آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:
سالها تصور میشد تحصیلات بالا و هوش شناختی، سپری محکم در برابر باورهای نادرست و نظریههای توطئه است. اما یافتههای جدید نشان میدهد این سپر همیشه هم کار نمیکند و در برخی موارد حتی فرو میریزد. نظریههای توطئه دیگر فقط در حاشیه جامعه حضور ندارند؛ آنها به شکل گسترده در میان اقشار تحصیلکرده، فعالان اجتماعی و حتی نخبگان فکری دیده میشوند. پرسش اصلی اینجاست: چرا؟ پژوهشهای تازه در حوزه روانشناسی شخصیت نشان میدهد عامل مهمی به نام «خودشیفتگی» میتواند معادله را بهکلی تغییر دهد؛ ویژگیای که نهتنها مانع تفکر انتقادی میشود، بلکه آن را در خدمت باورهای نادرست قرار میدهد. برخلاف تصور رایج، افراد باهوش همیشه منطقیتر تصمیم نمیگیرند. گاهی آنها فقط ابزارهای پیچیدهتری برای توجیه باورهای اشتباه خود دارند.
خودشیفتگی، با نیاز شدید به تحسین و احساس برتری فکری، میتواند افراد را به سمت روایتهایی سوق دهد که آنها را «خاص»، «آگاهتر» و «جدا از توده ناآگاه» نشان میدهد. نظریههای توطئه دقیقاً چنین امکانی را فراهم میکنند: دانشی پنهان، حقیقتی سرکوبشده و احساسی از برگزیدگی ذهنی. یافتههای این پژوهش نشان میدهد از سطحی مشخص به بعد، تحصیلات عالی دیگر نمیتواند افراد را در برابر اطلاعات نادرست واکسینه کند؛ بهویژه اگر ویژگیهای خودشیفتگی در آنها برجسته باشد. این گزارش، نگاهی عمیق به پیوند نگرانکننده میان هوش، تحصیلات، خودشیفتگی و باور به نظریههای توطئه میاندازد؛ پیوندی که میتواند پیامدهای اجتماعی گستردهای داشته باشد.
خودشیفتگی و نیاز به برتری ذهنی
خودشیفتگی با احساس عمیق برتری، نیاز به دیدهشدن و تمایل به خاصبودن گره خورده است. چنین افرادی بهطور ناخودآگاه به روایتهایی جذب میشوند که این تصویر ذهنی را تقویت کند. نظریههای توطئه به فرد این امکان را میدهند که خود را جزو اقلیتی «بیدار» بداند که حقیقت را میداند، در حالی که دیگران فریب خوردهاند. در این چارچوب، باور نادرست نه از سر ناآگاهی، بلکه بهعنوان ابزاری برای تغذیه هویت شخصی عمل میکند.
تحصیلات بدون فروتنی شناختی
تحصیلات عالی معمولاً مهارت تحلیل و ارزیابی شواهد را تقویت میکند، اما فقط زمانی که با فروتنی شناختی همراه باشد. افراد خودشیفته ممکن است از دانش خود نه برای جستوجوی حقیقت، بلکه برای دفاع از باورهای ازپیشپذیرفتهشده استفاده کنند. در این حالت، تحصیلات بهجای سپر دفاعی، به سلاحی برای عقلانیسازی خطا تبدیل میشود.
خطای اعتماد بیشازحد به هوش
هوش بالا اغلب با اعتمادبهنفس ذهنی بالا همراه است. این اعتماد اگر کنترل نشود، میتواند مانع پذیرش خطا شود. افراد باهوش خودشیفته کمتر تمایل دارند نظر خود را اصلاح کنند، زیرا پذیرش اشتباه با تصویر ذهنی برتری آنها در تضاد است. این موضوع توضیح میدهد چرا برخی افراد بسیار تحصیلکرده، سرسختانه از باورهای نادرست دفاع میکنند.
نظریه توطئه بهعنوان هویت اجتماعی
باور به نظریههای توطئه فقط یک نظر فکری نیست، بلکه میتواند به بخشی از هویت فرد تبدیل شود. این باورها احساس تعلق به گروهی خاص و متفاوت را ایجاد میکنند؛ گروهی که خود را آگاهتر و شجاعتر میداند. برای فرد خودشیفته، از دستدادن این باور بهمعنای از دستدادن جایگاه هویتی است.
پیامدهای اجتماعی و رسانهای
ترکیب خودشیفتگی و تحصیلات بالا میتواند گسترش اطلاعات نادرست را خطرناکتر کند، زیرا این افراد معمولاً نفوذ اجتماعی بیشتری دارند. وقتی افراد تحصیلکرده به اطلاعات نادرست باور دارند، اعتماد عمومی به دانش و علم نیز تضعیف میشود. شناخت این الگو برای سیاستگذاری رسانهای، آموزش تفکر انتقادی و مقابله با اخبار نادرست حیاتی است.