دوشنبه / ۱۵ تیر ۱۴۰۵ / ۲۰:۴۶
کد خبر: 39628
گزارشگر: 306
۱۸
۰
۰
۸
از دل یک بازدید ساده تا یک پرسش ملی؛ «انتقام» را چگونه به «قدرت پایدار» تبدیل کنیم؟ _ گزارش تحلیلی از سیسد محمد جواد عرفان فر

انتقامِ ایران از مسیر دانشگاه می‌گذرد؛ روایت اسماعیل دهستانی از علم و صنعت تا نسخه «قوی‌تر شدن کشور»

انتقامِ ایران از مسیر دانشگاه می‌گذرد؛ روایت اسماعیل دهستانی از علم و صنعت تا نسخه «قوی‌تر شدن کشور»
معاون استاندار یزد، در یادداشتی که در صفحه شخصی خود منتشر کرده، از یک صحنه در محل اسکان زائران یزدی در دانشگاه علم و صنعت شروع می‌کند؛ نگاهش به ساختمانی می‌افتد که به گفته او در حمله‌ای ویران شده و در همان قاب، شعار «انتقامت را می‌گیریم» هم دیده می‌شود. دهستانی سپس پرسشی محوری طرح می‌کند: مهم‌ترین «انتقام» چیست؟ پاسخ او، نه صرفا در حوزه نظامی، بلکه در «قوی و قوی‌تر شدن ایران» تعریف می‌شود؛ مسیری که از توسعه علم و فناوری، صنعت و اقتصاد و با سه ضلع عقلانیت، تحول و عدالت اجتماعی عبور می‌کند و بدون نقش واقعی دانشگاه و دانشگاهیان به مقصد نمی‌رسد
آسیانیوز ایران / یزد ؛
 
اسماعیل دهستانی، معاون استاندار یزد، در یادداشتی که در صفحه شخصی خود منتشر کرده، از یک صحنه در محل اسکان زائران یزدی در دانشگاه علم و صنعت شروع می‌کند؛ نگاهش به ساختمانی می‌افتد که به گفته او در حمله‌ای ویران شده و در همان قاب، شعار «انتقامت را می‌گیریم» هم دیده می‌شود. دهستانی سپس پرسشی محوری طرح می‌کند: مهم‌ترین «انتقام» چیست؟ پاسخ او، نه صرفا در حوزه نظامی، بلکه در «قوی و قوی‌تر شدن ایران» تعریف می‌شود؛ مسیری که از توسعه علم و فناوری، صنعت و اقتصاد و با سه ضلع عقلانیت، تحول و عدالت اجتماعی عبور می‌کند و بدون نقش واقعی دانشگاه و دانشگاهیان به مقصد نمی‌رسد.

 

دانشگاه؛ میدان کمتر دیده‌شده «قدرت ملی»

در روایت دهستانی، یک بازدید روزمره به نقطه شروع یک بحث راهبردی تبدیل می‌شود: اگر قدرت نظامی یک لایه ضروری بازدارندگی است، لایه عمیق‌ترِ قدرت ملی کجاست؟ او «انتقام» را از واکنش لحظه‌ای جدا می‌کند و به معنای «ساختن ظرفیت‌های پایدار» می‌برد؛ ظرفیتی که بتواند ضربه‌پذیری کشور را کم کند، امید اجتماعی بسازد و توان رقابت اقتصادی را بالا ببرد.

 

این نگاه، مسئله را از سطح شعار به سطح سیاست عمومی می‌کشاند؛ یعنی به جای تمرکز بر نتیجه‌های کوتاه‌مدت، پرسش از این است که چه سازوکارهایی کشور را در برابر بحران‌ها مقاوم‌تر می‌کند. در این چارچوب، دانشگاه نه یک نهاد آموزشی صرف، بلکه موتور «تولید راه‌حل» و «تبدیل دانش به ثروت» است.

 

دهستانی در ادامه، سه کلیدواژه را به هم گره می‌زند: عقلانیت، تحول و عدالت اجتماعی. پیام ضمنی روشن است: توسعه‌ای که فقط رشد عددی باشد، اگر به عدالت و اصلاح سازوکارها نرسد، پایدار نمی‌شود؛ و اگر عقلانی و مبتنی بر شواهد نباشد، تبدیل به پروژه‌های نمایشی می‌گردد.

 

از شعار «انتقام» تا برنامه «قوی‌تر شدن»
در ادبیات عمومی، «انتقام» معمولا به معنای پاسخ سخت و سریع فهم می‌شود. اما دهستانی آن را به یک «پروژه ملی» تبدیل می‌کند: انتقام اصلی، ساختن ایرانی است که در علم و فناوری پیشروتر، در صنعت توانمندتر و در اقتصاد منسجم‌تر باشد. این تغییر زاویه نگاه، پیامد رسانه‌ای مهمی دارد: مخاطب به جای انتظار یک خبر لحظه‌ای، وارد گفت‌وگوی راهبردی درباره مسیرهای قدرت می‌شود.

 

در همین نقطه، نقش دانشگاه برجسته می‌شود. زیرا توسعه علم و فناوری بدون زیرساخت پژوهش، آزمایشگاه، آموزش با کیفیت، ارتباط صنعت و دانشگاه، و نظام تامین مالی پایدار ممکن نیست. اگر کشور «دانشگاه توانمند» داشته باشد، نه تنها فناوری تولید می‌کند، بلکه برای بحران‌ها نیز راه‌حل بومی می‌سازد.

 

از سوی دیگر، این رویکرد از «دوقطبی‌سازی» پرهیز می‌دهد: یعنی نه نفی اهمیت قدرت نظامی، و نه تقلیل همه چیز به آن. پیام، ترکیب لایه‌هاست؛ بازدارندگی در کنار توسعه، و امنیت در کنار رفاه و پیشرفت.
چرا این روایت برای افکار عمومی اثرگذار است؟

 

نکته اول ، روایت دهستانی از یک تصویر عینی آغاز می‌شود؛ دیدن یک ساختمان آسیب‌دیده و یک شعار روی سردر. این شروع تصویری، به متن وزن عاطفی می‌دهد، اما ادامه آن به سمت «استدلال» می‌رود. همین ترکیبِ تصویر و استدلال، برای گزارش ژورنالیستی بسیار کارآمد است؛ چون مخاطب هم ارتباط انسانی برقرار می‌کند و هم «راه‌حل» دریافت می‌کند.

 

نکته دوم، انتقال مسئولیت از یک حوزه محدود به یک پروژه مشترک است: دانشگاهیان، سیاستگذاران، صنعتگران و حتی افکار عمومی. وقتی «انتقام» به «قوی‌تر شدن» ترجمه شود، آنگاه هر بخش جامعه می‌تواند سهم خود را تعریف کند؛ از اصلاح آموزش تا سرمایه‌گذاری در پژوهش و حمایت از تولید.

 

نکته سوم، تبدیل شعار به معیار سنجش است. اگر قرار است «قوی‌تر شدن» محور باشد، باید بتوان آن را با شاخص‌های روشن سنجید: کیفیت آموزش، تعداد و اثرگذاری طرح‌های پژوهشی، رشد بهره‌وری صنعتی، کاهش وابستگی فناوری، و عدالت در دسترسی به فرصت‌ها.

 

واکاوی فنی و عمیق :
 
یک: بازتعریف «انتقام» از واکنش کوتاه‌مدت به قدرت پایدار
یک: در سطح راهبردی، «قدرت پایدار» یعنی توانایی یک کشور برای حفظ منافع، کاهش آسیب‌پذیری و مدیریت بحران‌ها بدون فرسایش سرمایه اجتماعی. وقتی دهستانی از «انتقام اصلی» می‌گوید، در واقع مفهوم انتقام را از پاسخ مقطعی جدا و به «ساخت ظرفیت» متصل می‌کند.
دو: این بازتعریف، پیام مهمی برای سیاستگذاری دارد: اگر هدف، قدرت پایدار است، باید روی عناصر مولد قدرت سرمایه‌گذاری کرد؛ یعنی آموزش با کیفیت، پژوهش مسئله‌محور، صنعت رقابت‌پذیر و اقتصاد مولد. این عناصر با تصمیم‌های کوتاه‌مدت و شعارمحور شکل نمی‌گیرند، بلکه به استمرار و حکمرانی دقیق نیاز دارند.
سه: همچنین این نگاه می‌تواند از خستگی و دلزدگی عمومی جلوگیری کند. زیرا به جای تکرار حس تهدید، «نقشه راه» ارائه می‌دهد. جامعه وقتی امید می‌گیرد که بداند از دل رنج‌ها، می‌توان برنامه ساخت و نتیجه قابل لمس دید.
 
