آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ معاصر خاورمیانه، یک هشدار دیپلماتیک تکاندهنده از پکن مخابره شد. دولت چین، که معمولاً در اعلانهای مسافرتی خود رویکردی محتاطانه دارد، روز جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴ با صدور بیانیهای از تمامی اتباع خود خواست که "در اسرع وقت" خاک ایران را ترک کنند. این اقدام بیسابقه، موجی از نگرانی را در سطح بینالمللی ایجاد کرده و نگاهها را به سوی تحولات خطرناک منطقه معطوف ساخته است. وزارت خارجه چین در اطلاعیهای که در وبسایت رسمی خود منتشر کرد، دلیل این هشدار را "افزایش چشمگیر ریسکهای امنیتی خارجی" علیه ایران عنوان کرده است . این عبارت دیپلماتیک، در واقع هشدار درباره احتمال وقوع یک درگیری نظامی قریبالوقوع است. پکن که همواره با احتیاط در قبال بحرانهای بینالمللی عمل میکند، با این اقدام نشان داد که سناریوی حمله به ایران را بسیار جدی ارزیابی میکند. این هشدار تنها ساعاتی پس از پایان مذاکرات هستهای ژنو منتشر شد؛ مذاکراتی که به گفته ناظران، بدون دستیابی به هیچ گونه پیشرفت چشمگیری پایان یافت. منابع آگاه از اختلافات عمیق میان دو طرف بر سر مسائلی مانند سطح غنیسازی، سرنوشت ذخایر اورانیوم و برداشته شدن تحریمها خبر داده بودند. شکست این دور از مذاکرات، عملاً آخرین روزنه دیپلماتیک را نیز مسدود کرد. همزمان با تحولات دیپلماتیک، صحنه نظامی منطقه نیز دستخوش تغییرات بزرگی شده است. ناوهای هواپیمابر "جرالد فورد" و "آبراهام لینکلن" در آبهای منطقه مستقر شدهاند و ۱۱ فروند جنگنده پیشرفته F-۲۲ نیز به پایگاه هوایی اوودا در جنوب اراضی اشغالی منتقل شدهاند . این تجهیزات نظامی بیسابقه، نشان از آمادگی کامل برای یک عملیات گسترده دارد.
در واکنش به این تهدیدات، فرماندهان نظامی ایران نیز موضعی قاطع اتخاذ کردهاند. سردار سیروس، معاون عملیات نیروی زمینی ارتش، روز جمعه تأکید کرد که نیروهای مسلح ایران با اتکا به توانمندیهای پهپادی، موشکی و ایمان راسخ خود، برای مقابله با هرگونه تجاوزی کاملاً آماده هستند . این اظهارات نشاندهنده آمادگی تهران برای بدترین سناریو است. نکته قابل تأمل دیگر، هماهنگی میان هشدار چین و آمریکا است. دولت آمریکا نیز همزمان به کارکنان غیرضروری سفارت خود در منطقه دستور ترک داده است. این هماهنگی، که میان دو کشور رقیب در عرصه جهانی نادر است، نشاندهنده اجماع اطلاعاتی درباره خطر قریبالوقوع یک درگیری بزرگ در منطقه است. با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند که این هشدارها ممکن است بخشی از یک جنگ روانی گسترده برای افزایش فشار بر ایران باشد. آنها استدلال میکنند که چین به عنوان یکی از بزرگترین شرکای تجاری ایران، تمایلی به بیثباتی در منطقه ندارد و ممکن است با این هشدار، به دنبال محافظت از اتباع خود در برابر پیامدهای یک بحران احتمالی باشد. آنچه مسلم است، ساعتهای آینده برای تعیین سرنوشت منطقه بسیار حیاتی خواهد بود. با توجه به هشدارهای هماهنگ قدرتهای جهانی و تحرکات نظامی بیسابقه، به نظر میرسد که خاورمیانه در آستانه یک رویداد بزرگ قرار دارد. آیا دیپلماسی بار دیگر میتواند راهی برای خروج از این بنبست بیابد، یا باید شاهد آغاز جنگی جدید در منطقه باشیم؟
چرا چین این هشدار را صادر کرد؟
صدور هشدار تخلیه توسط یک کشور، معمولاً بر اساس اطلاعات موثق و قابل اتکای دستگاههای اطلاعاتی صورت میگیرد. چین به عنوان یکی از اعضای دائم شورای امنیت و دارای شبکه اطلاعاتی گسترده در منطقه، احتمالاً به اطلاعاتی دست یافته که آن را متقاعد کرده است خطر یک درگیری قریبالوقوع جدی است . این اطلاعات میتواند شامل شنود مکالمات، تصاویر ماهوارهای از تحرکات نظامی، یا گزارشهای محرمانه دیپلماتیک باشد. نکته جالب توجه، لحن بسیار فوری و قاطع این هشدار است. چین معمولاً در اعلانهای مسافرتی خود از عبارات محتاطانهای مانند "توصیه میکنیم" یا "پیشنهاد میدهیم" استفاده میکند. اما این بار با عباراتی چون "در اسرع وقت" و "فوراً" از شهروندان خود خواسته است که ایران را ترک کنند . این تغییر لحن نشاندهنده درجه بالایی از فوریت و نگرانی است. عامل دیگر، تعداد قابل توجه شهروندان چینی مقیم ایران است. چین یکی از بزرگترین شرکای تجاری ایران است و هزاران شهروند چینی در پروژههای مختلف عمرانی، نفتی و تجاری در ایران فعالیت میکنند. تخلیه این تعداد از افراد، عملیاتی پیچیده و زمانبر است و هشدار فوری نشان میدهد که پکن معتقد است زمان کافی برای یک تخلیه تدریجی وجود ندارد.
پیامدهای شکست مذاکرات ژنو
مذاکرات ژنو که آخرین دور از گفتوگوهای غیرمستقیم ایران و آمریکا بود، بدون دستیابی به توافق پایان یافت. این شکست، عملاً مسیر دیپلماسی را به بنبست کشاند. طرفین نتوانستند بر سر مسائل کلیدی مانند سطح غنیسازی، سرنوشت ذخایر اورانیوم، و نحوه لغو تحریمها به تفاهم برسند. گزارشها حاکی از آن است که آمریکا خواهان امتیازات بزرگی از جمله تخریب تأسیسات هستهای و ارسال اورانیوم غنیشده به خارج بوده است. در چنین شرایطی، واشنگتن دو گزینه پیش رو دارد: پذیرش شکست دیپلماسی و عقبنشینی، یا تشدید فشار از طریق ابزارهای دیگر. گزینه دوم میتواند شامل افزایش تحریمها، اقدامات خرابکارانه، یا در نهایت حمله نظامی باشد. تحرکات نظامی اخیر نشان میدهد که گزینه دوم در حال تقویت است. هماهنگی میان هشدار چین و آمریکا نشاندهنده این است که هر دو طرف احتمالاً به یک جمعبندی اطلاعاتی مشابه رسیدهاند: خطر یک درگیری نظامی در کوتاهمدت بسیار بالاست. این هماهنگی اگرچه نادر است، اما میتواند نشانهای از تمایل هر دو طرف برای محافظت از اتباع خود در برابر پیامدهای یک بحران بزرگ باشد.
استقرار بیسابقه نیروهای آمریکایی
استقرار دو ناو هواپیمابر "جرالد فورد" و "آبراهام لینکلن" در منطقه، یک اقدام بیسابقه از نظر قدرت آتش و نمایش توان نظامی است . هر ناو هواپیمابر به همراه گروه ضربت خود، شامل چندین کشتی جنگی، زیردریایی و دهها فروند هواپیمای جنگی، توانایی انجام حملات گسترده و پایدار را دارد. حضور همزمان دو ناو، نشاندهنده آمادگی برای یک عملیات بزرگ است. انتقال ۱۱ فروند جنگنده پیشرفته F-۲۲ به پایگاه هوایی اوودا در جنوب اراضی اشغالی، نیز یک اقدام مهم است . F-۲۲ یکی از پیشرفتهترین جنگندههای جهان است که برای نفوذ به عمق حریم هوایی دشمن و نابودی اهداف استراتژیک طراحی شده است. این جنگندهها میتوانند نقش کلیدی در هرگونه حمله احتمالی به تأسیسات هستهای ایران داشته باشند. فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) نیز در آمادهباش کامل قرار گرفته است. گزارشها حاکی از آن است که ژنرال مایکل کوریلا، فرمانده سنتکام، آخرین گزینههای نظامی علیه ایران را به کاخ سفید ارائه کرده است . این تحرکات نشاندهنده آن است که برنامهریزیهای نظامی در مراحل نهایی خود قرار دارد.
واکنش احتمالی ایران و متحدانش
در مقابل این تهدیدات، ایران نیز موضعی قاطع اتخاذ کرده است. مقامات نظامی ایران بارها تأکید کردهاند که در صورت هرگونه تجاوز، پاسخی کوبنده خواهند داد. سردار سیروس، معاون عملیات نیروی زمینی ارتش، روز جمعه گفت که نیروهای مسلح ایران با اتکا به توانمندیهای پهپادی، موشکی و ایمان راسخ خود، برای مقابله با هرگونه تجاوزی کاملاً آماده هستند . علاوه بر توانمندیهای متعارف، ایران از متحدان منطقهای خود نیز برخوردار است. حزبالله لبنان، گروههای مقاومت در عراق و سوریه، و انصارالله یمن، همگی میتوانند در صورت وقوع جنگ، به منافع آمریکا و متحدانش در منطقه حمله کنند. این شبکه گسترده از گروههای نیابتی، یکی از مهمترین برگهای برنده ایران در یک درگیری احتمالی است. مسئله دیگر، واکنش روسیه و چین است. هر دو کشور با هرگونه اقدام نظامی علیه ایران مخالف هستند و ممکن است در سطوح دیپلماتیک و حتی نظامی به مقابله با آن بپردازند. چین به تازگی قراردادهای مهمی برای خرید موشکهای کروز ضدکشتی با ایران امضا کرده است ، که نشاندهنده عمق روابط دو کشور است. این میتواند یک عامل بازدارنده مهم باشد.
سناریوهای پیش رو
با توجه به تحولات کنونی، چند سناریو برای آینده قابل تصور است:
- سناریوی نخست، حمله نظامی محدود است. در این سناریو، آمریکا حملات هوایی محدودی به تأسیسات هستهای و موشکی ایران انجام میدهد، بدون آنکه وارد جنگ تمامعیار شود. ایران نیز احتمالاً با حملات موشکی به پایگاههای آمریکا در منطقه پاسخ میدهد و تنش در سطح بالایی باقی میماند. این سناریو با توجه به اظهارات مقامات آمریکایی که گفتهاند هرگونه اقدام نظامی "محدود و قابل کنترل" خواهد بود ، محتملترین گزینه است.
- سناریوی دوم، تشدید تدریجی تنش و ورود به یک جنگ نیابتی طولانی است. در این سناریو، دو طرف از درگیری مستقیم اجتناب میکنند، اما از طریق گروههای نیابتی خود به جنگ با یکدیگر ادامه میدهند. این سناریو میتواند ماهها و حتی سالها ادامه یابد و منطقه را در وضعیت ناپایداری نگه دارد.
- سناریوی سوم، بازگشت ناگهانی به میز مذاکره است. اگرچه این سناریو در حال حاضر دور از ذهن به نظر میرسد، اما تجربه نشان داده که در بحرانهای بینالمللی، گاهی یک میانجیگری غافلگیرکننده میتواند نتیجه را تغییر دهد. ایران بارها آمادگی خود را برای ادامه مذاکرات اعلام کرده است، اما به نظر میرسد که اراده سیاسی در واشنگتن برای ادامه مسیر دیپلماتیک تضعیف شده باشد.