آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
فیلم سينمایی «تهران کنارت» به نویسندگی و کارگردانی علی بهراد، دومین تجربه بلند این فیلمساز جوان پس از «تصور» (با بازی لیلا حاتمی و مهرداد صدیقیان) است که پس از دو سال توقیف و کشوقوسهای فراوان، سرانجام در پاییز ۱۴۰۴ روی پرده سینماها رفت. این فیلم که در جشنواره معتبر کارلووی واری ۲۰۲۴ به نمایش جهانی درآمد، روایت تلاقی چند زندگی در شلوغی و روزمرگی تهران امروز است و با نگاهی شاعرانه و تصویری متفاوت، به دغدغههای نسل جوان، تنهایی، عشق و مسائل هویتی میپردازد. با وجود بازی علی شادمان، آناهیتا افشار، علی مصفا، آیدا ماهیانی و تینو صالحی و نیز فیلمبرداری چشمنواز علی قاضی و موسیقی تأثیرگذار علیرضا افکاری، «تهران کنارت» بیش از آنکه به خاطر کیفیت سینماییاش مورد بحث قرار گیرد، در گرداب حواشی سیاسی-فرهنگی گرفتار آمده و اکنون هدف کمپین جمعآوری امضا برای توقیف از سوی برخی رسانههای اصولگرا قرار گرفته است.
پدیده عجیب سینمای ایران!
سینمای ایران در سالهای اخیر با پدیدهای عجیب مواجه بوده است: فیلمهایی که پیش از آنکه تماشاگران درباره کیفیت آنها قضاوت کنند، در منجلاب حاشیههای سیاسی و ممیزی دست و پا میزنند. «تهران کنارت» جدیدترین قربانی این رویه است. فیلمی که پس از دو سال توقف، بالاخره پروانه نمایش گرفت و اکران شد، اما بلافاصله با موج تازهای از مخالفتها روبهرو گردید. خبرگزاری فارس در بخش «فارس من» کمپینی برای جمعآوری امضا و توقیف فیلم راه انداخته و آن را «پروژه نفوذ فرهنگی» و اجرای تئوری «قورباغه آبپز» برای حساسیتزدایی از جامعه خوانده است.
داستان «تهران کنارت» از نقطهای شروع میشود که شخصیت اصلی، پس از عبور از یک تجربه تلخ، وارد مرحله جدیدی از زندگی میشود. روبرو شدن با یک زن مرموز و ورود به مسیرهایی غیرقابل پیشبینی، تصمیماتش را زیر سؤال میبرد. هر شخصیت قصه خودش را دارد اما در طول فیلم، سرنوشت همه به هم گره میخورد. روایت گاهی عاشقانه و گاهی تلخ است، اما در نهایت زندگی شهری تهران را از زاویهای انسانی نشان میدهد. علی بهراد، تهران را مثل یک قهرمان خاموش تصویر میکند؛ در هر قاب فیلم، حس و حال خیابانها و آدمهای تهران جاری است. دومین فیلم ساخته علی بهراد، کارگردان جوان، ه پیشتر با فیلم «تصور» در بخش هفته منتقدان جشنواره کن حضور یافته بود. او در «تهران کنارت» نیز نشان میدهد که علاقه ویژهای به جوانان و روحیات آنها دارد و میتواند فضای تینایجری و دغدغههای نسل امروز را به درستی بر پرده بیاورد. سبک فیلمبرداری علی قاضی (که پیشتر در آثار شاخصی چون «ابد و یک روز» و «ارمغان تاریکی» درخشیده) و موسیقی علیرضا افکاری (آهنگساز «مغزهای کوچک زنگزده»)، فضایی شاعرانه و پراحساس به فیلم بخشیده است.
