آسیانیوز ایران؛ سرویس علم و تکنولوژی:
گویی برای چند ماه، کاربران ایرانی از یک فرصت طلایی و بیسابقه بهرهمند بودند؛ دسترسی مستقیم به اسپاتیفای، بدون نیاز به فیلترشکن و نگرانی از قطعی. اما این میهمانی زودگذر، از دیروز به پایان رسید و بار دیگر، نشاندن پای ثابت این روزهای اینترنت ایران، یعنی فیلترشکن، اجباری شد. اسپاتیفای، بزرگترین پلتفرم پخش موسیقی جهان، در حالی که طبق سیاستهای تحریمی خود، ارائه خدمات به کاربران ایرانی را ممنوع کرده بود، ناگهان و به طور مرموزی برای مدتی بدون نیاز به VPN در دسترس قرار گرفت. کاربران از این فرصت برای دسترسی به میلیونها آهنگ و پادکست استفاده کردند، اما حالا این پنجره بسته شده است.
این اتفاق در حالی رخ داده که سه سرویس خارجی پرکاربرد دیگر یعنی چتجیپیتی، کلاد و گراک، همچنان بدون فیلترشکن در دسترس کاربران ایرانی هستند. اسپاتیفای اما از این فهرست خارج شده و کاربران بار دیگر به تونلهای VPN پناه بردهاند. یک نکته جالب در این میان، تناقض آشکار سیاستگذاری است. از یک سو، شرکتهای بزرگ فناوری مانند اسپاتیفای به دلیل تحریمهای آمریکا، حتی ثبتنام کاربر ایرانی را نمیپذیرند، از سوی دیگر، کاربران ایرانی به طور ناگهانی و بدون اطلاعرسانی قبلی، به این سرویسها دسترسی مستقیم پیدا میکنند. این نشان از پیچیدگیهای زیرساخت اینترنت کشور دارد.
برخی کارشناسان این پدیده را به «تغییر مسیر ترافیک» در سطح زیرساخت اینترنت ایران نسبت میدهند. به نظر میرسد که اپراتورهای ایرانی با استفاده از روشهای فنی مانند DNSهای ویژه، مسیر دسترسی به این سرویسها را از طریق سرورهای واسط در کشورهای دیگر هدایت میکردهاند تا تحریمهای بینالمللی دور زده شود. اما به نظر میرسد که این شاهراه موقت، برای اسپاتیفای بسته شده است. سوال بزرگ این است که آیا این قطع دسترسی، یک اختلال فنی و موقتی است یا نشانهای از یک تغییر سیاست در دولت و نظام تنظیم مقررات است؟ آیا تصمیمگیرندگان به این نتیجه رسیدهاند که دسترسی به اسپاتیفای را محدود کنند، یا شرکت اسپاتیفای خودش اقدام به مسدودسازی دسترسی کاربران ایرانی کرده است؟
آنچه واضح است، سکوت معنادار مقامات رسمی در این باره است. وزارت ارتباطات و سازمان تنظیم مقررات تاکنون هیچ توضیح شفافی درباره چرایی این تغییرات ارائه نکردهاند. این سکوت، خود به معنی شکلگیری فضایی از ابهام و گمانهزنی است که میتواند به تضعیف اعتماد کاربران منجر شود. در نهایت، کاربران ایرانی باز هم قربانی نبود شفافیت در فضای مجازی میشوند. آنها باید این روزها میان قطعیهای ناگهانی، کاهش کیفیت و تغییرات دسترسی، سرگردان باشند. اسپاتیفای دوباره به یک خاطرهی دور تبدیل شده و تا اطلاع ثانوی، تنها با VPN میتوان به آن دسترسی پیدا کرد.
بررسی روشهای فنی دسترسی مستقیم به سرویسهای تحریمشده
کارشناسان معتقدند که دسترسی مستقیم به سرویسهایی مانند اسپاتیفای و چتجیپیتی از طریق «تغییر مسیر ترافیک» در لایه زیرساخت اینترنت کشور فراهم شده است. به این معنا که اپراتورهای اینترنت با استفاده از سیستمهای DNS ویژه یا پروکسیهای شفاف (Transparent Proxy)، ترافیک کاربران را به گرههای پایانی در کشورهای دیگر هدایت میکردهاند تا از محدودیتهای جغرافیایی و تحریمها عبور کنند. این روش، برخلاف VPN، نیازی به نصب نرمافزار نداشته و برای کاربران شفاف بوده است، اما به دلیل پیچیدگیهای حقوقی و فنی، پایداری آن بسیار پایین است و هرگونه تغییر در سیاستهای ارائهدهنده سرویس یا مسیریابی جهانی، میتواند آن را مختل کند.
تناقضهای سیاستی در فضای مجازی ایران
این ماجرا، یک تناقض آشکار در رویکرد مقامات را نشان میدهد. از یک سو، کاربران ایرانی تحت تحریمهای بینالمللی قرار دارند و بسیاری از شرکتهای خارجی مانند اسپاتیفای حتی اجازه ثبتنام کاربران ایرانی را نمیدهند. از سوی دیگر، زیرساخت اینترنت کشور به شکلی پیکربندی میشود که گاه این محدودیتها را دور میزند و دسترسی را فراهم میکند. این رفتار دوگانه، نه تنها برای کاربران، بلکه برای شرکتهای خارجی نیز گیجکننده است. مشخص نیست که آیا این تغییر مسیرها با هماهنگی شرکتهای خارجی است یا صرفاً یک اقدام یکطرفه از سوی طرف ایرانی. سکوت مقامات، نشان از فقدان یک استراتژی شفاف و قابلدفاع در قبال سرویسهای تحریمکننده دارد.
تأثیر بر کاربران و وابستگی دوباره به VPN
با قطع شدن دسترسی مستقیم، کاربران ایرانی مجبور شدهاند که بار دیگر به فیلترشکنها و VPNها بازگردند. این یعنی بازگشت به چالشهای همیشگی: کاهش سرعت، ناپایداری اتصال، خطرات امنیتی و البته هزینههای مالی برای خرید VPNهای باکیفیت. برای بسیاری از هنرمندان، موزیسینها و مخاطبان حرفهای موسیقی که به اسپاتیفای به عنوان منبع اصلی خود وابسته بودند، این تغییر، یک ضربه جدی محسوب میشود. همچنین، این موضوع بار دیگر نشان داد که وابستگی زیرساختهای دیجیتال به روشهای غیررسمی و غیرپایدار، چقدر میتواند برای کاربران پرریسک باشد.
بازیگران اصلی و کانون تصمیمگیری
در این میان، چند نهاد کلیدی در تصمیمگیری و اجرای این تغییرات نقش دارند. وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات به عنوان متولی اصلی زیرساخت، سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی (رگولاتوری) به عنوان نهاد ناظر بر رفتار اپراتورها، و خود اپراتورهای ارائهدهنده خدمات (مانند همراه اول، ایرانسل و شرکتهای اینترنت ثابت) هر کدام سهمی در این ماجرا دارند. اما تاکنون هیچکدام از این نهادها نه تصمیم اولیه برای ایجاد دسترسی و نه دلیل قطع آن را به طور شفاف توضیح ندادهاند. این نبود شفافیت، باعث شده که این تغییرات، سیاسیتر از آنچه هست، جلوه کند و به اعتماد عمومی آسیب بزند.
سناریوهای پیشرو و آینده دسترسی به سرویسهای خارجی
با توجه به تجربه فعلی، دو سناریوی اصلی پیش روی کاربران و سیاستگذاران است. سناریوی اول، بازگشت مجدد و پایدار دسترسی مستقیم به اسپاتیفای با رفع یک اختلال فنی است که در این صورت، کاربران شاهد تکرار این الگو در ماههای آینده خواهند بود. سناریوی دوم، تداوم قطعی و اتخاذ یک رویکرد جدید از سوی دولت یا شرکت اسپاتیفای است که در این صورت، کاربران مجبور خواهند شد برای همیشه به VPN وابسته بمانند یا به دنبال جایگزینهای داخلی بگردند. به نظر میرسد به دلیل ماهیت تحریمی اسپاتیفای و عدم تمایل این شرکت به انعطاف در سیاستهای خود، سناریوی دوم محتملتر است و کاربران ایرانی باید خود را برای بازگشت به دوران سختتر دسترسی به محتوای جهانی آماده کنند.