دوم: دانشگاه به عنوان زیرساخت امنیت ملی و تاب‌آوری اجتماعی
یک: در بسیاری از کشورها، دانشگاه بخشی از زیرساخت امنیت ملی است؛ نه به معنای نظامی، بلکه به معنای «توان حل مسئله». بحران‌های انرژی، آب، سلامت، حمل‌ونقل، و حتی حکمرانی داده، همه به دانش و پژوهش وابسته‌اند. دهستانی با تاکید بر نقش واقعی دانشگاه، دقیقا به این لایه اشاره می‌کند.
دو: «نقش واقعی» یعنی دانشگاه صرفا کارخانه مدرک نباشد. خروجی دانشگاه باید فناوری، استاندارد، روش، نیروی انسانی ماهر و شبکه همکاری با صنعت باشد. اگر این پیوند برقرار نشود، توسعه علم و فناوری به مقاله و کلاس محدود می‌ماند و به اقتصاد و صنعت سرریز نمی‌کند.
سه: از زاویه اجتماعی نیز دانشگاه کانون تولید اعتماد و امید است. وقتی مردم ببینند مسائل روزمره مانند اشتغال، تورم، خدمات شهری، یا کیفیت تولید داخلی با دانش حل می‌شود، سرمایه اجتماعی تقویت می‌گردد. این همان «تاب‌آوری» است؛ توان ادامه دادن جامعه در شرایط فشار.
 
سوم : مثلث عقلانیت، تحول و عدالت اجتماعی؛ شرط توسعه ماندگار
یک: دهستانی توسعه را مشروط به سه ضلع می‌داند: عقلانیت، تحول، عدالت اجتماعی. عقلانیت یعنی تصمیم مبتنی بر داده، تجربه و ارزیابی. تحول یعنی اصلاح ساختارها و روش‌های ناکارآمد. عدالت اجتماعی یعنی توزیع فرصت‌ها و کاهش شکاف‌ها. هر ضلع حذف شود، توسعه یا ناپایدار می‌شود یا بی‌اثر.
دو: در سطح فنی، عقلانیت بدون نظام سنجش ممکن نیست. باید شاخص‌ها روشن باشد: کیفیت آموزش، مهارت‌آموزی، نرخ تبدیل پژوهش به محصول، بهره‌وری صنایع، و عدالت آموزشی. هر برنامه توسعه‌ای که شاخص و ارزیابی نداشته باشد، در معرض روزمرگی و گزارش‌سازی قرار می‌گیرد.
سه: عدالت اجتماعی نیز صرفا توزیع منابع نیست؛ بلکه «دسترسی برابر به مسیر پیشرفت» است. اگر دانشگاه خوب، پژوهش خوب و فرصت نوآوری فقط در چند نقطه متمرکز شود، توسعه ملی شکل نمی‌گیرد. توسعه زمانی ملی است که استعدادهای استان‌ها و شهرهای مختلف امکان شکوفایی واقعی داشته باشند.
 
چهام ر: پیوند علم، صنعت و اقتصاد؛ از تولید دانش تا تولید ثروت
یک: دهستانی مسیر «قوی‌تر شدن» را از علم و فناوری، صنعت و اقتصاد می‌گذارد. این سه، یک زنجیره‌اند: دانشگاه دانش و نیروی انسانی می‌سازد؛ صنعت آن را به محصول و خدمت تبدیل می‌کند؛ اقتصاد با سرمایه‌گذاری، بازار و قواعد درست، آن را پایدار می‌سازد.
دو: گسست اصلی معمولا در حلقه میانی رخ می‌دهد: تبدیل پژوهش به محصول. برای حل آن، نیاز به سازوکارهای روشن است؛ مانند تعریف مسائل واقعی صنعت برای دانشگاه، تامین مالی پایدار پژوهش‌های کاربردی، و ایجاد مسیرهای شفاف برای تجاری‌سازی دستاوردها. بدون این سازوکارها، پروژه‌ها پراکنده و کم‌اثر می‌مانند.
سه: نکته مهم دیگر، توجه به بهره‌وری است. قدرت اقتصادی فقط با افزایش تولید خام به دست نمی‌آید؛ با افزایش بهره‌وری، کیفیت، استاندارد و توان صادراتی به دست می‌آید. دانشگاه می‌تواند در بهبود فرآیند، کاهش اتلاف، طراحی محصول و ارتقای کیفیت نقش مستقیم داشته باشد.
 
