آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
زیر پای کوه کلنگ، در دو کیلومتری جنوب تأسیسات هستهای نطنز، صدای بولدوزرها و میکسرهای بتن خاموش نمیشود. تصاویر ماهوارهای که دیروز توسط مؤسسه علوم و امنیت بینالملل (ISIS) منتشر شده، پرده از فصلی تازه در معماری زیرزمینی برنامه هستهای ایران برداشته است. ورودیهای مجموعه تونلی کوه کلانگگز لا (کوه کلنگ) با بتن تازه تقویت شدهاند. سنگ و خاک جابهجا شده و تسطیح گردیده است. ماشینآلات سنگین و مصالح ساختمانی هنوز در اطراف این محل حضور مستمر دارند. این مجموعه احتمالاً هنوز برای بهرهبرداری آماده نشده، اما تقویت زیرساختهای آن با سرعت ادامه دارد. کوه کلنگ در حملات هوایی ژوئن ۲۰۲۵ که تأسیسات نطنز را هدف گرفت، آسیب ندید. آیا این مجموعه به عنوان یک سایت پدافندی تقویت میشود؟ آیا قرار است سانتریفیوژهای جدیدی در اعماق زمین مستقر شوند؟ یا شاید ایران در حال طراحی استراتژی بازدارندگی جدیدی در برابر تهدیدات تکراری است؟ این تصاویر که راستیآزمایی شده اند، از «تقویت ورودیهای تونل» حکایت دارند. کارشناسی که تصاویر را تحلیل کرده با احتیاط از «احتمال» و «شاید» استفاده میکند. اما ناظران بی تجربه نیز میدانند که تهران در حال ارسال پیامی روشن به واشنگتن و تلآویو است. این پیام نه در بیانیههای رسمی که در بتن ریخته شده و در دل کوه کلنگی جاری است. پیام ایران این است: «ما از خاک خود محافظت میکنیم و برای هر سناریویی آمادهایم.» مقامهای ایرانی هنوز واکنشی نشان ندادهاند و این سکوت خود بخشی از پیام است. فاصله دو کیلومتری این مجموعه با نطنز، معنادار است. نه آنقدر نزدیک که در انفجارهای احتمالی آسیب ببیند، نه آنقدر دور که نتواند به سرعت به تأسیسات اصلی متصل شود. این انتخاب هوشمندانه مختصات، نشان از برنامهریزی بلندمدت و دقیق دارد. تصاویر ماهوارهای دروغ نمیگویند. آن ها سند خاموش فعالیتهایی هستند که در سکوت خبری انجام میشوند. اما این سکوت به زودی خواهد شکست. یا با اعلام رسمی ایران، یا با واکنش آمریکا و اسرائیل، یا شاید با انفجاری دیگر در دل کویر مرکزی ایران.
جغرافیای نظامی و اهمیت استراتژیک کوه کلنگ
کوه کلانگگز لا که در گویش محلی به کوه کلنگی شهرت دارد، در فاصله دو کیلومتری جنوب تأسیسات هستهای نطنز واقع شده است. این فاصله هوشمندانه است: نه آنقدر نزدیک که در حمله به تأسیسات اصلی به طور خودکار هدف قرار گیرد، و نه آنقدر دور که نتواند به عنوان سایت پشتیبان یا پدافندی عمل کند. انتخاب این مختصات نشان از مطالعات دقیق جغرافیای نظامی دارد. توپوگرافی منطقه نطنز برای احداث تأسیسات زیرزمینی بسیار مساعد است. کوههای متعدد با ساختار سنگی مستحکم، حفاری تونلهای عمیق و مقاوم در برابر بمبهای سنگرشکن را ممکن میسازد. تجربه ایران در ساخت تأسیسات فردو و بخشهای زیرزمینی نطنز نشان داده مهندسان ایرانی در این زمینه به مهارت بالایی دست یافتهاند. مجتمع تونلی کوه کلنگی برای نخستین بار نیست که در تصاویر ماهوارهای شناسایی میشود. این سایت حداقل از سال ۲۰۲۲ در رادار اندیشکدههای غربی قرار داشته، اما تصاویر جدید نشان میدهد ایران فاز عملیاتی کردن یا تقویت این مجموعه را با جدیت بیشتری دنبال میکند. زمانبندی این فعالیتها در آستانه دور جدید مذاکرات، معنادار است.
