آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در مسقط پس از سه دور گفتوگو امروز به پایان رسید. این دور از گفتوگوها که با میانجیگری وزیر خارجه عمان برگزار شد، در فضایی از امیدواری و ابهام پیچیده بود. سیدعباس عراقچی، دیپلمات ارشد ایرانی حاضر در مذاکرات، این دور را «شروع خوبی» توصیف کرد و گفت نقطه نظرات و نگرانیهای دو طرف بعد از مدتی طولانی به یکدیگر منتقل شد. وی تأکید کرد که ادامه روند منوط به مشورت در پایتختهاست. با این حال، فضای اطراف این مذاکرات، ترکیبی از نشانههای مثبت و تنشزا بود. از یک سو، برخی منابع از تلاش برای دستیابی به یک چارچوب کلی با عنوان «ترک تخاصم» خبر دادند و حتی شایعهای مبنی بر امکان لغو برخی تحریمها در ازای توقف بلندمدت برنامه هستهای ایران مطرح شد. از سوی دیگر، حضور غیرمنتظره ژنرال مایکل کورلا، فرمانده مرکز فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) در مسقط، جنجالآفرین شد. منابع ایرانی این حضور را نامناسب و تهدیدی برای روند دیپلماتیک خواندند، درحالی که یک منبع آمریکایی مدعی شد هدف، اطمینانبخشی به ایران درباره خروج نیروهای دریایی آمریکا از منطقه بوده است.
همزمان، رسانههای غربی مانند پولیتیکو از ادامه آمادهسازی نظامی آمریکا برای «حمله احتمالی» خبر دادند و گفتند برخی نیروها هنوز بیش از یک هفته با موقعیت مورد نظر فاصله دارند. این گزارشها در کنار درخواست آمریکا از شهروندانش برای ترک ایران، بر تنش موجود افزود. در داخل ایران نیز صداهای مخالفی به گوش میرسید. اسماعیل کوثری، عضو مجلس، محکم گفت از مذاکرات «هیچ نتیجهای حاصل نخواهد شد» و آمریکا قصد بازی دادن ایران را دارد. ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی نیز اعلام کرد: «مذاکرات در مسقط به نتیجه نمیرسد؛ موشکها مذاکره خواهند کرد!». نکته حائز اهمیت، توقف برنامهریزی نشدهای در میانه مذاکرات بود که برای «تماس با پایتختها» اعلام شد. تحلیلگران این وقفه را نشانهای از جدیت و تداوم روند میدانند. در نهایت، به نظر میرسد این دور از مذاکرات بیشتر بر انتقال مواضع و تعریف یک چارچوب اولیه متمرکز بوده است. نتیجه نهایی آن، به تصمیمگیری در سطوح عالی تهران و واشنگتن وابسته خواهد بود. در ادامه، گزارشی جامع از جزئیات، مواضع و تحلیل این گفتوگوهای حساس ارائه میشود.
تحلیل فرآیند و دستاوردهای ملموس این دور مذاکرات
بر اساس گزارشها، این دور از مذاکرات غیرمستقیم با وساطت عمان، بر اساس الگوی «دو اتاقه» پیش رفته است؛ به این معنا که هیئتهای ایرانی و آمریکایی در مکانهای جداگانه مستقر بودند و پیامهای خود را از طریق بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، مبادله میکردند. هدف اصلی این مرحله، نه ورود به جزئیات فنی، که «تبادل نقطه نظرات و نگرانیها» پس از یک وقفه طولانی و تعریف یک «چارچوب کاری» اولیه بوده است. به نظر میرسد دو طرف موفق شدهاند حداقل در مورد ادامه گفتوگو و مکانیسم آن (وساطت عمان) توافق عملی داشته باشند. توقف برنامهریزینشده برای تماس با پایتختها نیز نشان میدهد که طرفین به دنبال کسب راهنمایی و اخذ تصمیمات کلان از سطوح بالاتر هستند. بنابراین، دستاورد اصلی این دور را میتوان «بازگشایی یک کانال ارتباطی ساختاریافته پس از ماهها انجماد» و «کاهش فضای بیاعتمادی از طریق گفتوگو» دانست. با این حال، هنوز هیچ سند یا توافق مکتوبی منتشر نشده و همه چیز در مرحله مشورت و رایزنی باقی است.
تناقض در سیگنالها: دیپلماسی در کنار تهدید نظامی
فضای اطراف این مذاکرات، آکنده از سیگنالهای متضاد بود که تحلیل نتیجه نهایی را دشوار میسازد. از یک سو، دیپلماتهای حاضر در مذاکرات از «جو بسیار خوب» و «شروع خوب» سخن گفتند. از سوی دیگر، حضور فرمانده سنتکام در منطقه و گزارشهای رسانهای مانند پولیتیکو درباره ادامه آمادهسازیهای نظامی آمریکا برای یک حمله احتمالی، سیگنال تهدیدآمیزی را منتشر میکند. این تناقض میتواند چند معنا داشته باشد: اول، یک استراتژی عمدی آمریکا برای اعمال فشار حداکثری («چماق و هویج») بر ایران در آستانه مذاکرات. دوم، عدم هماهنگی کامل بین بخشهای مختلف دستگاه سیاست خارجی و امنیتی آمریکا. سوم، تلاش واشنگتن برای آرامکردن متحدان منطقهای خود (مثل اسرائیل و برخی کشورهای عربی) که از هرگونه توافق با ایران هراس دارند. از نگاه ایران، این تناقض میتواند نشانه «دوگانگی» و «عدم صداقت» آمریکا تفسیر شود، همانگونه که مقامات تندروی داخلی بر آن تأکید کردند.
نقش و انگیزههای عمان به عنوان میانجی
سلطنت عمان بار دیگر نقش کلیدی خود به عنوان واسطه قابل اعتماد بین ایران و غرب را ایفا کرد. انگیزههای عمان برای پذیرش این نقش پرریسک چندبعدی است:
- اول، افزایش اعتبار و نقش دیپلماتیک این کشور کوچک اما تأثیرگذار در منطقه.
- دوم، منافع امنیتی ملی؛ عمان خواهان کاهش تنش در منطقه، به ویژه در تنگه هرمز است، زیرا بیثباتی میتواند اقتصاد و امنیت آن را تحت تأثیر قرار دهد.
- سوم، حفظ روابط متعادل با همه قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای. عمان با حفظ بیطرفی مثبت، توانسته است اعتماد نسبی دو طرف متخاصم را جلب کند.
موفقیت این کشور در مدیریت فرآیند مذاکرات، به توانایی آن در انتقال دقیق پیامها، پیشنهاد زمینههای مشترک و حفظ محرمانگی بستگی دارد. اعلامیه کوتاه و بیطرفانه وزارت خارجه عمان پس از مذاکرات، نشان از حرفهایگری مسقط دارد.
بازیگران داخلی ایران و تأثیر آن بر موضع مذاکرهکنندگان
صحنه داخلی ایران نیز در حین این مذاکرات یکدست نبوده است. در حالی که تیم دیپلماتیک حاضر در مسقط (به رهبری عراقچی) با زبان میانهرو و امیدوارکننده صحبت میکرد، صداهای قدرتمندی از مجلس شورای اسلامی و جناحهای تندرو به شدت نسبت به هرگونه نتیجهبخشی مذاکرات ابراز تردید و حتی مخالفت کردند. اظهارات سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس که گفت «موشکها مذاکره خواهند کرد»، نمونه بارز این نگرش است. این دوگانگی نشان میدهد که تیم مذاکرهکننده ایران نه تنها با طرف آمریکایی، که با فشارهای داخلی نیز دست به گریبان است. هرگونه توافق احتمالی، نیازمند اجماع سازی در بین نهادهای قدرتمند کشور، به ویژه مجمع تشخیص مصلحت نظام و فرماندهی کل قوا خواهد بود. این محدودیت داخلی، دست تیم دیپلماتیک را برای انعطاف احتمالی میبندد و باعث میشود مواضع ایران، همانگونه که روزنامه گاردین گزارش داد، به شکل «غافلگیرانهای محکم» باقی بماند.
چشمانداز آینده؛ سناریوهای محتمل پیش رو
با پایان این دور مذاکرات، چند سناریوی محتمل برای آینده وجود دارد:
-
تداوم گفتوگوها
در صورت مثبتارزیابی شدن نتایج این دور توسط رهبران دو طرف، مذاکرات در دور دیگری در آینده نزدیک ادامه خواهد یافت. احتمالاً تمرکز از کلیات به سمت مسائل فنیتر مانند دامنه لغو تحریمها و محدوده فعالیتهای هستهای ایران حرکت خواهد کرد.
-
بنبست و تشدید تنش
اگر شکاف مواضع همچنان عمیق تشخیص داده شود (به ویژه بر سر مسائل منطقهای و موشکی)، مذاکرات مجدداً متوقف خواهد شد. در این سناریو، گزارشهای فعلی درباره آمادهسازی نظامی میتواند به واقعیت خطرناکی تبدیل شود و چرخه جدیدی از درگیریهای نیابتی یا مستقیم آغاز گردد.
-
توافق محدود و تدریجی
محتملترین سناریو در کوتاهمدت، دستیابی به یک «توافق مقدماتی» یا «تفاهم غیرکتبی» برای کاهش تنشهاست. این توافق میتواند شامل تبادل زندانیان، مسکوت گذاشتن موقت برخی تحریمها و توقف برخی اقدامات هستهای ایران باشد. چنین توافقی نه نهایی است و نه جامع، اما فضایی برای تنفس و اعتمادسازی ایجاد میکند.
نتیجه نهایی، علاوه بر اراده سیاسی در واشنگتن و تهران، به تحولات منطقهای (مانند اقدامات اسرائیل) و عوامل غیرمنتظره نیز بستگی خواهد داشت.