آسیانیوز ایران / یزد ؛
در روزگاری که عبور از بحرانهای اقتصادی و زیرساختی نیازمند تصمیمی شجاعانه و مدیریتی جهادی است، شنیدن گلایههای صریح و ابراز تاسف نماینده مردم یزد از برخی ترکفعلها، زنگ خطری جدی را به صدا درآورد؛ زنگ خطری که نشان میدهد گاهی مانع اصلی پیشرفت، نه تحریمهای خارجی، بلکه صندلیهای لرزان و ارادههای سستِ مدیرانی است که پشت بخشنامهها و توجیهات غیرمنطقی پنهان میشوند.
میز خدمت یا سنگر توجیه؟
صندلی مسئولیت در جمهوری اسلامی، امانتی سنگین و میدانی برای خدمت بیمنت به ولینعمتان این دیار است. اما گاهی فاصله میان صندلی مدیریت تا میدان عمل، به درازای یک کهکشان میشود. در نشست صمیمی دکتر محمدصالح جوکار، رئیس مجمع نمایندگان استان یزد با اصحاب رسانه، آنچه بیش از هر چیز دیگری خودنمایی کرد و تلخی گزندهای بر دل اهالی قلم نشاند، اعتراف صریح به پدیدهای شوم به نام «ترکفعل» بود؛ واژهای حقوقی که بار معنایی سنگینی از کمکاری، اهمال و فرار از پاسخگویی را به دوش میکشد.
وقتی «جنگل خشک» بهانه قفل شدن مسکن مردم میشود!
مگر میتوان پذیرفت در شرایطی که جوانان این استان برای داشتن سرپناهی ساده، روزهای سختی را میگذرانند، گره کور نهضت ملی مسکن نه به خاطر نبود اعتبار، بلکه به دلیل بهانهتراشیهای عجیبی نظیر حفظ «جنگلهای دستکاشت خشکیده» کور شود؟ ابراز تاسف عمیق نماینده مردم از این دستاندازیهای مدیرتی، گویای حقیقتی تلخ است: اینکه برخی مدیران به جای خلق راهکار و گرهگشایی، هنرشان تراشیدن مانع است. چرا باید سد راه واگذاری زمین به مردم، وسواسهای بیموقع اداری باشد که هیچ تناسبی با نیازهای مبرم جامعه ندارد؟ این دقیقاً مصداق بارز ترکفعل است؛ یعنی زمین هست، بودجه هست، قانون هست، اما اراده اجرایی برای برداشتن مانع نیست!
بازار رهاشده و انحصارهایی که خون مردم را در شیشه کرده است
در حوزه اقتصاد و بازار نیز، دردنامهها کم نیست. وقتی قطب فولاد کشور باشیم، اما شهروندان یزدی نهادههای ساختمانی و میلگرد را با قیمتهای نامتعارف و دلالی تحویل بگیرند، یعنی کجکارکردی سیستماتیک در نظارت رخ داده است. حضور معاون اقتصادی استاندار و وعده اصلاح دستورالعملها، اگرچه گامی به جلو بود، اما این پرسش بنیادین را پاک نمیکند که چرا باید کارد به استخوان برسد تا دستگاههای نظارتی و اجرایی به صرافت اصلاح امور بیفتند؟ تاوان این تأخیرها و انحصارهای خودساخته را چه کسی جز قشر ضعیف جامعه میپردازد؟
رسانه؛ آینهای که غبار ترکفعل را نشان میدهد
زیبایی نشست اخیر در این بود که نقاب از چهره تعارفات معمول اداری برداشته شد. خبرنگاران به عنوان افسران جنگ شناختی و زبان گویای مردم، بیپرده پرسیدند و پاسخ خواستند. ابراز تاسف نماینده مجلس از برخی اهمالها، پیام روشنی برای مدیران استان دارد: دوران پرهیز از پاسخگویی به پایان رسیده است. مردم، نمایندگان و رسانهها دیگر بهانههایی چون «اعتبار نیست»، «قانون اجازه نمیدهد» یا «دستورالعملها ابلاغ نشده» را نمیپذیرند.
کلام آخر؛ مچاندازی با قانون یا همراهی با ملت؟
ترکفعل مسئولان، خیانت آشکار به اعتماد عمومی است. اگر مدیری توان همراهی با سرعت پیشرفت استان و مطالبات بهحق مردم را ندارد، شایستهترین اقدام، کنار رفتن است تا افراد تازهنفس، با انگیزهای مضاعف گرههای کور را باز کنند. انتظار به حق جامعه از مجمع نمایندگان و دستگاههای نظارتی این است که صرفِ ابراز تاسف را کافی ندانند؛ برخورد قاطع قانونی با ترکفعلکنندگان، تنها راه درمانی است که میتواند اعتماد خاکخورده را به صندلیهای مدیریت بازگرداند. رسانههای یزد با همان صراحت و شجاعت، این مسیر را تا حصول نتیجه قطعی رصد خواهند کرد.