سه شنبه / ۷ بهمن ۱۴۰۴ / ۰۱:۱۰
کد خبر: 36228
گزارشگر: 548
۵۹
۰
۰
۲
تعطیلی ناگهانی خیریه‌ها، تشدید فقر و بحران اجتماعی در سایه قطع ارتباط مردمی

قتل خاموش خیریه‌ها؛ وقتی قطعی اینترنت، کمک به نیازمندان را به تعطیلی می‌کشاند

قتل خاموش خیریه‌ها؛ وقتی قطعی اینترنت، کمک به نیازمندان را به تعطیلی می‌کشاند
قطع گسترده و طولانی مدت دسترسی به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی در ایران، حیات خیریه‌ها و مؤسسات مردمی را به شدت تهدید می‌کند. این نهادها که سابق بر این با تکیه بر فضای مجازی به جذب کمک و مدیریت بحران‌های اجتماعی می‌پرداختند، اکنون با کاهش چشمگیر درآمد و در آستانه تعطیلی قرار گرفته‌اند. جامعه هدف این خیریه‌ها که شامل بیماران خاص، کودکان کار، زنان بی‌سرپرست و خانواده‌های فقیر می‌شود، در خطر رها شدن و سقوط به ورطه عمیق‌تری از محرومیت هستند. کمک‌های دولتی نیز به دلیل محدودیت بودجه و ماهیت مقطعی، قادر به پوشش این خلأ بزرگ نیستند. کارشناسان هشدار می‌دهند که تداوم این وضعیت، می‌تواند به بروز یک بحران معیشتی و اجتماعی گسترده و چندلایه منجر شود که مهار آن در آینده بسیار دشوار و پرهزینه خواهد بود.

آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:

دنیای امروز بر پایه ارتباط شکل گرفته است. جایی که صدای نیازمندان از طریق یک کلیک به گوش هزاران نفر می‌رسد و دست‌های مهربان از پشت صفحه‌های نمایش، چرخه زندگی بسیاری را می‌چرخانند. این تصویر، واقعیت سال‌های اخیر فعالیت خیریه‌ها در ایران بود. اما حالا این پل ارتباطی فرو ریخته است. با قطعی گسترده اینترنت، خیریه‌ها در سکوت مطلق فرو رفته‌اند. آن‌ها که روزی نجات‌بخش کودکان کار، بیماران لاعلاج و خانواده‌های بی‌سرپرست بودند، امروز خود در آستانه ورشکستگی قرار گرفته‌اند. درآمد این موسسات که عمدتاً از طریق آگاهی‌بخشی و جذب کمک در شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام تأمین می‌شد، به یک‌باره خشک شده است. حقوق پرسنل پرداخت نمی‌شود، پروژه‌های حمایتی متوقف شده و تعدیل نیرو به یک گزینه اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است. این فقط بحران داخلی یک مؤسسه نیست. هر خیریه‌ای که تعطیل شود، حلقه اتصال یک جامعه نیازمند به امید را پاره می‌کند. بیماران خاصی که داروهای خود را از این طریق تهیه می‌کردند، کودکان سوءتغذیه‌ای که غذای مکمل دریافت می‌کردند و زنان سرپرست خانوار که چرخ زندگی را با کمک این نهادها می‌چرخاندند، ناگهان خود را تنها می‌بینند.

دولت ها در بهترین حالت، تنها می‌توانند با بسته‌های حمایتی حداقلی مانند کالابرگ، چرخ‌های بزرگ فقر را کمی تکان دهند. اما درمان بیماری‌های صعب‌العلاج، سیرکردن شکم کودکان محروم و آموزش به نوجوانان برای فرار از دام کار، پروژه‌هایی نیست که با کمک‌های مقطعی و ناچیز دولتی به نتیجه برسد. خیریه‌ها در سال‌های گذشته نشان دادند که می‌توانند بار بزرگی از دوش دولت بردارند. آن‌ها در سیل و زلزله پیشگام بودند و در مناطق محروم، مدرسه ساختند و بحران‌های فراموش‌شده را مدیریت کردند. همه این‌ها با تکیه بر یک ابزار کلیدی ممکن بود: فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی. حالا بدون این ابزار، نه تنها این چرخه نیکوکاری متوقف شده، که یک چرخه معیوب و خطرناک در حال شکل‌گیری است. فقر که گسترش یابد، با خود افزایش کودکان کار، اعتیاد، جرم و ناامنی اجتماعی را به همراه می‌آورد. اگر این ارتباط برقرار نشود، ما با یک بحران اجتماعی چندوجهی و عمیق روبرو خواهیم شد که جبران خسارات آن به سال‌ها زمان و هزینه‌های هنگفت نیاز دارد. این فقط یک قطعی اینترنت نیست؛ این قطع شدن جریان زندگی برای هزاران نفر است.

وابستگی حیاتی خیریه‌های نوین به اکوسیستم دیجیتال

خیریه‌های امروز دیگر نهادهای سنتی با جعبه‌های کمک نقدی در خیابان نیستند. آن‌ها تبدیل به نهادهای ارتباط‌محور و داستان‌محور شده‌اند. شبکه‌های اجتماعی بستری برای روایت رنج، نمایش شفافیت و ایجاد اعتماد فوری بودند. اینستاگرام با قابلیت‌های چندرسانه‌ای، امکان نمایش مستقیم و بی‌واسطه نیازها و سپس نتایج کمک‌ها را فراهم می‌کرد. این فضای دیجیتال، هزینه‌های عملیاتی را به شدت کاهش داد. به جای چاپ پوستر و برگزاری همایش‌های پرهزینه، یک استوری اینستاگرامی می‌توانست در کسری از ثانیه و با کمترین هزینه به هزاران نفر برسد. این کارایی بالا، مدل کسب‌وکار (بیزینس مدل) جدیدی برای خیریه‌ها ایجاد کرده بود که کاملاً بر جریان اطلاعات آنلاین متکی است. قطع اینترنت، نه یک اختلال موقت، که از بین بردن زیرساخت اصلی تأمین مالی و ارتباطی این نهادهاست. این امر نشان می‌دهد که چگونه جامعه مدنی امروز، برای انجام مأموریت خود به زیرساخت‌های دیجیتالی وابسته شده است و نبود آن به معنای فلج کامل است.

تشدید فقر چندبعدی و بازتولید چرخه معیوب محرومیت

خیریه‌ها تنها به توزیع غذا یا پول نمی‌پرداختند. آن‌ها به مقابله با "فقر چندبعدی" می‌پرداختند. این مفهوم شامل فقر غذایی، آموزشی، درمانی و فرصت‌های زندگی می‌شود. یک خیریه ممکن است هم‌زمان برای یک کودک، غذای مقوی، کتاب درسی، هزینه درمان و برای مادرش دوره مهارت‌آموزی فراهم کند. قطع حمایت این نهادها، به معنای تشدید همزمان همه این ابعاد فقر است. کودکی که دیگر کمک هزینه درمان ندارد، بیماری‌ش شدت می‌گیرد. کودکی که غذا دریافت نمی‌کند، از درس عقب می‌ماند. مادری که شغل کوچک خانگی‌اش را از دست می‌دهد، ممکن است مجبور شود کودکش را به کار بفرستد. این‌ها حلقه‌های به هم پیوسته یک چرخه معیوب هستند. نتیجه، ایجاد یک "طوفان کامل" محرومیت است که افراد را در یک گرداب پایین‌رونده اسیر می‌کند. خروج از این گرداب، پس از این که فرد در چندین بعد زندگی آسیب دید، برای دولت و هر نهاد دیگری به مراتب سخت‌تر و پرهزینه‌تر خواهد بود.

شکاف عمیق میان کمک‌های دولتی مقطعی و نیازهای پیچیده واقعی

دولت‌ها به دلیل محدودیت منابع و ساختار بروکراتیک، عمدتاً به سمت سیاست‌های حمایتی یکسان و کوتاه‌مدت مانند توزیع کالابرگ تمایل دارند. این کمک‌ها اگرچه ممکن است برای یک خانواده شهری با درآمد کم، کمکی نسبی باشد، اما برای نیازهای حاد و پیچیده جامعه هدف خیریه‌ها "کاملاً ناکافی" است. یک بیمار ام‌اس یا سرطان به داروهای گران‌قیمت و مراقبت‌های ویژه نیاز دارد. یک کودک در سیستان و بلوچستان ممکن است به یک مددکار اجتماعی و تغذیه روزانه پایدار نیاز داشته باشد. یک خانواده زلزله‌زده به مصالح ساختمانی خاص و راهنمایی فنی نیاز دارد. این نیازهای خاص و متفاوت، با یک بسته یک میلیون تومانی یکسان قابل رفع نیست. خیریه‌ها به دلیل مردمی و انعطاف‌پذیر بودن، توانایی هدف‌گیری دقیق و پاسخ به این نیازهای پیچیده و خاص را داشتند. آن‌ها شکاف میان خط‌مشی‌های کلی دولت و واقعیت‌های تلخ و متنوع زمین را پر می‌کردند. از بین رفتن این پل، به معنای رها شدن افراد با نیازهای خاص در برابر یک سیستم حمایتی یک‌اندازه است که به درد آن‌ها نمی‌خورد.

تهدید امنیت اجتماعی در بلندمدت؛ از کودکان کار تا ناامنی گسترده

فقر، تنها یک معضل اقتصادی نیست. فقر بی‌ثبات‌کننده اصلی نظم اجتماعی است. زمانی که خانواده‌ها امید خود را برای تأمین نیازهای اولیه از دست بدهند، فشار برای روی آوردن به راه‌های غیرقانونی برای بقا افزایش می‌یابد. کودکان نخستین قربانیان این شرایط هستند. کودکانی که به صف کودکان کار می‌پیوندند، نه تنها از آموزش و سلامت محروم می‌مانند، که در معرض انواع آسیب‌های اجتماعی و خشونت قرار می‌گیرند. این کودکانِ رها شده، می‌توانند در آینده به عاملی برای افزایش ناامنی، بزهکاری و هزینه‌های هنگفت قضایی و انتظامی تبدیل شوند. به عبارت دیگر، هر کودک محروم از آموزش که امروز به دلیل تعطیلی یک خیریه به کارگری یا خیابان‌گردی روی می‌آورد، می‌تواند هزینه اجتماعی چند ده میلیونی را در آینده به جامعه تحمیل کند. سرمایه‌گذاری خیریه‌ها بر روی این افراد، در واقع یک سرمایه‌گذاری پیشگیرانه برای کاهش هزینه‌های بزرگ‌تر اجتماعی در آینده بود.

لزوم بازتعریف راهبرد؛ از وابستگی صرف به چندپایگی ارتباطی

این بحران یک زنگ خطر جدی برای خود خیریه‌ها و جامعه مدنی است. وابستگی کامل به یک بستر ارتباطی خاص (مانند یک پلتفرم خاص) آن‌ها را در برابر شوک‌های اینچنینی به شدت آسیب‌پذیر کرده است. لازم است در مدل کاری آن‌ها بازنگری اساسی صورت گیرد. راه‌حل، نه انزوا، بلکه ایجاد "چندپایگی ارتباطی" است. خیریه‌ها باید به طور هم‌زمان شبکه‌های ارتباطی جایگزین را تقویت کنند. این می‌تواند شامل توسعه پایگاه‌های محلی حامیان قدیمی، استفاده از روش‌های ارتباطی کم‌هزینه غیراینترنتی (مانند پیامک جمعی یا شبکه‌های تلفنی)، تقویت شفافیت مالی به شکل مکتوب و حتی همکاری با کسب‌وکارهای محلی باشد. همچنین ایجاد "صندوق‌های اضطراری" و اندوخته‌های مالی برای روزهای سخت، دیگر یک انتخاب لوکس نیست، بلکه یک ضرورت است. این بحران نشان داد که جامعه مدنی برای حفظ استقلال و تداوم کار خود، باید به فکر ایجاد تاب‌آوری در برابر بحران‌های سیاسی و ارتباطی نیز باشد.

https://www.asianewsiran.com/u/ihW
اخبار مرتبط
وزیر ارتباطات با اعلام خسارت روزانه ۵ هزار میلیارد تومانی قطعی اینترنت به اقتصاد کلان هشدار داد که تاب‌آوری کسب‌وکارهای اینترنتی تنها ۲۰ روز است و کشور در آستانه این نقطه قرار دارد. سید ستار هاشمی گفت خسارت مستقیم به هسته اقتصاد دیجیتال نیز روزانه ۵۰۰ میلیارد تومان برآورد می‌شود و اشتغال حدود ۱۰ میلیون نفر در این حوزه به شدت در معرض خطر است. وی همچنین از ضعف سامانه‌های دولتی در ارائه خدمات پایدار انتقاد و بر لزوم اقدام فوری برای کاهش آسیب‌ها تأکید کرد.
پس از ۱۰ روز قطعی کامل اینترنت بین‌الملل، خسارات جبران‌ناپذیری به کسب‌وکارهای آنلاین ایرانی وارد شده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد ده‌ها هزار صفحه از رسانه‌هایی مانند زومیت از ایندکس گوگل حذف شده و یک شرکت بزرگ تجارت الکترونیک تا ۴۵٪ از صفحات حیاتی خود را از دست داده است. متخصصان هشدار می‌دهند بازگشت به جایگاه قبلی در نتایج گوگل، ممکن است ۳ تا ۶ ماه زمان ببرد و برای برخی کسب‌وکارهای کوچک، این آسیب به معنای پایان کار است.
اینترنت همچنان با اختلال‌های بسیاری همراه است و گرچه برخی می‌گویند توانسته‌اند به اینترنت متصل شوند اما اکثر کاربران هنوز از عدم دسترسی خود سخن می‌گویند. در این شرایط پرسش آن که این قطع و وصل‌ها نشان از وصل‌شدن تدریجی اینترنت در کشور دارد؟ از سوی دیگر اگر اینترنت وصل شود، حدود و ثغور آن چه قدر است و آیا می‌توان انتظار داشت اینترنت به حالت سابق وصل شود؟ در سال‌های دور برای ایجاد محدودیت بر شبکه اینترنت سایت‌ها فیلتر می‌شدند اما به تدریج و با استفاده از فیلترشکن‌ها این ابزار کارایی خود را از دست داد. بعدتر اینترنت بین‌المللی قطع می‌شد اما شبکه داخلی وصل بود و سرورهای اینترنت وجود داشتند و باز هم کاربران به سختی می‌توانستند با استفاده از وی‌پی‌ان‌‌هایی تونل بزنند و متصل شوند؛
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید