سه شنبه / ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۲۲:۲۵
کد خبر: 37932
گزارشگر: 548
۱۳۶۱
۰
۰
۱
تثبیت شکننده دلار و تعطیلی ۴۰ روزه بورس

بازارهای مالی ایران در انتظار چراغ سبز دیپلماسی!

بازارهای مالی ایران در انتظار چراغ سبز دیپلماسی!
بازارهای مالی ایران در طول ۵۵ روز گذشته تصویری پیچیده و متناقض به نمایش گذاشته‌اند. از یک سو، بازار ارز پس از شوک‌های اولیه، وارد فاز ثبات نسبی شده و نرخ دلار آزاد در محدوده ۱۵۳ تا ۱۵۷ هزار تومان تثبیت شده است. از سوی دیگر، بازار سرمایه همچنان در تعطیلی به سر می‌برد و چراغ آن پس از ۴۰ روز جنگ روشن نشده است. تحلیلگران معتقدند که تثبیت نرخ ارز نه به دلیل مازاد عرضه، بلکه به دلیل نوعی «احتیاط در تقاضا» است. تقاضای هیجانی اوج بحران تخلیه شده، اما تقاضای انباشته‌ای که در آن دوره سرکوب شده بود، اکنون به‌تدریج در حال بازگشت است. بازار ارز از متغیرهای کوتاه‌مدتی مانند حواله فاصله گرفته و تابع «انتظارات تورمی پساجنگ» شده است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

 

 

پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر

 بازارهای مالی ایران در طول ۵۵ روزی که از آغاز جنگ می‌گذرد، رفتاری دوگانه و متناقض داشته‌اند. از یک سو، بازار ارز که در روزهای اولیه با شوک و جهش‌های ناگهانی مواجه بود، اکنون در کانال ۱۵۳ تا ۱۵۷ هزار تومان تثبیت شده است. از سوی دیگر، بازار سرمایه همچنان در تعطیلی به سر می‌برد و فعالان بازار، چشم به راه بازگشایی آن هستند. خلاف پیش‌بینی‌های اولیه که ریزش نرخ ارز را پس از فروکش تنش‌ها محتمل می‌دانستند، دلار نه تنها ریزش نکرد، بلکه در سطحی نسبتاً بالا تثبیت شد. این رفتار قیمتی نشان می‌دهد که بازار فعلی نه با مازاد عرضه، بلکه با نوعی «احتیاط در تقاضا» مواجه است. شواهد میدانی حاکی از تخلیه تقاضای هیجانی اوج بحران است. اما در عوض، تقاضای انباشته‌ای که در آن دوره سرکوب شده بود، اکنون به‌تدریج در حال بازگشت است. این تقاضا از جنس نیازهای خرید به تعویق افتاده (مانند واردکنندگان خرد، مسافران و فعالان تجاری) است که با سنجش پایداری شرایط سیاسی، بدون شتابزدگی وارد بازار می‌شوند.

مقایسه رفتار بازار در دو جنگ اخیر (جنگ ۱۲ روزه تیرماه ۱۴۰۴ و جنگ ۴۰ روزه اسفندماه ۱۴۰۴) گویای تحولی بنیادین است. در جنگ اول، بازار اسیر شوک و ترس بود و خریداران بدون توجه به قیمت، صرفاً بر اساس اخبار نظامی اقدام می‌کردند. اما اکنون، آینده سیاسی و اقتصادی جای ترس لحظه‌ای را گرفته است. بازار به جای واکنش به تحرکات نظامی، منتظر «چراغ سبز دیپلماتیک» یا تشدید مذاکرات است. در مقابل، بازار سرمایه تصویر دیگری دارد. در حالی که بازار ارز و طلا فعال هستند، بازار سهام همچنان تعطیل مانده است. تجربه‌های بین‌المللی نشان می‌دهد تعطیلی طولانی بازار در دوره‌های بحران، نه‌تنها ریسک سیستماتیک را کاهش نمی‌دهد، بلکه به واسطه انباشت فشار فروش، نبود کشف قیمت و افزایش نااطمینانی، پیامدهای شدیدتری ایجاد می‌کند.

