آسیانیوز ایران؛ سرویس افغانستان:
سازمان ملل متحد در گزارشی تأسفبار، از وضعیت اسفناک زنان و دختران افغانستان در سایهی سلطهی طالبان پرده برداشته است. بر اساس این گزارش، ممنوعیتهای گستردهی آموزش و اشتغال در نهادهای دولتی و مؤسسات، زنان و دختران افغان را ناچار کرده است که تنها راه باقیمانده برای بقا و کسب درآمد را در مشاغل شخصی و خانگی جستجو کنند. این گزارش، تصویری تلخ از سرکوب سیستماتیک نیمی از جامعهی افغانستان را به نمایش میگذارد. دئول موکرجی، معاون برنامه توسعه سازمان ملل در افغانستان، با اشاره به این فاجعهی انسانی، گفت که زنانی که روزی رویای مهندس یا وکیل شدن را در سر میپروراندند، اکنون ناچارند با قالیبافی و تولید صابون، روزگار خود را بگذرانند. به گفته او، این فعالیتهای کوچک و شخصی، تنها مسیرهایی است که در افغانستان تحت کنترل طالبان، هنوز برای زنان باز مانده است. این یعنی عقبگردی کامل به دوران پیش از مدرنیته؛ دورانی که زنان به حاشیهی خانهها و مشاغل سنتی و بیصدا محدود شدهاند.
طالبان، با ادعای اجرای قوانین اسلامی و حفظ فرهنگ افغانستان، طی بیش از دو سال اخیر، به تدریج تمامی عرصههای حضور اجتماعی زنان را مسدود کرده است. از ممنوعیت آموزش دختران بالای پایهی ششم، تا منع اشتغال زنان در ادارات دولتی و نهادهای بینالمللی، و حتی محدودیتهای شدید در سفر و فعالیتهای روزمره، همه و همه، یک هدف را دنبال میکنند: بیرون راندن زنان از صحنهی عمومی و بازگشت به دوران تاریک حاکمیت مطلق مردسالاری. گزارش سازمان ملل، ابعاد اقتصادی این سرکوب را نیز آشکار میکند. با حذف زنان از بازار کار رسمی، اقتصاد خانوارهای افغان به شدت آسیب دیده است. بسیاری از خانوادههایی که قبلاً با درآمد زنان خود اداره میشدند، اکنون با فقر و گرسنگی دستوپنجه نرم میکنند. در چنین شرایطی، روی آوردن به مشاغل خانگی، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت برای بقا و جلوگیری از گرسنگی است.
با این حال، این مشاغل خانگی نیز به دلیل نبود زیرساختهای مناسب، عدم دسترسی به بازارهای فروش و همچنین محدودیتهای رفتوآمد، با چالشهای جدی مواجه هستند. زنان قالیباف و صابونساز افغان، اغلب مجبورند محصولات خود را با قیمتهای بسیار پایین به واسطهها بفروشند و سود ناچیزی عایدشان شود. این شرایط، آنها را در یک چرخهی معیوب فقر و سرخوردگی نگه داشته است. جامعهی جهانی نیز در برابر این فاجعه، تا حد زیادی سکوت اختیار کرده است. اگرچه برخی کشورها و سازمانهای بینالمللی، کمکهای بشردوستانهای را به افغانستان ارسال میکنند، اما هیچ فشار جدی و مؤثری بر طالبان برای تغییر این سیاستهای سرکوبگرانه وارد نمیشود. انگار که زنان افغان، به فراموشی سپرده شدهاند و آیندهی آنها در تعادل میان گرسنگی و نومیدی، در حال نابودی است.
