آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
کمتر از یک ماه از توافق آتشبس میان تهران و واشینگتن میگذرد، اما حالا خبرگزاری رویترز در گزارشی تکاندهنده از احتمال بسیار بالای عدم تحقق بزرگترین وعده اقتصادی این توافق یعنی صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی ایران خبر داده است. گزارشی که میتواند معادلات سیاسی و اقتصادی منطقه را یکبار دیگر بر هم بزند. بر اساس این گزارش، یکی از ارکان اصلی آتشبس ماه گذشته میان ایران و آمریکا، ایجاد یک صندوق عظیم ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی زیرساختهای ویرانشده ایران پس از جنگ بود. وعدهای که اگر محقق میشد، میتوانست چهره اقتصادی ایران را دگرگون کرده و زمینهساز جهشی بزرگ در توسعه کشور شود.
اما حالا رویترز به صراحت میگوید که احتمال زیادی وجود دارد این صندوق هرگز عملی نشود. مهمترین دلیل این پیشبینی بدبینانه، به منابع مالی این صندوق برمیگردد؛ جایی که نام دو غول اقتصادی منطقه یعنی سازمان سرمایهگذاری ابوظبی با ۲ تریلیون دلار و صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان سعودی به عنوان تأمینکنندگان اصلی مطرح شدهاند. نکته کلیدی اما در جایی نهفته است که رویترز به آن اشاره کرده: حملات گسترده جمهوری اسلامی به این کشورها در ماههای گذشته. این حملات که عمدتاً با موشکهای بالستیک و پهپادهای انتحاری انجام شده، عملاً پلهای اعتماد را میان تهران و همسایگان جنوبیاش ویران کرده است.
حالا این سوال اساسی مطرح میشود که چرا ابوظبی و ریاض باید میلیاردها دلار از سرمایههای خود را صرف بازسازی کشوری کنند که تا همین چند ماه پیش، به زیرساختها و تأسیسات حیاتی آنها حمله کرده است؟ رویترز به صراحت پاسخ میدهد: بعید است آن ها صرفاً به درخواست واشینگتن، هزینه احیای اقتصاد جمهوری اسلامی را بپردازند. این گزارش در حالی منتشر میشود که برخی منابع سیاسی در ایران، پیشتر از دریافت قولهای محکم برای تأمین مالی بازسازی کشور خبر داده بودند. اما حالا به نظر میرسد که این وعدهها بیش از آنکه جنبه عملی داشته باشد، جنبه تبلیغاتی و روانی داشته است.
تحلیلگران بینالمللی معتقدند که سقوط این صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری، میتواند به معنای فروپاشی یکی از مهمترین بندهای توافق آتشبس باشد و بار دیگر ایران را در شرایط انزوای اقتصادی و کمبود منابع برای بازسازی قرار دهد. این یعنی جنگ، بار دیگر دستاوردهای اقتصادی خود را بر مردم تحمیل خواهد کرد. اگر شما هم از آن دسته افرادی هستید که به سرنوشت اقتصاد ایران و آینده بازسازی کشور پس از جنگ فکر میکنید، این گزارش را تا پایان دنبال کنید. ما در ادامه، ابعاد مختلف این خبر مهم، دلایل رویترز برای این پیشبینی و پیامدهای آن برای اقتصاد ایران را به صورت کامل و دقیق بررسی کردهایم.
تحلیل ساختار صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری و وابستگی آن به کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس
بر اساس گزارش رویترز، صندوق عظیم ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی ایران نه از محل بودجه آمریکا یا کشورهای اروپایی، بلکه عمدتاً قرار بوده از دو منبع کلیدی تأمین مالی شود: سازمان سرمایهگذاری ابوظبی با داراییهای عظیم ۲ تریلیون دلاری و صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان سعودی. این وابستگی ساختاری، بزرگترین نقطه ضعف این طرح محسوب میشود، چراکه عملاً اختیار تأمین یا عدم تأمین مالی را به دست دو کشوری میدهد که در ماههای اخیر، هدف مستقیم حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی بودهاند. به عبارت دیگر، واشینگتن برای بازسازی ایران، به پول کشورهایی نیاز دارد که ایران به آنها حمله کرده است. این یک تناقض آشکار و غیرقابلحل در معماری این صندوق به شمار میرود. تحلیلگران اقتصادی معتقدند که چنین ساختاری از ابتدا محکوم به شکست بود، چراکه هیچ منطق اقتصادی یا سیاسی نمیتواند توجیه کند که یک کشور مورد حمله، هزینه بازسازی مهاجم خود را تقبل کند، حتی اگر واشینگتن پشت میز مذاکره از آن حمایت کند.
تأثیر حملات موشکی ایران بر روابط مالی با ابوظبی و ریاض
طی ماههای گذشته، جمهوری اسلامی حملات گستردهای را با استفاده از موشکهای بالستیک و پهپادهای انتحاری علیه اهداف حیاتی در امارات متحده عربی و عربستان سعودی انجام داده است. این حملات که عمدتاً تأسیسات نفتی، فرودگاهها و زیرساختهای اقتصادی این کشورها را هدف قرار داده، عملاً هرگونه اعتماد اقتصادی و سرمایهگذاری مشترک را از بین برده است. رویترز در گزارش خود به صراحت اشاره کرده که با توجه به این حملات، بعید است ابوظبی و ریاض صرفاً به درخواست واشینگتن، هزینه بازسازی اقتصاد ایران را بپردازند. این موضوع نهتنها یک مانع سیاسی، بلکه یک بازدارنده اقتصادی قوی نیز محسوب میشود. کشورهای حوزه خلیج فارس که سالها سرمایهگذاریهای عظیمی در زیرساختهای خود انجام دادهاند، اکنون به شدت نگران امنیت داراییهای خود و بازگشت سرمایهشان هستند. بنابراین هرگونه سرمایهگذاری در ایران، به ویژه پس از حملات اخیر، با ریسک سیاسی و امنیتی بسیار بالایی همراه خواهد بود که هیچ نهاد مالی عاقلی نمیتواند آن را نادیده بگیرد.
پیامدهای شکست صندوق بازسازی بر اقتصاد و بازسازی ایران
- اگر پیشبینی رویترز به واقعیت تبدیل شود و صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری هرگز عملی نشود، اقتصاد ایران با یک چالش بزرگ و چندبعدی روبرو خواهد شد:
نخست اینکه دولت و حاکمیت باید به دنبال منابع جایگزین برای بازسازی زیرساختهای ویرانشده در جنگ باشند که با توجه به کسری بودجه و تحریمهای موجود، تقریباً غیرممکن به نظر میرسد.
- دوم اینکه عدم تحقق این صندوق میتواند به معنای فروپاشی اعتماد عمومی به وعدههای سیاسی و اقتصادی مسئولان باشد و نارضایتی اجتماعی را تشدید کند.
- سوم اینکه اقتصاد ایران که هماکنون با تورم بالا، بیکاری و رکود دستوپنجه نرم میکند، در صورت عدم دریافت این منابع، به احتمال زیاد با یک بحران عمیقتر مواجه خواهد شد. به عبارت دیگر، سقوط این صندوق، میتواند بهبود اقتصادی پس از جنگ را به تأخیر بیندازد و سالها زمان برای بازگشت به شرایط عادی نیاز باشد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که اگر این صندوق محقق نشود، عملاً جنگ برای ایران دستاورد اقتصادی نداشته و تنها هزینههای سنگینی را بر دوش مردم و دولت تحمیل کرده است.
تحلیل رفتار واشینگتن و نقش آن در شکست یا موفقیت صندوق
یکی از نکات کلیدی گزارش رویترز، نقش واشینگتن به عنوان میانجی و ضامن اجرای این صندوق است. سوالی که مطرح میشود این است که چرا آمریکا باوجود آگاهی از سابقه حملات ایران به همسایگان جنوبی، چنین ساختاری را برای بازسازی ایران طراحی کرده است؟ برخی تحلیلگران معتقدند که واشینگتن احتمالاً از ابتدا میدانسته که این صندوق عملیاتی نخواهد شد و صرفاً از آن به عنوان یک برگ برنده سیاسی برای متقاعد کردن ایران به امضای آتشبس استفاده کرده است.
به عبارت دیگر، این وعده بیشتر یک بازی روانی بوده تا یک برنامه عملی. از سوی دیگر، واشینگتن ممکن است در محاسبات خود به این نتیجه رسیده باشد که حتی اگر صندوق محقق نشود، حداقل ایران را پای میز مذاکره نگه داشته و جلوی تشدید تنشهای نظامی را گرفته است. با این حال، شکست این صندوق میتواند اعتبار واشینگتن را به عنوان یک شریک قابل اعتماد در میانجیگریهای منطقهای خدشهدار کند و درس تلخی برای آینده مذاکرات با ایران باشد که به وعدههای مالی آمریکا نمیتوان اعتماد کرد.
سناریوهای جایگزین برای تأمین مالی بازسازی ایران
با توجه به پیشبینی رویترز مبنی بر عدم تحقق صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری، طبیعی است که این سوال مطرح شود که ایران چه گزینههای جایگزینی برای تأمین مالی بازسازی خود دارد؟ اولین و سادهترین گزینه، استفاده از منابع داخلی و درآمدهای نفتی است که با توجه به فروش نفت در شرایط تحریم، بسیار محدود و ناکافی خواهد بود. گزینه دوم، جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی از سایر کشورها به غیر از امارات و عربستان مانند چین، روسیه یا ترکیه است.
با این حال، این کشورها نیز با توجه به تحریمهای بینالمللی، ممکن است ریسک سرمایهگذاری در ایران را نپذیرند. گزینه سوم، استفاده از ظرفیتهای اقتصادی داخلی مانند افزایش تولید و صادرات غیرنفتی، جذب سرمایههای سرگردان داخلی و اصلاح ساختار اقتصادی است که فرآیندی زمانبر و دشوار خواهد بود. نهایتاً اینکه ایران ممکن است مجبور شود به سراغ مذاکرات جدید با کشورهای منطقه برود و با ارائه امتیازات سیاسی و امنیتی، آنها را برای مشارکت در بازسازی ترغیب کند. اما با توجه به سابقه حملات اخیر، این مسیر نیز بسیار پرفرازونشیب به نظر میرسد.