پنجم: نقش رسانه و روایت‌سازی؛ تبدیل یک جمله به مطالبه عمومی
یک: یادداشت دهستانی به لحاظ رسانه‌ای یک «قلاب روایی» دارد: تصویر، شعار، پرسش، پاسخ. این ساختار، برای تبدیل یک موضوع پیچیده به گفت‌وگوی عمومی بسیار موثر است. رسانه می‌تواند همین الگو را توسعه دهد و از آن یک مطالبه عمومی بسازد: «قدرت ملی از دانشگاه می‌گذرد».
دو: اما برای موفقیت، روایت باید به برنامه‌های قابل پیگیری وصل شود. گزارش‌نویسی تحلیلی باید نشان دهد نقش واقعی دانشگاه دقیقا یعنی چه: بودجه پژوهش چگونه تخصیص یابد، ارتباط با صنعت چگونه تنظیم شود، و چه اصلاحاتی در آموزش لازم است. هرچه روایت به اقدام نزدیک‌تر شود، اعتماد مخاطب بیشتر می‌شود.
سه: همچنین رسانه باید از کلی‌گویی پرهیز کند و نمونه‌های ملموس ارائه دهد: پروژه‌های مسئله‌محور، همکاری‌های موفق دانشگاه و صنعت، یا تجربه‌های موثر در استان‌ها. مخاطب وقتی قانع می‌شود که «قوی‌تر شدن» را در زندگی روزمره و در کیفیت کالا و خدمات، اشتغال و رفاه ببیند.
 
جمع‌بندی :
پیام محوری یادداشت اسماعیل دهستانی این است که اگرچه قدرت نظامی بخشی مهم از بازدارندگی است، اما «انتقام اصلی» در ساختن قدرت پایدار تعریف می‌شود: ایرانی قوی‌تر از مسیر توسعه علم و فناوری، صنعت و اقتصاد. تحقق چنین توسعه‌ای نیز نیازمند سه شرط همزمان است: عقلانیت در تصمیم‌گیری، تحول در ساختارهای ناکارآمد، و عدالت اجتماعی در توزیع فرصت‌ها. در این میان، دانشگاه نه یک بازیگر حاشیه‌ای، بلکه قلب راهبرد قدرت ملی است؛ به شرط آنکه نقش واقعی‌اش به رسمیت شناخته شود و پیوند آن با صنعت و اقتصاد به صورت عملیاتی و قابل سنجش تقویت گردد.
ده کلمه کلیدی پرجست‌وجو (بدون فاصله و با ویرگول فارسی)
انتقام_اصلی،قوی_شدن_ایران،نقش_دانشگاه،توسعه_علم_و_فناوری،اقتصاد_دانش_بنیان،پیوند_دانشگاه_و_صنعت،عدالت_اجتماعی،تحول_و_عقلانیت،قدرت_ملی_پایدار،دانشگاه_علم_و_صنعت
 
