جمعه / ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ / ۰۱:۵۶
کد خبر: 36509
گزارشگر: 548
۲۵۲
۰
۰
۱
تابوشکنی یا تکرار کلیشه؟ نقدی بر اولین فیلم بلند مهدی برزکی در جشنواره فجر

بررسی فیلم سینمایی "حال خوب زن": جسارت پرداخت به تروما همراه با ضعف‌های روایی!

بررسی فیلم سینمایی "حال خوب زن": جسارت پرداخت به تروما همراه با ضعف‌های روایی!
فیلم «حال خوب زن» به کارگردانی مهدی برزکی و تهیه‌کنندگی حسین کاکاوند، در ششمین روز از چهل و ششمین جشنواره فیلم فجر اکران شد. این اثر به زندگی زوجی پزشک می‌پردازد که رابطه‌شان به دلیل تروماهای گذشته زن، دچار بحرانی عمیق شده است. فیلم با جسارت موضوعی قابل توجه، مشکلات جنسی زناشویی را که معمولاً تابو محسوب می‌شوند، دستمایه روایت خود قرار داده است. نگاه از دریچه مرد داستان و اهمیت او به حل مسئله، از ویژگی‌های بارز این فیلم به شمار می‌رود. با این حال، «حال خوب زن» در پرداخت روان‌شناختی عمیق و جمع‌بندی منطقی قصه با چالش مواجه است و استفاده از تکنولوژی هوش مصنوعی در صحنه پایانی آن، بحث‌برانگیز شده است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
در چهل و ششمین جشنواره فیلم فجر، فیلمی به نام «حال خوب زن» روی پرده رفت که جرأت کرده است به یکی از عمیق‌ترین و در عین حال پنهان‌ترین بحران‌های زندگی زناشویی بپردازد. این فیلم، نخستین ساخته بلند مهدی برزکی، داستان زوجی پزشک به نام‌های سارا و ابراهیم را روایت می‌کند که زندگی مشترکشان درگیر مشکلی پیچیده شده است. سارا، قهرمان زن داستان، با ترومای تجاوز جنسی در کودکی دست‌وپنجه نرم می‌کند و این درد کهنه، توانایی او برای برقراری رابطه جنسی با همسرش را مختل کرده است. فیلم «حال خوب زن» تلاش می‌کند از زاویه‌ای جدید به این معضل روان‌شناختی و اجتماعی نگاه کند. کارگردان، قصه را بیشتر از نگاه ابراهیم، همسر سارا، پیش می‌برد و این می‌تواند نقطه قوت و نگاهی تازه محسوب شود. اهمیت‌دادن مرد داستان به رابطه و تلاش او برای درک و درمان همسرش، بخش جذاب روایت فیلم است. اما این فیلم در ادامه راه با چالش‌های مهمی روبه‌رو می‌شود. پرداخت سطحی به نقش مشاور، شتابزدگی در حل مسئله در دقایق پایانی و باورناپذیر شدن تحول شخصیت اصلی، از جمله ضعف‌های ساختاری اثر هستند.

نمادپردازی‌های متعدد، از جمله نماد اسب، اگرچه جالب توجه است اما گاه به صورت کامل و عمیق گسترش نمی‌یابد و در حد اشاره باقی می‌ماند. این امر مخاطب را در میانه راه رها می‌کند. با وجود همه این نکات، نفس پرداختن به چنین موضوع حساسی در چارچوب سینمای ایران قابل تقدیر است. فیلم نشان می‌دهد بسیاری از بحران‌های رابطه با گفت‌وگو، صبر و محبت قابل عبور هستند. این اثر همچنین بازگشت طبقۀ متوسط با دغدغه‌های خاص خود به پرده سینما را نوید می‌دهد؛ طبقه‌ای که سال‌هاست در سینمای ایران کم‌رنگ شده است. در ادامه، به تحلیل دقیق‌تر نقاط قوت و ضعف این فیلم جسورانه می‌پردازیم و تأثیر استفاده از فناوری‌های جدید مانند هوش مصنوعی در ساخت آن را بررسی خواهیم کرد.

