یکشنبه / ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ / ۰۲:۵۷
کد خبر: 41316
گزارشگر: 548
۳۸۹
۰
۰
۱
نگاهی به فیلم تحسین‌شده محسن قرایی که با بازی درخشان فرهاد اصلانی در جشنواره ونیز درخشید

نقد، بررسی و تحلیل فیلم سینمایی «مراقب» محسن قرایی

ریما رامین فر لاله مرزبان فیلم سینمایی مراقب جشنواره ونیز
فیلم «مراقب» ساخته محسن قرایی، با عنوان بین‌المللی «خانه در حال فروپاشی»، در بخش افق‌های هشتادوسومین جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد و توانست چهار ستاره از گاردین دریافت کند. این فیلم داستان رشید، زندانبان رده‌پایینی با بازی درخشان فرهاد اصلانی را روایت می‌کند که پس از مواجهه با بحران‌های اقتصادی و شخصی، همسر و دخترانش را در خانه حبس می‌کند. لاله مرزبان در نقش انسی، دختر بزرگ خانواده، و ریما رامین‌فر از دیگر بازیگران این فیلم هستند. «مراقب» که همچنان مجوز اکران داخلی ندارد، در جدول آرای منتقدان فیپرشی در بخش افق‌ها صدرنشین شده و با میانگین امتیاز ۴.۲۵ از ۵ بالاتر از سایر آثار این بخش قرار گرفته است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

 «مراقب» ساخته محسن قرایی، یکی از بحث‌برانگیزترین آثار سینمای ایران در سال‌های اخیر است که با عنوان بین‌المللی «خانه در حال فروپاشی» در بخش افق‌های هشتادوسومین جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد و توانست توجه منتقدان بین‌المللی را به خود جلب کند. این فیلم که چهارمین تجربه کارگردانی قرایی پس از آثاری چون «خسته نباشید!»، «سد معبر» و «بی‌همه‌چیز» محسوب می‌شود، داستان خانواده‌ای کم‌برخوردار در حاشیه تهران را روایت می‌کند که هم‌زمان با فروپاشی فیزیکی خانه‌شان، روابط خانوادگی‌شان نیز وارد بحرانی جدی می‌شود. فیلم با بازی درخشان فرهاد اصلانی در نقش رشید، زندانبان رده‌پایینی که پس از بحران‌های پی‌درپی، همسر و دخترانش را در خانه حبس می‌کند، تصویری تیره و تأثیرگذار از فروپاشی خانواده و ساختار مردسالارانه ارائه می‌دهد.

خلاصه داستان فیلم «مراقب»

داستان «مراقب» در حاشیه تهران و در خانواده‌ای اتفاق می‌افتد که خانه‌شان در جریان یک طرح گسترده نوسازی شهری در معرض تخریب قرار گرفته است. در مرکز داستان، رشید با بازی فرهاد اصلانی قرار دارد؛ مردی که به‌عنوان نگهبان زندان کار می‌کند و پس از متهم شدن به فساد و مواجهه با بحران‌های شخصی و اقتصادی، شرایط دشواری پیدا می‌کند. در همین زمان، رشید متوجه می‌شود دختر بزرگش، انسی با بازی لاله مرزبان، قصد دارد برای دنبال کردن رویای خود در زمینه مدلینگ از ایران خارج شود. مخالفت شدید پدر با این تصمیم، تنش‌های خانوادگی را بیشتر می‌کند و هرچه بولدوزرها به خانه نزدیک‌تر می‌شوند، خانه‌ای که قرار است تخریب شود، به شکلی نمادین و واقعی به یک زندان برای اعضای خانواده تبدیل می‌شود.

عنوان بین‌المللی فیلم، یعنی «خانه در حال فروپاشی»، فقط به تخریب فیزیکی خانه خانواده اشاره ندارد و می‌توان آن را استعاره‌ای از فروپاشی روابط میان اعضای خانواده نیز دانست. در فیلم، خانه هم‌زمان دو وضعیت متضاد دارد: از یک سو قرار است به‌وسیله بولدوزرها تخریب شود و از سوی دیگر، پدر خانواده آن را به فضایی برای اعمال قدرت بر اعضای خانواده تبدیل می‌کند. به این ترتیب، خانه‌ای که باید محل امنیت باشد، به زندان تبدیل می‌شود؛ ایده‌ای که در نقدهای منتشرشده درباره فیلم نیز مورد توجه قرار گرفته است. گاردین «مراقب» را درامی خانوادگی درباره حبس استعاری و واقعی در یک خانه رو به ویرانی توصیف کرده و آن را اثری خشن، نفس‌گیر و در عین حال دارای رگه‌هایی از کمدی سیاه ابزورد دانسته است.

یکی از مهم‌ترین نقاط قوت فیلم، بازی درخشان فرهاد اصلانی در نقش رشید است. گاردین او را انتخابی کاملاً مناسب برای این نقش معرفی کرده و شخصیت رشید را نمونه‌ای پیچیده از مردی توصیف می‌کند که تلاش دارد با اعمال اقتدار، خانواده‌اش را از جهان بیرون محافظت کند. اصلانی با بازی کنترل‌شده و عمیق خود، توانسته شخصیتی خلق کند که هم‌زمان هم قابل درک است و هم وحشت‌آور؛ مردی که زیر فشار مشکلات زندگی قرار دارد و به تدریج کنترل خود را از دست می‌دهد. لاله مرزبان در نقش انسی نیز بازی قابل قبولی ارائه داده و توانسته شخصیت دختری را به تصویر بکشد که میان رویاهای خود و اقتدار پدر، گرفتار شده است.