این گزارش، بار دیگر ثابت کرد که طالبان نه تنها به تعهدات خود در قبال جامعهی جهانی پایبند نیست، بلکه حتی به سادهترین حقوق انسانی زنان نیز بیتوجه است. شعارهای اولیهی آنها مبنی بر احترام به حقوق زنان، در عمل، پوششی برای یک سیستم تمامعیار سرکوب و تبعیض بوده است. زنان افغان، امروز بیش از هر زمان دیگری، نیازمند حمایت و همبستگی جامعهی جهانی هستند تا از این تاریکی نجات یابند. اکنون، این سؤال باقی است که آیا جامعهی جهانی اجازه میدهد که نسلهای آیندهی افغانستان، در جهل و فقر و سرخوردگی رشد کنند؟ یا اینکه سرانجام، به فریادهای خاموش میلیونها زن و دختر افغان پاسخ داده خواهد شد؟ پاسخ به این سؤال، نه فقط سرنوشت زنان افغان، بلکه سرنوشت انسانیت و کرامت انسانی را در جهان معاصر رقم خواهد زد.
ابعاد اقتصادی سرکوب زنان در افغانستان
ممنوعیت اشتغال زنان در نهادهای دولتی و مؤسسات، اقتصاد افغانستان را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. زنان، نیمی از جمعیت فعال کشور را تشکیل میدادند و حذف آنها از بازار کار رسمی، منجر به کاهش تولید ناخالص داخلی، افزایش فقر و وابستگی شدید به کمکهای خارجی شده است. گزارش سازمان ملل نشان میدهد که بسیاری از خانوادههای افغان، با حذف درآمد زنان، با کمبود شدید منابع مالی مواجه شدهاند و این موضوع، به بحران انسانی و گرسنگی دامن زده است.
تحلیل روانی-اجتماعی سرخوردگی نسل زنان افغان
سرکوب سیستماتیک زنان، به ویژه ممنوعیت تحصیل و اشتغال، تأثیرات روانی-اجتماعی عمیقی بر نسل جوان زنان افغان گذاشته است. دخترانی که رویای آیندهای روشن در سر میپروراندند، اکنون با دیواری از ناامیدی و سرخوردگی مواجه شدهاند. این شرایط، باعث افزایش افسردگی، اضطراب و احساس بیارزشی در میان زنان و دختران افغان شده و به یک بحران روانی گسترده در جامعه دامن زده است.
نقش جامعه جهانی در مواجهه با بحران زنان افغان
سکوت و بیتفاوتی نسبی جامعه جهانی در برابر جنایتهای طالبان علیه زنان، به یک مشکل بزرگ اخلاقی و سیاسی تبدیل شده است. سازمانهای بینالمللی و کشورهای مدعی حقوق بشر، تاکنون اقدام مؤثری برای تغییر رفتار طالبان انجام ندادهاند. این سکوت، به طالبان این پیام را میدهد که میتوانند با خیالی آسوده، به سرکوب زنان ادامه دهند و هیچ هزینهای برای آن نپردازند.
مشاغل خانگی؛ راه نجات یا دامی دیگر؟
مشاغل خانگی، هرچند به عنوان تنها گزینهی باقیمانده برای زنان افغان مطرح هستند، اما با چالشهای فراوانی روبرو هستند. نبود دسترسی به بازارهای فروش، کمبود مواد اولیه، نبود زیرساختهای مناسب و محدودیتهای شدید رفتوآمد، باعث شده است که این مشاغل نتوانند به یک راهکار پایدار برای توانمندسازی اقتصادی زنان تبدیل شوند. در واقع، این مشاغل، زنان را در یک چرخهی فقر و وابستگی نگه میدارند و به جای توانمندسازی، آنها را بیشتر به حاشیه میرانند.
چشم انداز آینده و ضرورت تغییر رویکرد جامعه جهانی
برای تغییر وضعیت اسفناک زنان افغان، یک تغییر رویکرد اساسی در جامعه جهانی ضروری است. این تغییر، باید شامل اعمال فشارهای سیاسی و اقتصادی جدی بر طالبان، افزایش کمکهای بشردوستانه با نظارت دقیق، و همچنین حمایت از جنبشهای زنان و سازمانهای مدنی در داخل و خارج از افغانستان باشد. بدون این اقدامات، زنان افغان، همچنان در تاریکی و سرخوردگی، روزگار خود را سپری خواهند کرد و نسلهای آینده نیز از این محرومیت و سرکوب رنج خواهند برد.