سید محمد جواد عرفانفر
https://www.asianewsiran.com/u/jat
اخبار مرتبط
چهاردهم تیر در تقویم رسمی ایران به نام «روز قلم» ثبت شده است؛ روزی برای گرامی‌داشت نویسندگان، پژوهشگران، مترجمان و همهٔ صاحبان اندیشه و نوشتار. ریشهٔ این نام‌گذاری، هم در آیین‌های کهن ایرانی و جشن تیرگان جست‌وجو می‌شود و هم در باورهای نجومی و فرهنگی دربارهٔ تیر یا عطارد، ستارهٔ کاتبان و نویسندگان
اگر عالم را از چهار عنصر آب، آتش، خاک و هوا ساخته بدانیم، کربلا جایی است که هر چهار عنصر از صورت طبیعی خود فراتر رفتند و به نشانه‌هایی تاریخی، عاطفی، معنوی و انسانی بدل شدند؛ آب، نام تشنگی شد؛ آتش، زبان فاجعه؛ خاک، قبله دردها؛ و هوا، نفسی که قرن‌هاست در سینه عاشقان مانده است
در حالی‌که بازنشستگی باید فصل آرامش، کرامت و امنیت اقتصادی پس از سال‌ها خدمت باشد، شکاف‌های سنگین در دریافتی بازنشستگان، این دوره را برای بسیاری به مرحله‌ای از نگرانی، تبعیض و مطالبه‌گری فرساینده تبدیل کرده است. گزارش‌ها و روایت‌های میدانی نشان می‌دهد در برخی موارد، دو بازنشسته با سابقه خدمت، مدرک تحصیلی، سمت سازمانی، کسورات پرداختی و مسیر شغلی تقریباً مشابه، پس از بازنشستگی با اختلاف دریافتی ماهانه‌ای تا حدود ۲۰ میلیون تومان روبه‌رو می‌شوند؛ اختلافی که پرسش اصلی آن روشن است: مبنای قانونی، مدیریتی و محاسباتی این نابرابری چیست و چرا نظام رفاه و بازنشستگی کشور هنوز پاسخ شفاف، واحد و الزام‌آور برای آن ارائه نکرده است؟
عبدالله بن حسن علیه‌السلام، یادگار مظلوم امام حسن مجتبی علیه‌السلام، در کودکی پدر را از دست داد و در دامان پرمهر امام حسین علیه‌السلام بالید؛ اما سرنوشت او تنها روایت یک یتیمِ خاندان پیامبر نبود. او در روز عاشورا، هنگامی که عمویش حسین بن علی علیه‌السلام را در محاصره شمشیرها دید، از خیمه بیرون دوید، خود را به میدان رساند و دست کوچک خویش را سپر ضربتی کرد که به سوی امام زمانش فرود می‌آمد. این یادداشت، واکاوی تاریخی، عاطفی و تحلیلی زندگی کوتاه اما ماندگار عبدالله بن حسن علیه‌السلام است؛ کودکی که نامش در کنار بلندترین قله‌های وفاداری تاریخ ایستاده است
استان یزد، دیاری که قرن‌ها با تدبیر، قناعت و همزیستی با اقلیم خشک شناخته می‌شد، امروز در میانه فشارهای فزاینده صنعتی، کم‌آبی مزمن، کاهش کیفیت هوا، فرونشست زمین و فرسایش سرمایه زیستی، در موقعیتی قرار گرفته که دیگر نمی‌توان آن را «تنها یک چالش اقلیمی» نامید؛ آنچه در یزد رخ می‌دهد، حاصل سال‌ها بی‌توجهی، توسعه نامتوازن، ضعف نظارت، و ترجیح سود کوتاه‌مدت بر سلامت عمومی است. این یادداشت، تلاشی است برای واکاوی ریشه‌های بحران محیط زیست یزد و طرح پرسش‌هایی روشن از مسئولانی که سال‌هاست در برابر این وضعیت، بیشتر سخن گفته‌اند تا عمل
در آیین رونمایی از پوستر چهارمین جشنواره رسانه‌ای استان یزد که با حضور اهالی قلم و مدیران ارشد استانی در محل خانه مطبوعات برگزار شد، دکتر اسماعیل دهستانی با ترسیم نقشه راه برای رسانه‌ها، برگزاری این جشنواره را نه یک رویداد تشریفاتی، بلکه یک ضرورت راهبردی برای ارتقای امنیت روانی و توسعه اجتماعی دانست. وی با تأکید بر اینکه رسانه رکن رکینِ جامعه‌ای پرسشگر و آگاه است، مسیر آینده جشنواره را بر مدارِ حمایت‌های دولتیِ هدفمند و ارتقای سوادِ رسانه‌ای تعریف کرد
یزد روزگاری با کوچه‌های آرام، خیابان‌های کم‌ترافیک و شهروندانی که دوچرخه را نه ابزار تفریح، بلکه شیوه زندگی می‌دانستند، به «شهر دوچرخه‌ها» شهرت داشت؛ اما امروز صدای زنگ دوچرخه‌ها در هیاهوی موتورسیکلت‌ها، آلودگی هوا، ناامنی معابر و ضعف سیاست‌گذاری شهری کم‌رنگ شده است. هم‌زمان با سوم ژوئن، روز جهانی دوچرخه، و با یادآوری جایگاه تاریخی یزد در فرهنگ دوچرخه‌سواری، این پرسش جدی پیش روی مدیریت شهری و استانی قرار دارد: آیا یزد می‌تواند دوباره به شهر دوچرخه‌ها بازگردد یا این عنوان تاریخی نیز مانند بسیاری از سرمایه‌های اجتماعی شهر، تنها در خاطره‌ها باقی خواهد ماند؟
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید