» و «سختی راه پیش رو» باشد تا در صورت شکست مذاکرات، آمریکا مقصر جلوه داده نشود. این جنگ روایتها، بخشی ذاتی از دیپلماسی پرتنش است. هر طرف سعی میکند روایت خود از پیششرطها و محدودیتها را غالب کند تا میدان مانور حریف را در مذاکره محدود نماید.
تحلیل مطالبات آمریکا بر اساس گزارش الجزیره؛ چرا «سنگین» هستند؟
فهرست مطالبات منتسب به آمریکا توسط الجزیره (برچیدن برنامه هستهای، محدودیت موشکی، تغییر رفتار با بازداشت شدگان، محدود کردن صادرات انرژی به چین، فاصلهگیری از متحدان منطقهای) در واقع «بازگشت به اهداف حداکثری دوره ترامپ» است. این فهرست بیشتر شبیه یک «شرایط تسلیم» است تا مبنایی برای مذاکره. اگر این گزارش دقیق باشد، نشان میدهد که جناح تندرو در دولت آمریکا (یا خود ترامپ) هنوز بر «استراتژی فشار حداکثری» بدون کاهش چشمگیر آن اصرار دارد. پذیرش این موارد توسط ایران، به معنای «تغییر کامل راهبرد امنیت ملی و ژئوپلیتیک» کشور است که در عمل غیرممکن به نظر میرسد. وجود چنین مطالباتی دو تفسیر دارد: یا آمریکا قصد واقعی برای توافق ندارد و میخواهد با پیشنهاد غیرقابل قبول، مسئولیت شکست را بر دهن ایران بیندازد، یا این «مواضع اولیه افراطی» است تا در ادامه مذاکره، با عقبنشینی تا حدی، امتیازات بیشتری بگیرد. معمولاً در مذاکرات دشوار، بازی با حداکثر مطالبات آغاز میشود.
موضع ایران؛ جدیت در پیگیری یک توافق هستهای محض
تأکید مکرر مقامات جمهوری اسلامی بر «هستهای بودن محض» مذاکرات، نشاندهنده یک «استراتژی متمرکز و تدافعی» است. ایران میخواهد با محدود کردن دامنه مذاکره، از مواضع دفاعی خود در برابر فشار برای دادن امتیازات در حوزههای دیگر (موشکی، منطقهای) محافظت کند. گزارش ریانووستی درباره «جدی بودن ایران برای دستیابی به نتیجه سودمند دوطرفه»، میتواند نشاندهنده «انعطاف احتمالی در چهارچوب هستهای» باشد. ممکن است تهران آماده باشد در ازای لغو کامل تحریمها و تضمینهای معتبر، به تعهدات هستهای خود تحت برجام بازگردد یا گامهای عملی بردارد. نکته کلیدی، «تقدم لغو تحریمها» در منطق ایران است. هرگونه حرکت هستهای قابل بازگشت ایران، احتمالاً منوط به مشاهده اقدامات ملموس و قابل تأیید در زمینه رفع تحریمها خواهد بود. این همان نقطه کور اصلی در تمام دورهای مذاکره گذشته بوده است.
چشمانداز و سناریوهای محتمل
با توجه به شکاف آشکار در روایتها و مطالبات اولیه، خوشبینانهترین سناریو برای این دور مذاکرات، «توافق بر سر یک چارچوب کلی و احیای برجام» نیست، بلکه «توافق بر سر ادامه گفتوگوها و ایجاد یک مکانیزم کاری پایدار» است. یعنی دو طرف موافقت کنند که کانال مسقط را با یک دستورکار مشخص و گامبهگام زنده نگه دارند. سناریوی محتملتر، «عدم توافق جدی و اعلام تفاوتهای آشتیناپذیر» است. این میتواند به تشدید تنشهای لفظی و احتمالاً عملی در منطقه منجر شود. هر یک از طرفین، دیگری را مقصر شکست معرفی خواهد کرد. در هر صورت، این مذاکرات «آزمونی برای اراده واقعی دو طرف» است. اگر حتی پس از این همه تنش، کانال مسقط به طور کامل قطع نشود و تماسها ادامه یابد، به خودی خود یک دستاورد کوچک دیپلماتیک محسوب میشود.