آسیانیوز ایران؛ سرويس فرهنگی هنری:
سالهاست که وقتی سخن از تولیدات نمایشی به میان میآید، نگاه تولیدکنندگان بیشتر به سمت مخاطب بزرگسال میرود. گویا جهان پرهیاهوی نوجوانی با وجود تمام پرسشها، ترسها، خیالپردازیها و عطش برای کشف محیط اطراف، در حاشیه ایستاده است. نوجوانان ایرانی سالهاست که در سینما و تلویزیون، تصویر چندانی از خود نمیبینند و قصههایی که برایشان ساخته میشود، اغلب یا بسیار کودکانه است یا به جهان بزرگسالان تعلق دارد. اما این روزها نشانههایی از تغییر این رویکرد به چشم میخورد. «هتل بسیار بسیار عجیب» نام مجموعه تلویزیونی جدیدی است که از شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴ روی آنتن شبکه نهال رفته است. این سریال ۱۵ قسمتی به کارگردانی سامان غنائمی و تهیهکنندگی حامد یامینپور، با بازی رایان سرلک، بازیگر نوجوانی که پیش از این در سریال پرمخاطب «زیرخاکی» دیده شده بود، ساخته میشود. انتشار تیزر و خلاصه داستان این سریال نشان میدهد که قرار است فضایی دلچسب و ماجراجویانه برای مخاطبان نوجوان رقم بخورد.
داستان سریال درباره گروهی از نوجوانان است که در فضای یک هتل بسیار عجیب و غیرعادی با چالشهای گوناگون روبرو میشوند. هتل، در اینجا صرفاً یک لوکیشن نیست؛ استعارهای است از جهان پیچیدهای که نوجوان در آستانه ورود به آن قرار دارد. هر اتاق، هر مهمان و هر اتفاق، فرصتی برای مواجهه با یک مسئله تازه است؛ از تصمیمگیریهای اخلاقی گرفته تا کار گروهی و مدیریت بحران. این ساختار اپیزودیک، امکان پرداختن به موضوعات متنوع را فراهم کرده است. آنچه این مجموعه را از بسیاری از تولیدات مشابه متمایز میکند، تأکید آن بر «حل مسئله» و «تفکر انتقادی» نوجوانان است. شخصیتهای این داستان نه با اتکا به نیرویی جادویی، بلکه از مسیر گفتوگو، آزمونوخطا و یادگیری از تجربهها به راهحل میرسند. این رویکرد، متناسب با نیازهای نسل جدید که با انبوه اطلاعات و انتخابها مواجه است، اهمیت دوچندان پیدا میکند. نوجوان امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز دارد بیاموزد چگونه فکر کند، نه اینکه چه فکری بکند. سمیه کاظمبیکی، مدیر ارشد سریال اپیزودیک رئالنمایشی «هتل بسیار بسیار عجیب»، در گفتوگویی مفصل با خبرگزاری مهر از پشت صحنه شکلگیری این پروژه گفت. او که سالها مدیریت کانال نهال را بر عهده داشته، از دغدغه دیرینهاش برای تولید آثار نمایشی رئال در حوزه کودک و نوجوان پرده برداشت. به گفته او، سال ۱۳۹۴ بود که شبکه کودک با مدیریت محمد سرشار شروع به فعالیت کرد و از آن زمان تا پایان سال ۱۴۰۰ که در شبکه کودک حضور داشت، همواره این پرسش ذهنش را مشغول میکرد که چرا آثار نمایشی و رئال در حوزه کودک کم داریم.
کاظمبیکی تأکید کرد که مسائل مالی و کمبود نقدینگی در شبکه کودک، اجازه ساخت تولیدات نمایشی را نمیداد. در نتیجه تهیهکنندگان و تولیدکنندگان حوزه کودک در این زمینه اقبال کمی نشان میدادند. اما اواخر سال ۱۴۰۰ بود که به مدد همراهی سازمان سینمایی سوره و همت و دغدغه این سازمان که قصد داشت در سینمای کودک و نوجوان به صورت جدیتر از قبل فعالیت داشته باشد، چندین طرح شکل گرفت و در نهایت «هتل بسیار بسیار عجیب» از اواخر سال ۱۴۰۰ به صورت یک پروژه وارد قرارداد با سازمان سینمایی سوره شد. مراحل تولید این سریال با دقت و وسواس زیادی همراه بوده است. یک هسته مطالعاتی جدی تشکیل شد و آثار متعدد دنیا که با این الگو همراه بود، مهندسی معکوس شدند. زینب یزدانی به عنوان کارشناس و پژوهشگر حوزه محتوایی کودک به همراه دیگر کارشناسان در عرصههای کتاب، سینما و دیگر موارد، روی آثار موفق دنیا مطالعه کردند. در نهایت ایده «هتل بسیار بسیار عجیب» با الزامات و نیازهای مدنظر همخوانی پیدا کرد و در جلسات متعدد همفکری، نکاتی به آن اضافه یا از آن کم شد. این سریال در ماه مبارک رمضان، شنبه تا چهارشنبه، ساعت ۱۶ و ۲۰ از شبکه نهال پخش و بازپخش میشود. حضور ثریا قاسمی در فصل نخست این سریال، از دیگر نکات قابل توجه آن است. میتوان امیدوار بود که اگر مسیر چنین محتواهایی ادامه یابد، تلویزیون نهتنها در سرگرمسازی، بلکه در شکلدهی به تخیل، هویت و اعتمادبهنفس نسل جدید نیز نقش مؤثرتری داشته باشد. نوجوان یک مخاطب جدی است و شایستگی روایتهای جدی را هم دارد.
از سرگرمی تا هویتسازی برای نسل جدید
سریال «هتل بسیار بسیار عجیب» صرفاً یک اثر سرگرمکننده نیست، بلکه در پس روایت ماجراجویانه خود، لایههای عمیقتری از معنا را پنهان کرده است. تمرکز بر «حل مسئله» و «تفکر انتقادی» به عنوان هسته اصلی داستان، نشاندهنده رویکردی تربیتی و آموزشی است که با نیازهای نسل جدید همخوانی دارد. نوجوانان امروز در دنیایی زندگی میکنند که با انبوه اطلاعات و انتخابهای متنوع روبرویند و بیش از هر زمان دیگری نیاز دارند بیاموزند چگونه فکر کنند، نه اینکه چه فکری بکنند. حضور مشاهیر ایرانی مانند ابوعلی سینا، غیاثالدین جمشید کاشانی و پروین اعتصامی در قصه، یکی از جذابترین لایههای محتوایی این سریال است. این شخصیتها که به عنوان "اجداد" فرهنگی نوجوانان معرفی میشوند، پلی میان گذشته و حال ایجاد میکنند. کاظمبیکی در گفتوگوی خود به این نکته اشاره کرده که این مشاهیر میتوانند با بچهها حرف بزنند و آنها را در مسیر حل مسئله همراهی کنند. نکته دیگر، تأکید بر نقش والدین در تربیت است. برخلاف بسیاری از آثار کودک و نوجوان که والدین را حذف میکنند تا قهرمانسازی مستقل داشته باشند، در این سریال والدین حضور پررنگی دارند. کاظمبیکی تأکید میکند که "بچهها در فقدان پدر و مادر مسئولیتپذیر نمیشوند. بلکه با وجود پدر و مادر آگاه، مسئولیتپذیری در کودک بهتر شکل میگیرد." این رویکرد، نگاهی واقعبینانه و بالغانه به فرآیند رشد نوجوانان است.
مهندسی معکوس آثار موفق جهانی
یکی از نکات جالب توجه در تولید این سریال، استفاده از روش "مهندسی معکوس" روی آثار موفق جهانی بوده است. تیم تولید با مطالعه دقیق نمونههای برتر دنیا در ژانر کودک و نوجوان، تلاش کرده است تا فرمولهای موفق را شناسایی کرده و با بومیسازی آنها، اثری متناسب با فرهنگ ایرانی خلق کند. این رویکرد حرفهای، میتواند نویدبخش کیفیت بالای فنی و محتوایی اثر باشد. ساختار اپیزودیک سریال نیز انتخاب هوشمندانهای است. این ساختار امکان پرداختن به موضوعات متنوع را فراهم میکند و مخاطب نوجوان را با قصههای متنوع و جذاب روبرو میسازد. هر قسمت، یک ماجرای جدید با یک مسئله جدید است که شخصیتهای سریال باید آن را حل کنند. این تنوع، از یکنواختی و خستگی مخاطب جلوگیری میکند. بخش تعاملی سریال در انتهای داستان، ابتکار جالب دیگری است. کوچکترین فرزند خانواده کلکسیونی جمع میکند و برادر او همین روال را پی میگیرد. نگارش خاطرات نیز بخش دیگری از قصه است. کاظمبیکی درباره اهمیت این بخش میگوید: "اساس نوشتن ریشه در منطق نوروساینس دارد که مسئله مهمی برای تقویت نورونهای عصبی در ذهن است." این توجه به لایههای عمیق روانشناختی و عصبشناختی، نشاندهنده نگاه علمی و دقیق تیم تولید است.
چالشهای تولید محتوای کودک و نوجوان
- مهمترین چالش، مسائل مالی و کمبود نقدینگی در شبکه کودک است. این مشکل باعث شده تهیهکنندگان و تولیدکنندگان حوزه کودک اقبال کمی به این حوزه نشان دهند. جایی که سرمایه و بودجه کمی داشته باشد، طبیعتاً نظام عرضه و تقاضا هم به هم میریزد و کسی نمیتواند در آن زمینه فعالیت کند.
- چالش دوم، نبود زیرساختهای مناسب برای تربیت نیروی متخصص است. کاظمبیکی تأکید میکند که "این ریلگذاری حائز اهمیت است و نیاز به تربیت نیرو دارد؛ یعنی تربیتدان دغدغهمند و محتوادان مخصوص خود را میخواهد که با علم جهان روز آشنا باشد." نسل جدید به لحاظ دسترسی به رسانههای مختلف ذهن پیچیدهتری دارد و نمیتوان با تکنیکها و ژانرهای قدیمی به سراغ آنها رفت.
- چالش سوم، نگاه حاشیهای به مخاطب کودک و نوجوان است. کاظمبیکی از اصطلاح "مخاطب نخودی" برای توصیف این نگاه استفاده میکند؛ مخاطبانی که بود یا نبودشان، پس از حضور مخاطبان بزرگسال اهمیت مییابد. این نگاه باید تغییر کند و کودکان و نوجوانان به عنوان اجزای مهم بدنه جامعه دیده شوند که سلامت روان، دانش اجتماعی و ذهن پویای آنها میتواند آینده ایران را شکل دهد.
رایان سرلک و بازیگران نوجوان
انتخاب رایان سرلک برای نقش اصلی این سریال، انتخاب هوشمندانهای بوده است. او که پیش از این در سریال «زیرخاکی» دیده شده بود، برای مخاطبان نوجوان آشناست و میتواند به عنوان یک الگوی همسن و سال برای آنها عمل کند. حضور بازیگران نوجوان در نقشهای اصلی، به مخاطب این پیام را میدهد که او میتواند قهرمان قصه باشد، نه صرفاً یک تماشاگر منفعل. حضور بازیگران پیشکسوتی مانند ثریا قاسمی در کنار بازیگران نوجوان، تعادل خوبی را در سریال ایجاد کرده است. این ترکیب نسلی، هم به باورپذیری داستان کمک میکند و هم میتواند برای مخاطبان در سنین مختلف جذاب باشد. همچنین، حضور چهرههای شناختهشده میتواند به جذب مخاطب بیشتر کمک کند. کاظمبیکی تأکید میکند که تیم تولید به این سریال صرفاً به عنوان یک محصول نگاه نکرده، بلکه به عنوان جریانی که میتواند سایر محصولات رسانهای را به خود ملحق کند یا از خود منشعب نماید. این نگاه، میتواند به شکلگیری یک اکوسیستم تولید محتوا برای نوجوانان منجر شود که در آن بازیگران نوجوان فرصت رشد و بالندگی پیدا میکنند.
چه سرنوشتی در انتظار این جریان است؟!
«هتل بسیار بسیار عجیب» را میتوان نقطه عطفی در تولیدات کودک و نوجوان تلویزیون ایران دانست. اما سوال اینجاست که آیا این پروژه میتواند آغاز یک جریان پایدار باشد یا صرفاً یک استثنا باقی خواهد ماند؟ پاسخ به این سوال به چند عامل بستگی دارد:
- نخست، میزان استقبال مخاطبان و بازخورد آنها. اگر این سریال بتواند مخاطبان نوجوان را جذب کند و رضایت آنها را جلب نماید، احتمال تداوم این مسیر افزایش مییابد.
- عامل دوم، حمایت پایدار نهادهای تصمیمساز و مالی است. تولید محتوای باکیفیت برای کودک و نوجوان نیازمند سرمایهگذاری بلندمدت و حمایت مستمر است. اگر این حمایتها تداوم یابد، میتوان امیدوار بود که شاهد تولیدات بیشتری در این حوزه باشیم.
- عامل سوم، تربیت نیروی انسانی متخصص است. کاظمبیکی به درستی به این نکته اشاره میکند که این جریان نیاز به تربیت نیرو دارد؛ فیلمنامهنویسان، کارگردانان و تهیهکنندگانی که به طور تخصصی برای نوجوانان کار کنند. اگر این زیرساخت انسانی فراهم شود، میتوان انتظار داشت که «هتل بسیار بسیار عجیب» سرآغاز یک تحول بزرگ در تولیدات کودک و نوجوان ایران باشد.