تحلیل مهندسی و نوع فعالیتها
تصاویر ماهوارهای سه نوع فعالیت مشخص را در این مجموعه نشان میدهد: بتنریزی در ورودی تونلها، جابهجایی و تسطیح خاک و سنگ، و حضور مستمر ماشینآلات سنگین و مصالح ساختمانی. بتنریزی در ورودی تونلها معمولاً برای تقویت سازه در برابر انفجار یا نشت تشعشع انجام میشود و نشانه نزدیک شدن به مرحله بهرهبرداری است. خاکبرداری و تسطیح اطراف ورودیها نیز حاکی از ایجاد زیرساختهای پشتیبانی مانند پارکینگ خودروهای سنگین، انبار مصالح یا حتی استقرار تجهیزات امنیتی و پدافندی است. این حجم از فعالیت عمرانی صرفاً برای نگهداری یک سایت راکد نیست؛ بلکه نشاندهنده برنامهای عملیاتی برای فعالسازی این مجموعه در آینده نزدیک است. نکته قابل تأمل، همزمانی این فعالیتها با گزارشهایی درباره مسدود کردن ورودیهای تونلی دیگر در اصفهان است. این الگوی «تقویت در برخی نقاط و مسدود کردن در نقاط دیگر» میتواند نشانه تغییر راهبرد پدافندی ایران باشد. احتمالاً تهران در حال متمرکز کردن تأسیسات حساس خود در نقاط معدود اما عمیقتر و مقاومتر است.
تحلیل پیامرسانی و ارتباط با مذاکرات
زمانبندی انتشار این تصاویر تصادفی نیست. دو هفته پس از دیدار ترامپ و نتانیاهو در کاخ سفید و در آستانه دور دوم مذاکرات ایران و ۱+۵، تصاویر ماهوارهای از تقویت تأسیسات زیرزمینی ایران منتشر میشود. این پیام واضحی به واشنگتن و تلآویو است: «تهران بیکار ننشسته است.» سکوت رسمی ایران در برابر این گزارشها نیز خود یک استراتژی پیامرسانی است. نه تأیید و نه تکذیب؛ حفظ ابهام راهبردی که سالهاست در برنامه هستهای ایران دنبال میشود. این ابهام به تهران اجازه میدهد همزمان اهرم فشار خود در مذاکرات را حفظ کند و از تعهد به پاسخگویی بینالمللی فرار کند. بیبیسی به عنوان رسانهای که این تصاویر را راستیآزمایی کرده، سابقه طولانی در پوشش برنامه هستهای ایران دارد. انتخاب این رسانه برای انتشار خبر، احتمالاً از سوی منابع افشاگر تصادفی نیست. این انتخاب به خبر وزن سیاسی و اعتبار رسانهای بیشتری میبخشد و دامنه بازتاب آن را در محافل دیپلماتیک غرب افزایش میدهد.
تهدیدات و سناریوهای پیش رو
برای اسرائیل و آمریکا، تقویت تأسیسات زیرزمینی ایران دو پیامد فوری دارد:
- اول، کاهش اثربخشی گزینه نظامی. بمبهای سنگرشکن فعلی آمریکا (GBU-57) اگرچه قدرتمندند، اما تعداد محدودی از آنها در اختیار است و نمیتوانند تمام تأسیسات پراکنده ایران را هدف قرار دهند.
- دوم، افزایش هزینههای اطلاعاتی و عملیاتی. شناسایی دقیق کاربری هر تونل، مرحله پیشرفت کار و زمان بهرهبرداری نیازمند نفوذ اطلاعاتی عمیقتر و پایش مداوم است. این یعنی اسرائیل و آمریکا باید منابع بیشتری را به پرونده ایران اختصاص دهند.
در مجموع سه سناریو قابل تصور است:
- سناریوی اول، ایران از این مجموعه به عنوان سایت پدافندی یا فرماندهی و کنترل استفاده کند.
- سناریوی دوم، ایران سانتریفیوژهای پیشرفته را به این مجموعه منتقل کند.
- سناریوی سوم، این مجموعه یک پروژه فریب و مدیریت اطلاعات غلط باشد. هر سه سناریو دشواریهای خاص خود را برای برنامهریزی نظامی غرب ایجاد میکند.
واکنشهای احتمالی و آینده بحران
واکنش اسرائیل به این تصاویر، پیشبینیپذیر است. مقامهای اسرائیلی طی روزهای آینده در مصاحبههای خود به «فعالیتهای خطرناک ایران» اشاره خواهند کرد و خواستار «اقدام قاطع» جامعه بینالمللی خواهند شد. نتانیاهو احتمالاً در سخنرانی آتی خود در سازمان ملل، این تصاویر را به عنوان سند نقض تعهدات ایران به نمایش خواهد گذاشت. واکنش آمریکا محتاطانهتر خواهد بود. دولت ترامپ که به دنبال توافقی جدید با ایران است، نمیخواهد با تشدید تنش، میز مذاکره را ترک کند. سخنگوی وزارت خارجه آمریکا احتمالاً از «نگرانیهای جدی» سخن خواهد گفت اما راه را برای دیپلماسی باز خواهد گذاشت. اتحادیه اروپا نیز بین چکش آمریکا و سندان اسرائیل گرفتار خواهد شد. اروپاییها که پس از خروج آمریکا از برجام، سرمایهگذاری زیادی برای حفظ توافق کرده بودند، اکنون با ایران قدرتمندتری روبرویند. آنها احتمالاً بر ضرورت «شفافسازی ایران» و «پایبندی به تعهدات» تأکید خواهند کرد، بدون آنکه ابزار مشخصی برای الزام ایران داشته باشند.