به بیان فعالان بازار، «بازار بسته، ریسک را حذف نمی‌کند؛ فقط آن را پنهان می‌کند». سرمایه‌گذار در بازار بسته، توان بازچینی سبد دارایی، کاهش ریسک، نقدشوندگی جزئی یا تعدیل پرتفوی را از دست می‌دهد. ابزارهای کنترلی مانند بازارگردانی، دامنه نوسان و حجم مبنا دقیقاً برای همین دوره‌ها طراحی شده‌اند و تنها در بازار باز قابل اعمال هستند. در خوشبینانه‌ترین سناریو، با آتش‌بس رسمی و پایان پایدار جنگ، انتظار می‌رود بازار سهام واکنش مثبتی نشان دهد. صنایع پالایشی، پتروشیمی و حمل‌ونقل که بیشترین آسیب را دیده‌اند، احتمالاً رشد سریعی تجربه خواهند کرد. اما به دلیل انباشت ریسک‌های سیستماتیک و فشار فروش اولیه، بازگشت به شرایط عادی تدریجی خواهد بود.

بازار ارز: تثبیت شکننده در سایه انتظارات تورمی

خلاف پیش‌بینی‌های اولیه، دلار در کانال ۱۵۳ تا ۱۵۷ هزار تومان تثبیت شده است. این رفتار قیمتی نشان می‌دهد که بازار فعلی نه با مازاد عرضه، بلکه با نوعی «احتیاط در تقاضا» مواجه است. تقاضای هیجانی اوج بحران تخلیه شده، اما تقاضای انباشته‌ای که در آن دوره سرکوب شده بود، اکنون به‌تدریج در حال بازگشت است. مقایسه رفتار بازار در دو جنگ اخیر (جنگ ۱۲ روزه تیرماه ۱۴۰۴ و جنگ ۴۰ روزه اسفندماه ۱۴۰۴) گویای تحولی بنیادین است. در جنگ اول، بازار اسیر شوک و ترس بود و خریداران بدون توجه به قیمت، صرفاً بر اساس اخبار نظامی اقدام می‌کردند. اما اکنون، آینده سیاسی و اقتصادی جای ترس لحظه‌ای را گرفته است. بازار به جای واکنش به تحرکات نظامی، منتظر «چراغ سبز دیپلماتیک» یا تشدید مذاکرات است. با این حال، کاهش تقاضای معاملاتی در کنار تداوم تقاضا برای نگهداری اسکناس (به‌ویژه اسکناس‌های درشت) در مناطق مرزی، نشان‌دهنده تداوم نااطمینانی در سطحی عمیق‌تر است. بازیگران اقتصادی با وجود کاهش تنش‌های مقطعی، هنوز نسبت به پایداری شرایط اطمینان کامل ندارند. تقاضای هیجانی جای خود را به «تقاضای احتیاطی» داده است.

بازار سرمایه:هزینه‌های پنهان تعطیلی طولانی

در حالی که بازار ارز فعال است و بازارهای کالایی مانند طلا نیز باز شده‌اند، بازار سهام همچنان تعطیل مانده است. تجربه‌های بین‌المللی نشان می‌دهد تعطیلی طولانی بازار در دوره‌های بحران، نه‌تنها ریسک سیستماتیک را کاهش نمی‌دهد، بلکه به واسطه انباشت فشار فروش، نبود کشف قیمت، افزایش نااطمینانی و محدود شدن دست سرمایه‌گذار در مدیریت پرتفوی، پیامدهای شدیدتری ایجاد می‌کند. به بیان فعالان بازار، «بازار بسته، ریسک را حذف نمی‌کند؛ فقط آن را پنهان می‌کند». سرمایه‌گذار در بازار بسته، توان بازچینی سبد دارایی، کاهش ریسک، نقدشوندگی جزئی یا تعدیل پرتفوی را از دست می‌دهد. ابزارهای کنترلی مانند بازارگردانی، دامنه نوسان و حجم مبنا دقیقاً برای همین دوره‌ها طراحی شده‌اند و تنها در بازار باز قابل اعمال هستند. در غیاب بازار سهام، صندوق‌های درآمد ثابت و برخی صندوق‌های کالایی (طلا و نقره) مجوز فعالیت یافتند. صندوق‌های درآمد ثابت عملکرد نسبتاً پایداری داشتند، اما تشدید تحریم‌ها و بلوکه شدن منابع ارزی، نگرانی از توان دولت در بازپرداخت اوراق را افزایش داد.

تحلیل طلا: عملکرد خلاف رویه تاریخی

برخلاف تصور رایج که طلا در زمان بحران یک دارایی امن است، طلا در این جنگ عملکردی خلاف رویه تاریخی خود داشت. پس از صعود به ۵۳۰۰ دلار، قیمت طلا تا ۴۱۰۰ دلار سقوط کرد. این رفتار متناقض سه علت اصلی دارد. اول، افزایش قیمت نفت (برنت از ۷۲ به بالای ۱۱۰ دلار) و نگرانی از افزایش نرخ بهره توسط بانک‌های مرکزی. دوم، تمایل سرمایه‌گذاران به نقد کردن دارایی‌های خود برای جبران زیان سایر بازارها. سوم، کاهش قدرت خرید ناشی از تورم شدید. در بازار داخلی نیز طلا عملکردی مشابه داشت. در حالی که انتظار می‌رفت قیمت طلا به دلیل افزایش ریسک‌های سیاسی جهش کند، اما روندی نزولی را طی کرد. دلیل اصلی این رفتار، کاهش توان خرید مردم و تمایل به نقد کردن دارایی‌ها برای تأمین هزینه‌های جاری بود. کارشناسان معتقدند که خاصیت «پناهندگی» طلا در این جنگ تحت الشعاع نیاز به نقدینگی قرار گرفت. سرمایه‌گذاران برای جبران زیان سایر دارایی‌ها، مجبور به فروش طلا شدند.

نقش بانک مرکزی: مدیریت همزمان ارز و نقدینگی

در این جنگ، بانک مرکزی نقش پررنگ‌تری نسبت به گذشته ایفا کرد. دو اقدام کلیدی در دستور کار قرار داشت.

  1. نخست، جلوگیری از استقراض بیش از حد بانک‌ها برای مهار رشد پایه پولی.
  2. دوم، تسهیل دسترسی مردم و بنگاه‌ها به پول نقد و منابع بانکی از طریق بازنگری در سقف برداشت‌ها و تزریق پول مناسب.

هدف بانک مرکزی این بود که بازار با کمبود نقدینگی مواجه نشود و کسب‌وکارهای نیمه‌تعطیل شده، فعالیت خود را از سر گیرند. با این حال، افزایش پایه پولی همچنان یک نگرانی جدی است. اگر بانک مرکزی نتواند رشد نقدینگی را کنترل کند، تورم انتظاری تشدید می‌شود و فشار بر نرخ ارز افزایش می‌یابد. نکته قابل توجه، هماهنگی نسبی بانک مرکزی با وزارت اقتصاد بود. سیاست‌گذار پولی سعی کرد با مدیریت انتظارات، از نوسانات شدید نرخ ارز جلوگیری کند. هرچند که این تثبیت، شکننده است و به سیگنال‌های سیاسی وابستگی زیادی دارد.

سناریوهای پیش روی بازارهای مالی

سه سناریو برای هفته‌های آینده متصور است:

  1. سناریوی نخست (تثبیت)

    با تداوم وضعیت فعلی و نبود شوک جدید، نرخ دلار در کانال فعلی نوسان محدود خواهد داشت و بازار سرمایه با احتیاط بازگشایی می‌شود.
  2. سناریوی دوم (کاهشی)

    انتشار اخبار مثبت از آزادسازی منابع ارزی یا گشایش‌های دیپلماتیک، نرخ ارز را به کانال‌های پایین‌تر خواهد برد و بازار سهام واکنش مثبت نشان می‌دهد.
  3. سناریوی سوم (افزایشی)

    بازگشت ریسک‌های سیاسی یا تشدید انتظارات تورمی، تقاضای انباشته را فعال کرده و به افزایش قیمت ارز و افت بازار سهام می‌انجامد.

در خوشبینانه‌ترین سناریو، با آتش‌بس رسمی و پایان پایدار جنگ، انتظار می‌رود بازار سهام واکنش مثبتی نشان دهد. کاهش تنش ژئوپلیتیک به افت قیمت نفت و کاهش فشار تورمی می‌انجامد. صنایع پالایشی، پتروشیمی و حمل‌ونقل که بیشترین آسیب را دیده‌اند، احتمالاً رشد سریعی تجربه خواهند کرد. دوره پساجنگ معمولاً نیازمند حجم عظیمی از سرمایه‌گذاری برای احیای زیرساخت‌ها، تولید، انرژی و لجستیک است. در چنین شرایطی، بازار سرمایه موتور تأمین مالی کشور خواهد بود؛ چه از طریق افزایش سرمایه شرکت‌ها، چه انتشار اوراق و چه صندوق‌های پروژه. صنایع زیرساختی، فولادی، سیمانی، پتروشیمی‌های پایه، نیروگاهی و ساخت‌وساز در خط مقدم بازسازی قرار خواهند گرفت.

https://www.asianewsiran.com/u/iJk
اخبار مرتبط
بازار ارز و طلا در اولین روز هفته با نوساناتی متناقض و کم‌سابقه مواجه شد. دلار که روز خود را با افزایش هزار تومانی آغاز کرده بود، تا پایان معاملات در کانال ۱۵۵ هزار تومانی تثبیت شد. در سوی مقابل، سکه امامی عصرگاهی یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان ریخت و به ۱۷۴ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان رسید. معامله‌گران دلیل اصلی این نوسانات را «بلاتکلیفی سیاسی» می‌دانند. عدم قطعیت درباره از سرگیری مذاکرات ایران و آمریکا و ابهام در آینده جنگ، بازار را در وضعیت «رنج» (نوسانی بدون روند مشخص) قرار داده است. تحلیلگران می‌گویند دلار با تحمل ۵ تا ۱۰ هزار تومان بالا و پایین می‌رود، اما هیچ خبری نمی‌تواند آن را از این کریدور خارج کند.
بازار خودرو تحت تأثیر جنگ، انتظارات تورمی و نوسانات ارزی دچار موج جدیدی از افزایش قیمت شد. امروز شنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵، قیمت برخی محصولات ایران‌خودرو و سایپا تا ۳۰۰ میلیون تومان جهش کرد. آریزو ۸ هیبرید با جهش ۳۰۰ میلیون تومانی به ۵ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان رسید و رانا پلاس نیز ۱۰۵ میلیون تومان گران شد. کارشناسان معتقدند با وجود افزایش قیمت‌های پیشنهادی، بازار همچنان با «ضعف تقاضا» و «محدودیت شدید معاملات» مواجه است. مردم در انتظار روشن شدن وضعیت جنگ و آینده نرخ ارز، از خرید خودداری می‌کنند. تحلیگران می‌گویند که نرخ دلار، موتور محرک اصلی قیمت خودرو است. زمان کنونی برای خرید خودرو مناسب ارزیابی نمی‌شود.
بازار ارز این روزها با پدیده‌ای عجیب روبه‌رو شده است؛ دلارهایی که زیر قیمت بازار فروخته می‌شوند، اما با یک شرط غیرمعمول: پرداخت فقط با اسکناس‌های درشت. در حالی که نرخ واقعی دلار حدود ۱۵۰ تا ۱۵۵ هزار تومان است، برخی گروه‌های ناشناس در تهران و مشهد دلار را با نرخ‌های ۱۲۰ تا ۱۳۰ هزار تومان می‌فروشند، اما فقط در صورتی که خریدار با اسکناس‌های ۵۰۰ هزار تومانی یا یک میلیونی پرداخت کند. این پدیده به حدی جدی شده که رد آن به گفت‌وگوهای فعالان رسمی بازار نیز رسیده است. کامران سلطانی‌زاده، دبیرکل پیشین کانون صرافان، این پدیده را تأیید کرده و می‌گوید: «چند هفته است گروه‌هایی ناشناس در تهران و برخی شهرها نظیر مشهد مشغول جمع‌کردن اسکناس‌های درشت مردم هستند.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید