آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
پرونده جفری اپستین، یکی از تاریکترین و پیچیدهترین پروندههای جنایی و مالی معاصر، اکنون شاخه جدیدی پیدا کرده است. این پرونده از ابعاد انسانی و اخلاقی فراتر رفته و اکنون به دنیای به ظاهر بیخطر بازیهای آنلاین و دیجیتال کشیده شده است. اسناد تازهای که از پرونده قضایی این مجرم جنسی و مالی منتشر شده، پرده از روشی غیرمنتظره و هوشمندانه برای پولشویی برداشته است. روشی که در سایه جوامع مجازی میلیونها نفره و بازارهای درونبازی پنهان شده بود. بر اساس این اسناد، اپستین و شبکه پیرامون او، از بازی آنلاین فانتزی «ورلد آو وارکرفت» متعلق به شرکت بلیزارد، به عنوان یک کانال انتقال و تطهیر پول استفاده میکردهاند. این بازی که میلیونها بازیکن در سراسر جهان دارد، دارای یک اقتصاد درونبازی پیچیده است. قلب این روش، معاملات «طلا» (Gold) در بازی است. طلای دیجیتال در «ورلد آو وارکرفت» یک ارز مجازی با ارزش واقعی است که بازیکنان میتوانند آن را با پول واقعی از وبسایتهای شخص ثالث خریداری و بفروشند. این بازارهای خاکستری، خارج از کنترل مستقیم سازنده بازی عمل میکنند. اپستین با استفاده از این مکانیسم، میتوانسته پولهای خود را به حسابهای ناشناس یا بینالمللی واریز کند، در ازای آن طلای دیجیتال دریافت نماید، و سپس آن طلا را در ازای پول نقد به بازیکنان دیگر در کشوری دیگر بفروشد. این زنجیره، ردپای مالی را به شدت کمرنگ و پیچیده میسازد.
این کشف، یک هشدار جدی برای صنعت عظیم بازیهای آنلاین و نهادهای نظارتی مالی در سراسر جهان است. اقتصادهای درونبازی که تا پیش از این عمدتاً به عنوان محیطی برای سرگرمی در نظر گرفته میشدند، اکنون به عنوان یک بستر بالقوه برای فعالیتهای مجرمانه زیر ذرهبین رفتهاند. یکی از نگرانکنندهترین بخشهای این گزارش، اشاره به درگیر شدن ناخواسته بازیکنان عادی است. ممکن است بازیکنی که قصد خرید طلا از یک وبسایت شخص ثالث را دارد، ندانسته در حال معامله با شبکهای باشد که پولهای کثیف را تطهیر میکند. این افشاگری، پرسشهای مهمی را درباره مسئولیت شرکتهای سازنده بازی در نظارت بر اقتصاد درونبازی، لزوم شفافسازی معاملات مجازی و همکاری این صنعت با نهادهای مبارزه با پولشویی مطرح میسازد. ابعاد این پرونده ممکن است بسیار گستردهتر از چیزی باشد که اکنون فاش شده است.
مکانیسم پولشویی از طریق اقتصادهای مجازی
اقتصاد بازیهایی مانند «ورلد آو وارکرفت» بر پایه ارزهای دیجیتال درونبازی مانند «طلای وارکرفت» (WoW Gold) بنا شده است. این ارزها اگرچه در دنیای مجازی تولید و مصرف میشوند، اما در بازارهای ثانویه و خارج از بازی (وبسایتهای شخص ثالث) دارای ارزش پولی واقعی هستند. شبکه اپستین با خرید این طلا از طریق حسابهای ناشناس یا در مناطق خاص، در واقع پول واقعی را به دارایی دیجیتال غیرمتمرکز تبدیل میکرد. سپس با فروش این طلا به بازیکنان در منطقهای دیگر، دوباره آن را به پول نقدی با منشأ به ظاهر قانونی (فروش یک آیتم بازی) تبدیل مینمود. این فرآیند دو مرحلهای (تبدیل پول کثیف به دارایی دیجیتال و سپس تبدیل آن به پول تمیز) دقیقاً تعریف کلاسیک پولشویی است.
چرایی جذابیت بازیهای آنلاین برای مجرمان مالی
بازیهای آنلاین چندنفره عظیم (MMOs) چند ویژگی کلیدی دارند که آنها را به بسترهایی ایدهآل برای فعالیتهای مالی پنهان تبدیل میکند. نخست، حجم عظیم و غیرمتمرکز معاملات روزانه است که ردیابی تکتک آنها را تقریباً غیرممکن میسازد. دوم، ناشناس بودن نسبی کاربران؛ اگرچه حسابها وجود دارند، اما ارتباط آن با هویت واقعی در جهان خارج اغلب ضعیف است. سوم، وجود بازارهای خاکستری کاملاً جاافتاده و پذیرفتهشده برای خرید و فروش ارز و آیتمهای بازی. چهارم، قوانین نظارتی ضعیف یا ناموجود؛ این فضا اغلب در خلأ قانونی بین قوانین مالی سنتی و فضای مجازی عمل میکند. پنجم، انتقالپذیری بینالمللی آسان داراییهای دیجیتال که محدودیتهای مرزی را دور میزند.
مسئولیت شرکتهای سازنده و چالشهای نظارتی
این افشاگری، بار سنگین مسئولیت را بر دوش شرکتهایی مانند بلیزارد میگذارد. پرسش اصلی این است که آیا این شرکتها موظفند سازوکارهای «شناسایی مشتری» (KYC) و «مبارزه با پولشویی» (AML) را در اقتصاد درونبازی خود پیادهسازی کنند؟ اجرای چنین قوانینی به معنای پایان ناشناس بودن و شاید جذابیت بخشی از بازی است. از سوی دیگر، نهادهای نظارتی مالی مانند FATF (گروه اقدام مالی) اکنون باید به طور جدی داراییهای دیجیتال درونبازی را به عنوان یک کانال انتقال ارزش به رسمیت بشناسند و برای آن چارچوب نظارتی تعریف کنند. این یک چالش بزرگ فنی و حقوقی است، زیرا مرز بین سرگرمی و ابزار مالی به طور فزایندهای در حال محو شدن است.
تبعات برای بازیکنان عادی و اعتماد به اکوسیستم بازی
یکی از عمیقترین تأثیرات این ماجرا، از بین رفتن اعتماد در جامعه بازیکنان است. بسیاری از بازیکنان برای صرفهجویی در زمان، گاه از وبسایتهای فروش طلا استفاده میکنند. اکنون این پرسش مطرح است که آیا پول آنها ناخواسته به شبکههای جنایی یا پولشویی تغذیه شده است؟ این موضوع میتواند باعث ریسکگریزی بازیکنان از بازارهای شخص ثالث و آسیب دیدن کسبوکارهای قانونی در این حوزه شود. همچنین، ممکن است شرکتهای سازنده را مجبور به crackdown (مقابله شدید) گستردهتر با فروشندگان طلا کند که میتواند حسابهای بازیکنان بیگناه را نیز به دلیل ارتباط احتمالی با این تراکنشها، مسدود نماید. این یک بحران مشروعیت برای کل اکوسیستم اقتصاد درونبازی است.
آینده و درسهایی برای صنعت بازی و نهادهای نظارتی
این پرونده یک نقطه عطف است. به احتمال زیاد شاهد افزایش فشار نهادهای قانونی بر شرکتهای بازیسازی برای شفافسازی تراکنشهای با ارزش بالا خواهیم بود. راهحلهای فنی مانند بلاک چینهای خصوصی برای ردیابی مالکیت آیتمهای نادر یا ارز درونبازی ممکن است مورد توجه قرار گیرد. همچنین، احتمال ایجاد «سقف تراکنش» برای معاملات بین بازیکنان یا الزام احراز هویت برای حسابهایی که حجم معاملات بالایی دارند، وجود دارد. برای نهادهای نظارتی، درس این است که مجرمان از پیشرفتهترین و غیرمنتظرهترین فناوریها برای اهداف خود استفاده میکنند. آنها باید دامنه تعریف خود از «ارزش قابل انتقال» را گسترش دهند و بازیهای آنلاین و متاورسهای آینده را از هماکنون در حیطه نظارتی خود قرار دهند. این داستان تنها نوک کوه یخ یک چالش بزرگتر در عصر دیجیتال است.