آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
کاخ سفید امشب میزبان دیداری بود که معادلات خاورمیانه را در نقطهای حساس و سرنوشتساز قرار داده است. دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، دو متحد راهبردی، ساعتی پیش در واشنگتن گرد هم آمدند تا درباره بزرگترین چالش پیش روی خود گفتگو کنند: ایران. نتیجه این دیدار اما نه یک بیانیه مشترک، نه یک تصمیم قطعی، و نه حتی یک موضعگیری هماهنگ بود. تنها پیامی که از این نشست سرنوشتساز به بیرون درز کرد، یادداشتی کوتاه در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» به قلم خود ترامپ بود. رئیسجمهور آمریکا در این یادداشت، ضمن تأکید بر «بسیار خوب» بودن جلسه، از نبود «هیچ تصمیم قطعی» خبر داد. او بار دیگر گزینه مذاکره را «ترجیح» خود خواند، اما چماق تهدید را نیز بر زمین نگذاشت و با اشاره به جنگ ۱۲ روزه ژوئن، از «چکش نیمهشب» گفت که پیشتر بر سر ایران فرود آمده است. آرون دیوید میلر، مذاکرهکننده ارشد سابق آمریکا، این دیدار را چنین تفسیر کرد: «واضح است که نه ترامپ و نه نتانیاهو هیچ منفعت مستقیمی جز یک دیدار خوب و نمایش وحدت نداشتند.» او هر دو را «سیاستمدار ماهر و استاد در هنر فریب و مانور سیاسی» توصیف کرد. در سوی دیگر میدان، نگرانیهای اسرائیل رنگ و بوی تازهای گرفته است. راز زمیت، کارشناس اسرائیلی، در گفتگو با واشنگتن پست از دو نگرانی بزرگ تلآویو پرده برداشت: اول، توافقی که مسئله موشکی ایران را در بر نگیرد؛ دوم، احتمال رضایت ترامپ به رفع تحریمها در ازای امتیازات هستهای.
وزارت خزانهداری آمریکا نیز همصدا با این فضا، از تداوم «کارزار فشار حداکثری» علیه ایران و رصد نقلوانتقالات مالی رهبران آن خبر داد. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، تأکید کرد که ترامپ به «همه گزینهها در قبال ایران باز است». والاستریت ژورنال نیز به نقل از مقامهای آمریکایی اعلام کرد جزئیات مربوط به دور دوم مذاکرات با ایران هنوز نهایی نشده است. این در حالی است که کانال ۱۲ اسرائیل پیشتر از برگزاری دور دوم مذاکرات در هفته آینده خبر داده بود. در این گزارش تحلیلی، ابعاد پنهان و آشکار دیدار ترامپ و نتانیاهو، تناقضات موجود در مواضع آمریکا، و سناریوهای پیش روی مذاکرات ایران و آمریکا را بررسی میکنیم.
تحلیل محتوایی یادداشت ترامپ؛ چکش نیمهشب و معمای ترجیح مذاکره
یادداشت دونالد ترامپ در شبکه تروث سوشال، ترکیبی ماهرانه از «اغوا» و «تهدید» است. او در یک جمله، مذاکره را «گزینه ترجیحی» مینامد و در جملۀ بعد، از «چکش نیمهشب» سخن میگوید که پیشتر بر سر ایران فرود آمده است. این دوگانگی، گفتمان کلاسیک ترامپ را بازتولید میکند: دستی که برای توافق دراز میشود، مشتی گرهکرده در پشت دارد. ارجاع به جنگ ۱۲ روزه ژوئن و ادعای «خوب پیش نرفتن» آن برای ایران، پیامی روشن به تهران است. ترامپ میخواهد بگوید گزینه نظامی نه تنها روی میز، بلکه در کابینه اجرایی شده و بارها آزمایش گردیده است. او با این ادعا، ضمن تقویت اهرم فشار روانی، برای مذاکرات پیش رو برگ برندهای برای خود میسازد. با این حال، تأکید بر «ترجیح» مذاکره و استفاده از عبارت «امیدوارم این بار منطقیتر و مسئولانهتر عمل کنند» نشان میدهد ترامپ به دنبال یک پیروزی دیپلماتیک است. او که در دور نخست ریاستجمهوری خود توافق هستهای را پاره کرد، این بار میخواهد خودش توافقساز باشد. این یک ماراتن شخصی و تاریخی برای اوست.
بازی نتانیاهو؛ از مانور سال ۲۰۱۵ تا تسلیم ۲۰۲۶
آرون دیوید میلر با صراحت تمام به نقطهای اشاره کرد که نتانیاهو به خوبی از آن آگاه است: «دیگر سال ۲۰۱۵ نیست». در آن سال، نتانیاهو موفق شد بدون هماهنگی با باراک اوباما، در کنگره آمریکا علیه توافق هستهای سخنرانی کند و فرآیند تصویب را با چالش مواجه سازد. اما آن دوران به پایان رسیده است. ترامپ امروز نه یک رئیسجمهور شکننده و منتقد از سوی حزب خود، که «مالک کامل حزب جمهوریخواه» است. او حزب را بازسازی کرده، منتقدان درونی را حذف یا به حاشیه رانده، و نظام وفاداری بیچونوچرا را در ساختار قدرت جمهوریخواهان نهادینه کرده است. در چنین ساختاری، نتانیاهو دیگر توان دور زدن رئیسجمهور را ندارد. این تغییر راهبردی، نتانیاهو را در موقعیتی دشوار قرار داده است. او که همیشه خود را سخنگوی اصلی مسئله ایران در واشنگتن میدانست، اکنون باید بپذیرد که دیگر نه تعیینکننده خط قرمزهاست و نه حتی مشاور اول. نمایش وحدت در این دیدار، بیش از آنکه محصول توافق راهبردی باشد، حاصل انقیاد تاکتیکی است.
شکاف درونی ائتلاف آمریکا-اسرائیل؛ مسئله موشکی و تحریمها
گزارش واشنگتن پست به نقل از راز زمیت، پرده از عمیقترین شکاف میان واشنگتن و تلآویو برمیدارد. اسرائیل به صراحت از دو مسئله ابراز نگرانی کرده است:
- اول، توافق بدون محدودیت موشکی؛
- دوم، رفع تحریمها.
این یعنی اسرائیل اساساً با هرگونه توافقی که قدرت بازدارندگی ایران را حفظ کند، مخالف است.
موضع آمریکا اما متفاوت است. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، از تداوم «فشار حداکثری» و رصد نقلوانتقالات مالی سخن میگوید، اما همزمان ترامپ از «ترجیح مذاکره» میگوید و سخنگوی کاخ سفید از «نهایی نشدن جزئیات دور دوم». این نه یک سیاست منسجم، که نمایش یک سردرگمی راهبردی است. اسرائیل به خوبی میداند که فشار حداکثری بدون پشتوانه دیپلماتیک، تنها به فرسایش اقتصاد ایران میانجامد اما تغییری در برنامه هستهای ایجاد نمیکند. آنها از این نیز آگاهند که ترامپ تاجر، برخلاف نتانیاهو ایدئولوگ، در نهایت معامله را بر تقابل ترجیح میدهد. اینجاست که نگرانی تلآویو اوج میگیرد.
معمای مذاکراتی؛ فشار حداکثری یا توافق حداقلی؟
کارزار فشار حداکثری علیه ایران، پس از هشت سال، به نقطه بازدهی نزولی رسیده است. تحریمها اگرچه اقتصاد ایران را تحت فشار قرار داده، اما نتوانسته ایران را به میز مذاکرهای بکشاند که خواستههای فراهستهای بر آن تحمیل شود. این شکست راهبردی، آمریکا را در دوراهی توافق حداقلی یا تشدید فشار قرار داده است. ترامپ نشان داده که به دنبال «توافق بهتر» است؛ توافقی که علاوه بر مسئله هستهای، مسائل موشکی و منطقهای را نیز شامل شود. اما تجربه چهار سال مذاکره در دولت بایدن و اکنون ترامپ نشان داده که ایران زیر بار چنین توافقی نخواهد رفت. خط قرمز تهران، همانی است که لاریجانی در مسقط و دوحه اعلام کرد: «مذاکره فقط بر سر هستهای». آمریکا اینک میان دو راهی دشواری قرار گرفته است: یا توافق حداقلی و بازگشت به برجام با تغییراتی جزئی، یا ادامه فشار و پذیرش هزینههای بینالمللی و منطقهای آن. ترامپ تاجر که معاملهگری را بر بحرانسازی ترجیح میدهد، احتمالاً گزینه نخست را برخواهد گزید. این همان نقطهای است که نگرانی اسرائیل را دوچندان کرده است.
سناریوهای پیش رو؛ سه راهی سخت واشنگتن
سه سناریو پیش روی ترامپ و تیمش قرار دارد.
-
سناریوی نخست
ادامه مذاکرات و دستیابی به توافق حداقلی که مسئله موشکی را شامل نشود و تحریمهای هستهای را رفع کند. این سناریو مطلوب ایران و مغایر با خواست اسرائیل است، اما احتمال وقوع آن بالاست.
-
سناریوی دوم
بنبست مذاکرات و تشدید فشارها. در این سناریو، آمریکا با همراهی اروپا، تحریمهای جدیدی علیه ایران اعمال میکند و احتمالاً پرونده ایران را به شورای حکام و سپس شورای امنیت میبرد. این سناریو مطلوب اسرائیل اما پرهزینه برای آمریکاست.
-
سناریوی سوم
گزینه نظامی محدود. چکش نیمهشبی که ترامپ از آن سخن میگوید، میتواند به شکل حملات سایبری، ترور دانشمندان یا حملات محدود هوایی علیه تأسیسات هستهای تجلی یابد. این سناریو پرریسکترین گزینه است و احتمال وقوع آن در کوتاهمدت پایین به نظر میرسد.
انتخاب ترامپ میان این سه راهی، نه تنها سرنوشت مذاکرات، بلکه آینده امنیت منطقه و ثبات بینالمللی را رقم خواهد زد. او که خود برجام را «بدترین توافق تاریخ» نامید، اکنون در آستانه توافقی قرار دارد که شباهتهای بسیاری با همان برجام دارد. تاریخ، طنز تلخی برای سیاستمداران میسازد.