پنج شنبه / ۷ خرداد ۱۴۰۵ / ۲۰:۱۳
کد خبر: 38561
گزارشگر: 548
۱۳۸۰
۰
۰
۱
ولایت عشق؛ نور و صدایی که به عمق تاریخ نرسید / نقد سریال و سینمایی ماندگار فخیم‌زاده درباره امام رضا

نقد، بررسی و تحلیل فیلم سینمایی «ولایت عشق» مهدی فخیم زاده

نقد، بررسی و تحلیل فیلم سینمایی «ولایت عشق» مهدی فخیم زاده
سریال تلویزیونی «ولایت عشق» به کارگردانی مهدی فخیم‌زاده که در سال ۱۳۷۹ از شبکه اول سیما پخش شد، با وجود نوآوری در نمایش چهره امام رضا(ع) به صورت نور و پخش صدای مستقیم، بازی درخشان اکبر فرخ نعمتی و موسیقی ماندگار بابک بیات، همچنان با نقدهای جدی درباره «روایت ناقص تاریخی» و «عدم توازن در پرداخت به شخصیت‌ها» مواجه است. این سریال ۳۰ قسمتی که به بخشی از زندگی امام رضا(ع) شامل فشار مأمون برای اقامت اجباری در مرو، پذیرش ولایتعهدی و شهادت می‌پردازد، با حذف حدود نیمی از دوران امامت امام در مدینه (همزمان با خلافت هارون) و تمرکز بیش از حد بر وقایع سیاسی مانند جنگ امین و مأمون، تصویری ناقص و نامتوازن از سیره رضوی ارائه داده است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

سریال تلویزیونی «ولایت عشق» به کارگردانی مهدی فخیم‌زاده، محصول سال ۱۳۷۹، یکی از بلندپروازانه‌ترین و تأثیرگذارترین آثار تاریخی-مذهبی صداوسیما در بازنمایی زندگی امام رضا(ع) است. این مجموعه ۳۰ قسمتی که در نوروز آن سال از شبکه اول سیما پخش شد، با نوآوری در نمایش چهره امام معصوم به صورت نور و پخش صدای مستقیم، گامی تازه در سینمای دینی ایران برداشت. سال 1393 یک نسخه سینمایی نیز از این سریال تهیه شد.

بازی فرخ نعمتی در نقش امام رضا(ع)، محمد صادقی، رامبد جوان، داوود رشیدی، فریماه فرجامی، بیتا فرهی، مریلا زارعی و ده‌ها بازیگر دیگر، این سریال را به یکی از پربازیگرترین و خاطره‌انگیزترین آثار تلویزیون تبدیل کرد. با وجود نقاط قوت فراوان در موسیقی بابک بیات، خوانندگی محمد اصفهانی، طراحی صحنه و فیلمبرداری، «ولایت عشق» از نقدهایی چون روایت ناقص وقایع تاریخی، عدم توازن در پرداخت به شخصیت‌ها، پررنگ کردن بیش از حد شخصیت‌های فرعی خیالی و غفلت از برخی ابعاد مهم سیره رضوی بی‌بهره نمانده است.

سریال «ولایت عشق» به کارگردانی مهدی فخیم‌زاده، یکی از نقاط عطف سینمای دینی ایران در سال‌های پس از انقلاب 57 است. این مجموعه که به بخشی از زندگی امام رضا(ع) -از فشار مأمون برای اقامت اجباری در مرو و پذیرش ولایتعهدی تا شهادت- می‌پردازد، با رویکردی نوآورانه در نمایش چهره معصوم (به صورت نور) و پخش صدای مستقیم، توانست توجه مخاطبان عام و خاص را به خود جلب کند. فخیم‌زاده که خود نیز در نقش «علی بن عثمان» در این سریال ایفای نقش کرده است، شش دانگ حواسش به کارگردانی و هدایت بازیگران بود و نتیجه، اثری شد که پس از نزدیک به ربع قرن هنوز در اذهان مانده است.

بازی فرخ نعمتی در نقش امام رضا یکی از مهم‌ترین دلایل ماندگاری این سریال است. بلندقامتی، حرکت‌های آرام و باطمأنینه و صدای پخته و پرطنین او، شخصیتی وارسته و با شکوه از هشتمین امام را خلق کرد. در کنار او، بازی غلامرضا طباطبایی در نقش اباصلت هروی، فتحعلی اویسی، داوود رشیدی و سیروس گرجستانی نیز از نقاط قوت بازیگری سریال است. همچنین موسیقی متن بابک بیات و خوانندگی محمد اصفهانی در تیتراژ، به ماندگاری این اثر کمک شایانی کرده است. با این حال، «ولایت عشق» از ابتدا با نقدهای جدی درباره «عدم وفاداری به تاریخ» و «روایت ناقص از زندگی امام رضا» مواجه بود. مهم‌ترین اشکال، حذف حدود نیمی از دوران امامت امام (از سال ۱۸۳ تا ۱۹۳ قمری، همزمان با اقامت امام در مدینه در دوره خلافت هارون) است. این حذف، باعث شده است مخاطب با تصویری ناقص و نامتوازن از زندگی امام رضا(ع) مواجه شود. به جای پرداختن به سیره علمی، عبادی و اجتماعی امام در مدینه، سریال بیشتر بر وقایع سیاسی (جنگ امین و مأمون، فضل‌بن سهل، فضل‌بن ربیع) تمرکز کرده و گاهی حاشیه جای متن را گرفته است. یکی از انتقادات تخصصی به سریال، «عدم توازن در پرداخت به شخصیت‌ها» است. برخی شخصیت‌های فرعی خیالی (مانند علی بن عثمان با بازی فخیم‌زاده، یا طاهره و داماد و دختر فضل) بیش از حد پررنگ شده‌اند، در حالی که یاران اصلی و نزدیک امام رضا(ع) مانند ابن ابی عمیر، احمد بن ابی نصر بزنطی، صفوان بن یحیی، فضل بن شاذان نیشابوری و دو امامزاده بزرگوار (علی بن جعفر صادق و عبدالعظیم حسنی) به درستی به تصویر کشیده نشده‌اند. این غفلت، فرصت انتقال عمق آموزه‌های رضوی به مخاطب را از دست داده است.

از منظر سیره عبادی، سریال بسیار ضعیف عمل کرده است. به جز صحنه‌های نماز عید فطر و نماز باران، به ندرت امام رضا(ع) را در حال دعا و مناجات می‌بینیم. این در حالی است که امام رضا(ع) همواره اصحاب خود را به «سلاح انبیا یعنی دعا» توصیه می‌کردند و خود نیز شب‌ها هزار رکعت نماز می‌خواندند (چنانکه در هدیه ردای خود به دعبل خزاعی فرمودند). متأسفانه در سریال، از این ابعاد مهم سیره عبادی امام، جز اشاراتی کوتاه، خبری نیست و این خلأ، تصویر ناقصی از یک امام معصوم ارائه می‌دهد. یکی دیگر از اشکالات اساسی، «نادیده گرفتن برخی وقایع مهم تاریخی» یا تغییر آنها به نفع درام است. به عنوان مثال، موضوع ازدواج امام رضا با دختر مأمون (ام حبیبه) که تقریباً اجماع تاریخی بر آن وجود دارد، به دلیل نگرانی کارگردان از «شبهه‌انگیز بودن برای مخاطب عام» به کلی حذف شده است. فخیم‌زاده در کتاب «سینما و من» اعتراف می‌کند که نمی‌توانسته به این موضوع بپردازد، زیرا پاسخ به سؤالاتی که مطرح می‌شد (علم امام، پذیرش اجباری و...) جنبه دراماتیک نداشت. این رویکرد، هرچند از نظر فنی قابل درک است، اما از نظر علمی و تاریخی، یک نقص بزرگ محسوب می‌شود.

«جذابیت‌های عجیب» به سبک بالیوود و هالیوود!

نکته قابل تأمل دیگر، «پررنگ کردن نقش زنان» در سبک هالیوودی است. فخیم‌زاده در مصاحبه‌ای گفته است که به دنبال بازیگرانی بوده که بتوانند «اسب‌سواری و حرکات نمایشی» انجام دهند. اما اینکه زنان در آن دوره تاریخی، سوار بر اسب، در میدان جنگ با سربازان حکومتی درگیر شوند و کارهایی انجام دهند که حتی از برخی مردان برنمی‌آید، نه تنها با سیره اجتماعی زنان در جامعه اسلامی آن عصر سازگاری ندارد، بلکه باورپذیری سریال را کاهش می‌دهد. این «جذابیت‌های کاذب» به سبک بالیوود و هالیوود، برای سریالی با موضوع امام رضا نه تنها ضروری نبود، بلکه گاهی آزاردهنده نیز هست. با تمام این نقدها، «ولایت عشق» همچنان یک اثر ارزشمند و ماندگار در تاریخ تلویزیون ایران است. نوآوری در نمایش چهره معصوم با نور، تلاش برای وفاداری نسبی به متون تاریخی (به ویژه کتاب «عیون اخبار الرضا» شیخ صدوق)، بازی‌های خوب و موسیقی ماندگار، این سریال را به یکی از آثار مرجع در ژانر تاریخی-مذهبی تبدیل کرده است. با این حال، این نقد نشان می‌دهد که «ولایت عشق» می‌توانست با رعایت توازن بیشتر میان درام و تاریخ، پرداخت بهتر به ابعاد عبادی و اجتماعی امام رضا(ع) و استفاده از ظرفیت‌های عظیم روایی سیره رضوی، به اثری کامل‌تر و ماندگارتر تبدیل شود. در ادامه، به تحلیل فنی و دقیق‌تر این سریال در پنج محور اصلی می‌پردازیم.

وفاداری تاریخی و روایت وقایع؛ نیمه پر و نیمه خالی

  • نکات مثبت (نیمه پر)

    یکی از نقاط قوت «ولایت عشق» نسبت به بسیاری از سریال‌های تاریخی دیگر (مانند «تنهاترین سردار» یا «مختارنامه») استفاده از منابع معتبر و مشاوران متخصص است. فخیم‌زاده خود اذعان داشته که بیش از بیست جلد کتاب (از جمله «تاریخ یعقوبی»، «زندگی سیاسی امام رضا(ع)» از علامه جعفری و «راویان امام رضا(ع)» از عطاردی) را مطالعه کرده و از راهنمایی استادانی چون سید جعفر شهیدی و رسول جعفریان بهره برده است. بسیاری از دیالوگ‌های مهم امام رضا(ع) -به ویژه در مناظرات با عالمان دیگر ملل- مستقیماً و با کمترین تغییر از منابع تاریخی (به ویژه «عیون اخبار الرضا» شیخ صدوق) استخراج شده است. همچنین محتوای سریال از سوی برخی مراجع تقلید (مانند آیت‌الله مکارم شیرازی) تأیید شده است.
  • نکات منفی (نیمه خالی)

    با وجود این زحمات، سریال در چند نقطه اساسی از تاریخ فاصله گرفته است:
۱. حذف نیمی از دوران امامت

فخیم‌زاده تقریباً از حدود نیمی از دوران امامت امام رضا(ع) (از سال ۱۸۳ تا ۱۹۳ قمری که امام در مدینه اقامت داشتند) صرف نظر کرده است. این حذف، باعث می‌شود مخاطب ناآشنا با تاریخ، تصور کند که زندگی سیاسی و اجتماعی امام رضا(ع) صرفاً با سفر به مرو و ولایتعهدی خلاصه می‌شود، در حالی که امام سال‌ها پیش از آن، در مدینه به تربیت شاگردان، پاسخ به سؤالات علمی و رهبری شیعیان اشتغال داشته‌اند.

۲. تغییر و تحریف وقایع مهم

وقایعی چون لشکرکشی هارون به خراسان، نقش فضل‌بن ربیع و فضل‌بن سهل، جزئیات جنگ امین و مأمون و سرانجام هرثمه و جلودی، در سریال دستخوش تغییرات اساسی شده است. به عنوان مثال، در تاریخ، پس از مرگ هارون، فضل‌بن ربیع همراه تمام لشکر عازم بغداد شد و برای مأمون جز اندک سپاهیانی که در مرو بودند چیزی باقی نماند. اما در سریال، لشکر هارون دو دسته می‌شود و عده قابل توجهی همراه جلودی به مرو می‌روند. این تغییر، موقعیت بسیار متزلزل مأمون در آغاز کار را که نقطه عطفی برای نشان دادن تدابیر سیاسی فضل‌بن سهل و زمینه‌سازی برای ولایتعهدی امام است، به درستی به تصویر نمی‌کشد.

۳. خلق شخصیت‌های خیالی و پررنگ کردن بی‌مورد

داستان «طاهره» و دفاع ابن عقیل از او در ابتدای سریال، کاملاً تخیلی است. شخصیت «داماد و دختر فضل» که برای ارتباط بین حوادث مرو و بغداد خلق شده‌اند، نه تنها استناد تاریخی ندارند، بلکه رفت و آمد پیاپی آنان در آن شرایط تاریخی (فاصله زیاد، حساسیت عباسیان) باورپذیر نیست. همچنین ماجرای «زیدیه» در مرو و همکاری آنان با لشکر طاهر نیز ساختگی است و در منابع تاریخی دیده نمی‌شود.

۴. حذف ماجرای ازدواج با دختر مأمون

فخیم‌زاده در کتاب «سینما و من» صراحتاً می‌گوید که از پرداختن به این موضوع «اکراه» داشته است، زیرا احساس می‌کرده ازدواج امام ۵۰ ساله با دختری ۱۲ ساله برای مخاطب عام شبهه‌برانگیز است. هرچند توجیه فنی و دراماتیک است، اما از نظر علمی، حذف یک واقعه تاریخی که بر آن «اجماع تاریخی» وجود دارد، یک نقص بزرگ محسوب می‌شود.

«ولایت عشق» در وفاداری به کلیات و دیالوگ‌های مهم تاریخی (به ویژه بیانات امام) نسبتاً موفق است، اما در جزئیات وقایع سیاسی و نظامی، تغییرات و حذفیات قابل توجهی دارد که گاه به «تحریف» نزدیک می‌شود. نبود «توازن» میان پرداخت به حاشیه و متن، بزرگ‌ترین آفت تاریخی سریال است.

شخصیت‌پردازی؛ امام درخشان، یاران مفقود و شخصیت‌های فرعی پررنگ

  1. شخصیت امام رضا(ع) و بازی فرخ نعمتی

    درخشان‌ترین بخش سریال، بی‌تردید شخصیت پردازی امام رضا(ع) و بازی فرخ نعمتی است. نعمتی با قامتی بلند، حرکاتی آرام و موزون، چهره‌ای نورانی (که با تکنیک نورپردازی تقویت شده) و صدایی پخته، عمیق و پرطنین، تصویری از یک امام معصوم ارائه داده است که هم «دست‌نیافتنی» و «مقدس» است و هم «ملموس» و «انسانی». او در سکانس‌های مناظره (با عمران صابی، جاثلیق و رأس الجالوت) «متقاعدکننده» و پرصلابت است، در سکانس‌های عیادت از پیرمرد مسیحی «مهربان» و «رئوف»، و در سکانس‌های وداع با خانواده و اصحاب «غمگین» اما «مطمئن» به هدف الهی‌اش. این بازی، یکی از نقاط عطف کارنامه نعمتی و ماندگارترین تجسم تصویری از امام رضا(ع) است.
  2. غیبت یاران اصلی و نزدیک

    بزرگ‌ترین اشکال شخصیت‌پردازی در سریال، نادیده گرفتن یاران اصلی و شاخص امام رضا(ع) است. شخصیت‌هایی مانند: ابن ابی عمیر، احمد بن ابی نصر بزنطی، صفوان بن یحیی، زکریا بن آدم قمی، فضل بن شاذان نیشابوری، حسین بن سعید اهوازی و دو امامزاده بزرگوار (علی بن جعفر صادق و عبدالعظیم حسنی) -که هرکدام نقش مهمی در تبیین و نشر معارف رضوی داشتند- در سریال یا دیده نمی‌شوند یا حضوری کوتاه و بی‌تأثیر دارند. این غفلت، فرصت ارزشمند انتقال «سبک زندگی رضوی» و «شبکه ارتباطی امام با شیعیان» را از مخاطب دریغ کرده است. در مقابل، شخصیت‌هایی مانند اباصلت هروی (با بازی عالی غلامرضا طباطبایی) و ریان بن شبیب (با بازی سیروس گرجستانی) به خوبی پرداخته شده‌اند.
  3. پررنگی شخصیت‌های فرعی خیالی

    به جای آن یاران اصلی، شخصیت‌های فرعی خیالی یا کم‌اهمیت به طرز عجیبی پررنگ شده‌اند: شخصیت «علی بن عثمان» (با بازی خود فخیم‌زاده) که نقشی محوری در بسیاری از سکانس‌ها دارد، در هیچ منبع تاریخی دیده نمی‌شود. «طاهره» (با بازی فریماه فرجامی) و ماجرای محاکمه و دفاع ابن عقیل از او، کاملاً تخیلی است. «داماد و دختر فضل» (که رفت و آمدهای پیاپی بین مرو و بغداد دارند) نیز ساخته ذهن فیلمنامه‌نویس است. این شخصیت‌های خیالی، گاهی چنان پررنگ می‌شوند که مخاطب گمان می‌کند قرار است داستان اصلی درباره آنها باشد، نه امام رضا(ع)! این عدم توازن، از کیفیت دراماتیک سریال کاسته است.

سریال در شخصیت‌پردازی امام رضا(ع) موفق است (به لطف بازی نعمتی)، اما در انتخاب و پرداخت یاران نزدیک و اصلی امام، دچار خطای فاحشی شده و به جای آنان، شخصیت‌های خیالی را پررنگ کرده است. این اشتباه، هم به اعتبار تاریخی سریال لطمه زده و هم فرصت انتقال عمق معارف رضوی را از دست داده است.

بازنمایی سیره (عبادی، اجتماعی، فردی)؛ موفقیت‌ها و کاستی‌ها

  • سیره عبادی (ضعف بزرگ)

    همانطور که اشاره شد، سریال در نشان دادن «بعد عبادی» امام رضا(ع) بسیار ضعیف عمل کرده است. امام رضا(ع) کسی بود که همواره اصحاب خود را به «سلاح انبیا یعنی دعا» توصیه می‌کرد، شب‌ها هزار رکعت نماز می‌خواند و هزار بار قرآن ختم می‌کرد (چنانکه در هدیه ردای خود به دعبل خزاعی فرمود). از همه اینها، جز یکی دو صحنه (نماز عید فطر، نماز باران) خبری نیست. سکانس اهدای ردا به دعبل در سریال هست، اما آن سخن تاریخی (خواندن هزار شب نماز و هزار ختم قرآن در آن ردا) در دیالوگ‌ها نیامده است. همچنین از دعاهای متعدد و پرمضمون امام (که مرحوم موحد ابطحی در کتابی گرد آورده) استفاده نشده است. این خلأ بزرگ، تصویر ناقصی از یک امام معصوم ارائه می‌دهد و فرصت انتقال «فرهنگ دعا و نیایش» به مخاطب را از دست می‌دهد.
  • سیره اجتماعی (نسبتاً موفق)

    سریال در نشان دادن «مهربانی و رئوف بودن» امام رضا(ع) موفق عمل کرده است. صحنه عیادت امام از پیرمرد مسیحی محتضر و مسلمان شدن او با شنیدن سوره حمد، یکی از تأثیرگذارترین سکانس‌های سریال است. همچنین نشان دادن احترام امام به مردم (نشستن در بازار، هم سفره شدن با فقیر، سر زدن به بیماران و نیازمندان) به خوبی سیره اجتماعی «امام رئوف» را به تصویر کشیده است. توصیه امام به انفاق، رسیدگی به یتیمان و کمک به ازدواج جوانان (در دیالوگ با اصحاب) نیز از نقاط قوت سریال است.
  • سیره فردی (نسبتاً موفق)

    انتخاب جامه سپید و تمیز برای امام (هرچند به نظر می‌رسد در منابع، جامه سفید مختص روز عید فطر بوده و امام در سایر ایام لباس‌های فاخر اما ساده می‌پوشیدند) در انتقال «آراستگی و نظافت» به عنوان «اخلاق انبیا» مؤثر بوده است. همچنین «صبر» امام در برابر رنج‌های ولایتعهدی اجباری و بیانات ایشان درباره صبر به عنوان ویژگی مؤمنان، به خوبی به تصویر کشیده شده است.

سریال در بازنمایی «سیره عبادی» امام رضا(ع) به شدت ضعیف و در «سیره اجتماعی و فردی» نسبتاً موفق است. این عدم توازن، باعث می‌شود مخاطب تصویر کاملی از یک «عابد شب‌زنده‌دار» و «مجاهد اجتماعی» به دست نیاورد.

کارگردانی، فیلمبرداری و موسیقی؛ نوآوری در کنار کهنگی

  • کارگردانی و نوآوری

    مهدی فخیم‌زاده در «ولایت عشق» دو نوآوری بزرگ انجام داد: اول، نمایش چهره معصوم به صورت «نور» (که بعدها در سریال «مختارنامه» و فیلم «محمد رسول‌الله» نیز تکرار شد). این تکنیک اگرچه از نظر بصری مدرن و تأثیرگذار بود، اما گاهی باعث می‌شد ارتباط عاطفی مخاطب با چهره بازیگر (زنجانپور) قطع شود. دوم، پخش صدای مستقیم امام (به جای گفتار متن یا دوبله) که به باورپذیری نقش کمک کرد. فخیم‌زاده در کارگردانی صحنه‌های شلوغ (جنگ‌ها، بازارها، مناظرات) تسلط نسبی دارد، اما گاهی (به ویژه در بخش‌های میانی سریال) ریتم افت می‌کند و سریال دچار کشش و اطناب می‌شود.
  • فیلمبرداری و طراحی صحنه

    فیلمبرداری سریال (با استفاده از لوکیشن شهر کوفه در شهرک سینمایی غزالی) در سطح قابل قبولی است. نماهای وسیع از کوچه‌ها و بازارهای کوفه، بیابان‌های اطراف رباط کریم (که با همراهی «باد و باران» معجزه‌آسا در زمان فیلمبرداری مواجه شد) و کاخ مأمون در مرو، همگی به بازآفرینی فضای تاریخی کمک کرده‌اند. طراحی صحنه و لباس (با بودجه نسبتاً محدود) در حد متوسط رو به بالایی است، اگرچه با استانداردهای امروز فاصله دارد.
  • موسیقی متن و تیتراژ

    موسیقی بابک بیات (یکی از شاهکارهای این آهنگساز فقید) و خوانندگی محمد اصفهانی در تیتراژ ابتدایی و پایانی، از ماندگارترین عناصر سریال است. موسیقی متن (با تم‌های حزن‌آلود و حماسی) در لحظات کلیدی (مانند شهادت امام، مرثیه‌سرایی دعبل، وداع با مدینه) به خوبی حس و حال صحنه را منتقل می‌کند. اشعار تیتراژ (از فصیح‌الزمان شیرازی) نیز درخشان و ماندگار شده است.

فخیم‌زاده در کارگردانی و نوآوری موفق بوده است، اما ریتم نامتوازن و گاهی کند سریال از نقاط ضعف آن است. موسیقی و فیلمبرداری در سطح بالایی قرار دارند و جزو نقاط قوت اصلی اثر محسوب می‌شوند.

نقش زنان و شخصیت‌های غیرواقعی؛ آفتی به نام هالیوودی زدگی

یکی از پرچالش‌ترین و پرانتقادترین جنبه‌های «ولایت عشق»، «نقش زنان و پررنگ کردن غیرواقعی آنان» است. فخیم‌زاده در مصاحبه‌ای گفته است: «ما کسی را می‌خواستیم که بتواند اسب‌سواری کند و حرکات نمایشی انجام دهد.» حاصل این نگاه، حضور پررنگ شخصیت‌هایی چون «طاهره» (فریماه فرجامی) و «دختر فضل» (بیتا فرهی) در صحنه‌های سوارکاری، درگیری با سربازان و تصمیم‌گیری‌های مهم سیاسی است.

اشکال اساسی این رویکرد این است که «باورپذیری» تاریخی را از بین می‌برد. در جامعه اسلامی قرن دوم و سوم هجری (به ویژه در خراسان و عراق)، زنان چنین نقشی در عرصه عمومی و میادین جنگی نداشتند. اینکه یک زن سوار بر اسب، با شمشیر، در مقابل چندین سرباز حرفه‌ای بایستد و پیروز شود (چنانکه در سریال می‌بینیم)، نه تنها مستند تاریخی ندارد، بلکه با عرف و شرع آن دوره نیز سازگار نیست. این «جذابیت‌های کاذب» به سبک فیلم‌های هالیوودی و بالیوودی، برای سریالی با موضوع امام رضا(ع) نه تنها ضرورتی نداشت، بلکه گاه باعث خنده یا تعجب مخاطب آگاه می‌شود.

فخیم‌زاده شاید تصور می‌کرده برای جذب مخاطب عام (به ویژه جوانان) نیاز به «اکشن» و «زن قهرمان» دارد، اما غافل از اینکه «خودِ امام رضا(ع)» به اندازه کافی برای مخاطب شیعه جذاب است. اگر سریال با کیفیت فنی بالا و وفاداری به تاریخ، بر محوریت امام و یاران حقیقی‌اش متمرکز می‌شد، نیازی به این اغراق‌ها و تخیلات نبود. «ولایت عشق» در این زمینه، یک فرصت بزرگ را از دست داد و به جای «سیره رضوی»، گاهی «کلیشه‌های هالیوودی» را به خورد مخاطب داد. قش‌آفرینی غیرواقعی و اغراق‌آمیز زنان (طاهره، دختر فضل و...) در عرصه‌های جنگی و سیاسی، یکی از نقاط ضعف جدی سریال است که به «باورپذیری» آن لطمه زده و نشان از تأثیرپذیری نابجا از سینمای غرب دارد.

* به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/iTn
اخبار مرتبط
فیلم سینمایی «از کوچه‌های باران» محصول ۱۳۸۸، قصه ساده و صمیمی پیرزن روستایی به نام «حیات» است که آرزوی زیارت خانه خدا را دارد اما تمکن مالی این سفر را ندارد. او با بافت قالیچه‌ای که هر گره آن را با صلوات می‌بافد، قصد دارد پول سفر عمره را فراهم کند، اما مجبور می‌شود آن را صرف درمان یکی از اهالی کند. تقدیر اما طور دیگری رقم می‌خورد: پسرش اسماعیل در قرعه‌کشی بانک بلیت مشهد می‌برد، حیات راهی فرودگاه می‌شود و به دلیل اشتباه گرفتن نامش با نام زنی همنام و جا مانده، به جای عمره راهی سفر حج می‌شود. فیلم با بازی حشمت آرمیده، شهین تسلیمی، اسماعیل خلج و پری کربلایی، یک اثر کم‌بازیگر و کم‌هزینه اما تأثیرگذار است. این فیلم از نظر ساختاری خطی و ساده است و بر ارزش‌هایی چون توکل، ایثار و قدرت دعا تأکید دارد.
فیلم سینمایی «ابراهیم خلیل الله» که با محوریت داستان بت‌شکنی و زندگی حضرت ابراهیم(ع) ساخته شده، در تازه‌ترین نقدهای منتشر شده، به عنوان یکی از ضعیف‌ترین آثار سینمای دینی ایران معرفی شده است. منتقدان معتقدند این فیلم از ضعف در فیلمنامه، شخصیت‌پردازی‌های تک‌بعدی، بازی‌گردانی ناموفق و طراحی صحنه ابتدایی رنج می‌برد و نتوانسته است پیام اصلی روایت قرآنی -یعنی توحید و مبارزه با شرک- را به شکلی تأثیرگذار منتقل کند. در این اثر نیز همان آفت همیشگی سینمای دینی ایران دیده می‌شود: اولویت قرار گرفتن «پیام» به جای «روایت»، و تعهد به آموزه‌های اخلاقی به قیمت نادیده گرفتن منطق دراماتیک.
فیلم سینمایی «راه آبی ابریشم» به کارگردانی و نویسندگی محمد بزرگ‌نیا و تهیه‌کنندگی حسن بشکوفه، ساخته سال ۱۳۸۹ (اکران ۱۳۹۰) یکی از بزرگ‌ترین و پرهزینه‌ترین پروژه‌های تاریخی سینمای ایران پس از انقلاب است. این فیلم که با بازی بهرام رادان، داریوش ارجمند، رضا کیانیان، پگاه آهنگرانی و پیام دهکردی و با فیلمبرداری بهرام بدخشانی و جلوه‌های ویژه نجف فتاحی ساخته شده، روایتگر نخستین سفر دریایی ایرانیان در قرن چهارم هجری از خلیج فارس به چین است. با وجود جلوه‌های ویژه چشمگیر که بی‌تردید جزو بهترین‌های تاریخ سینمای ایران محسوب می‌شوند و فیلمبرداری خیره‌کننده از مناظر دریایی، «راه آبی ابریشم» از فیلمنامه‌ای حفره‌دار، شخصیت‌پردازی‌های سطحی و قابل پیش‌بینی و شتابزدگی در روایت رنج می‌برد.
فیلم سینمایی «زخم شانه حوا» ساخته حسین قناعت که در سال ۱۳۸۶ روی پرده سینماها رفت، با وجود برخورداری از یک ایده مرکزی بکر و انسانی (مادری که پس از دو سال متوجه می‌شود پسر شهیدش زنده است و به جستجوی او می‌رود)، نتوانست به اثری ماندگار در سینمای دفاع مقدس تبدیل شود. منتقدان معتقدند فیلمنامه کهنه، شخصیت‌پردازی‌های سطحی و روایت سکته‌دار، از دلایل اصلی شکست این فیلم در ایجاد ارتباط عاطفی عمیق با مخاطب است. بازیگرانی چون آهو خردمند، مینا ساداتی و هومن سیدی نیز نتوانسته‌اند فیلم را از باتلاق ضعف‌های دراماتیک نجات دهند. بزرگ‌ترین اشکال فیلم، سردرگمی در «زاویه دید» و مشخص نبودن «قهرمان اصلی» است.
فیلم سینمایی «دولت عشق» به کارگردانی حمید بهمنی و بازی سیدجواد هاشمی در نقش محمدعلی رجایی، روایتی تأثیرگذار از زندگی دومین رئیس‌جمهور ایران از سال‌های مبارزه با رژیم پهلوی تا روزهای پرالتهاب انقلاب و سپس دوران کوتاه ریاست‌جمهوری و در نهایت کشته شدن در هشتم شهریور ۱۳۶۰ است، با حداقل بودجه و امکانات ساخته شده و همین سادگی، آن را به اثری هم‌راستا با سبک زندگی مردی تبدیل کرده که به «محبوبِ فقرا» شهره بود. حمید بهمنی در این فیلم تلاش کرده است تا با تکیه بر مستندات تاریخی و بهره‌گیری از گریم مناسب سعید ملکان، تصویری واقعی و عاطفی از یکی از تأثیرگذارترین شخصیت‌های انقلاب ارائه دهد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید