جمعه / ۱۴ آذر ۱۴۰۴ / ۱۷:۰۰
کد خبر: 34630
گزارشگر: 548
۱۵۲۲
۰
۰
۵
کاظم عاشوری گیلده - نویسنده و محقق

طلا و دلار در مسیر آینده اقتصاد ایران: تحلیلی بلندمدت از پناهگاه‌های امن در عصر بی‌ثباتی

طلا و دلار در مسیر آینده اقتصاد ایران: تحلیلی بلندمدت از پناهگاه‌های امن در عصر بی‌ثباتی
گرایش مردم ایران به طلا و دلار به عنوان سپر دفاعی در برابر بحران اقتصادی شدت گرفته است. این گرایش تنها یک انتخاب سرمایه‌گذاری نیست، بلکه نشانه بی‌اعتمادی به آینده اقتصاد کشور است. دلار در ایران به نموداری از سلامت اقتصادی تبدیل شده و هر افزایش قیمت آن نشان‌دهنده نگرانی مردم از آینده است. طلا نیز به عنوان دارایی امن در برابر تورم و بحران‌ها مورد توجه قرار گرفته است. عواملی مانند تورم مزمن، نوسانات سیاسی، ضعف تولید داخلی و کاهش اعتماد به آینده اقتصادی، طلا و دلار را به شاخص‌های اعتماد عمومی تبدیل کرده‌اند. این روند نشان از بحران ساختاری در اقتصاد ایران دارد.

آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:

کاظم عاشوری گیلده - نویسنده و محقق - در اقتصادی که هر روز نشانه‌های تازه‌ای از ناپایداری، کاهش ارزش پول ملی و فشارهای ساختاری دیده می‌شود، توجه به دارایی‌هایی مانند طلا و دلار تنها یک انتخاب فردی نیست؛ بازتاب یک واقعیت اقتصادیست. مردم ایران در سال‌های اخیر بیشتر از هر زمان دیگر به این دو دارایی به‌عنوان سپر دفاعی نگاه کرده‌اند؛ سپری برای حفظ ارزش دارایی، مقابله با شوک‌های سیاسی و عبور از بحران‌هایی که روزبه‌روز به آن‌ها نزدیک‌تر می‌شویم. تحلیل بلندمدت طلا و دلار به ما اجازه می‌دهد نه‌فقط مسیر قیمت‌ها را حدس بزنیم، بلکه بفهمیم اقتصاد ایران از کدام سمت در حال عبور است و چه آینده‌ای پیش‌روی ما قرار دارد.

چرا امروز تحلیل بلندمدت دلار و طلا از همیشه مهم‌تر است؟

در جهان اقتصاد، دارایی‌هایی مانند طلا و ارز زمانی اهمیت می‌یابند که بی‌اعتمادی به آینده اقتصاد داخلی افزایش پیدا کند. این دارایی‌ها حکم «پناهگاه» دارند؛ یعنی وقتی بازارها متزلزل می‌شوند، مردم برای حفظ ارزش دارایی خود به آن‌ها پناه می‌برند. در ایران، این اهمیت به دلایلی چند برابر می‌شود:

  1. تورم مزمن و فرساینده که هر روز قدرت خرید را کاهش می‌دهد.
  2. نوسانات سیاسی و تحریم‌ها که اقتصاد را در معرض ریسک دائمی قرار می‌دهد.
  3. ضعف تولید داخلی و کاهش ارزش ریال که نگاه مردم را به سمت دارایی‌های مقاوم در برابر بحران می‌برد.
  4. کاهش اعتماد به آینده اقتصادی و نااطمینانی درباره درآمدهای نفتی، آب و انرژی.

این شرایط باعث شده طلا و دلار از یک ابزار سرمایه‌گذاری ساده، تبدیل به شاخص‌های اعتماد عمومی شوند؛ شاخص‌هایی که نشان می‌دهند جامعه چه برداشتی از آینده دارد و چگونه برای آن آماده می‌شود.

دلار: آینه بحران‌های پنهان اقتصاد ایران

دلار در ایران تنها یک واحد پول خارجی نیست؛ ارزش آن مانند یک «نمودار سلامت اقتصادی» عمل می‌کند. هر جهش قیمت دلار، نه‌فقط به دلیل کمبود ارز، بلکه نتیجه نگرانی مردم از آینده است. این نگرانی‌ها معمولاً از چهار مسیر وارد اقتصاد می‌شوند:

۱. انتظارات تورمی

وقتی مردم انتظار تورم بالاتر را دارند، پیش از وقوع آن اقدام به خرید دلار می‌کنند. همین پیش‌دست بودن، خود به خود قیمت‌ها را بالا می‌کشد.

۲. کاهش قدرت خرید ریال

ریالی که هر سال بخشی از ارزش خود را از دست می‌دهد، نمی‌تواند ابزار ذخیره ارزش باشد. در نتیجه دلار به گزینه‌ای امن‌تر تبدیل می‌شود.

۳. تحریم‌ها و محدودیت‌های مالی

در غیاب دسترسی پایدار به منابع ارزی، کوچک‌ترین تنش سیاسی می‌تواند بازار ارز را دچار لرزش کند.

۴. ضعف تولید و وابستگی به واردات

وقتی اقتصاد توان تولید ندارد، حتی نیازهای اولیه وارداتی نیز قیمت دلار را تعیین می‌کنند. در تحلیل بلندمدت، مسیر دلار در ایران بیش از هر چیز به مسیر اقتصاد داخلی و روابط خارجی وابسته است؛ اما در هر سناریویی، دلار جایگاه خود را به‌عنوان دارایی پناهگاهی حفظ می‌کند.

طلا: دارایی که از دل بحران‌ها قدرت می‌گیرد

طلا در ایران دو پایگاه قدرت دارد:

  1. بازار جهانی
  2. نوسان دلار داخلی

حتی اگر قیمت جهانی طلا ثابت بماند، افزایش دلار باعث رشد قیمت طلا در ایران می‌شود. اما چرا طلا همیشه محبوب است؟

۱. طلا دشمن تورم است

در دوره‌هایی که پول ملی ارزش خود را از دست می‌دهد، طلا از ارزش ذخیره‌ای خود محافظت می‌کند.

۲. طلا مستقل از سیاست داخلی است

برخلاف بورس، مسکن یا بازار کار که تحت سیاست‌های دولت قرار دارند، قیمت طلا بیشتر به شرایط جهانی و دلار وابسته است.

۳. قرن‌ها دارایی امن بوده است

هیچ دارایی دیگری در تاریخ اقتصاد بشر چنین ثباتی در ارزش نداشته است. در بلندمدت، تا زمانی که ریال درگیر تورم بالا و اقتصاد درگیر ریسک‌های متعدد داخلی و جهانی است، طلا به‌عنوان یکی از امن‌ترین پناهگاه‌ها باقی می‌ماند.

چرا مردم ایران بیش از پیش به دارایی‌های امن پناه می‌برند؟

وقتی اقتصاد مسیر درستی دارد، مردم سرمایه خود را به تولید، نوآوری و فعالیت اقتصادی تزریق می‌کنند. اما وقتی نشانه‌های زیر نمایان می‌شود، مسیر سرمایه تغییر می‌کند:

  1. کاهش اعتماد به آینده
  2. نبود شفافیت اقتصادی
  3. بحران انرژی و آب
  4. کوچک شدن بخش واقعی اقتصاد
  5. سود کمتر تولید و سود بیشتر سفته‌بازی
  6. شوک‌های سیاسی و تحریم‌های جدید
  7. فرسایش درآمد و پس‌انداز خانوارها

در چنین شرایطی، سرمایه‌گذار خرد و کلان به دارایی‌هایی مثل طلا، دلار، سکه، زمین و طلاهای خرد پناه می‌برد. این تغییر رفتار تنها یک واکنش فردی نیست؛ علامت یک بحران ساختاری است.

چشم‌انداز بلندمدت: آینده طلا و دلار در ایران به چه بستگی دارد؟

تحلیل بلندمدت طلا و دلار مانند نگاه کردن به یک رودخانه است؛ باید دید آب از کجا می‌آید و به کجا می‌رود. چند عامل اصلی آینده این بازارها را تعیین می‌کنند:

۱. مسیر تورم داخلی

اگر تورم همچنان بالای ۳۰ تا ۵۰ درصد باقی بماند، طلا و دلار همچنان رشد خواهند کرد.

۲. وضعیت درآمدهای نفتی و انرژی

هرگونه کاهش صادرات نفت یا افت قدرت تولید انرژی، فشار را روی ریال افزایش می‌دهد.

۳. سیاست‌های پولی و مالی دولت

چاپ پول، کسری بودجه، و قیمت‌گذاری دستوری، همه فشار مضاعف بر ارزش ریال وارد می‌کنند.

۴. تنش‌های سیاسی و تحریم‌ها

کوچک‌ترین تنش، بازار ارز را به سرعت تحت تأثیر قرار می‌دهد.

۵. وضعیت اقتصاد جهانی

چنانچه اقتصاد جهانی درگیر رکود یا بحران مالی شود، طلا به‌طور سنتی رشد می‌کند.

جمع‌بندی: طلا و دلار فقط قیمت نیستند، نشانه‌اند!

در ایران، تحلیل بلندمدت طلا و دلار یعنی تحلیل آینده اقتصاد کشور. این دو بازار آینه‌ای هستند که:

  • میزان اعتماد مردم را نشان می‌دهند،
  • ریسک‌های اقتصادی و سیاسی را منعکس می‌کنند،
  • و مسیر تنفس اقتصاد را آشکار می‌کنند.

در جهانی که سرعت تغییرات به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافته، بی‌توجهی به این نشانه‌ها مثل نادیده گرفتن صدای ترمز قطاری است که به ایستگاه بعدی می‌رسد. طلا و دلار امروز تنها ابزار سرمایه‌گذاری نیستند؛ سایه‌بان‌هایی هستند برای عبور از زمانه‌ای که به‌وضوح پرحادثه‌تر از گذشته است.

به قلم: کاظم عاشوری گیلده - نویسنده و محقق
https://www.asianewsiran.com/u/hVC
اخبار مرتبط
ایران با وجود برخورداری از ظرفیت‌های طبیعی و انسانی بی‌نظیر، همچنان با چالش‌های اقتصادی و اجتماعی متعددی روبروست. این مقاله از کاظم عاشوری گیلده به تحلیل راهکارهای عملی برای تبدیل این ظرفیت‌ها به فرصت‌های واقعی توسعه می‌پردازد. سه محور عدالت اجتماعی، شفافیت نهادی و تقویت نهاد خانواده به عنوان راه‌های خروج از چرخه رنج مورد بررسی قرار گرفته‌اند.
کاظم عاشوری گیلده، نویسنده و محقق، در مقاله اخیر خود به نقش فقر به عنوان موتور محرک آسیب‌های اجتماعی در ایران پرداخته است. به باور او، فقر تنها کمبود درآمد نیست، بلکه سنگینی تأثیرات آن بر زندگی فردی و جمعی، بسترساز مشکلاتی چون فساد، دزدی، قتل و نزاع‌های خانوادگی است. وی با اشاره به گسترش فقر به طبقات متوسط جامعه که پیش از این از امنیت اقتصادی نسبی برخوردار بودند، هشدار می‌دهد که این پدیده اکنون به جان تار و پود جامعه نفوذ کرده است. عاشوری با تقسیم‌بندی فقر به ابعاد اقتصادی، روانی-اجتماعی و ساختاری، تأکید می‌کند که حل این معضل نیازمند نگاهی نظام‌مند و همه‌جانبه است.
کاظم عاشوری گیلده در مقاله تحلیلی جدید خود به بررسی عمیق تاثیرات گرانی بر زندگی مردم ایران پرداخته است. به باور او، گرانی از یک مفهوم اقتصادی به نبض روزمره زندگی مردم تبدیل شده است. این محقق هشدار می‌دهد که جمله «امروز از فردا ارزان‌تر است» که بر زبان بسیاری از مردم جاری است، نشان از عمق ناامیدی و فرسودگی جامعه دارد. از حذف گوشت و لبنیات از سبد خانوار تا جوانانی که جرات رویاپردازی ندارند. عاشوری گیلده تاکید می‌کند که خطرناک‌تر از خود گرانی، بی‌اعتمادی مردم به مسئولان و ناامیدی عمیق جمعی است که جامعه را تهدید می‌کند.
کاظم عاشوری گیلده در مقاله تحلیلی جدید خود به بررسی خطرات تقدم تقسیم بر تولید پرداخته است. به باور او، تقسیم مساوی ثروت بدون توجه به تولید، به فقر همگانی می‌انجامد. عاشوری گیلده با اشاره به چهار دلیل اصلی شامل کاهش انگیزه خلاقیت، راندمان پایین، کاهش کیفیت کالاها و بی‌ثباتی اقتصادی، هشدار می‌دهد که سیاست‌های صرفاً توزیعی نتیجه معکوس خواهند داشت. این محقق تأکید می‌کند که راه حل واقعی، تقویت سازوکار تولید و نوآوری در کنار تنظیم مقررات هوشمند و مالیات عادلانه است، نه تقسیم اجباری ثروت.
در جهان امروز، قدرت دیگر در صدای انفجار موشک‌ها یا تعداد تانک‌ها خلاصه نمی‌شود. در عصر اقتصاد دیجیتال و بازارهای جهانی، یک تصمیم کوچک در واشنگتن می‌تواند لرزه‌ای به ارزش دارایی‌ها، سهام و حتی طلا در سراسر جهان بیندازد. بمب واقعی، دلار آمریکاست؛ و ماشهٔ آن در دستان نهادی به نام «فدرال رزرو».
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید