آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
فضای سیاسی جهان بار دیگر در آستانه یک تنش خطرناک قرار گرفته است. این بار، صحنه خاورمیانه و بازیگر اصلی، دونالد ترامپ است. رئیسجمهور آمریکا، با انتشار یک توییت انفجاری، خط قرمز جدیدی برای جمهوری اسلامی ترسیم کرده است. توییتی که ادبیات آن به جای دیپلماسی، از اصطلاحات میدان جنگ برگرفته شده است! ترامپ با استفاده از عبارت کلاسیک نظامی "Locked and Loaded" - که به معنای آمادهباش کامل جنگی است - اعلام کرده آمریکا برای اقدام علیه ایران در «حالت آمادهباش» قرار دارد. او تهدید کرده که اگر ایران به «تیراندازی علیه معترضان» ادامه دهد، ایالات متحده «مستقیماً مداخله کرده و آنها را نجات خواهد داد.» این صریحترین و مستقیمترین تهدید یک مقام آمریکایی در سالهای اخیر درباره مداخله نظامی به بهانه حقوق بشر است. کارشناسان، این توییت را در دو بستر تحلیل میکنند:
- اول، تلاش ترامپ برای نمایش قدرت
- دوم، اهمیت استراتژیک ایران برای حفظ هژمونی دلار و نظم امنیتی مورد نظر واشنگتن در خاورمیانه.
عبارت "Locked and Loaded" به معنای آن است که سلاحها مسلح، خشابها پر و همه مهمات در جایگاه خود آماده شلیک هستند. استفاده از این اصطلاح، پیامی فراتر از یک تهدید دیپلماتیک معمولی است. این تهدید در حالی مطرح میشود که گزارشهایی از ناآرامیهای داخلی در برخی شهرهای ایران در جریان است. ترامپ آشکارا از این موضوع به عنوان اهرم فشار و بهانهای برای تهدید نظامی استفاده میکند. پرسش بزرگ اینجاست: آیا این توییت صرفاً یک مانور تبلیغاتیست یا نشانهای از عزم واقعی یک دولت احتمالی ترامپ برای تغییر رژیم در ایران از طریق دخالت نظامی؟ تحلیل این تهدید نیازمند واکاوی عمیق ابعاد مختلف آن است.
تحلیل زبانی و روانشناختی عبارت "Locked and Loaded"
عبارت "Locked and Loaded" یک اصطلاح فنی و تاریخی در حوزه سلاحهای گرم است. "Locked" به معنای قفل شدن مکانیزم سلاح (مانند چکاندن ماشه یا قرار دادن سلاح در حالت آماده شلیک) و "Loaded" به معنای پر بودن خشاب و قرار داشتن فشنگ در خان است. این عبارت، حداکثر سطح آمادهباش پیش از عملیات رزمی را توصیف میکند.
استفاده عمدی ترامپ از این اصطلاح، چند هدف روانی دارد:
- اول، ایجاد حس فوریت و خطر قریبالوقوع. این عبارت ذهن مخاطب (هم داخلی آمریکایی، هم حریف ایرانی) را به سمت تصاویر سربازان آماده در خط مقدم سوق میدهد.
- دوم، نمایش قاطعیت و عدم تردید. این واژهها جایی برای تفسیرهای دیپلماتیک ملایم باقی نمیگذارند.
- سوم، خطاب قرار دادن پایگاه انتخاباتی خاص. این عبارت برای حامیان محافظهکار و نظامیگرای ترامپ، بسیار دلنشین و اطمینانبخش است و تصویری از یک رهبر قوی و عملگرا میسازد. در واقع، این فقط یک تهدید به ایران نیست، بلکه یک پیام اطمینانبخش به حامیان داخلی جمهوری خواه است.
تحلیل ملاقات با نتانیاهو و نقش "سیاست حمایتی"
در چنین شرایطی، سیاست خارجی تبدیل به عرصهای برای "نمایش قدرت" و ایجاد تمایز با اروپا هم میشود. قبلا دولت بایدن با وجود تحریمها، رویکردی محتاطانهتر در قبال ایران در پیش گرفته و از تهدیدات نظامی مستقیم و علنی پرهیز کرده بود. اما ترامپ با این توییت در شبکه اجتماعی شخصی خودش(Truth Social)، چندین هدف را دنبال میکند:
- اول، متهم کردن دولت های قبلی به ضعف در قبال ایران.
- دوم، احیای تصویر خود به عنوان "دولتمردی قوی" که از مواجهه مستقیم با جمهوری اسلامی نمیهراسد.
- سوم، جلب توجه رسانهها و تسلط بر فضای خبری.
چنین اظهارات جنجالی، به سرعت تیتر اول تمام رسانهها میشود و بحث را از سایر موضوعات منحرف میکند. با این حال، این "سیاست نمایشی" بسیار خطرناک است. زیرا گفتارهای تند میتواند انتظارات را بالا ببرد و در صورت بازگشت به قدرت، ترامپ را تحت فشار قرار دهد که به وعدههای خود عمل کند، حتی اگر از نظر استراتژیک منطقی نباشد. این پدیده را "تله تعهدات" مینامند.
تحلیل حقوقی و امنیتی مفهوم "مداخله برای نجات معترضان"
ادعای "حق" یا "تعهد" برای مداخله نظامی مستقیم در کشوری مستقل به بهانه حمایت از معترضان، از نظر حقوق بینالملل بسیار بحثبرانگیز و عمدتاً غیرقانونی است. منشور سازمان ملل متحد، مداخله نظامی در امور داخلی سایر کشورها را ممنوع کرده است، مگر با مجوز شورای امنیت یا در حالت دفاع از خود. ترامپ در واقع در حال احیای گفتمان "مسئولیت حمایت" (R2P) است، اما در قالبی یکجانبه و بدون پوشش بینالمللی. این امر میتواند یک "خطای استراتژیک" بزرگ ایجاد کند: مشروعیت بخشیدن به مداخلهگرایی نظامی به بهانههای حقوق بشری. این کار نه تنها بیثباتکننده است، بلکه میتواند توسط دیگر رقبای جهانی (مانند روسیه یا چین) نیز علیه متحدان آمریکا مورد استفاده قرار گیرد. از منظر امنیت ملی جمهوری اسلامی، این تهدید یک "خط قرمز اعلام شده" است. جمهوری اسلامی همواره هرگونه مداخله خارجی را رد کرده و آن را تهدیدی علیه حاکمیت ملی خود دانسته است. چنین اظهاراتی میتواند فضای امنیتی منطقه را بیش از پیش ملتهب کند و احتمال درگیریهای نیابتی یا حتی مستقیم را افزایش دهد.
تحلیل اهمیت ژئوپلیتیک ایران و ارتباط آن با "هژمونی دلار"
بخش پایانی گزارش ("ایران برای حفظ هژمونی دلار آمریکا، حیاتیست") به یک واقعیت عمیق استراتژیک اشاره دارد. ایران به دلایل متعددی برای نظم لیبرال تحت رهبری آمریکا یک چالش محسوب میشود: موقعیت ژئوپلیتیک برتر در تنگه هرمز، منابع عظیم انرژی، برنامه هستهای و موشکی، و مهمتر از همه، تلاش برای ایجاد یک نظم منطقهایی مستقل از نفوذ آمریکا. "هژمونی دلار" به توانایی آمریکا در استفاده از دلار به عنوان ارز اصلی مبادلات جهانی (به ویژه در خرید نفت) و سیستم مالیاش برای اعمال تحریمها و فشار بر دشمنان اشاره دارد. تلاش ایران برای دور زدن تحریمهای دلاری و ایجاد مکانیزمهای مبادله غیردلاری، مستقیماً این هژمونی را به چالش میکشد. بنابراین، تهدید ترامپ را میتوان در این چارچوب وسیعتر نیز تحلیل کرد: هدف نهایی، نه صرفاً "نجات معترضان"، بلکه مهار یک قدرت منطقهایست که تلاش میکند قواعد بازی اقتصادی-امنیتی آمریکا را برهم بزند. تهدید نظامی، آخرین حلقه از زنجیره فشار حداکثری برای وادار کردن ایران به تسلیم در برابر این قواعد است.
سناریوهای محتمل و پیامدهای منطقهای
-
سناریوی اول (تبلیغات محض)
محتملترین سناریو این است که این توییت صرفاً یک جنگ روانی باشد. هدف، ایجاد تصویر قدرت برای ترامپ، افزایش هزینههای امنیتی برای ایران و آزمایش واکنشهای داخلی و بینالمللی است. در این حالت، اقدام عملی مستقیم در کار نخواهد بود، اما تنشهای نیابتی در منطقه افزایش مییابد.
-
سناریوی دوم (آغاز عملیات روانی و سایبری):
ترامپ در صورت بازگشت به قدرت، ممکن است به جای مداخله نظامی تمامعیار، کمپین گستردهای از عملیات روانی، جنگ سایبری، تحریمهای فلجکنندهتر و حمایت آشکار از گروههای مخالف را آغاز کند. هدف، تشدید فشار داخلی بر حاکمیت ایران برای ایجاد تغییر از درون یا تضعیف شدید آن خواهد بود.
-
سناریوی سوم (درگیری محدود نظامی)
در صورت وقوع یک حادثه بزرگ داخلی در ایران یا یک پرووکاسیون (تحریک) حسابشده، احتمال درگیری نظامی محدود (مانند حمله موشکی به تاسیسات خاص یا ترور شخصیتها) وجود دارد. اما یک جنگ تمامعیار زمینی یا هوایی به دلیل هزینههای سرسامآور و غیرقابل پیشبینی بودن پیامدهای آن، بسیار بعید به نظر میرسد.
پیامدهای منطقهای
در هر صورت، اینگونه اظهارات، ثبات منطقه را کاهش میدهد. متحدان منطقه ای آمریکا (مانند اسرائیل و عربستان) ممکن است جسورتر شوند، در حالی که جمهوری اسلامی و محور مقاومت، انگیزه بیشتری برای تقویت توان دفاعی و تهاجمی خود پیدا میکنند. این دور باطل افزایش تنش، میتواند به اشتباه محاسباتی و شعلهور شدن یک درگیری بزرگ بینالمللی منجر شود. جمعبندی آنکه، توییت ترامپ یک "سلاح کلامی" با قدرت تخریب بالاست. این اقدام، چه نمایشی باشد و چه نشانهای از عزم واقعی، آبهای بینالمللی را بیش از پیش گلآلود میکند و خطر درگیری را افزایش میدهد. وظیفه دیپلماسی هوشمند، مدیریت این بحران کلامی و جلوگیری از تبدیل آن به یک فاجعه واقعی است.