فیلم «مراقب» پیش از نمایش در ونیز نیز به دلیل حواشی مربوط به دریافت پروانه نمایش داخلی خبرساز شده بود. این فیلم که قرار بود در جشنواره فیلم فجر سال گذشته حضور داشته باشد، در نهایت از این رویداد کنار رفت و همچنان برای اکران عمومی در ایران پروانه نمایش دریافت نکرده است. محسن قرایی در گفت‌وگویی درباره روند تولید فیلم گفته است که فیلمنامه‌ای که برای دریافت مجوز ارائه شده بود با فیلمی که در نهایت ساخته شد تفاوت داشته است. او توضیح داده که به دلیل ابعاد پروژه، امکان فیلمبرداری کاملاً مخفیانه وجود نداشته و برای ساخت بخش‌های حساس فیلم، تعداد اعضای حاضر در صحنه تا حد امکان کاهش داده شده است. این اظهارات پس از اعلام حضور «مراقب» در جشنواره ونیز اهمیت بیشتری پیدا کرد و به یکی از مهم‌ترین جنبه‌های حاشیه‌ای تولید فیلم تبدیل شد.

واکنش منتقدان خارجی به «مراقب» کاملاً یکدست نبوده است. گاردین با دادن چهار ستاره از پنج، فیلم را اثری «محکم، قدرتمند و به‌شدت متکی بر بازی بازیگران» توصیف کرده و معتقد است فیلم از خانه فرسوده خانواده حافظی و حتی خانواده ازهم‌گسیخته داخل آن، استوارتر است. اسکرین دیلی اما فیلم را درامی خانوادگی اما بیش از اندازه مستقیم و فاقد ظرافت کافی توصیف می‌کند و معتقد است قرایی نمادپردازی را آن‌قدر آشکار به کار می‌گیرد که مخاطب تقریباً هیچ نیازی به کشف لایه‌های فیلم ندارد. سینه‌اروپا نیز فیلم را «اغلب جذاب اما در نهایت نابرابر» می‌داند و در بخش پایانی انتقاد مهمی دارد: فیلم برای حل تعارض، در نهایت از شخصیت سرکوبگر می‌خواهد وضعیت را بفهمد و مخاطب نیز تا حدی با او همدلی کند. نکته قابل تأمل در نقدهای منتشرشده، دوگانگی میان فرم و مضمون فیلم است. بخشی از منتقدان، فیلم را از منظر فرم، فیلمنامه و ظرافت روایی با انتقادهایی جدی مواجه کرده‌اند، اما هم‌زمان تصویری که فیلم از ایران، خانواده و محدودیت‌های اجتماعی ارائه می‌دهد، برای همین منتقدان به‌شدت قابل توجه و حتی جذاب بوده است. اسکرین دیلی خانه در حال فروپاشی را نمادی از ساختار پدرسالارانه و اقتدارگرایی می‌داند و سینه‌اروپا خانه‌ای را که مرد خانواده در آن همه اعضا را محبوس می‌کند، نشانه‌ای از نامرئی‌بودن زنان در جامعه ایران می‌خواند. در نقد گاردین این وضعیت حتی پررنگ‌تر است؛ از نگاه این روزنامه، خانه خانواده تبدیل به زندانی می‌شود که در مقیاسی بزرگ‌تر، بازتابی از فشار و محدودیت در جامعه ایران است.

محسن قرایی خود نیز در گفت‌وگویی با رسانه جشنواره ونیز تأکید کرده که تلاش داشته بحران‌های شخصی یک خانواده را با بحران‌های بیرونی جامعه پیوند بزند و مشکلاتی را که مردم ایران با آن مواجه‌اند، در قالب داستان بازسازی کند. بنابراین این خوانش صرفاً برداشت منتقدان نیست و بخشی از طراحی آگاهانه فیلمساز است. فیلم در جدول آرای منتقدان فدراسیون بین‌المللی منتقدان فیلم در بخش افق‌ها صدرنشین شده و با میانگین امتیاز ۴.۲۵ از ۵ بالاتر از سایر آثار این بخش قرار گرفته است. این موفقیت، نشان از توجه ویژه منتقدان بین‌المللی به این فیلم دارد، هرچند که این توجه، بیش از آنکه معطوف به ظرافت‌های سینمایی باشد، بر تصویری که فیلم از محدودیت، فروپاشی خانواده، پدرسالاری و بحران اجتماعی ارائه می‌دهد، متمرکز است. در نهایت، «مراقب» را می‌توان فیلمی دانست که با وجود برخی ضعف‌های روایی و اغراق در نمادپردازی، توانسته با تکیه بر بازی درخشان فرهاد اصلانی، فضاسازی مناسب و پرداختن به موضوعی چالش‌برانگیز، اثری قابل تأمل و بحث‌برانگیز خلق کند. این فیلم نشان می‌دهد که سینمای ایران، هنوز ظرفیت‌های ناشناخته‌ای برای روایت داستان‌های اجتماعی و انسانی دارد و اگر فیلمسازان با دقت و وسواس بیشتری به سراغ این سوژه‌ها بروند، می‌توانند آثاری ماندگار و تأثیرگذار تولید کنند. «مراقب» گامی در این مسیر است که امیدواریم با نقدهای منصفانه و سازنده، زمینه‌ساز رشد و تعالی هرچه بیشتر فیلمسازان جوان و تازه‌کار شود.

«مراقب»؛ خانه‌ای که به زندان تبدیل می‌شود

سینمای ایران در سال‌های اخیر شاهد ظهور فیلم‌هایی بوده است که با روایت داستان‌های اجتماعی و انسانی، توانسته‌اند توجه منتقدان بین‌المللی را به خود جلب کنند. «مراقب» ساخته محسن قرایی، یکی از این آثار است که با عنوان بین‌المللی «خانه در حال فروپاشی» در بخش افق‌های هشتادوسومین جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد و توانست چهار ستاره از گاردین دریافت کند. این فیلم که چهارمین تجربه کارگردانی قرایی محسوب می‌شود، داستان خانواده‌ای کم‌برخوردار در حاشیه تهران را روایت می‌کند که هم‌زمان با فروپاشی فیزیکی خانه‌شان، روابط خانوادگی‌شان نیز وارد بحرانی جدی می‌شود. داستان «مراقب» در حاشیه تهران و در خانواده‌ای اتفاق می‌افتد که خانه‌شان در جریان یک طرح گسترده نوسازی شهری در معرض تخریب قرار گرفته است. در مرکز داستان، رشید با بازی فرهاد اصلانی قرار دارد؛ مردی که به‌عنوان نگهبان زندان کار می‌کند و پس از متهم شدن به فساد و مواجهه با بحران‌های شخصی و اقتصادی، شرایط دشواری پیدا می‌کند. در همین زمان، رشید متوجه می‌شود دختر بزرگش، انسی با بازی لاله مرزبان، قصد دارد برای دنبال کردن رویای خود در زمینه مدلینگ از ایران خارج شود. مخالفت شدید پدر با این تصمیم، تنش‌های خانوادگی را بیشتر می‌کند و هرچه بولدوزرها به خانه نزدیک‌تر می‌شوند، خانه‌ای که قرار است تخریب شود، به شکلی نمادین و واقعی به یک زندان برای اعضای خانواده تبدیل می‌شود.

عنوان بین‌المللی فیلم، یعنی «خانه در حال فروپاشی»، فقط به تخریب فیزیکی خانه خانواده اشاره ندارد و می‌توان آن را استعاره‌ای از فروپاشی روابط میان اعضای خانواده نیز دانست. در فیلم، خانه هم‌زمان دو وضعیت متضاد دارد: از یک سو قرار است به‌وسیله بولدوزرها تخریب شود و از سوی دیگر، پدر خانواده آن را به فضایی برای اعمال قدرت بر اعضای خانواده تبدیل می‌کند. به این ترتیب، خانه‌ای که باید محل امنیت باشد، به زندان تبدیل می‌شود؛ ایده‌ای که در نقدهای منتشرشده درباره فیلم نیز مورد توجه قرار گرفته است. گاردین «مراقب» را درامی خانوادگی درباره حبس استعاری و واقعی در یک خانه رو به ویرانی توصیف کرده و آن را اثری خشن، نفس‌گیر و در عین حال دارای رگه‌هایی از کمدی سیاه ابزورد دانسته است. یکی از مهم‌ترین نقاط قوت فیلم، بازی درخشان فرهاد اصلانی در نقش رشید است. گاردین او را انتخابی کاملاً مناسب برای این نقش معرفی کرده و شخصیت رشید را نمونه‌ای پیچیده از مردی توصیف می‌کند که تلاش دارد با اعمال اقتدار، خانواده‌اش را از جهان بیرون محافظت کند. اصلانی با بازی کنترل‌شده و عمیق خود، توانسته شخصیتی خلق کند که هم‌زمان هم قابل درک است و هم وحشت‌آور؛ مردی که زیر فشار مشکلات زندگی قرار دارد و به تدریج کنترل خود را از دست می‌دهد. لاله مرزبان در نقش انسی نیز بازی قابل قبولی ارائه داده و توانسته شخصیت دختری را به تصویر بکشد که میان رویاهای خود و اقتدار پدر، گرفتار شده است.

فیلم «مراقب» پیش از نمایش در ونیز نیز به دلیل حواشی مربوط به دریافت پروانه نمایش داخلی خبرساز شده بود. این فیلم که قرار بود در جشنواره فیلم فجر سال گذشته حضور داشته باشد، در نهایت از این رویداد کنار رفت و همچنان برای اکران عمومی در ایران پروانه نمایش دریافت نکرده است. محسن قرایی در گفت‌وگویی درباره روند تولید فیلم گفته است که فیلمنامه‌ای که برای دریافت مجوز ارائه شده بود با فیلمی که در نهایت ساخته شد تفاوت داشته است. او توضیح داده که به دلیل ابعاد پروژه، امکان فیلمبرداری کاملاً مخفیانه وجود نداشته و برای ساخت بخش‌های حساس فیلم، تعداد اعضای حاضر در صحنه تا حد امکان کاهش داده شده است. این اظهارات پس از اعلام حضور «مراقب» در جشنواره ونیز اهمیت بیشتری پیدا کرد و به یکی از مهم‌ترین جنبه‌های حاشیه‌ای تولید فیلم تبدیل شد. واکنش منتقدان خارجی به «مراقب» کاملاً یکدست نبوده است. گاردین با دادن چهار ستاره از پنج، فیلم را اثری «محکم، قدرتمند و به‌شدت متکی بر بازی بازیگران» توصیف کرده و معتقد است فیلم از خانه فرسوده خانواده حافظی و حتی خانواده ازهم‌گسیخته داخل آن، استوارتر است. اسکرین دیلی اما فیلم را درامی خانوادگی اما بیش از اندازه مستقیم و فاقد ظرافت کافی توصیف می‌کند و معتقد است قرایی نمادپردازی را آن‌قدر آشکار به کار می‌گیرد که مخاطب تقریباً هیچ نیازی به کشف لایه‌های فیلم ندارد. سینه‌اروپا نیز فیلم را «اغلب جذاب اما در نهایت نابرابر» می‌داند و در بخش پایانی انتقاد مهمی دارد: فیلم برای حل تعارض، در نهایت از شخصیت سرکوبگر می‌خواهد وضعیت را بفهمد و مخاطب نیز تا حدی با او همدلی کند.

نکته قابل تأمل در نقدهای منتشرشده، دوگانگی میان فرم و مضمون فیلم است. بخشی از منتقدان، فیلم را از منظر فرم، فیلمنامه و ظرافت روایی با انتقادهایی جدی مواجه کرده‌اند، اما هم‌زمان تصویری که فیلم از ایران، خانواده و محدودیت‌های اجتماعی ارائه می‌دهد، برای همین منتقدان به‌شدت قابل توجه و حتی جذاب بوده است. اسکرین دیلی خانه در حال فروپاشی را نمادی از ساختار پدرسالارانه و اقتدارگرایی می‌داند و سینه‌اروپا خانه‌ای را که مرد خانواده در آن همه اعضا را محبوس می‌کند، نشانه‌ای از نامرئی‌بودن زنان در جامعه ایران می‌خواند. در نقد گاردین این وضعیت حتی پررنگ‌تر است؛ از نگاه این روزنامه، خانه خانواده تبدیل به زندانی می‌شود که در مقیاسی بزرگ‌تر، بازتابی از فشار و محدودیت در جامعه ایران است. محسن قرایی خود نیز در گفت‌وگویی با رسانه جشنواره ونیز تأکید کرده که تلاش داشته بحران‌های شخصی یک خانواده را با بحران‌های بیرونی جامعه پیوند بزند و مشکلاتی را که مردم ایران با آن مواجه‌اند، در قالب داستان بازسازی کند. بنابراین این خوانش صرفاً برداشت منتقدان نیست و بخشی از طراحی آگاهانه فیلمساز است. فیلم در جدول آرای منتقدان فدراسیون بین‌المللی منتقدان فیلم در بخش افق‌ها صدرنشین شده و با میانگین امتیاز ۴.۲۵ از ۵ بالاتر از سایر آثار این بخش قرار گرفته است. این موفقیت، نشان از توجه ویژه منتقدان بین‌المللی به این فیلم دارد، هرچند که این توجه، بیش از آنکه معطوف به ظرافت‌های سینمایی باشد، بر تصویری که فیلم از محدودیت، فروپاشی خانواده، پدرسالاری و بحران اجتماعی ارائه می‌دهد، متمرکز است.

در نهایت، «مراقب» را می‌توان فیلمی دانست که با وجود برخی ضعف‌های روایی و اغراق در نمادپردازی، توانسته با تکیه بر بازی درخشان فرهاد اصلانی، فضاسازی مناسب و پرداختن به موضوعی چالش‌برانگیز، اثری قابل تأمل و بحث‌برانگیز خلق کند. این فیلم نشان می‌دهد که سینمای ایران، هنوز ظرفیت‌های ناشناخته‌ای برای روایت داستان‌های اجتماعی و انسانی دارد و اگر فیلمسازان با دقت و وسواس بیشتری به سراغ این سوژه‌ها بروند، می‌توانند آثاری ماندگار و تأثیرگذار تولید کنند. «مراقب» گامی در این مسیر است که امیدواریم با نقدهای منصفانه و سازنده، زمینه‌ساز رشد و تعالی هرچه بیشتر فیلمسازان جوان و تازه‌کار شود.

ساختار روایی و پیرنگ فیلمنامه

«مراقب» از یک پیرنگ کلاسیک و خطی پیروی می‌کند که بر پایه «فروپاشی تدریجی» استوار شده است. داستان از نقطه‌ای شروع می‌شود که خانواده‌ای کم‌برخوردار در حاشیه تهران، در آرامش نسبی زندگی می‌کنند و ناگهان با بحران‌های پی‌درپی مواجه می‌شوند. این ساختار که یادآور بسیاری از درام‌های اجتماعی ایرانی است، به خوبی با فضای فیلم و پیام آن هماهنگی دارد. فیلمنامه در سه پرده مشخص، از معرفی شخصیت‌ها و وضعیت اولیه، تا طرح بحران اصلی (حبس خانواده) و نهایتاً گره‌گشایی و پیامدها، پیش می‌رود و مخاطب را با خود همراه می‌سازد. سرمایه اصلی فیلم، همین موقعیت دراماتیک است که قرایی می‌داند چگونه اطلاعات را قطره‌قطره وارد روایت کند و در بخش‌هایی، تعلیق را به موتور حرکت قصه تبدیل کند.

با این حال، فیلمنامه در برخی نقاط دچار ضعف و پراکندگی می‌شود. اسکرین دیلی فیلم را درامی خانوادگی اما بیش از اندازه مستقیم و فاقد ظرافت کافی توصیف می‌کند و معتقد است قرایی نمادپردازی را آن‌قدر آشکار به کار می‌گیرد که مخاطب تقریباً هیچ نیازی به کشف لایه‌های فیلم ندارد. خانه، زندان، پدر، زن و فروپاشی، همه به شکل مستقیم در خدمت یک معنای سیاسی و اجتماعی قرار می‌گیرند. این رسانه همچنین معتقد است فیلمنامه در بخش‌هایی به سمت ملودرام و اغراق حرکت می‌کند و حتی برخی اتفاقات داستانی، شخصیت زن را به جای یک شخصیت مستقل، به قربانی تبدیل می‌کند. سینه‌اروپا نیز فیلم را «اغلب جذاب اما در نهایت نابرابر» می‌داند و در بخش پایانی انتقاد مهمی دارد: فیلم برای حل تعارض، در نهایت از شخصیت سرکوبگر می‌خواهد وضعیت را بفهمد و مخاطب نیز تا حدی با او همدلی کند. به اعتقاد منتقد، این انتخاب حتی مبارزه زنان فیلم را تضعیف می‌کند. بنابراین فیلمی که قصد دارد علیه یک ساختار قدرت موضع بگیرد، در پرداخت دراماتیک خود به تناقض می‌رسد.

از منظر ساختار سه‌پرده‌ای، فیلم در پرده اول به معرفی موقعیت و شخصیت‌ها می‌پردازد، در پرده دوم با گره‌های متعدد مواجه می‌شود و در پرده سوم، سعی در گره‌گشایی دارد. اما این گره‌گشایی، چنان شتاب‌زده و بدون بسترچینی است که مخاطب را قانع نمی‌کند. زمینه‌چینی طولانی ابتدای فیلم نیز قابل نقد است. بخش‌هایی از این مقدمه را می‌توان حذف کرد، بدون آنکه به استخوان‌بندی روایت آسیب جدی وارد شود. حتی به نظر می‌رسد نقطه عطف فیلم می‌توانست از جایی که رشید تصمیم به حبس خانواده می‌گیرد، آغاز شود؛ جایی که روایت امکان ورود مستقیم‌تری به بحران پیدا می‌کند. چنین انتخابی می‌توانست ریتم فیلم را نیز فشرده‌تر کند. در ادامه نیز، ورود شخصیت‌های متعدد و غیرضرور، از قدرت پایان‌بندی می‌کاهد.

کارگردانی و مدیریت بازیگران

محسن قرایی در چهارمین تجربه کارگردانی خود در «مراقب» نشان داده که با وجود تجربه قابل توجه در فیلم‌های قبلی، هنوز در برخی جنبه‌های کارگردانی دچار ضعف است. او می‌کوشد یک مسئله اجتماعی را در قالب یک قصه پرتنش و مخاطب‌محور روایت کند؛ انتخابی که در شرایط امروز سینمای ایران، خود واجد اهمیت است. فیلم می‌خواهد هم قصه بگوید و هم درباره خانواده، بحران و انتخاب‌های اخلاقی سخن بگوید و همین تلاش، نقطه آغاز خوانش جامعه‌شناختی آن است. قرایی با پشتوانه فیلم‌هایی چون «سد معبر» و «بی‌همه‌چیز» و همکاری در نگارش فیلمنامه «قصر شیرین» که برای او سیمرغ بلورین به ارمغان آورد، با تسلط نسبی وارد این پروژه شده است.

فرهاد اصلانی در نقش رشید، بهترین اجرای «مراقب» را ارائه می‌دهد. گاردین او را انتخابی کاملاً مناسب برای این نقش معرفی کرده و شخصیت رشید را نمونه‌ای پیچیده از مردی توصیف می‌کند که تلاش دارد با اعمال اقتدار، خانواده‌اش را از جهان بیرون محافظت کند. اصلانی با بازی کنترل‌شده و عمیق خود، توانسته شخصیتی خلق کند که هم‌زمان هم قابل درک است و هم وحشت‌آور؛ مردی که زیر فشار مشکلات زندگی قرار دارد و به تدریج کنترل خود را از دست می‌دهد. لاله مرزبان در نقش انسی نیز بازی قابل قبولی ارائه داده و توانسته شخصیت دختری را به تصویر بکشد که میان رویاهای خود و اقتدار پدر، گرفتار شده است. ریما رامین‌فر نیز در نقش همسر رشید، حضوری قابل قبول دارد، هرچند که شخصیت او می‌توانست عمیق‌تر پرداخت شود. با این حال، کنار اجرای قابل قبول فرهاد اصلانی، مجموعه بازی‌ها کیفیت یکدستی ندارد. برخی شخصیت‌ها به اجرایی با قدرت، جزئیات و کاریزمای بیشتر احتیاج داشتند. حضور چند بازیگر قدرتمندتر می‌توانست فشار روانی قصه را چند برابر کند و به فیلم هویتی فراتر از یک درام خانوادگی بدهد. در چنین داستانی، بازیگر باید اضطراب را زیر پوست صحنه جاری کند. این اتفاق در «مراقب» گاهی رخ می‌دهد و گاهی جایش خالی می‌ماند. شخصیت‌پردازی نیز می‌توانست عمیق‌تر باشد. فیلم موضوعات زیادی روی میز می‌گذارد: حبس، فروپاشی خانواده، پدرسالاری، مهاجرت، محدودیت و میل به فرار. تعدد این خطوط سبب شده بعضی آدم‌ها پیش از آنکه فرصت پیدا کنند به شخصیت‌هایی چندوجهی تبدیل شوند، در خدمت پیشبرد قصه قرار بگیرند.

فیلم‌برداری، موسیقی و فضاسازی

فرشاد محمدی به عنوان مدیر فیلمبرداری، با بهره‌گیری از نماهای متنوع و بعضاً خلاقانه، توانسته فضای پرتنش و ملتهب فیلم را به خوبی بازآفرینی کند. فیلم در بسیاری از لحظات، حس یک اثر سینمایی خوش‌ساخت را دارد و این مسئله، بیش از هر چیز به جنس قاب‌ها و میزانسن‌ها برمی‌گردد. خانه فرسوده خانواده حافظی، با دیوارهای ترک‌خورده و فضای دلگیرش، به خوبی توانسته استعاره‌ای از فروپاشی روابط خانوادگی باشد. طراحی صحنه فیلم از نقاط قوت آن است؛ خانه‌ای که سال‌ها خاطرات و نشانه‌های زندگی خانواده را در خود جمع کرده و هم‌زمان در آستانه نابودی قرار دارد. این تضاد میان گذشته و آینده، میان خاطره و ویرانی، به خوبی در قاب‌های فیلم بازتاب یافته است.

موسیقی مکس ریشتر نیز یکی از نقاط قوت فیلم است. موسیقی متن که با فضای پرتنش و دراماتیک فیلم هماهنگی خوبی دارد، به احساسات مخاطب عمق بخشیده و لحظات حساس فیلم را تأثیرگذارتر کرده است. اسکرین دیلی موسیقی ملایم اما در عین حال تهدیدآمیز مکس ریختر را از عناصر قابل توجه «مراقب» دانسته است. طراحی و ترکیب صدا نیز در ایجاد فضایی واقع‌گرایانه و باورپذیر نقش مؤثری داشته است و به خوبی توانسته صداهای محیطی، به ویژه صدای بولدوزرها که هر لحظه به خانه نزدیک‌تر می‌شوند، را به مخاطب منتقل کند. تدوین عماد خدابخش نیز در حفظ ریتم فیلم و ایجاد تعلیق در لحظات کلیدی، عملکرد قابل قبولی داشته است، هرچند که در برخی نقاط، فیلم دچار افت ریتم می‌شود. با این حال، فیلم در برخی نقاط از نظر بصری دچار ضعف می‌شود. برخی نماها و قاب‌بندی‌ها، آن‌چنان که باید، خلاقانه و تأثیرگذار نیستند و گاه به سطحی‌ترین شکل ممکن از یک موقعیت استفاده شده است. همچنین در برخی سکانس‌ها، نورپردازی و ترکیب‌بندی، آن‌چنان که انتظار می‌رود، حرفه‌ای نیست و از پتانسیل کامل لوکیشن‌ها استفاده نشده است. با این وجود، در مجموع، فیلم‌برداری، موسیقی و فضاسازی فیلم «مراقب»، در خدمت ایجاد فضایی پرتنش و تأثیرگذار بوده و به جذابیت اثر افزوده‌اند.

مضمون پدرسالاری، حبس و فروپاشی خانواده

«مراقب» در لایه‌های مضمونی خود، به یکی از مهم‌ترین مسائل جامعه‌شناختی خانواده ایرانی می‌پردازد: پدرسالاری و فروپاشی خانواده. فیلم تصویری از مردی ارائه می‌دهد که برای حفظ اقتدار خود، دست به حبس خانواده می‌زند؛ اما فیلم در انتها به نکته‌ای قابل توجه می‌رسد؛ اقتدار همیشه پاداش ندارد. گاهی اعمال قدرت که از احساس ناامنی و ترس سرچشمه می‌گیرد، نه‌تنها خانواده را نجات نمی‌دهد، بلکه می‌تواند زندگی فرد را از پا درآورد. این نکته از منظر جامعه‌شناختی اهمیت زیادی دارد. در ساختار سنتی خانواده ایرانی، از مرد انتظار می‌رود بار بزرگی از حفظ انسجام خانواده را بر دوش بکشد. مرد باید اقتدار داشته باشد، کنترل کند، محافظت کند و خانواده را سرپا نگاه دارد. اما «مراقب» نشان می‌دهد اگر این الگوی اقتدار بدون توجه به توان فرد و پیامدهای تصمیم ادامه پیدا کند، ممکن است نتیجه‌ای معکوس داشته باشد.

فیلم در ادامه به سراغ یکی از الگوهای تکرارشده در سینمای اجتماعی ایران می‌رود: «خانه به مثابه زندان». این ایده در سال‌های گذشته بارها در سینما و تلویزیون به شکل‌های مختلف مورد استفاده قرار گرفته و از همین رو، دیگر به‌تنهایی ظرفیت چندانی برای غافلگیری ندارد. اما قرایی تلاش می‌کند این الگوی فرسوده را از مسیر دیگری بازسازی کند؛ یعنی به جای تمرکز صرف بر مسئله حبس فیزیکی، به عواقب آن بپردازد؛ فروپاشی تدریجی روابط خانوادگی، از دست رفتن اعتماد و عشق، و تبدیل خانه‌ای که باید محل امنیت باشد، به زندانی که هر لحظه امکان انفجار در آن وجود دارد. اینجاست که مسئله «خانواده» اهمیت پیدا می‌کند. چه کسی خانواده را حفظ می‌کند؟ مردی که با زور و اقتدار، اعضای خانواده را کنار هم نگه می‌دارد یا زنی که با عشق و فداکاری، سعی در ترمیم شکاف‌ها دارد؟

فیلم اگرچه همه ظرفیت‌های این پرسش‌ها را به‌طور کامل استخراج نمی‌کند، اما قرار گرفتن در این موقعیت، یکی از نقاط قابل تأمل آن است. در مرکز این بحران، زن و مفهوم ایثار قرار دارد. «مراقب» نشان می‌دهد اگر این الگوی فداکاری بدون توجه به توان فرد و پیامدهای تصمیم ادامه پیدا کند، ممکن است نتیجه‌ای معکوس داشته باشد. خانواده‌ای که قرار است به واسطه ایثار حفظ شود، می‌تواند دقیقاً به دلیل همان ایثار وارد مرحله فروپاشی شود. این نکته، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای مضمونی فیلم است که آن را از بسیاری آثار مشابه متمایز می‌کند. با این حال، فیلم در پرداخت این مضمون، گاه به سطحی‌نگری می‌افتد و از واکاوی عمیق‌تر آن خودداری می‌کند. منتقدان نیز به این مسئله اشاره کرده‌اند که فیلم در نهایت از شخصیت سرکوبگر می‌خواهد وضعیت را بفهمد و مخاطب را تا حدی با او همدلی کند، که این انتخاب حتی مبارزه زنان فیلم را تضعیف می‌کند.

جایگاه فیلم در سینمای ایران و تأثیرات فرهنگی

«مراقب» را باید در بستر سینمای ایران و تحولات آن در سال‌های اخیر بررسی کرد. در شرایطی که بسیاری از فیلم‌ها با بودجه‌های کلان سازمانی و دولتی ساخته می‌شوند و از امکانات تبلیغاتی گسترده‌ای برخوردارند، سینمای مستقل با بودجه‌هایی محدود و بدون پشتوانه‌های ارگانیک، تنها بر جذابیت‌های قصه‌پردازی، کیفیت فیلمنامه، عناصر بصری، کشش دراماتیک و تعلیق لازم برای رضایت مخاطب تکیه کرده است. «مراقب» که همچنان مجوز اکران داخلی ندارد، در جشنواره ونیز نخستین نمایش جهانی خود را تجربه کرد و توانست توجه منتقدان بین‌المللی را به خود جلب کند. این موفقیت، نشان از ظرفیت بالای سینمای مستقل ایران برای حضور در عرصه‌های بین‌المللی دارد، هرچند که این حضور، همواره با چالش‌ها و محدودیت‌های خاص خود همراه است.

از منظر تأثیرات فرهنگی، «مراقب» را می‌توان فیلمی دانست که به یکی از مهم‌ترین مسائل جامعه ایرانی، یعنی نهاد خانواده و بحران‌های آن، می‌پردازد. ایده اصلی فیلم از دغدغه شخصی کارگردان درباره نهاد خانواده نشأت گرفته است. خانواده ایرانی، به‌ویژه خانواده سنتی متشکل از پدر، مادر و فرزندان، همواره برای او اهمیت داشته است. پرسش محوری او این بوده که تاب‌آوری خانواده‌های ایرانی در برابر فشارهای داخلی و خارجی، اعم از مسائل اقتصادی، تنش‌های زناشویی و اختلافات درون‌خانوادگی، تا چه حد است. متأسفانه امروزه شاهد افزایش آمار جدایی و فروپاشی خانواده‌ها هستیم. نهاد خانواده به‌عنوان کوچک‌ترین و بنیادی‌ترین واحد اجتماعی، نقشی تعیین‌کننده در رشد و تربیت فرزندان دارد. فیلم در پرداخت این دغدغه، اگرچه با کاستی‌هایی همراه است، اما توانسته تصویری باورپذیر از یک خانواده ایرانی در مواجهه با بحران ارائه دهد و مخاطب را به تأمل در مورد نقش اقتدار، فداکاری و پیامدهای انتخاب‌های خود وادار کند. نکته قابل تأمل در نقدهای منتشرشده، دوگانگی میان فرم و مضمون فیلم است. بخشی از منتقدان، فیلم را از منظر فرم، فیلمنامه و ظرافت روایی با انتقادهایی جدی مواجه کرده‌اند، اما هم‌زمان تصویری که فیلم از ایران، خانواده و محدودیت‌های اجتماعی ارائه می‌دهد، برای همین منتقدان به‌شدت قابل توجه و حتی جذاب بوده است. گویی برای بخشی از منتقدان، آنچه فیلم درباره ایران می‌گوید، از چگونگی گفتن آن مهم‌تر شده است. از این منظر، «مراقب» نمونه‌ای قابل تأمل از فیلم‌هایی است که ممکن است در سطح هنری و سینمایی محل مناقشه باشند، اما در فضای جشنواره‌ای به واسطه تصویری که از محدودیت، فروپاشی خانواده، پدرسالاری، مهاجرت و بحران اجتماعی ارائه می‌کنند، مورد توجه قرار می‌گیرند؛ جایی که سیاهیِ روایت گاهی بر ظرافت سینمایی غلبه می‌کند.

در نهایت، «مراقب» را می‌توان فیلمی دانست که با وجود برخی ضعف‌های روایی و اغراق در نمادپردازی، توانسته با تکیه بر بازی درخشان فرهاد اصلانی، فضاسازی مناسب و پرداختن به موضوعی چالش‌برانگیز، اثری قابل تأمل و بحث‌برانگیز خلق کند. این فیلم نشان می‌دهد که سینمای ایران، هنوز ظرفیت‌های ناشناخته‌ای برای روایت داستان‌های اجتماعی و انسانی دارد و اگر فیلمسازان با دقت و وسواس بیشتری به سراغ این سوژه‌ها بروند، می‌توانند آثاری ماندگار و تأثیرگذار تولید کنند. «مراقب» گامی در این مسیر است که امیدواریم با نقدهای منصفانه و سازنده، زمینه‌ساز رشد و تعالی هرچه بیشتر فیلمسازان جوان و تازه‌کار شود.

* به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/jBK
اخبار مرتبط
فیلم «ماه پنهان» نخستین تجربه سینمایی محمدرضا یکانی است که در ژانر اجتماعی و با روایتی پلیسی و پرتعلیق، به یکی از آسیب‌های مهم اجتماعی می‌پردازد. این فیلم که به تهیه‌کنندگی ایرج محمدی و نویسندگی آوا اکبری ساخته شده، داستان خانواده یک کارگر ساختمانی را روایت می‌کند که با وقوع یک کودک‌ربایی، زندگی‌شان دچار بحرانی بزرگ می‌شود. لیندا کیانی، آرمین رحیمیان، فرزاد حسنی، امین میری و بهار قاسمی از جمله بازیگران این فیلم هستند. «ماه پنهان» با تکیه بر موقعیت دراماتیک خود، تلاش دارد تا تعلیق را به موتور حرکت قصه تبدیل کند و در بخش‌هایی موفق می‌شود، اما در اجرای سینمایی، شخصیت‌پردازی و یکدستی بازی‌ها، با کاستی‌هایی همراه است.
فیلم «آپاراتچی» به کارگردانی قربانعلی طاهرفر، نخستین تجربه کارگردانی او، بر اساس رمانی به همین نام نوشته روح‌الله رشیدی ساخته شده و در چهل و دومین جشنواره فیلم فجر در بخش نگاه نو حضور یافته است. این فیلم داستان فیلمسازی آذری‌زبان را روایت می‌کند که بدون داشتن حتی یک کلاس سواد، شروع به فیلمسازی کرده و با تمام موانع و چالش‌ها می‌جنگد تا رویای خود را محقق کند. تورج الوند در نقش اصلی فیلم، یکی از درخشان‌ترین بازی‌های کارنامه خود را ارائه داده و در کنار رضا ناجی، فاطمه مسعودی‌فر، هومن برق‌نورد و بهنام تشکر، ترکیبی ویژه از بازی‌های روان و باورپذیر را شکل داده است.
فیلم «اخراجی‌ها ۲» به کارگردانی و نویسندگی مسعود ده‌نمکی که نوروز ۱۳۸۸ اکران شد، با فروش هفت میلیارد و هشتصد و هشتاد و چهار میلیون تومان، رکورد پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را در آن مقطع شکست. این فیلم که ادامه‌ای بر داستان قسمت اول است، دو خط روایی موازی را دنبال می‌کند؛ اسارت رزمندگان در اردوگاه‌های عراقی و ربایش هواپیمای مسافران توسط سازمان مجاهدین خلق. با بازیگرانی چون امین حیایی، اکبر عبدی، محمدرضا شریفی‌نیا و جواد رضویان، فیلم توانست مخاطبان میلیونی را به سالن‌ها بکشاند، اما منتقدان آن را به دلیل ضعف در شخصیت‌پردازی، تصادف‌های بی‌منطق، اغراق در بازی‌ها و عدم پرداخت به معنویت جبهه، مورد نقد جدی قرار دادند.
فیلم سینمایی «تحفه هند» به کارگردانی محمدرضا زهتابی که سال ۱۳۷۵ روی پرده سینماها رفت، داستان حسن (اکبر عبدی) را روایت می‌کند؛ جوانی بیکار و ولگرد که به هر کاری حتی دزدی دست می‌زند تا اینکه به عنوان شاگرد در حجره حاجی (حسین کسبیان) مشغول می‌شود. حسن که به فرنگیس (لیلا مصدقی)، دختر همسایه، دل بسته است، پیشنهاد حاجی برای واردات چای از هند را می‌پذیرد، اما پدر فرنگیس با اغفال او، نقشه کلاهبرداری از حاجی را می‌چیند. با شروع جنگ، قیمت چای چند برابر می‌شود و حسن در دو راهی کلاهبرداری یا شرافت قرار می‌گیرد. این فیلم که با بازی درخشان اکبر عبدی و لیلا مصدقی و فضای زیبای بازار تهران ساخته شده، پیام‌های اخلاقی عمیقی درباره ارزش درست‌کاری و عشق واقعی را به مخاطب منتقل می‌کند.
فیلم سینمایی «سفر پر ماجرا» به کارگردانی سیامک اطلسی که سال ۱۳۷۴ تولید شده است، داستان زوج جوانی به نام محسن و آهی را روایت می‌کند که در یک سفر جاده‌ای، ناخواسته درگیر ماجرای سرقتی بزرگ می‌شوند. سارقان برای فرار از دست پلیس، کیف محتوی پول‌های دزدی را در باربند ماشین آنها جاسازی می‌کنند و این آغازگر اتفاقاتی است که زندگی این زوج را برای ساعاتی به یک بازی پرالتهاب و بامزه تبدیل می‌کند. فردوس کاویانی، مهرانه مهین‌ترابی، مژگان طاهریان و داوود ناظمی از جمله بازیگرانی هستند که در این فیلم حضور دارند و با نقش‌آفرینی خود، به جذابیت و شیرینی آن افزوده‌اند.
فیلم «جمعه دوازده و چهل و پنج دقیقه» به کارگردانی سعید ابراهیمی‌فر که در بستر وقایع ۱۷ شهریور روایت می‌شود، داستان خانواده‌ای را به تصویر می‌کشد که با این حادثه تاریخی، زندگی‌شان دستخوش تغییرات اساسی می‌شود. نازنین فراهانی در نقش مهناز، مادری که به شدت نگران فرزندش فرید (با بازی میلاد کی مرام) است، با خروج او از خانه در روز ۱۷ شهریور، وارد ماجرایی می‌شود که پرده از فعالیت‌های سیاسی پنهان پسرش برمی‌دارد. این فیلم که با بازی ستاره پسیانی، فاطمه نقوی و خود سعید ابراهیمی‌فر ساخته شده، با تکیه بر خاطرات کودتای ۲۸ مرداد، فضای پرتنش سال‌های منتهی به انقلاب را به تصویر می‌کشد و دغدغه‌های نسلی و پیچیدگی‌های سیاسی را در بستری از عشق مادرانه و روابط خانوادگی به نمایش می‌گذارد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید