آسیانیوز ایران؛ سرویس افغانستان:
در حاشیه مجمع جهانی دموکراسی در برلین، صدایی از دل بحران بلند شد. شماری از فعالان افغان با گردهمایی در این رویداد بینالمللی، خواستار تشکیل یک حکومت مشروع در تبعید به عنوان بدیلی برای حاکمیت طالبان شدند. آنها هشدار دادند که بدون چنین سازوکاری، فروپاشی طالبان میتواند به هرجومرجی بیسابقه در افغانستان منجر شود. این فعالان که از گروههای مختلف سیاسی و اجتماعی افغانستان گرد هم آمدهاند، بر این باورند که جامعه بینالمللی نباید تنها نظارهگر تحولات افغانستان باشد. آنها از کشورهای غربی و نهادهای بینالمللی خواستند تا از ایجاد یک ساختار سیاسی جایگزین حمایت کنند. به گفته آنها، حکومت در تبعید میتواند سه کارکرد اساسی داشته باشد: نخست، نمایندگی از افغانهایی که زیر سلطه طالبان زندگی میکنند. دوم، فراهم کردن زمینه برای یک گذار منظم و صلحآمیز پس از فروپاشی احتمالی طالبان. سوم، هماهنگی کمکهای بینالمللی به مردم افغانستان.
این درخواست در حالی مطرح میشود که طالبان نزدیک به چهار سال است که بر افغانستان حکومت میکند و با وجود وعدههای اولیه، نتوانسته است به خواستههای جامعه بینالمللی برای تشکیل یک دولت فراگیر و احترام به حقوق زنان پاسخ دهد. بسیاری از کشورها هنوز طالبان را به رسمیت نشناختهاند و افغانستان عملاً در انزوای سیاسی و اقتصادی به سر میبرد. این وضعیت، نگرانیها را درباره آینده این کشور افزایش داده است. فعالان افغان در برلین تأکید کردند که تجربه تاریخ افغانستان نشان داده که هر خلأ قدرت، به هرجومرج و جنگ داخلی منجر شده است. آنها میگویند که نباید اجازه داد تاریخ دوباره تکرار شود.
مفهوم «حکومت در تبعید» و سابقه آن
«حکومت در تبعید» یک مفهوم حقوقی-سیاسی است که به گروهی از رهبران سیاسی اطلاق میشود که ادعای مشروعیت حکومت بر یک کشور را دارند، اما در خارج از آن کشور مستقر هستند. این پدیده معمولاً در دوران جنگ، اشغال یا حکومتهای غیرقانونی رخ میدهد. تاریخ نمونههای متعددی از حکومتهای در تبعید را به خود دیده است. از جمله میتوان به دولت در تبعید لهستان در جنگ جهانی دوم، دولت در تبعید تبت، و اخیراً دولت در تبعید بلاروس به رهبری سوتلانا تیخانوفسکایا اشاره کرد. ایجاد یک حکومت در تبعید برای افغانستان، با چالشهای متعددی مواجه است. از جمله این چالشها میتوان به عدم اجماع میان گروههای مختلف افغان، عدم حمایت بینالمللی و عدم دسترسی به منابع مالی اشاره کرد.
وضعیت افغانستان زیر سلطه تروریست های طالبان
طالبان از زمان بازگشت به قدرت در سال ۲۰۲۱، نتوانستهاند به وعدههای خود برای تشکیل یک دولت فراگیر و معتدل عمل کنند. آنها عملاً زنان را از اکثر عرصههای اجتماعی حذف کردهاند و فضای سیاسی کشور را به شدت محدود نمودهاند. بحران اقتصادی و انسانی در افغانستان به اوج خود رسیده است. میلیونها نفر با گرسنگی و فقر دست و پنجه نرم میکنند و کمکهای بینالمللی نیز به دلیل مشکلات سیاسی به میزان کافی به مردم نمیرسد. در چنین شرایطی، بسیاری از افغانها، به ویژه زنان و جوانان، احساس میکنند که آیندهای در کشور خود ندارند و به فکر مهاجرت هستند. این وضعیت، زنگ خطری جدی برای آینده افغانستان است.
واکنش احتمالی جامعه بینالمللی
جامعه بینالمللی تاکنون در قبال افغانستان رویکردی محتاطانه داشته است. هیچ کشوری طالبان را به رسمیت نشناخته است، اما در عین حال، بسیاری از کشورها به دلیل نگرانی از فروپاشی کامل افغانستان و ایجاد موج جدید پناهندگان، به نوعی با طالبان تعامل کردهاند. ایده ایجاد یک حکومت در تبعید، ممکن است با استقبال برخی کشورها به ویژه در غرب مواجه شود، اما تحقق آن نیازمند اجماع بینالمللی و حمایت جدی است. همچنین، باید دید که آیا چنین حکومتی میتواند به عنوان نماینده واقعی مردم افغانستان پذیرفته شود یا خیر. روسیه و چین به عنوان دو قدرت تأثیرگذار در منطقه، احتمالاً با این ایده مخالفت خواهند کرد و آن را تلاشی برای بیثباتسازی افغانستان و منطقه میدانند.
چالشهای پیش روی یک حکومت در تبعید افغان
- مهمترین چالش، عدم اجماع میان گروههای مختلف افغان است. افغانستان کشوری با تنوع قومی و سیاسی بالاست و رسیدن به یک اجماع میان تمام گروهها بر سر یک حکومت در تبعید، کار بسیار دشواری است.
- چالش دوم، عدم دسترسی به منابع مالی و نظامی است. یک حکومت در تبعید برای بقا و فعالیت مؤثر، نیازمند منابع مالی قابل توجهی است. تأمین این منابع بدون حمایت بینالمللی تقریباً غیرممکن است.
- چالش سوم، عدم مشروعیت در داخل افغانستان است. طالبان با وجود همه مشکلات، کنترل فیزیکی بر افغانستان را در دست دارند و بسیاری از مردم برای ادامه زندگی روزمره خود ناچار به تعامل با آنها هستند. یک حکومت در تبعید ممکن است در میان مردم افغانستان مشروعیت کافی نداشته باشد.
آینده افغانستان و سناریوهای پیش رو
آینده افغانستان بسیار مبهم است. سه سناریوی اصلی قابل تصور است.
- سناریوی نخست، تداوم وضعیت فعلی با تشدید بحرانهای اقتصادی و اجتماعی. طالبان ممکن است سالها با همین شرایط به حکومت خود ادامه دهد، اما کشور روز به روز ضعیفتر خواهد شد.
- سناریوی دوم، فروپاشی طالبان بر اثر فشارهای داخلی یا خارجی. در این صورت، اگر هیچ ساختار جایگزین و مورد قبولی وجود نداشته باشد، احتمالاً افغانستان وارد دورهای از هرجومرج و جنگ داخلی خواهد شد.
- سناریوی سوم، تشکیل یک حکومت در تبعید و گذار منظم. اگر جامعه بینالمللی و گروههای افغان بتوانند بر سر یک ساختار سیاسی جایگزین به توافق برسند، ممکن است فروپاشی طالبان به یک گذار منظم و صلحآمیز منجر شود. این بهترین سناریو برای افغانستان است، اما تحقق آن بسیار دشوار به نظر میرسد.