آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
در اقدامی که میتواند تحولی اساسی در جنگ اقتصادی واشنگتن علیه تهران ایجاد کند، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، فرمان اجرایی جدیدی را امضا کرده که به دولت او اجازه میدهد به صورت یکجانبه و بر اساس ارزیابی خود، «تعرفههای اضافی» بر کالاهای وارداتی از کشورهایی اعمال کند که به طور مستقیم یا غیرمستقیم از ایران کالا یا خدمات خریداری میکنند. این فرمان که بامداد شنبه، هجدهم بهمن ماه ۱۴۰۴، از سوی کاخ سفید منتشر شد، درست در روزهایی به اجرا گذاشته شده که نمایندگان ایران و آمریکا در مسقط عمان، دور جدیدی از مذاکرات را آغاز کردهاند. این همزمانی، پیامی روشن دارد: فشار حداکثری اقتصادی نه تنها تداوم دارد، بلکه به سطح بیسابقهای از «تهدید متحدان و شرکای تجاری ایران» ارتقا یافته است. هدف اصلی این فرمان، نه تنها خود ایران، بلکه «ایجاد هزینه برای شبکه بینالمللی تجارت با تهران» است. در حالی که تحریمهای ثانویه پیشین، معمولاً بانکها یا شرکتهای خاصی را هدف میگرفتند، این فرمان جدید، ابزار گستردهتری را در اختیار دولت آمریکا قرار میدهد: امکان تنبیه «کل کشورها» از طریق تعرفه بر صادرات آنان به آمریکا. این اقدام، در واقع «تشدید جنگ اقتصادی» به روشی دیگر است. اگر کشوری مانند چین، هند، ترکیه یا یک کشور اروپایی، نفت، پتروشیمی یا دیگر کالاهای ایرانی را خریداری کند، دولت ترامپ میتواند به عنوان تنبیه، تعرفه واردات خودرو، فولاد، پوشاک یا هر کالای دیگری از آن کشور را افزایش دهد. این امر، محاسبات اقتصادی شرکای تجاری ایران را به شدت پیچیده میکند.
ترامپ در بیانیه کاخ سفید، ایران را تهدیدی برای امنیت ملی آمریکا خوانده و این فرمان را اقدامی برای «مقابله با این تهدید» و «تحت فشار قرار دادن اقتصاد ایران» عنوان کرده است. این در حالی است که منتقدان، این اقدام را تلاشی برای «تحمیل سیاست یکجانبه» و «تحریک تجارت جهانی» میدانند که میتواند به جنگ تعرفهها با متحدان آمریکا نیز بینجامد. نکته قابل تأمل، زمانبندی این اعلام است. انتشار خبر آن دقیقاً همزمان با برگزاری مذاکرات در مسقط، میتواند دو هدف داشته باشد: نخست، «تقویت موضع چانهزنی تیم آمریکا» با نشان دادن عزم واشنگتن برای ادامه فشار. دوم، «تضعیف روحیه طرف ایرانی» و ایجاد تردید در مورد حسن نیت آمریکا برای رسیدن به یک توافق متقابل. این فرمان، اگر به طور گسترده اجرا شود، میتواند بر اقتصاد بسیاری از کشورها تأثیر بگذارد و واکنشهای بینالمللی را برانگیزد. اتحادیه اروپا، چین و روسیه پیش از این نسبت به تحریمهای ثانویه آمریکا اعتراض کردهاند. حالا ابزار جدید و قدرتمندتر ترامپ، آزمونی جدی برای اتحاد و مقاومت این کشورها در برابر فشار واشنگتن خواهد بود. این حرکت، موازنه جدیدی در مناسبات اقتصادی-سیاسی جهان ایجاد میکند و نشان میدهد دولت ترامپ مصمم است تا از هر اهرم ممکن، از جمله تهدید منافع اقتصادی سایر قدرتها، برای منزوی کردن ایران استفاده کند. تحلیل ابعاد این فرمان و پیامدهای آن در ادامه آمده است.
ماهیت فرمان و تفاوت آن با تحریمهای ثانویه پیشین
تحریمهای ثانویه سنتی آمریکا علیه ایران، معمولاً «اشخاص حقیقی و حقوقی» (بانکها، شرکتها، افراد) را هدف میگرفتند. این تحریمها، آن اشخاص را از دسترسی به سیستم مالی و بانکی آمریکا محروم میکردند. اما فرمان اجرایی جدید، یک «ابزار تجاری-تعرفهای» است که «دولتهای ملی» را هدف قرار میدهد. این فرمان، اساساً به دولت آمریکا اختیار میدهد تا به عنوان تنبیه برای خرید از ایران، «تعرفه واردات از آن کشور را افزایش دهد». این یک «تهدید اقتصادی کلان» است. به عنوان مثال، اگر چین نفت ایران را بخرد، آمریکا میتواند تعرفه واردات کالاهای الکترونیکی چین را ۲۵٪ افزایش دهد. این، هزینه معامله با ایران را برای آن کشور به طور تصاعدی بالا میبرد. تفاوت دیگر، «وسیعتر و انعطافپذیرتر» بودن این ابزار است. تعرفهها میتوانند بر بخشهای مختلفی اعمال شوند و میزان آنها نیز توسط دولت آمریکا تعیین میشود. این امر، یک «ابزار فشار پیچیده و چندلایه» ایجاد میکند که پاسخگویی به آن برای کشورهای هدف دشوارتر است.
اهداف استراتژیک و زمانبندی همزمان با مذاکرات
انتشار این فرمان همزمان با مذاکرات مسقط، تصادفی نیست و چند هدف استراتژیک را دنبال میکند:
۱. «تقویت موضع چانهزنی»
تیم آمریکا با نشان دادن آمادگی برای تشدید بیسابقه فشار، سعی دارد طرف ایرانی را وادار به عقبنشینی بیشتر کند. پیام این است: «اگر به خواستههای ما تن ندهید، نه تنها شما، بلکه شرکای تجاری شما را نیز خرد خواهیم کرد.»
۲. «آزمایش اراده طرف ایرانی»
این اقدام، عزم ایران برای ادامه مذاکرات تحت چنین فشاری را میسنجد. آیا تهران کانال گفتوگو را حفظ میکند یا در اعتراض آن را قطع میکند؟
۳. «جلب توجه افکار عمومی و ایجاد اثر روانی»
اعلام یک تهدید بزرگ همزمان با مذاکره، فضای رسانهای را به نفع نمایش قدرت آمریکا تغییر میدهد و این تصور را ایجاد میکند که واشنگتن از موضع قدرت عمل میکند.
هدف بلندمدت، «تحقق انزوای کامل اقتصادی ایران» از طریق ترساندن شرکای تجاری آن است. اگر کشورها بترسند که صادرات سودآور خود به بازار بزرگ آمریکا را از دست بدهند، ممکن است خرید از ایران را کاهش دهند یا متوقف کنند.
هدفگیری اصلی؛ چه کشورهایی در خطرهستند؟
بر اساس این فرمان، هر کشوری که با ایران معامله داشته باشد، میتواند هدف قرار گیرد. اما در عمل، هدف اصلی احتمالاً «شرکای تجاری بزرگ ایران» هستند:
-
«چین»
بزرگترین خریدار نفت و محصولات پتروشیمی ایران. آمریکا میتواند تهدید کند که تعرفههای جنگ تجاری خود با چین را باز هم افزایش دهد.
-
«هند»
خریدار سنتی نفت ایران (اگرچه خریدش کاهش یافته). تعرفه بر صادرات دارو، مواد شیمیایی یا قطعات خودروی هند میتواند تهدید باشد.
-
«ترکیه»
خریدار نفت و گاز ایران. تعرفه بر فولاد یا منسوجات ترکیه میتواند اثرگذار باشد.
-
«کشورهای اروپایی»
مانند آلمان، ایتالیا یا فرانسه که ممکن است کالاهای غیرنفتی از ایران بخرند.
نکته کلیدی، «گزینش سیاسی» خواهد بود. دولت ترامپ احتمالاً ابتدا کشورهای کمدافعه یا کمتر متحد را هدف قرار میدهد تا واکنش شدید اتحادیه اروپا یا چین را فوراً برنینگیزد. این ابزار بیشتر یک «شمشیر داموکلسی» است که بالای سر همه کشورها آویزان است.
واکنشهای احتمالی بینالمللی و چالشهای حقوقی
این فرمان با «اعتراض شدید و اقدامات متقابل» از سوی بسیاری از کشورها روبرو خواهد شد. دلایل:
۱. «نقض حاکمیت ملی»
کشورها حق دارند با هر کشوری که بخواهند تجارت کنند. آمریکا با این فرمان در حال تحمیل قوانین خود بر تجارت بین سایر کشورهاست.
۲. «تضعیف سازمان جهانی تجارت (WTO)»
این اقدام آشکارا با قواعد تجارت چندجانبه در تضاد است و میتواند به شکایتهای متعدد در WTO منجر شود.
۳. «تخریب اعتماد و بیثباتسازی بازارها»
این فرمان، ریسک غیرقابل پیشبینی سیاسی را به معاملات تجاری جهانی اضافه میکند و سرمایهگذاریها را دچار تردید میسازد.
واکنشهای احتمالی میتواند شامل «تعرفههای متقابل» علیه کالاهای آمریکایی، «تشکیل ائتلافهای تجاری بدون آمریکا»، و «تقویت مکانیزمهای مالی غیردلاری» برای دور زدن سیستم آمریکا باشد. اتحادیه اروپا ممکن است بلوکهکننده (Blocking Statute) خود را تقویت کند.
تأثیر بر ایران، مذاکرات و چشمانداز
برای ایران، این فرمان به معنای «عمیقتر شدن چالش صادرات غیرنفتی و نفتی» است. حتی اگر خریدارانی مانند چین حاضر به پرداخت هزینه تعرفه آمریکا نباشند، ممکن است قیمت خرید از ایران را به شدت کاهش دهند یا قراردادهای خود را به حالت تعلیق درآورند.
- در کوتاهمدت، این اقدام میتواند «سختتر کردن مواضع ایران در مذاکرات» شود. تهران احتمالاً استدلال خواهد کرد که در حالی که آمریکا در حال تشدید خصومت است، دادن امتیاز معنایی ندارد. این میتواند بنبست در مسقط را تشدید کند.
- در میانمدت، موفقیت این فرمان به «اجرای واقعی و گسترده آن» بستگی دارد. آیا ترامپ واقعاً جسارت تعرفه گذاشتن بر کالاهای چینی یا اروپایی را دارد؟ اگر اجرا نشود، به یک تهدید توخالی تبدیل میشود. اگر اجرا شود، میتواند به یک «جنگ تجاری تمامعیار جهانی» دامن بزند که خود اقتصاد آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
- در نهایت، این فرمان نشان میدهد که استراتژی ترامپ در قبال ایران، فارغ از مذاکرات، «فشار حداکثری تا حد فروپاشی یا تسلیم» است. این رویکرد، فضای بسیار شکنندهای را ایجاد کرده که در آن هرگونه تصادف یا سوءتفاهم میتواند به درگیری گستردهتر بینجامد. آینده روابط ایران و آمریکا و ثبات منطقه، بیش از هر زمان دیگری در هالهای از ابهام و خطر قرار گرفته است.
اثرات بومرنگی تهدید تعرفهای ترامپ علیه شرکای ایران
دونالد ترامپ بامداد شنبه بستر قانونی لازم برای اعمال تعرفه علیه شرکای تجاری ایران را ایجاد کرد اما از وضع فوری تعرفههای گمرکی خودداری کرد. ترامپ نخستین بار چند هفته قبلتر در پیامی در تروثسوشال تهدید به این اقدام را مطرح کرد اما او در آن زمان گفته بود که این تعرفهها بلافاصله اعمال خواهند شد. با وجود این، رسانههای آمریکا میگویند او تا کنون هیچ سندی برای ابلاغ این سیاست صادر نکرده است. کاترین لوسی، تحلیلگر بلومبرگ نوشته که انجام چنین اقدامی میتواند روابط تجاری آمریکا با کشورهای سراسر دنیا اعم از هند، ترکیه و چین را دچار اختلال کند. ترامپ در فرمان اجرایی جدیدش نرخی برای تعرفهای که قرار است علیه شرکای تجاری ایران مشخص نکرده اما او از عدد ۲۵ درصد به عنوان نرخی که «به عنوان مثال» میتوان علیه یک کشور وضع کرد نام برده است.