شنبه / ۲۹ فروردین ۱۴۰۵ / ۱۶:۲۱
کد خبر: 37790
گزارشگر: 548
۱۱۸۶
۳
۰
۲
بازتعریف آرمانیِ نهاد انتظامی در قالب فانتزیِ دلهره‌آور

​نقد سریال «کلانتری ۱۱»

​نقد سریال «کلانتری ۱۱»
سریال «کلانتری ۱۱»، این روزها از شبکه دو سیما پخش می‌شود. این مجموعه که با ایده‌ای جسورانه، کلانتری را به مثابه «مجلسی برای حل اختلاف» بازتعریف می‌کند، تصویری آرمانی از یک نهاد انتظامی ارائه می‌دهد. سرگرد حسن جهانی با بازی تینو صالحی، نقطه اتکای اصلی این جهان‌سازی است؛ پلیسی که فراتر از وظایف معمول، در قامت یک ریش‌سفید، مشاور خانواده و حتی روان‌شناس ظاهر می‌شود. ساختار نیمه‌اپیزودیک سریال، یکی از چالش‌برانگیزترین تصمیم‌های خلاقانه آن است. در هر قسمت با یک پرونده تازه روبه‌رو می‌شویم، اما شخصیت‌های اصلی در لابه‌لای ماجراها در حال تغییر و تحول هستند. این ساختار مزیت تنوع روایی را دارد، اما گاهی به دلیل شتاب در گره‌گشایی، باورپذیری پرونده‌های فرعی لطمه می‌خورد.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
سریال «کلانتری ۱۱» که این روزها از شبکه دو سیما پخش می‌شود، از همان ابتدا با مخاطب خود یک شرط صریح اما نانوشته می‌گذارد: واقعیت را کمی تعدیل کن. این شرط، کلید ورود به جهانی است که در آن بروکراسی پیچیدهٔ اداری ایران جای خود را به فرآیندهایی ساده‌تر، گره‌گشایی‌هایی سریع‌تر و مسئولانی دل‌سوز داده است. به عبارت دیگر، «کلانتری ۱۱» قرار نیست مستندی از مشکلات ساختاری نیروی انتظامی یا نظام اداری کشور باشد؛ بلکه اثری است که با آگاهی از فاصلهٔ خود با واقعیت، سعی می‌کند «تصویری آرمانی» از یک نهاد حاکمیتی ارائه دهد. این رویکرد هم نقطهٔ قوت سریال است و هم آسیب‌پذیرترین جای آن. قوت از آن رو که به نویسنده و کارگردان اجازه می‌دهد بدون گرفتار شدن در جزئیات خسته‌کنندهٔ اداری، بر کشمکش‌های انسانی و اخلاقی تمرکز کند. آسیب از آن جهت که اگر این قرارداد برای مخاطب باورپذیر نباشد، تمام سریال در لایه‌ای از «ناباوری» سقوط می‌کند. خوشبختانه، «کلانتری ۱۱» تا حد زیادی موفق شده این توافق را با بینندهٔ خود حفظ کند. اما آیا این موفقیت به معنای ساخت یک اثر درخشان است؟ یا صرفاً تلاشی قابل‌احترام در سطح استانداردهای متوسط تلویزیون ایران؟ این نگاهِ دوگانه، محور اصلی نقد پیشِ رو خواهد بود.

جهان‌سازی و ایدهٔ مرکزی: کلانتری به مثابهٔ «مجلسی برای حل اختلاف»

در هستهٔ مرکزی «کلانتری ۱۱»، یک ایدهٔ جسورانه نهفته است: کلانتری دیگر صرفاً یک نهاد انتظامی نیست، بلکه نهادی حاکمیتیِ دل‌سوز، میانجی و مصلح است. در جهان داستانی سریال، کلانتری چهل‌رود بیش از آنکه یادآور ساختمانی خشک با میزهای پلاستیکی و اطاقک‌های بازجویی باشد، شبیه «مجلس کدخدامنشانه‌ای» است که مردم برای حل اختلافات خانوادگی، شغلی یا اجتماعی به آن پناه می‌برند. این ایده، اگرچه با واقعیت روزمرهٔ بسیاری از شهروندان فاصله دارد، اما در منطق درونی سریال به خوبی توجیه می‌شود. مهم‌ترین ابزار این توجیه، شخصیت سرگرد حسن جهانی (با بازی تینو صالحی) است. او نه تنها مجری قانون، که در قامت یک ریش‌سفید، مشاور خانواده و حتی روان‌شناس ظاهر می‌شود. نویسندگان با هوشمندی موقعیت‌هایی طراحی کرده‌اند که در آنها «دخالت» سرگرد جهانی در اموری که از نظر اداری به او مربوط نیست، نه فقط قابل قبول، بلکه ضروری جلوه می‌کند. برای نمونه، ماجرای خانواده‌ای که از داماد خود رضایت ندارند، یا پروندهٔ کارگری که مدیر معدنی از او سوءاستفاده می‌کند، نمونه‌هایی هستند که در آن ها مرز میان «وظیفهٔ انتظامی» و «وظیفهٔ انسانی» چنان در هم تنیده می‌شود که مخاطب دلیلی برای اعتراض نمی‌یابد. اما همین نقطهٔ قوت، اگر از زاویه‌ای دیگر نگریسته شود، به یک ضعف ساختاری بدل می‌گردد: آیا نشان دادن این همه کارایی و دخالت مؤثر از سوی یک کلانتری، به نوعی «آرمان‌زدگی ساده‌انگارانه» تبدیل نمی‌شود؟ سریال هیچ‌گاه نشان نمی‌دهد که اگر سرگرد جهانی بیمار شود، یا به دلایلی منتقل گردد، این نظام‌مندِ آرمانی چگونه از هم می‌پاشد. (پس انتظار می رود همه ی کلانتری ها، مثل کلانتری 11 عمل کنند.) در واقع، «کلانتری ۱۱» بیش از آنکه نهادی را بازتعریف کند، یک «قهرمان منجی» را در قالب یک افسر پلیس به تصویر می‌کشد.

ساختار روایی:نیمه اپیزودیک!

یکی از چالش‌برانگیزترین تصمیم‌های خلاقانه در «کلانتری ۱۱»، انتخاب ساختار نیمه‌اپیزودیک است. سریال نه یک داستان ممتد و خطی دارد (مثل یک مجموعهٔ جنایی کلاسیک)، و نه کاملاً اپیزودیک است (مثل کمدی‌های موقعیت). در هر قسمت، با یک پروندهٔ تازه روبه‌رو می‌شویم: از اختلاف بر سر یک سد که قرار است چند روستا را نابود کند، تا ماجرای یک آقازادهٔ مفسد اقتصادی. اما در لابه‌لای این ماجراها، شخصیت‌های اصلی (سرگرد جهانی، سروان بهاری، و سه سرباز کلانتری) در حال تغییر و تحول هستند. این ساختار مزیت بزرگی دارد: تنوع روایی. مخاطب هرگز احساس نمی‌کند در حال تماشای یک پروندهٔ کشدار و خسته‌کننده است. لوکیشن ثابت (کلانتری) نیز با ورود شخصیت‌های جدید و ماجراهای متفاوت، دچار یکنواختی نمی‌شود. به تعبیری، کلانتری به یک «فضای نمایشی» تبدیل می‌شود که هر روز درِ آن به روی یک تراژدی یا کمدی انسانی باز می‌شود.
اما همین ویژگی، یک ریسک بزرگ نیز به همراه دارد: عدم عمق‌بخشی به پرونده‌ها. برخی از ماجراها آنقدر سریع گره‌گشایی می‌شوند که باورپذیری آنها لطمه می‌بیند. مثلاً در ماجرای معدنی که کارگرانش مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند، تمام مراحل از شکایت تا حل مسئله در کمتر از یک قسمت به پایان می‌رسد. در دنیای واقعی، چنین پرونده‌ای ماه‌ها و حتی سال‌ها طول می‌کشد. اما در «جهان فانتزی» سریال، این شتاب‌زدگی به عنوان یک «امتیاز» تلقی می‌شود؛ چرا که مخاطب با قرارداد اولیه پذیرفته که «کارها ساده‌تر پیش می‌روند».
نکتهٔ مهم دیگر، دو قسمت ابتدایی است. به درستی در متن اول اشاره شده که این دو قسمت، نقطهٔ اتکای اصلی برای جذب مخاطب است. ورود بامزه و متفاوت سرگرد جهانی (با آن دستبند خوردن معروف) نه تنها لحن کلی مجموعه را مشخص می‌کند، بلکه نوعی اعتماد اولیه ایجاد می‌کند که «این سریال قرار است با کلیشه‌ها شوخی کند». این شروع هوشمندانه، یکی از مهم‌ترین دلایل موفقیت نسبی مجموعه است.

دیالوگ‌نویسی: روان، اما نه ماندگار

اگر بخواهیم صریح صحبت کنیم، «کلانتری ۱۱» در حوزهٔ دیالوگ‌نویسی درخشان ظاهر نمی‌شود. فیلم‌نامه «قصه‌گو، روان و سرحال» است؛ یعنی مخاطب را خسته نمی‌کند، پیشرفت داستان را به خوبی مدیریت می‌کند و اطلاعات لازم را در زمان مناسب ارائه می‌دهد. اما دیالوگ‌ها فاقد ظرافت، طنزِ نیشدار، یا جملات ماندگاری هستند که بتوانند در ذهن مخاطب حک شوند. برای مقایسه، کافی است سریال «پایتخت» را در نظر بگیرید. در آن مجموعه، دیالوگ‌ها خود به یک شخصیت تبدیل شده‌اند و مخاطب سال‌ها بعد هم آنها را به یاد می‌آورد. در «کلانتری ۱۱»، دیالوگ‌ها صرفاً «کارکردی» هستند: برای پیشبرد قصه، برای انتقال اطلاعات، یا برای ایجاد یک حس کمدیِ سطحی. به ندرت پیش می‌آید که یک دیالوگ به تنهایی ارزش شنیده شدن دوباره را داشته باشد. این ضعف، به ویژه در سکانس‌های احساسی یا تأمل‌برانگیز خود را نشان می‌دهد. وقتی سرگرد جهانی با یک مجرم یا یک فرد آسیب‌دیده حرف می‌زند، جملات او اغلب کلیشه‌ای و قابل پیش‌بینی است: «ما اینجا هستیم که به مردم خدمت کنیم»، «قانون باید اجرا شود»، «انسانیت مهم‌تر از هر چیز دیگری است». اینها حرف‌های درستی هستند، اما برای تبدیل شدن به دیالوگ‌های ماندگار، نیاز به «پیرایه‌های ادبی» یا «چرخش‌های غیرمنتظره» دارند که در اینجا خبری از آنها نیست.

کارگردانی و میزانسن: اسیر تک‌لوکیشن

تک‌لوکیشن بودن «کلانتری ۱۱» یک تصمیم عملی (احتمالاً به دلیل محدودیت بودجه یا زمان تولید) بوده، اما به یک ویژگی سبکی تبدیل شده است. کارگردان با هوشمندی سعی کرده با تغییر زاویه‌های دوربین، حرکت‌های بازیگران در فضا و ورود و خروج شخصیت‌های فرعی، این یکنواختی لوکیشن را بشکند. اما حقیقت این است که تأکید بیش از حد بر گفت‌وگو و استفاده مکرر از نماهای متوسط، به تدریج خستگی بصری ایجاد می‌کند. در متن اشاره شده که اگر سازندگان با تنوع بیشتر در لوکیشن‌ها و افزودن صحنه‌های عملیاتی، وجه اکشن و تحرک اثر را تقویت می‌کردند، سریال می‌توانست به سطحی بالاتر از جذابیت دست پیدا کند. این نقد کاملاً وارد است. «کلانتری ۱۱» گاهی چنان شبیه یک «تئاتر تلویزیونی» می‌شود که مخاطب فراموش می‌کند دارد یک مجموعهٔ پلیسی می‌بیند. البته در دفاع از کارگردان باید گفت که برخی از بهترین صحنه‌های سریال، دقیقاً در همین فضای محدود شکل گرفته‌اند؛ مانند آنجا که سرگرد جهانی بدون اینکه سرش را تکان دهد (جزئیاتی که صالحی به آن اشاره می‌کند) به حرف‌های طرف مقابل گوش می‌دهد، یا سکانس‌هایی که سروان بهاری با لحنی طنزآمیز با سربازان شوخی می‌کند. اما این لحظات درخشان، برای نجات کل اثر از «احساس ایستایی» کافی نیستند.

بازیگری: نقطهٔ اتکای اصلی

اگر «کلانتری ۱۱» نقطهٔ قوتی داشته باشد که بتواند بسیاری از ضعف‌هایش را بپوشاند، بازیگری است. به ویژه:

تینو صالحی در نقش سرگرد حسن جهانی

صالحی که چهره‌ای کاملاً شناخته‌شده در جریان اصلی سینمای ایران نیست، با اجرایی کنترل‌شده و باورپذیر، بار اصلی درام را بر دوش می‌کشد. او در مصاحبه با جام‌جم اشاره می‌کند که سهم خود را «پرهیز از اغراق، حرکات اضافی و رفتارهای کلیشه‌ای» می‌داند. و دقیقاً همین ویژگی، شخصیت سرگرد جهانی را از بسیاری از «قهرمانان تلویزیونی» متمایز می‌کند. جزئیات کوچکی که صالحی به آنها اشاره می‌کند (وسواس در چینش خودکارها، نکشیدن سر در هنگام شنیدن حرف دیگران، طراحی کشیدن روی کاغذ برای فکر کردن به پرونده‌ها) همگی دست به دست هم داده‌اند تا شخصیتی «واقعی و در عین حال مرموز» خلق شود. صالحی همچنین از آشنایی با فضای انتظامی به دلیل پلیس بودن پدرش می‌گوید؛ تجربه‌ای که به بازی او عمق و اصالت بخشیده است. اما نکتهٔ مهم این است: سرگرد جهانی یک «پلیس ایده‌آل» است. همانطور که صالحی می‌گوید، «هنر بازتاب آرزوهای جامعه است». مخاطب ایرانی که سال‌هاست با اخبار فساد، بی‌عدالتی و ناکارآمدی برخی نهادها مواجه است، تشنهٔ دیدن «پلیسی سالم، دل‌سوز و مقتدر» است. «کلانتری ۱۱» این گرسنگی را نشانه گرفته و تا حد زیادی موفق بوده است.

حسن زارعی در نقش سروان بهاری

زارعی به عنوان بازیگر مکمل، حضوری مسلط و روان دارد. راحتی او در برابر دوربین و تسلط بر نقش، باعث شده تعاملات میان او و سرگرد جهانی طبیعی و باورپذیر جلوه کند. سروان بهاری نقش «تعادل‌دهنده» را ایفا می‌کند: گاهی سخت‌گیرتر از سرگرد جهانی، گاهی انعطاف‌پذیرتر. این دوگانگی، لایه‌ای از واقعیت به روابط کاری اضافه می‌کند.

سه سرباز کلانتری

نقش سربازان (که اغلب در سریال‌های پلیسی کلیشه‌ای و فراموش‌شدنی هستند) در اینجا با حضوری به‌اندازه و لحنی گاه طنزآمیز، به ایجاد تنوع و شکستن یکنواختی لحن جدی سریال کمک می‌کنند. اگرچه آنها به عمق شخصیتی سرگرد جهانی یا سروان بهاری نمی‌رسند، اما کارکرد دراماتیک خود را به خوبی انجام می‌دهند.

ماجرای دستگیری رئیس کلانتری

یکی از جذاب‌ترین ارجاعات بیرون‌متنی «کلانتری ۱۱»، سکانس ابتدایی است که در آن سرگرد جهانی با لباس شخصی وارد کلانتری می‌شود و مأموران او را دستگیر می‌کنند. در متن دوم اشاره شده که این صحنه یادآور خاطرهٔ واقعی یکی از فرماندهان سابق نیروی انتظامی است که خودش گفته بود تا جلوی بازداشتگاه رفته تا بی‌واسطه ببیند چه می‌گذرد. جالب اینجاست که خود تینو صالحی می‌گوید از این ارجاع اطلاع نداشته و نمی‌داند نویسنده یا کارگردان عمداً چنین اشارتی داشته‌اند یا نه. این «ناخودآگاه جمعی» شاید از این واقعیت پرده برمی‌دارد که چنین رفتارهایی (دستگیری یک مسئول توسط نیروهای خودش) چنان در حافظهٔ فرهنگی ما حک شده که حتی بدون ارجاع عمدی، باز هم تداعی‌گر اتفاقاتی واقعی است. این مسئله نشان می‌دهد که «کلانتری ۱۱» هرچند در سطح روایت، فانتزی و آرمانی است، اما در عمق خود با «واقعیت‌های پنهان» جامعهٔ ایران گره خورده است. آرمانی بودن سرگرد جهانی، دقیقاً به این دلیل برای مخاطب جذاب است که می‌داند در دنیای واقعی، چنین پلیسی نایاب است.

نقد نهایی: یک اثر متوسط قابل احترام

اگر بخواهیم جمع‌بندی کنیم، «کلانتری ۱۱» را می‌توان اینگونه ارزیابی کرد:

نقاط قوت

  • ایدهٔ مرکزی جسورانه و به‌نسبه تازه در تلویزیون ایران
  • شخصیت‌پردازی موفق سرگرد جهانی (به مدد بازی خوب تینو صالحی)
  • ساختار نیمه‌اپیزودیک که از یکنواختی جلوگیری می‌کند
  • شروع خوب و جذب‌کننده در دو قسمت اول
  • بازیگری روان و قابل قبول از کل گروه

نقاط ضعف

  • دیالوگ‌نویسی کارکردی و فاقد ماندگاری
  • کارگردانی اسیر تک‌لوکیشن و کمبود صحنه‌های عملیاتی
  • آرمان‌زدگی گاه ساده‌انگارانه که مرز فانتزی و ساده‌سازی را رد می‌کند
  • عمق‌نداشتن پرونده‌های فرعی به دلیل شتاب در گره‌گشایی

سطح متوسط اجرا در چارچوب استانداردهای تلویزیون ایران (نه درخشان، نه ضعیف)

در نهایت، «کلانتری ۱۱» یک اثر متوسطِ قابل احترام است. نه آنقدر خوب که بتوان آن را در کنار بهترین سریال‌های تلویزیون ایران قرار داد، و نه آنقدر بد که تماشای آن اتلاف وقت به نظر برسد. سریال تلاش می‌کند تصویری آرمانی از یک نهاد انتظامی ارائه دهد و در این مسیر، گاهی موفق و گاهی ناموفق عمل می‌کند. شاید مهم‌ترین دستاورد «کلانتری ۱۱» این باشد که نشان داد مخاطب ایرانی تشنهٔ دیدن «پلیس خوب» است؛ پلیسی که نه زورگو باشد، نه فاسد، نه بی‌تفاوت. و این یک پیام مهم برای سازندگان آیندهٔ سریال‌های پلیسی در ایران است: می‌شود دربارهٔ نهادهای حاکمیتی فیلم ساخت، بدون اینکه به شعارزدگی یا کلیشه‌های تکراری پناه برد. فقط کافی است کمی به مخاطب احترام بگذاریم و با او قرارداد نانوشتهٔ درستی امضا کنیم.

جملهٔ پایانی سریال چه بود؟

در یکی از قسمت‌های ابتدایی، جمله‌ای تکرار شد که شاید بهترین خلاصه برای این نقد باشد: «امنیت کلانتری، امنیت شهر است.» «کلانتری ۱۱» با تمام قوت‌ها و ضعف‌هایش، می‌کوشد نشان دهد که اگر یک نهاد کوچک (یک کلانتری) درست کار کند، می‌تواند تأثیری عمیق بر تمام یک جامعه بگذارد. این یک ایدهٔ زیبا و آرمانی است. اما مثل تمام آرمان‌ها، رسیدن به آن نیازمند چیزی فراتر از یک سریال خوب است؛ نیازمند تغییر در ساختارها، نهادها و ذهنیت‌ها. سریال «کلانتری ۱۱» این تغییر را آغاز نکرده، اما لااقل تصویری از آن را به نمایش گذاشته است. و گاهی، همین تصویر دیدن، اولین قدم برای ساختن است.
https://www.asianewsiran.com/u/iH2
اخبار مرتبط
شبکه آی‌فیلم که این روزها قسمت‌های پایانی فصل پنجم سریال «پایتخت» را روی آنتن دارد، تصمیم گرفته است به جای فصل ششم، فصل هفتم این سریال را در ماه مبارک رمضان پخش کند. فصل ششم پایتخت که در نوروز ۱۳۹۹ با ۱۲ قسمت پخش شد، به دلیل انتقادهای شدید رسانه‌های اصولگرا و اختلاف میان سازندگان و مسئولان وقت صداوسیما، همچنان اجازه پخش مجدد ندارد. این فصل هرگز به طور کامل پخش نشد و قسمت‌های پایانی آن در دو شب پایانی سال ۱۳۹۹ و خارج از باکس اصلی سریال‌ها روی آنتن رفت. در فصل ششم، نقی معمولی راننده شخصی یک نماینده مجلس شده و به سفر حج مشرف می‌شود. شبکه آی‌فیلم در سال ۱۳۹۹ نیز از پخش این فصل خودداری کرده بود و حالا برای دومین بار آن را از کنداکتور رمضان حذف کرده است.
سریال جدید «بیگانه‌ای با من است» از ۲۴ آذر، هر شب روی آنتن شبکه آی‌فیلم می‌رود. این مجموعه ۴۷ قسمتی، داستان زنی به نام «نسا» را روایت می‌کند که پس از یک تصادف مرگبار، هویت زن دیگری را می‌دزدد تا به زندگی ایده‌آل خود دست یابد. داستان در دو مقطع زمانی (۱۳۶۹ و زمان حال) و با دو کارگردان (احمد امینی و آرش معیریان) روایت می‌شود. شبنم قلی‌خانی، پژمان بازغی و پرویز پورحسینی از ستاره‌های اصلی این درام مهیج هستند. بر اساس نظرات کاربران، پایان فصل دوم سریال، مانند آثار اصغر فرهادی باز و مبهم است و همین موضوع، انتظار برای فصل سوم را افزایش داده است. این سریال جایگزین مجموعه «آنام» شده است.
سریال «از یاد رفته» به کارگردانی برزو نیک‌نژاد، یکی از پرحاشیه‌ترین آثار اخیر شبکه نمایش خانگی است که نظرات موافق و مخالف بسیاری را برانگیخته است. این سریال با بازی درخشان فرهاد اصلانی و ساختار فنی حرفه‌ای، در عین حال به دلیل تکیه بر کلیشه‌های اجتماعی و ضعف در منطق روایی مورد انتقاد قرار گرفته است. تحلیل این اثر نشان می‌دهد «از یاد رفته» اگرچه در جذب مخاطب عام موفق و در پایان‌بندی منسجم عمل کرده، اما نتوانسته از دام دوگانه‌سازی ساده‌انگارانه ثروتمندان و فرودستان و شتاب‌زدگی در پیشبرد داستان فراتر رود.
سریال «هزار و یک شب» به کارگردانی مصطفی کیایی، پرهزینه‌ترین تولید تاریخ شبکه نمایش خانگی، پخش خود را از دهم آذر آغاز کرد. این مجموعه با اقتباسی مدرن از داستان کهن هزار و یک شب، روایتی دوپاره در جهان افسانه و واقعیت معاصر ارائه می‌دهد. در دنیای امروز، داستان حول محور خانواده‌ای با مشکلات مالی و دو دختر—یک خبرنگار و یک دانشجو—می‌چرخد که با معمای ناپدید شدن دختران جوان گره خورده است. این جهان، به صورت نمادین به دنیای اساطیری شهریار و شهرزاد پیوند می‌خورد. با بازی چهره‌هایی مانند پرویز پرستویی، سحر دولتشاهی، پدرام شریفی و حضور بازیگران سرشناس ترکی‌های، این سریال با استراتژی پخش بین‌المللی، آغازی محکم و امیدوارکننده داشته است.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
علی
۱۴۰۵/۰۲/۰۵
0
1
3

بله اثر جالب و سرگرم‌کننده است هست. اما پخش مکرر خلاصه قسمت ها واقعا آزار دهنده شده. هر شب در انتظار قسمت جدید با پخش مکرر خلاصه قسمت های مواجه میشویم که پیوستگی داستانی ندارد.

حمیده
۱۴۰۵/۰۲/۰۵
0
0
2

فوق‌العاده است این سریال. هر شب منتظر پخش سریالیم و از دیدنش لذت می‌بریم. از تک تک کادر تهیه این سریال سپاسگزارم. خصوصا سرگرد و هدایت و میرجلیلی و سه تا سرباز. اینا بهترین بودند😘

...
۱۴۰۵/۰۲/۳۱
0
0
0

واقعا سریال عالی هست مخصوصا شخصیت آبدارچی


تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید