آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
ساعت ۹:۳۰ صبح شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴، تهران با صدای مهیبی لرزید. نه یک انفجار، که چندین انفجار پیاپی. اولین گزارشها از خیابان دانشگاه و محدوده جمهوری مخابره شد. دود غلیظی از حوالی پاستور، محل نهادهای مهم کشوری، به آسمان برخاست. ساکنان مرکز تهران، صحنهای را تجربه کردند که تا دقایقی قبل فقط در فیلمها دیده بودند. اما این بار، فیلم نبود؛ واقعیت بود. جنگی که ماهها دربارهاش گمانهزنی میشد، از راه رسیده بود. ساعت ۹:۴۴، خبرگزاری فارس رسماً سه انفجار در مرکز تهران را تأیید کرد. چند دقیقه بعد، تصاویری از دود غلیظ در فضای مجازی منتشر شد. ماشینهای آتشنشانی با آژیرهای بلند از میدان انقلاب به سمت محل حادثه حرکت میکردند. در خیابانهای اطراف، مردم سراسیمه به دنبال پناهگاه میگشتند. تهران، پایتخت ۱۵ میلیونی ایران، در شوک فرو رفته بود.
در همان دقایق اولیه، اخبار از تلآویو نیز شروع به رسیدن کرد. فرماندهی جبهه داخلی اسرائیل اعلام کرد که آژیرها در سراسر اسرائیل به صدا درآمدهاند. ساعاتی نگذشته بود که اسرائیل کاتز، وزیر جنگ اسرائیل، در یک کنفرانس خبری ظاهر شد و با لحنی جدی اعلام کرد: «حمله پیشگیرانهای علیه ایران آغاز کردهایم.» او هدف را «حذف تهدیدها علیه دولت اسرائیل» خواند و از شهروندان خواست در پناهگاهها بمانند. با اعلام این خبر، موج دوم حملات آغاز شد. ساعت ۱۰:۰۵، دو انفجار دیگر در محدوده سیدخندان تهران شنیده شد. چند دقیقه بعد، صدای انفجارهای متعدد در شرق و غرب پایتخت به گوش رسید. منابع غیررسمی از هدف قرار گرفتن فرودگاه مهرآباد خبر دادند. در همین حین، شبکههای اجتماعی پر شد از تصاویر دود و آتش در نقاط مختلف تهران. هر دقیقه، یک خبر جدید. هر ساعت، یک شوک تازه. در اسرائیل نیز هرجومرج حاکم شد. حریم هوایی کاملاً بسته شد. مدارس تعطیل اعلام شدند و به شهروندان دستور داده شد از خانه کار کنند و از هرگونه تجمع عمومی خودداری نمایند. هواپیماهای غیرنظامی خارجی که به سمت اراضی اشغالی در حرکت بودند، ناگهان تغییر مسیر دادند و بازگشتند. منطقه در آستانه یک جنگ تمامعیار قرار گرفته بود.
رسانههای اسرائیلی از هدف قرار گرفتن حدود ۳۰ نقطه در سراسر ایران خبر دادند. رادیو اسرائیل اعلام کرد که اقامتگاه رئیسجمهور ایران و یک ستاد اطلاعاتی از جمله اهداف بودهاند. گزارشهای تأییدنشدهای نیز از حمله به کاخ دادگستری و دیوان عالی تهران منتشر شد. همزمان، کانال ۱۲ اسرائیل این عملیات را به عنوان یک «عملیات مشترک اسرائیلی-آمریکایی» توصیف کرد که نشان از هماهنگی گسترده نظامی میان دو متحد دارد.
