آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
مارسلو بیلسا، سرمربی ۷۰ ساله تیم ملی اروگوئه، پس از حذف تیمش از جام جهانی ۲۰۲۶، در نشست خبری طولانی خود نکتهای را مطرح کرد که خیلی زود به یکی از بحثهای داغ فوتبال دنیا تبدیل شد؛ اعترافی که نشان میدهد حتی یکی از وسواسیترین مربیان تاریخ فوتبال هم مجبور شده خود را با نسل جدید بازیکنان تطبیق دهد. بیلسا که سالهاست به جلسات فنی طولانی، تحلیلهای موشکافانه و پرداختن به کوچکترین جزئیات شهرت دارد، فاش کرد بازیکنان اروگوئه از او خواستهاند حجم اطلاعات و مدت زمان جلسات فنی را کاهش دهد. او گفت که اولین موضوعی که بازیکنان با او مطرح کردند، این بود که اطلاعات خیلی زیادی دریافت میکنند.
این انتقاد بازیکنان باعث شد بیلسا محتوای جلسات را به کمتر از نصف کاهش دهد. اما حتی این تغییر هم کافی نبود و بازیکنان در ادامه خواستار کوتاهتر شدن جلسات و فاصله بیشتر آنها شدند تا از فشار ذهنی ناشی از حجم اطلاعات کاسته شود. بیلسا توضیح داد که بازیکنان از چیزی صحبت میکردند که خودشان آن را «انباشت اطلاعات» میخواندند. بیلسا از این اصطلاح بیاطلاع بود و نمیدانست بازیکنانش مدتها است وارد عصر تیکتاک شدهاند. برای مربیای که تمام فلسفه فوتبالیاش بر تحلیل، مطالعه و بررسی ریزترین جزئیات بنا شده، این درخواست نشانهای از تغییر نسلی بود که او نمیخواست باورش کند.
نسلی که برخلاف گذشته، ترجیح میدهد اطلاعات را کوتاه، سریع و مستقیم دریافت کند؛ نسلی که با تیکتاک، اینستاگرام ریلز و یوتیوب شورتز بزرگ شده و تمرکز طولانیمدت دیگر بخشی از سبک یادگیریاش نیست. در چنین فضایی، جلسات چندساعته تاکتیکی جای خود را به پیامهای کوتاه، تصاویر ساده و ویدیوهای چنددقیقهای داده؛ تغییری که فقط محدود به فوتبال نیست. از این زاویه، آنچه بین بیلسا و بازیکنان اروگوئه رخ داده، فقط یک اختلاف فوتبالی نیست؛ بلکه بازتاب تغییری بزرگتر در شیوه ارتباط بین نسلهاست. بیلسا نماینده نسلی است که با صبر، مطالعه و تحلیل عمیق رشد کرده؛ اما بسیاری از شاگردانش متعلق به نسلی هستند که هر روز با سیل اعلانها، محتوای کوتاه و اطلاعات لحظهای زندگی میکنند.
نکته جالب اینجاست که سرمربی آرژانتینی برخلاف تصور خیلیها، مقابل این درخواست مقاومت نکرد. او پذیرفت شیوه کارش را تغییر دهد، جلسات را به حدود ۱۰ دقیقه کاهش دهد و مطالب فنی را به بخشهای سادهتر تقسیم کند. بیلسا حتی فاش کرد که پیش از دیدار با اسپانیا بازیکنان از او خواسته بودند برخی نکات را به شکل متفاوتی توضیح دهد، چرا که حجم بالای اطلاعات باعث سردرگمی آنها میشد. با این حال، این تغییرات هم نتیجه دلخواه نداشت. اروگوئه نتوانست از مرحله یکشانزدهم نهایی عبور کند و خیلی زود با جام جهانی خداحافظی کرد. این شرایط و اختلاف نسلی پرسشی مهم را پیش روی فوتبال مدرن قرار داده است؛ اینکه مربیان تا چه اندازه باید خودشان را با نسل جدید تطبیق دهند و از آن طرف، آیا بازیکنان نباید توانایی تمرکز و یادگیری عمیق را حفظ کنند؟
شکاف نسلی در فوتبال مدرن
اظهارات بیلسا نشان از شکاف نسلی عمیقی در فوتبال مدرن دارد. نسل جدید بازیکنان که با تیکتاک، اینستاگرام ریلز و یوتیوب شورتز بزرگ شدهاند، توانایی تمرکز طولانیمدت را از دست دادهاند و ترجیح میدهند اطلاعات را کوتاه، سریع و مستقیم دریافت کنند. این موضوع، چالش بزرگی برای مربیانی مانند بیلسا ایجاد کرده است که به تحلیل عمیق و جلسات طولانی عادت دارند.
واکنش بیلسا به درخواست بازیکنان
بیلسا برخلاف تصور بسیاری، مقابل درخواست بازیکنان مقاومت نکرد و پذیرفت که شیوه کارش را تغییر دهد. او جلسات را به حدود ۱۰ دقیقه کاهش داد و مطالب فنی را به بخشهای سادهتر تقسیم کرد. این نشان از انعطافپذیری بیلسا دارد، هرچند این تغییرات نتوانست اروگوئه را از حذف نجات دهد.
تأثیر عصر تیکتاک بر یادگیری بازیکنان
نسل جدید بازیکنان با محتوای کوتاه و اطلاعات لحظهای بزرگ شدهاند و این موضوع بر سبک یادگیری آنها تأثیر گذاشته است. جلسات چندساعته تاکتیکی دیگر برای آنها قابل تحمل نیست و آنها ترجیح میدهند اطلاعات را در قالب پیامهای کوتاه، تصاویر ساده و ویدیوهای چنددقیقهای دریافت کنند. این تغییر، فقط محدود به فوتبال نیست و در مدارس، دانشگاهها و شرکتها نیز مشاهده میشود.
چالش مربیان در تطبیق با نسل جدید
مربیان فوتبال با چالش بزرگی روبرو هستند؛ اینکه تا چه اندازه باید خودشان را با نسل جدید بازیکنان تطبیق دهند و از طرف دیگر، آیا بازیکنان نباید توانایی تمرکز و یادگیری عمیق را حفظ کنند؟ این سوال، یکی از مهمترین پرسشهای پیش روی فوتبال مدرن است.
پیامدهای این شکاف نسلی برای فوتبال
شکاف نسلی بین مربیان و بازیکنان میتواند پیامدهای جدی برای فوتبال داشته باشد. اگر مربیان نتوانند با نسل جدید ارتباط برقرار کنند، ممکن است تیمها با مشکلات جدی در انتقال مفاهیم تاکتیکی روبرو شوند. از سوی دیگر، اگر بازیکنان نتوانند تمرکز و یادگیری عمیق را حفظ کنند، کیفیت فوتبال ممکن است کاهش یابد. این چالش، نیازمند راهحلهای خلاقانه و تطبیق دو سویه است.