اما وجه تمایز «تهران کنارت» از بسیاری فیلمهای اجتماعی این سال ها، نه در فرم و محتوای آن که در سرگذشت پرفرازونشیب اکرانش است. علی بهراد روند ساخت این فیلم را چنین شرح داده که فیلمبرداری سه سال پیش به پایان رسیده است، اما مدیران قبلی نظارت و ارزشیابی اعلام کردند فیلم نه در ایران و نه در خارج از کشور اجازه نمایش ندارد. پس از یک سال پیگیری، مجوز نمایش فقط برای خارج از کشور صادر شد و فیلم در جشنواره کارلووی واری به نمایش درآمد. با تغییر دولت، مسئولان گفتند کلیت فیلم مشکلی ندارد، جز دو سه سکانس که به دلیل ساختار غیرخطی امکان حذف نداشتند. از بهراد خواسته شد نام فیلم را از «سرندیپیتی» به «تهران کنارت» تغییر دهد و پس از آن قرارداد اکران داخلی بسته شد. با این حال، این اکران هم انجام نشد و فیلم بار دیگر پادرهوا ماند. شورای نظارت به بهراد اعلام کرد که باید دوباره فیلم را بررسی کنند و این بار مجوز اکران به آن نمیدهند. بهراد در آن زمان از مدیریت دوگانه انتقاد کرد و گفت که همان صحنههایی که برای فیلمش مشکل است، در سریالهای شبکه نمایش خانگی بدون مشکل پخش میشوند. او تأکید داشت که با تجربه دو دولت متفاوت، هیچ تغییری در نگاه به سانسور ندیده است. حالا پس از دو سال، فیلم سرانجام اکران شده، اما حاشیهها تازه آغاز شدهاند.
مخالفتهای اخیر عمدتاً بر سه محور استوار است:
- کشف حجاب در برخی سکانسها
- استفاده از صدای «سوگند» (خواننده ایرانی مقیم خارج از کشور) در تیزر تبلیغاتی
- محتوای فیلم که به زعم منتقدان شامل رقص و آوازخوانی زنان و روابط نامشروع میان زن و مرد است.
خبرگزاری فارس در گزارشی با عنوان «ذبح عشق و فروپاشی ارزشها در سینمایی تهران کنارت»، نگاه تندی به محتوای فیلم داشته و آن را نه یک درام اجتماعی، بلکه اثری دانسته که مفاهیمی مانند تعهد، حیا و جایگاه خانواده را هدف قرار داده است. در سوی مقابل، علی بهراد با اشاره به بازخوردهای مثبت تماشاگران، تأکید دارد که اکران فیلم در این روزها تنها با انگیزه بهتر کردن حال مردم انجام شده است. او از جوانان که مخاطبان اصلی فیلم هستند دعوت میکند که آن را در سینما تماشا کنند و میگوید: «من دوست داشتم اگر در این اوضاع مملکت که سایه جنگ همچنان وجود دارد، برای حال روحی مردم کاری که از دستم برمیآید انجام بدهم.» بهراد که فیلم سومش «بنسای» در مراحل پستولید است، از دلسردی خود از ساخت فیلم در این رده سنی سخن گفته و «تهران کنارت» را «یادگاری» برای نوجوانان و جوانانی دانسته که در این روزگار فیلم را میبینند و دوستش دارند.
«تهران کنارت» در حال حاضر روی پرده سینماهاست و باید دید که آیا به اکران خود ادامه میدهد یا بار دیگر توقیف میشود. فارغ از نتیجه این کشمکش، آنچه مسلم است این است که فیلم -چه از نظر کیفیت و چه از نظر محتوا- سزاوار قضاوت سینمایی است، نه محاکمه سیاسی. در این نقد، تلاش خواهیم کرد تا با کنار زدن پرده حاشیهها، به خود فیلم بپردازیم؛ به نقاط قوت و ضعفش، به فرم و محتوایش، و به این پرسش پاسخ دهیم که آیا «تهران کنارت» واقعاً آنطور که برخی میگویند «تهدید فرهنگی» است یا صرفاً فیلمی است صادق درباره نسلی که در تهران امروز زندگی میکند.
فیلمنامه و ساختار روایی؛ تلاقی زندگیها در هجوم خردهروایتهای بیربط
«تهران کنارت» از آن دست فیلمهایی است که ساختاری اپیزودیک و چندشخصیتی دارد؛ تلاشی برای نشان دادن «تکهتکه شدن» تجربه زیسته در کلانشهری مثل تهران. ایده اصلی فیلم -تلاقی چند زندگی در دل شلوغی و بیگانگی شهری- ایدهای کهنه اما همچنان جذاب است. بهراد سعی کرده است از این فرم برای گفتن حرفهایی درباره تنهایی، انتخاب، عشق و هویت نسل امروز استفاده کند. اما مشکل اصلی اینجاست که این خردهروایتها به اندازه کافی پرداخته نشدهاند و برخی از آنها چنان سطحی و بیعمق از آب درآمدهاند که انگار صرفاً برای «پر کردن» فیلم به آن اضافه شدهاند. نقاط عطف دراماتیک در فیلم به خوبی تعریف نشدهاند. مخاطب گاهی نمیداند چرا باید برای فلان شخصیت فرعی (که ناگهان وارد داستان میشود و ناگهان خارج میگردد) اهمیت قائل شود. بهراد که خود نویسنده فیلمنامه نیز هست، گویی در دام «زیباگرایی محض» افتاده است: او آنقدر درگیر خلق نماهای شاعرانه و لحظات «آههای درب و داغان» شده که فراموش کرده است مخاطب قبل از هر چیز به «داستان» نیاز دارد. فیلم مملو از دیالوگهایی است که سعی میکنند عمیق و فلسفی به نظر برسند، اما اغلب توخالی و از مد افتاده هستند.
نکته مثبت فیلمنامه، تلاش آن برای به تصویر کشیدن تناقضهای نسل جوان امروز ایران است: نسلی که همزمان درگیر تکنولوژی و تنهایی، آرزو و ناامیدی، سنت و مدرنیته است. شخصیت علی شادمان (به عنوان بازیگر نقش اصلی) نماینده این نسل است؛ جوانی که پس از یک شکست عاطفی، در جستجوی معنا در کوچهپسکوچههای تهران سرگردان است. اما این تصویر آنقدر کلی و تکراری است که گاهی یادآور فیلمهای اوایل دهه هشتاد میشود. اگر بهراد جسارت بیشتری در پرداخت جزییات خاص و منحصربهفرد این نسل داشت (مثلاً رابطه آنها با فضای مجازی، اقتصاد، مهاجرت و...)، فیلمش بسیار متمایزتر از آنچه هست میشد.
کارگردانی و زبان بصری؛ تهران، قهرمان خاموش فیلم!
اتفاق نظر منتقدانی که «تهران کنارت» را دیدهاند، بر این نکته استوار است که علی بهراد در کارگردانی، بیش از هر چیز به «فضاسازی» و «حال و هوا» توجه داشته است. فیلم از نظر بصری، به ویژه در نماهای وسیع از تهران (به خصوص در شب)، بسیار چشمنواز و تأثیرگذار است. دوربین علی قاضی (فیلمبردار) با ظرافت، زشتیها و زیباییهای پایتخت را در کنار هم نشان میدهد: از ترافیک خستهکننده و آلودگی گرفته تا غروبهای نارنجی و سقفهای سفالی خانههای قدیمی. بهراد در مصاحبهای گفته است که تهران را «قهرمان خاموش» فیلمش میداند و این ادعا در بسیاری از قابها به خوبی دیده میشود.
اما تسلط بهراد بر «میزانسن» (چیدمان بازیگران و دوربین در صحنه) چندان قابل دفاع نیست. برخی سکانسهای طولانی و بیتحرک، به جای آنکه به غرق شدن مخاطب در فضا کمک کنند، او را خسته میکنند. ریتم فیلم در نیمه دوم به شدت افت میکند و بهراد نمیتواند تعادل میان سکانسهای آرام و شاعرانه با لحظات تعلیق و اوج را حفظ کند. گاهی حس میشود کارگردان چنان عاشق نماهایی است که گرفته که نمیخواهد آنها را رها کند، حتی اگر به ضرر روایت باشد.
نکته قابل تحسین، استفاده از موسیقی علیرضا افکاری به عنوان عضوی از پیکره فیلم است، نه یک عنصر تزئینی. قطعات پیانو محور افکاری، به خوبی با فضای melancholy (دلتنگیآمیز) فیلم همخوانی دارند و در لحظات اوج احساسی، به جای تحمیل احساسات بر مخاطب، آنها را بسط میدهند. متأسفانه در برخی سکانسها، موسیقی چنان پررنگ میشود که انگار فیلمساز به توانایی بازیگرانش برای انتقال حس (از طریق بیان و نگاه) اعتماد ندارد و به موسیقی پناه میبرد. این نقطه ضعفی است که در بسیاری از فیلمهای اول و دوم کارگردانان ایرانی دیده میشود.
بازیها؛ علی شادمان درخشان، آناهیتا افشار در حد انتظار
علی شادمان که عمده شهرت خود را مدیون بازی در سریالهای نمایش خانگی مانند «یاغی» است، در نقش اصلی «تهران کنارت» یکی از بهترین بازیهای کارنامه خود را ارائه داده است. او موفق شده است چهره جوانی را به تصویر بکشد که در عین «خستگی از زندگی» و «سرخوردگی»، همچنان جستجوگر و کنجکاو است. شادمان در سکانسهای ساکت و بیدیالوگ (که در این فیلم کم نیستند) به خوبی از چشمانش استفاده میکند و «حرف نزدن» را به یک هنر تبدیل میکند. او با تکیه بر تجربه نسبتاً گسترده خود (از «میم مثل مادر» تا «مردن در آب مطهر»)، نشان میدهد که یکی از توانمندترین بازیگران نسل خود است.
آناهیتا افشار نیز در نقش مقابل شادمان، بازی قابل قبولی ارائه داده است، هرچند فیلمنامه فرصت چندانی برای بروز تواناییهایش در اختیارش نمیگذارد. شخصیت او -زن مرموزی که وارد زندگی شخصیت اصلی میشود- آنقدر که باید پرداخت نشده و بیشتر شبیه یک «ابزار روایی» است تا یک انسان با لایههای روانشناختی. افشار با بازی طبیعی و بیتکلف خود تا حدی این نقص را پوشانده، اما نمیتواند به تنهایی آن را نجات دهد. تینو صالحی، گلنوش قهرمانی و آیدا ماهیانی در نقشهای مکمل، در حد متوسط ظاهر شدهاند و تأثیر خاصی بر فیلم نمیگذارند.
علی مصفا در نقشی کوتاه (احتمالاً به عنوان یک «کامئو») حضور دارد. بازی او (هرچند محدود) یادآور بهترین روزهایش در فیلمهایی چون «جدایی نادر از سیمین» و «چیزهایی هست که نمیدانی» است. اما این حضور کوتاه، بیش از آنکه به فیلم عمق ببخشد، یادآوری میکند که «تهران کنارت» چه پتانسیل بالایی داشت اگر نویسنده و کارگردان به جای پراکندهگویی، بر چند شخصیت محدود اما عمیق تمرکز میکرد. در مجموع، بازیها «تهران کنارت» را نجات نمیدهند، اما از افتادن آن به ورطه شکست کامل نیز جلوگیری میکنند.
توقیف، ممیزی و حاشیهها؛ فیلمی که گروگان سیاست شد...
«تهران کنارت» بیش از آنکه در سالنهای سینما دیده شود، در تیتر خبرها و کارزارهای اینترنتی دیده شد. ماجرای دو سال توقیف، تغییر نام (از «سرندیپیتی» به «تهران کنارت»)، کشوقوس با شورای نظارت و در نهایت اکران در شرایط بحرانی سینما، همگی دست به دست هم دادند تا این فیلم به نمادی از «دشواری تولید و اکران در سینمای ایران» تبدیل شود. اتهامات وارد به فیلم -از «کشف حجاب» و «رقص و آواز» گرفته تا «روابط خارج از چارچوب» و «ترویج سبک زندگی غربی»- آنقدر کلی و تکراری هستند که برای هر فیلم اجتماعی دیگری (از «جدایی نادر از سیمین» گرفته تا «ابد و یک روز») نیز قابل طرح هستند.
نکته قابل تأمل، نقد «استفاده از صدای سوگند» در تیزر فیلم است. سوگند خواننده ایرانی مقیم خارج از کشور است که در طول جنگ اخیر مواضع ضد ایرانی اتخاذ کرده بود. استفاده از صدای او توسط تیم تبلیغاتی فیلم (چه با اطلاع کارگردان و چه بدون آن) یک اشتباه حرفهای و تاکتیکی بزرگ بود. این انتخاب، بهانهای به دست مخالفان فیلم داد تا «تهران کنارت» را به «همکاری با عوامل نفوذی» متهم کنند. حتی اگر خود فیلم کاملاً بیاشکال بود (که نیست)، این اشتباه تبلیغاتی میتوانست به تنهایی آن را به حاشیه بکشاند. مسئولیت این قبیل تصمیمات بر عهده تیم پخش و مشاوران رسانهای فیلم است و به نظر میرسد در این زمینه بسیار ضعیف عمل کردهاند.
با این حال، راهاندازی کمپین توقیف و درخواست «مجازات صادرکنندگان مجوز» اقدامی افراطی و ناامیدکننده است. سینمای ایران سالهاست که زیر فشار ممیزیهای بیشمار دست و پنجه نرم میکند و فیلمهای زیادی (از جمله آثار شاخصی چون «درباره الی» و «چیزی شبیه عشق») در این مسیر آسیب دیدهاند. اما اینکه پس از دریافت مجوز از شورای نظارت و ارزشیابی (که نمایندگان نهادهای مختلف در آن حضور دارند)، باز هم یک خبرگزاری از نهادهای قضایی بخواهد وارد عمل شوند، یعنی بیاعتمادی کامل به فرآیندهای قانونی. اگر فیلم واقعاً «خط قرمز» را رد کرده، چرا ممیزی پیش از اکران متوجه آن نشد؟ و اگر متوجه شد و مجوز صادر کرد، دیگر چه نیازی به «برخورد قضایی» است؟ این دوگانگی، سالهاست که سینمای ایران را بیمار کرده و «تهران کنارت» تازهترین قربانی آن است.
سینمای اجتماعی هنوز نفس میکشد، اما در تنگنا
اگر حاشیهها را کنار بگذاریم و صرفاً به «تهران کنارت» به عنوان یک اثر سینمایی نگاه کنیم، باید بگوییم که فیلم نه «شاهکار» است و نه «فاجعه». فیلم در سطح یک اثر متوسط و قابل قبول سینمای اجتماعی ایران قرار میگیرد؛ اثری با نقاط قوت بصری و موسیقایی چشمگیر، اما با فیلمنامهای که نیاز به بازنویسی جدی داشت. علی بهراد نشان داده است که از «حس» و «نگاه» سینمایی برخوردار است، اما برای تبدیل شدن به یک کارگردان قدرتمند، باید روی «داستانگویی» و «شخصیتپردازی» بیشتر کار کند. «تهران کنارت» به جای آنکه یک «درام» باشد، گاهی شبیه به یک «موزیک ویدئوی بلند» میشود که در آن تصاویر زیبا و موسیقی دلنشین، جای خالی یک روایت محکم را پر میکنند.
در مقایسه با فیلم اول بهراد («تصور»)، «تهران کنارت» گامی به جلوست، اما نه یک جهش. بهراد همچنان بر مضامین مورد علاقه خود (تنهایی، جستجوی هویت، پیچیدگی روابط انسانی) متمرکز است، اما هنوز نتوانسته است زبانی منحصربهفرد و شخصی برای بیان آنها پیدا کند. فیلم او گاهی به شدت یادآور آثار عباس کیارستمی (در نگاه شاعرانه به زندگی روزمره) و گاهی یادآور اصغر فرهادی (در تلاش برای نشان دادن لایههای پنهان روابط انسانی) است، اما هیچکدام از این تأثیرپذیریها به یک امضای مستقل تبدیل نشده است.
با تمام این اوصاف، «تهران کنارت» سزاوار دیده شدن است. سزاوار آن است که مخاطب (به ویژه مخاطب جوان) خودش درباره آن قضاوت کند، نه اینکه از پیش برچسب «نفوذ فرهنگی» یا «تهدید ارزشها» را بر آن بچسباند. این فیلم تصویری از نسل امروز ایران ارائه میدهد: نسلی که در تناقض زندگی میکند، که هم عاشق تهران است و هم از آن فراری، که هم به سنت وفادار است و هم شیفته مدرنیته. شاید این تصویر برای برخی ناراحتکننده باشد، اما «ناراحتکننده بودن» دلیلی بر «نادرست بودن» نیست. سینمای اجتماعی ایران اگر میخواهد زنده بماند، باید جسارت روایت چنین تصاویری را داشته باشد، حتی اگر قیمت آن توقیف و حاشیه باشد.