نگاه روایی؛ قدرت نقطه‌دید مردانه و غیاب صدای زن

فیلم «حال خوب زن» روایت خود را عمدتاً از نگاه ابراهیم، همسر سارا، پیش می‌برد. این انتخاب هوشمندانه می‌تواند چالش‌های همراهی با فردی که شریک زندگی‌اش دچار مشکل است را به تصویر بکشد. دوربین در بسیاری از مواقع همراه ابراهیم است، سردرگمی‌ها، ناکامی‌ها و حتی وسوسه‌های او را دنبال می‌کند. این زاویه دید، فیلم را از حالت یک روایت قربانی‌محور صرف خارج می‌کند و مسئله را به عنوان معضلی مشترک در یک رابطه دوطرفه مطرح می‌نماید. با این حال، این نقطه‌دید یک هزینه بزرگ دارد: غیاب صدای درونی و تجربه زیستۀ خود زن. سارا به عنوان شخصیت اصلی، بیشتر شی‌ای است که درباره او صحبت می‌شود تا فردی که جهان‌بینی خود را بیان کند. این تناقض، فیلم را در موقعیت عجیبی قرار می‌دهد؛ گویی مرد نویسنده و کارگردان، در حال تفسیر یک مشکل زنانه از پشت عینک مردانه است و این، از عمق تراژدی شخصیت سارا می‌کاهد.

ضعف در پرداخت روان‌شناختی و نقش حاشیه‌ای درمان

یکی از بارزترین ضعف‌های فیلم، بی‌اعتنایی به فرآیند درست و علمی درمان تروما است. با وجود اشاره به مراجعه به مشاور، ما هیچ‌گاه شاهد یک جلسه درمانی معنادار با حضور هر دو طرف نیستیم. مشاور تنها به عنوان یک صدا یا یک نام در دیالوگ‌ها حضور دارد. رفتارهای سارا نیز به گونه‌ای نمایش داده می‌شود که بیشتر شبیه به افسردگی عمومی است تا اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) پیچیده ناشی از تعرض در کودکی. اوج این ضعف، در ده دقیقه پایانی فیلم رخ می‌نماید؛ جایی که سارا به ناگهان و در یک گفت‌وگو، تمام خاطرات سرکوب شده را بازگو می‌کند و به نظر می‌رسد گره اصلی روانی‌اش باز می‌شود. این شتابزدگی و ساده‌انگاری در حل یک ترومای عمیق، باورپذیری کل قصه را خدشه‌دار می‌سازد.

نمادپردازی فراوان اما ناتمام

فیلم آکنده از نمادهاست که مهم‌ترین آن‌ها اسب است. اسب می‌تواند نماد قدرت جنسی، رهایی، یا حتی ارتباط با بخش وحشی و سرکوب‌شده نفس باشد. سارا در کودکی هنگام حادثه به تصویر اسب خیره شده، با اسب‌ها ارتباط می‌گیرد و بر ترسش از سواری غلبه می‌کند. حتی پایان‌بندی فیلم نیز به نماد دو اسب گره می‌خورد. اما مشکل اینجاست که این نمادها اغلب در حد اشاره باقی می‌مانند و به تحلیل روان‌کاوانه یا سینمایی عمیق منجر نمی‌شوند. نمادهایی مانند جویدن آدامس (مرحله دهانی) یا نام‌های سارا و ابراهیم (ارجاع به داستان حضرت ابراهیم و ساره) نیز به همین ترتیب، روی سطح فیلم شناور هستند و در بافت روایی غرق نمی‌شوند. این امر باعث می‌شود مخاطب احساس کند با تکه‌هایی از یک پازل مفهومی روبرو است که هیچ‌گاه کامل نمی‌شود.

بازنمایی طبقه متوسط و تابوشکنی محتاطانه

از جنبه اجتماعی، فیلم قابل تقدیر است زیرا پس از سال‌ها، زندگی و دغدغه‌های طبقه متوسط مرفه (پزشکان) را به پرده سینما بازمی‌گرداند. بحران آن‌ها نه مالی، که کاملاً شخصی و روانی است. همچنین پرداختن به مشکل روابط جنسی زناشویی در سینمای ایران، خود نوعی تابوشکنی است. اما این تابوشکنی بسیار محتاطانه و "شرم‌آلود" صورت گرفته است. فیلم بیشتر دور موضوع می‌چرخد تا اینکه مستقیم و شفاف به آن بپردازد. این احتیاط ممکن است ناشی از محدودیت‌های ممیزی باشد، اما نتیجه نهایی، فیلمی است که در بیان مسئله اصلی خود نیز دچار لفافه‌گویی شده و از قدرت تاثیرش کاسته است.

استفاده بحث‌برانگیز از هوش مصنوعی و پایان‌بندی ضعیف

فیلم «حال خوب زن» نمونه‌ای از نفوذ فناوری‌های جدید در سینمای ایران است. استفاده از هوش مصنوعی برای خلق صحنه‌هایی مانند قایق‌سواری شاید به دلیل کاهش هزینه قابل درک باشد. اما مشکل اصلی در اوج احساسی فیلم رخ می‌دهد؛ جایی که به جای بهره‌گیری از بازی بازیگران یا تصاویر واقعی، حلقه ویدیویی تکراری و مصنوعی از دو اسب که با هم ابراز محبت می‌کنند، برای نزدیک به یک دقیقه نمایش داده می‌شود. این انتخاب کارگردانی نه تنها ضعف تکنیکی محسوب می‌شود، بلکه حس دروغ و عدم اصالتی به صحنه می‌دهد. چگونه می‌توان عمیق‌ترین حس آشتی و گره‌گشایی را به تصاویری سپرد که هیچ‌کس در پشت آن‌ها نیست؟ این پایان‌بندی، بسیاری از دستاوردهای نسبتاً خوب فیلم در طول مدت نمایش را تحت الشعاع قرار می‌دهد.
https://www.asianewsiran.com/u/ims
اخبار مرتبط
فیلم سینمایی «رقص باد» نخستین ساخته جواد حسینی، به بخش مسابقه چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر راه یافته است. این فیلم عاشقانه با بازی علیرضا شجاع‌نوری (پس از ۷ سال دوری از سینما) و سودابه بیضایی، داستان رابطه ۳۷ ساله دو شخصیت را در یک شهر ساحلی روایت می‌کند. شجاع‌نوری در نقش «یونس» و بیضایی در نقش «خورشید» ظاهر شده‌اند. ماهور الوند، امیر محمدی و رضا ثامری دیگر بازیگران اصلی این اثر هستند. فیلم بر اساس فیلمنامه حسین مهکام و با مشاوره بیژن میرباقری ساخته شده است. تهیه‌کنندگی «رقص باد» را ابوالفضل صفری بر عهده داشته و این پروژه مستقل در شهر بوشهر فیلمبرداری شده است. نمایش‌های اولیه آن روزهای ۱۶ و ۱۷ بهمن در جشنواره فجر برگزار می‌شود.
فیلم سینمایی «بیلبورد» به کارگردانی سعید دشتی که در بخش رقابتی چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد، نتوانسته از ایده جذاب خود درباره بحران شهرت و رسانه بهره کافی ببرد. این فیلم با وجود موضوع تازه، در اجرا، فیلمنامه و هدایت بازیگران با ضعف‌های جدی مواجه است. بازی امین حیایی در نقش اصلی مرد، سطحی و فاقد عمق روانی توصیف شده و آناهیتا درگاهی نیز به دلیل شخصیت‌پردازی ضعیف نتوانسته ظرفیت خود را نشان دهد. فیلمنامه نیز از نظر ساختار دچار پراکندگی و عدم انسجام روایی است.
فیلم «زنده‌شور» به کارگردانی کاظم دانشی و با بازی تحول‌آفرین بهرام افشاری در نقش یک معاون دادستان، روایت تکان‌دهنده آخرین ساعات پنج محکوم به اعدام را به پرده سینما می‌آورد. این تریلر روانشناختی-اجتماعی که با بازی ستاره‌ای چون شبنم مقدمی و امیر جعفری همراه است، یکی از جنجالی‌ترین آثار بخش سودای سیمرغ جشنواره فیلم فجر ۴۴ محسوب می‌شود.
فیلم «دختر پری‌خانوم» ساخته علیرضا معتمدی، به عنوان سومین بخش از سه‌گانه سوگ این کارگردان، در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر حاضر است. این فیلم با بازی سها نیاستی در نقش اصلی و بازگشت مرضیه برومند پس از ۱۶ سال، روایتی فانتزی از سوگ مادر معتمدی ارائه می‌دهد.
فیلم «مارون» به کارگردانی امیراحمد انصاری و با بازی جمشید هاشم‌پور و امیرحسین فتحی (در نقش شهید طیب)، در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد. این فیلم که با نقدهای تندی نسبت به بازیگری فتحی و اشکالات فنی مانند صحنه‌های غیرواقع‌نما مواجه شده، وعده یک روایت متفاوت از دفاع مقدس را می‌دهد.
فیلم «تقاطع نهایی» به کارگردانی سعید جلیلی، یکی از آثار بخش «سودای سیمرغ» در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر، با نمایشی فنی قابل قبول و بازی‌های تنظیم‌شده در فضایی محدود آغاز می‌شود، اما به سرعت در گرداب ضعف‌های ساختاری فیلمنامه و حفره‌های منطقی غیرقابل اغماض غرق می‌شود. این اثر که داستان سه زن درگیر یک ماجرای قتل را روایت می‌کند، با وجود تلاش برای ایجاد تعلیق و ارائه یک پیچش داستانی غافلگیرکننده، نتوانسته از دام الگویی تکراری و اجرایی مکانیکی بگریزد و در نهایت به نمونه‌ای از تقابل توانمندی‌های کارگردانی جوان با متنی ناپخته تبدیل شده است.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید