آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
سینمای دفاع مقدس ایران در سالهای اخیر با «موج زنانهنویسی» مواجه شده است. از «شیار ۱۴۳» (۱۳۹۲) و «نفس» (۱۳۹۵) نرگس آبیار تا «ویلاییها» (۱۳۹۵) منیر قیدی، فیلمسازان زن تلاش کردهاند تا «روی دیگر» جنگ (یعنی زندگی، رنج و مقاومت زنان و خانوادهها) را به تصویر بکشند. این نگاه تازه، سینمای جنگ را از «مردمحوری» و «حماسهسرایی صرف» خارج کرده و به سمت «انسانمحوری» و «عاطفهپردازی» سوق داده است. فیلم «ویلاییها» ساخته منیر قیدی (که پیش از این به عنوان منشی صحنه و دستیار کارگردان فعالیت داشت) یکی از شاخصترین نمونههای این رویکرد جدید است.
خلاصه داستان
در سال ۱۳۶۵، در شهرکی ویلایی در حوالی اندیمشک (نزدیک خط مقدم جبهه)، گروهی از خانوادههای رزمندگان ساکن شدهاند تا هم به بیمارستان صحرایی کمک کنند و هم راحتتر عزیزان خود را ببینند. «عزیز» (ثریا قاسمی) مادر یکی از فرماندهان، همراه با نوههایش در این مجموعه حضور دارد. «سیما» (طناز طباطبایی)، عروس او که با جبهه رفتن شوهرش مخالف است، از تهران میآید تا بچههایش را از مادربزرگ پس بگیرد و با خود به خارج از کشور ببرد. «خانم خیری» (پریناز ایزدیار)، همسر فرمانده حمید خیری (صابر ابر)، مدیریت مجموعه را بر عهده دارد و سعی میکند آرامش را در میان زنان حفظ کند. در این میان، «الیاس» (علی شادمان) راننده بسیجی، هر بار که وارد مجموعه میشود، همه را نگران میکند که مبادا خبر شهادت یکی از فرماندهان را آورده باشد...
«منیر قیدی» در اولین تجربه کارگردانی خود، «سوژهای بکر و تازه» را انتخاب کرده است: «زندگی اضطرابآمیز زنان پشت جبهه». این سوژه (که کمتر در سینمای ایران به آن پرداخته شده) پتانسیل بالایی برای «معناسازی» و «دراماتیزه کردن» دارد. قیدی به جای آنکه به «خط مقدم» و «عملیات» بپردازد، به «پشت جبهه» و «خانوادهها» رفته است و از این طریق، «ابعاد پنهان» جنگ (دلهره، انتظار، تنهایی، همبستگی) را به تصویر کشیده است. این «نگاه تازه» (که یادآور فیلم «شیار ۱۴۳» نرگس آبیار است) یکی از مهمترین دلایل موفقیت فیلم است. «ثریا قاسمی» در نقش «عزیز» (مادر یکی از فرماندهان) یکی از بهترین بازیهای کارنامه خود و یکی از نقاط قوت فیلم را ارائه داده است. قاسمی (که پیش از این در نقشهای مادرانه و سنتی دیده شده بود) در «ویلاییها» با بازی «آرام»، «مقاوم» و «پراحساس»، «مادری» را به تصویر میکشد که هم «فداکار» است (هر رنجی را به جان میخرد تا فرزندش در جبهه بماند) و هم «مقتدر» (برای جلوگیری از بردن نوههایش، پاسپورتها را دزدیده و سیما را عملاً زندانی میکند). سکانس «رفتن عزیز به بیمارستان و مادری کردن برای یک جوان رزمنده» یکی از تأثیرگذارترین لحظات فیلم است. قاسمی به حق سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مکمل زن را برای این نقش دریافت کرد.
«پریناز ایزدیار» در نقش «خانم خیری» (مدیر مجموعه و همسر فرمانده) نیز بازی «مقاوم» و «باوقار» دارد، اما شخصیت او (به دلیل فیلمنامه) از «حد یک تیپ» فراتر نمیرود. خانم خیری نماد «زنان مدیریتگر و بسیجی» دهه شصت است که همیشه «درست» و «مقاوم» است و هیچ «نقص» و «تردید»ی ندارد. این «ایدهآلسازی» (که از «نگاه محافظهکارانه فیلمنامه» ناشی میشود) از «عمق» شخصیت میکاهد. در مقابل، «طناز طباطبایی» در نقش «سیما» (زن نوگرا و مخالف جنگ) شخصیت «چالشبرانگیزتری» دارد، اما تحول او در پایان فیلم (از مخالفت به پذیرش) چنان «ناگهانی» و «بیمقدمه» است که باورپذیری را از بین میبرد. از نظر «فنی»، «ویلاییها» در سطح «قابل قبول» و گاهی «عالی» قرار دارد. «فیلمبرداری علی قاضی» (که با «ابد و یک روز» (۱۳۹۴) و «مغزهای کوچک زنگزده» (۱۳۹۶) شناخته میشود) با «نماهای هوایی» از شهرک و «نماهای بسته» از چهره زنان، فضای «حصر» و «اضطراب» را به خوبی منتقل کرده است. با این حال، «افراط در استفاده از نماهای هوایی» (که از فرط تکرار، تأثیر خود را از دست میدهند) یکی از نقاط ضعف فیلم است. «موسیقی ستار اورکی» نیز در لحظات کلیدی (مثل حمله هوایی و سکانس رختشویخانه) «تأثیرگذار» و «هماهنگ» با فضا است.
با وجود نقاط قوت فراوان، «ویلاییها» از «چندین نقطه ضعف اساسی» رنج میبرد که مانع از تبدیل شدن آن به یک «فیلم عالی» شده است. مهمترین این نقاط، «حمله هوایی دشمن به شهرک» است که در آن، با وجود شدت آتشباران، «هیچکس (حتی یک نفر) زخمی نمیشود» و همه زنان و کودکان «رویینتن» از زیر آوار بیرون میآیند! این «باورپذیری پایین» (که با نگاه رئالیستی سایر بخشهای فیلم همخوانی ندارد) یکی از بزرگترین نقاط ضعف فیلم است. دیگر نقاط ضعف عبارتند از: «شخصیتپردازی سطحی خانم خیری» (که بیش از حد ایدهآل است)، «پایانبندی ناتمام» (که سرنوشت داوود (همسر سیما) و اختلافات او با سیما را مشخص نمیکند)، «تکرار داستان عشق زمینی بین الیاس و نادره» (که کلیشهای است)، و «عدم نمایش خبرهای خوب از جبهه» (که فیلم را یکجانبه میکند). در نهایت، «ویلاییها» یک «فیلم مهم» و «قابل تحسین» است که سینمای دفاع مقدس را با «نگاه زنانه» و «موقعیتهای تازه» غنا بخشیده است. منیر قیدی در اولین تجربه کارگردانی خود نشان داده است که «سینما را بلد است»، «فضاسازی» را میداند، و میتواند «تعلیق» و «همدلی» ایجاد کند. با این حال، فیلم در «فیلمنامه» و «پرداخت شخصیتها» (به ویژه شخصیتهای اصلی) نیاز به «دقت» و «عمق» بیشتری داشته است. «ویلاییها» یک «فیلم خوب» است، اما «شاهکار» نیست. تماشای آن را به همه علاقهمندان سینمای دفاع مقدس و به ویژه کسانی که به «نگاه زنانه» به جنگ علاقه دارند، توصیه میکنیم. در ادامه، به تحلیل فنی و دقیقتر این فیلم در پنج محور اصلی میپردازیم.
فیلمنامه و ساختار روایی؛ ایدهای بکر با اجرایی متوسط
فیلمنامه «ویلاییها» (نوشته منیر قیدی و ارسلان امیری) از یک «ایده مرکزی» بسیار قوی و بکر بهره میبرد: «زندگی اضطرابآمیز زنان پشت جبهه». این ایده (که کمتر در سینمای ایران به آن پرداخته شده) پتانسیل بالایی برای خلق یک «درام جمعی» و «زنمحور» دارد. فیلمنامه با معرفی «چند شخصیت زن» (عزیز، سیما، خانم خیری، نادره، و...) و «چند موقعیت کلیدی» (آمدن الیاس با خبر شهادت، حمله هوایی، رختشویخانه، و...) سعی کرده است «جهان زنانه» جنگ را به تصویر بکشد.
- نکته قوت فیلمنامه، «تمرکز بر انتظار» و «تعلیق» است. هر بار که الیاس با ون سفید وارد شهرک میشود، زنان بهتزده میشوند و مخاطب نیز با آنها «نگران» میشود که خبر برای کدام خانواده است. این «تعلیق تکرارشونده» (که با «نگرانی جمعی» زنان همراه است) یکی از مؤثرترین ابزارهای فیلمنامه است. همچنین «سکانس رختشویخانه» (که زنان لباسهای شهدا را میشویند و در میان کفها، انگشتری پیدا میشود) از نظر «دراماتیک» و «احساسی» یکی از بهترین سکانسهای فیلم و یادآور «مرثیهخوانیهای جمعی» است.
- نکته ضعف فیلمنامه، «پایانبندی ناتمام» و «شخصیتپردازی سطحی» است. سرنوشت «داوود» (همسر سیما) مشخص نمیشود. آیا او شهید شده؟ اسیر شده؟ مجروح شده؟ اختلافات او و سیما به کجا رسید؟ فیلم به این پرسشها پاسخ نمیدهد و مخاطب را با «ابهام» (نه از نوع هنرمندانه، بلکه از نوع سرخوردهکننده) رها میکند. همچنین «تحول سیما» (از مخالفت با جنگ به پذیرش) چنان «ناگهانی» و «بیمقدمه» رخ میدهد که باورپذیری را از بین میبرد. فیلمنامه باید «فرآیند» این تحول را نشان میداد، نه اینکه یکشبه آن را رقم بزند.
شخصیتپردازی و بازیها؛ ثریا قاسمی در اوج، دیگران در حد تیپ
«ثریا قاسمی» در نقش «عزیز» (مادر یکی از فرماندهان) یکی از بهترین بازیهای کارنامه خود و یکی از نقاط قوت فیلم را ارائه داده است. قاسمی با «نگاههای عمیق»، «سکوتهای پرمعنا» و «حرکات آرام»، «مادری» را به تصویر میکشد که هم «فداکار» است (هر رنجی را به جان میخرد تا فرزندش در جبهه بماند) و هم «مقتدر» (برای جلوگیری از بردن نوههایش، پاسپورتها را دزدیده و سیما را عملاً زندانی میکند). سکانس «رفتن عزیز به بیمارستان و مادری کردن برای یک جوان رزمنده» اوج بازی اوست؛ جایی که او «مادری» را فراتر از «مادری فرزند خودش» تعریف میکند. قاسمی به حق سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مکمل زن را برای این نقش دریافت کرد.
«پریناز ایزدیار» در نقش «خانم خیری» (مدیر مجموعه) بازی «مقاوم» و «باوقار» دارد، اما شخصیت او (به دلیل فیلمنامه) از «حد یک تیپ» فراتر نمیرود. خانم خیری نماد «زنان مدیریتگر و بسیجی» دهه شصت است که همیشه «درست» و «مقاوم» است و هیچ «نقص» و «تردید»ی ندارد. این «ایدهآلسازی» از «عمق» شخصیت میکاهد و او را به یک «ابزار روایی» (برای مدیریت مجموعه) تبدیل میکند. «طناز طباطبایی» در نقش «سیما» (زن نوگرا) شخصیت «چالشبرانگیزتری» دارد، اما تحول او در پایان فیلم (از مخالفت به پذیرش) چنان «ناگهانی» است که باورپذیر نیست. «علی شادمان» در نقش «الیاس» (راننده بسیجی) و «صابر ابر» در نقش «حمید خیری» (فرمانده) بازیهای «قابل قبول» اما «تکراری» دارند.
کارگردانی و فیلمبرداری؛ تعلیق و فضاسازی موفق، اما افراط در نماهای هوایی
منیر قیدی در «ویلاییها» کارگردانی «مطمئن» و «حساس» (برای یک فیلم اول) ارائه داده است. او به خوبی میداند که چگونه «فضای خفقانآور» و «اضطرابآمیز» شهرک ویلایی را به مخاطب منتقل کند. استفاده از «نماهای بسته» از چهره زنان (در لحظات انتظار و ترس) و «نماهای هوایی» از شهرک (که «حصر» و «تنهایی» آنها را نشان میدهد) از جمله تمهیدات بصری موفق فیلم است. قیدی همچنین در «مدیریت بازیگران» (به ویژه ثریا قاسمی) و «خلق تعلیق» (در سکانسهای آمدن الیاس) مهارت بالایی دارد. با این حال، «افراط در استفاده از نماهای هوایی» (که از فرط تکرار، تأثیر خود را از دست میدهند) یکی از نقاط ضعف فیلم است. گاهی حس میشود کارگردان برای «به رخ کشیدن» مهارتهای بصری خود، از این نماها بیش از حد استفاده کرده است. همچنین «کندی ریتم» در برخی نقاط (به ویژه در نیمه اول فیلم) ممکن است مخاطب عام را خسته کند. «فیلمبرداری علی قاضی» (که با «ابد و یک روز» شناخته میشود) در سطح «خوب» قرار دارد، اما «نوآوری» خاصی در آن دیده نمیشود.
طراحی صحنه، لباس، گریم و موسیقی؛ بازآفرینی دقیق دهه شصت
«طراحی صحنه و لباس» (که نام طراح در اطلاعات موجود نیست) در «ویلاییها» بسیار «دقیق» و «پژوهششده» است. شهرک ویلایی (با آن ساختمانهای نیمهمخروبه، سیمخاردارها، و فضای خاکی)، لباسهای زنان (مانتو و روسریهای ساده، چادرهای مشکی)، و وسایل قدیمی (تلویزیونهای سیاهسفید، پیکانها، و...) همگی مخاطب را به «دهه شصت» میبرند. «طراحی گریم» (که نام طراح در اطلاعات موجود نیست) نیز طبیعی و باورپذیر است.
«موسیقی ستار اورکی» در لحظات کلیدی (مثل حمله هوایی و سکانس رختشویخانه) «تأثیرگذار» و «هماهنگ» با فضا است. اورکی با استفاده از «سازهای زهی» و «تمهای حزین»، فضای «اندوه» و «اضطراب» را به خوبی منتقل کرده است. با این حال، موسیقی در برخی نقاط (مثل صحنههای عاشقانه بین الیاس و نادره) «تکرارشونده» و «کلیشهای» به نظر میرسد.
نگاه زنانه و نسبت با سینمای دفاع مقدس
«ویلاییها» را میتوان یک «نقطه عطف» در سینمای دفاع مقدس دانست. این فیلم نشان داد که سینمای جنگ فقط «مردمحور» و «حماسی» نیست؛ میتوان از «زنمحوری» و «عاطفهپردازی» نیز برای روایت جنگ استفاده کرد. منیر قیدی (به عنوان یک کارگردان زن) توانسته است «صدای زنان» را در تاریخ جنگ به گوش مخاطب برساند و «رنج»، «انتظار» و «مقاومت» آنها را به تصویر بکشد.
با این حال، فیلم در «ترسیم کلیشههای رسمی» و «رویکرد محافظهکارانه» (که از حضور سرمایهگذارانی چون بنیاد سینمایی فارابی ناشی میشود) دچار «وابستگی» شده است. فیلم «نقش سنتی زنان» (مادری، همسری، پرستاری) را تأیید میکند و از «چالشهای جدیتر» (مثل مخالفت برخی زنان با جنگ، یا شکافهای طبقاتی و فکری) میگذرد. این «خودسانسوری» (یا «هماهنگی با گفتمان رسمی») از «عمق» و «جسارت» فیلم میکاهد. با این حال، «ویلاییها» یک «فیلم مهم» است که تماشای آن را به همه توصیه میکنیم.