در این میان، ایران تنها هدف نبود. موج دوم حملات هوایی اسرائیل به جنوب لبنان نیز گزارش شد که مواضع حزبالله در ارتفاعات اقلیم الطفه را هدف قرار داد. منطقه خاورمیانه در آتش میسوخت و هر لحظه احتمال گسترش دامنه جنگ به کشورهای دیگر میرفت. در تهران، علاوه بر حملات موشکی، حملات سایبری گستردهای نیز آغاز شد و وبسایتهای متعددی از جمله عصر ایران از دسترس خارج شدند. در میان این هرجومرج، سکوت مقامات رسمی ایران خودنمایی میکرد. تا لحظه تنظیم این گزارش، هیچ بیانیه رسمی از سوی نهادهای نظامی یا دولتی ایران منتشر نشده بود. اما آنچه مسلم است، این روز تاریخی، صفحه جدیدی در کتاب پرماجرای خاورمیانه گشوده است؛ صفحهای که احتمالاً با خون نوشته خواهد شد.
تحلیل نظامی؛ ماهیت و دامنه حملات
بر اساس گزارشهای اولیه، حملات امروز به تهران ماهیت موشکی و هوایی داشته است. منابع خبری از اصابت چندین موشک به نقاط مرکزی تهران خبر میدهند که نشاندهنده دقت بالای این حملات و نفوذ به عمق پدافند هوایی ایران است. رادیو اسرائیل از هدف قرار گرفتن حدود ۳۰ نقطه در سراسر ایران خبر داده که در صورت صحت، این حمله را به یکی از گستردهترین حملات هوایی علیه ایران در تاریخ تبدیل میکند. نکته مهم دیگر، هماهنگی ظاهری میان آمریکا و اسرائیل در این عملیات است. کانال ۱۲ اسرائیل این حمله را به عنوان یک «عملیات مشترک اسرائیلی-آمریکایی» توصیف کرده است. این بدان معناست که آمریکا احتمالاً در طراحی، تأمین اطلاعات و یا حتی اجرای حملات نقش داشته است. این موضوع ابعاد امنیتی حادثه را به مراتب گستردهتر میکند و میتواند به معنای ورود مستقیم آمریکا به یک درگیری نظامی با ایران باشد. همزمان با حملات هوایی، حملات سایبری گستردهای نیز آغاز شده است. خروج چندین سایت خبری و دولتی از دسترس، نشاندهنده یک جنگ تمامعیار سایبری در کنار جنگ فیزیکی است. این تاکتیک ترکیبی، که در سالهای اخیر به یک الگوی استاندارد در جنگهای مدرن تبدیل شده، هدفش فلج کردن زیرساختهای ارتباطی و اطلاعاتی دشمن است.
اهداف و پیامدها
هدف اعلامشده اسرائیل از این حملات، «حذف تهدیدها علیه دولت اسرائیل» بوده است. این عبارت کلی میتواند شامل اهداف متعددی باشد: تأسیسات هستهای، پایگاههای موشکی، مراکز فرماندهی و یا حتی شخصیتهای کلیدی نظامی. هدف قرار گرفتن اقامتگاه رئیسجمهور و یک ستاد اطلاعاتی نشاندهنده آن است که اسرائیل به دنبال ضربه زدن به مراکز تصمیمگیری و اطلاعاتی ایران است. پیامدهای این حملات بسیار گسترده و غیرقابل پیشبینی است:
- نخست، احتمال پاسخ نظامی شدید ایران وجود دارد. وزیر جنگ اسرائیل خود هشدار داده که حملات موشکی و پهپادی علیه اسرائیل به زودی انتظار میرود. این پاسخ میتواند شامل شلیک موشکهای بالستیک به سمت شهرهای اسرائیل و یا حملات نیابتی از طریق گروههای مقاومت در منطقه باشد.
- دوم، این حملات میتواند به یک جنگ منطقهای گسترده منجر شود. حملات همزمان به لبنان نشان میدهد که اسرائیل جبهههای متعددی را باز کرده است. در این صورت، گروههای مقاومت در عراق، سوریه و یمن نیز ممکن است وارد معرکه شوند و پایگاههای آمریکا در منطقه را هدف قرار دهند. منطقه در آستانه یک فاجعه انسانی و امنیتی بزرگ قرار گرفته است.
وضعیت تهران و شهرهای ایران
انفجارهای متعدد در نقاط مختلف تهران نشاندهنده آن است که پدافند هوایی ایران یا در مهار این حملات ناکام بوده و یا با حجم بالایی از موشکها مواجه شده که اشباع شده است. تصاویر منتشرشده، ستونهای دود را در مناطقی چون پاستور، خیابان دانشگاه، جمهوری و سیدخندان نشان میدهد که همگی از نقاط مهم و حساس پایتخت هستند. گزارشها از قطع تلفنهای همراه در مناطقی از تهران، نگرانیها را افزایش داده است. این قطعی میتواند ناشی از حملات سایبری یا تخریب زیرساختهای مخابراتی باشد. در هر صورت، این وضعیت ارتباط مردم با یکدیگر و با نیروهای امدادی را دشوار کرده و میتواند به افزایش هرجومرج دامن بزند. توقف معاملات بورس تهران نیز یک اقدام احتیاطی برای جلوگیری از سقوط آزاد بازار و حفظ داراییهای مردم بوده است. این اقدام نشان میدهد که مقامات اقتصادی ایران عمق بحران را درک کرده و به دنبال مهار آسیبهای اقتصادی آن هستند.
واکنش قدرتهای جهانی
با آغاز این حملات، همه نگاهها به پایتختهای قدرتهای جهانی دوخته شده است. آمریکا به عنوان متحد اصلی اسرائیل و احتمالاً شریک این عملیات، باید منتظر واکنشهای بینالمللی و منطقای باشد. روسیه و چین نیز به عنوان شرکای راهبردی ایران، احتمالاً واکنش تندی نشان داده و خواستار توقف فوری حملات خواهند شد. سازمان ملل متحد و شورای امنیت نیز به زودی تشکیل جلسه خواهند داد. اما با توجه به حق وتوی اعضای دائم، بعید است قطعنامهای علیه اسرائیل یا ایران به تصویب برسد. این وضعیت، بار دیگر ناکارآمدی نهادهای بینالمللی در جلوگیری از جنگها را به نمایش میگذارد. کشورهای منطقه نیز با نگرانی تحولات را دنبال میکنند. عربستان سعودی، امارات، ترکیه و مصر هر یک محاسبات خاص خود را دارند. برخی ممکن است بیطرفی اختیار کنند و برخی دیگر ممکن است به ائتلافهای جدید بپیوندند. آینده منطقه در هالهای از ابهام فرو رفته است.
سناریوهای پیش رو
با توجه به تحولات شتابان امروز، چند سناریو برای آینده قابل تصور است:
- سناریوی نخست، «جنگ محدود» است. در این سناریو، پس از این دور از حملات و پاسخ متقابل ایران، دو طرف با میانجیگری قدرتهای جهانی پای میز مذاکره بنشینند و تنش را کاهش دهند. این سناریو خوشبینانهترین حالت است.
- سناریوی دوم، «جنگ منطقهای گسترده» است. در این سناریو، حملات اسرائیل و پاسخ ایران به سرعت دامنگیر شده و کشورهای دیگر منطقه را نیز در بر میگیرد. لبنان، سوریه، عراق و حتی کشورهای حاشیه خلیج فارس میتوانند وارد جنگ شوند. این سناریو فاجعهبارترین حالت است.
- سناریوی سوم، «جنگ فرسایشی طولانی» است. در این سناریو، دو طرف به حملات هوایی و موشکی محدود ادامه میدهند و از درگیری زمینی گسترده اجتناب میکنند. این وضعیت میتواند ماهها و حتی سالها ادامه یابد و منطقه را در ناپایداری دائمی نگه دارد. هر سه سناریو محتمل است، اما با توجه به لحن تند دو طرف، سناریوی دوم و سوم بیش از دیگران به واقعیت نزدیک به نظر میرسد.