آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
در تازهترین تحولات دیپلماتیک، مارکو روبیو وزیر امور خارجه آمریکا از ازسرگیری مذاکرات فنی ایران و آمریکا در هفته آینده خبر داد و اعلام کرد که هیأتهای دو کشور بار دیگر راهی سوئیس خواهند شد. این اعلام در حالی صورت میگیرد که روابط واشنگتن با کشورهای حوزه خلیج فارس را نیز بخش مهمی از معادلات پیشروی خود میداند. روبیو در گفتگویی با خبرنگاران، ضمن تشکر از حمایتهای کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، تأکید کرد که آمریکا آنها را در جریان همه جزئیات مربوط به مذاکرات با ایران قرار میدهد. این اظهارات نشان از هماهنگی نزدیک واشنگتن با متحدان منطقهای خود پیش و پس از هرگونه توافق احتمالی با تهران دارد.
وزیر خارجه آمریکا با بیان اینکه "اگر ایران رفتار مناسبی داشته باشد، سرمایهگذاری توسط کشورهای دیگر انجام میشود"، عملاً وعده جذب سرمایههای خارجی را در صورت پایبندی تهران به تعهداتش مطرح کرد. این جمله را میتوان بخشی از راهبرد تشویقی آمریکا برای ترغیب ایران به ادامه مسیر دیپلماسی تفسیر کرد. با این حال، اظهارات روبیو در بخش دیگری از سخنانش، لحنی هشدارآمیز به خود گرفت. او با اشاره به تعهدات صریح و مستقیمی که ایران در مذاکرات سوئیس ارائه کرده، هشدار داد که در صورت پایبند نبودن تهران به این تعهدات، گزینههای زیادی از جمله بازگرداندن تحریمها در اختیار رئیسجمهور آمریکا قرار خواهد داشت.
در موضعی کاملاً جداگانه اما همزمان، وزیر دفاع اسرائیل با لحنی قاطع اعلام کرد که حتی اگر آمریکا درخواست عقبنشینی از جنوب لبنان را داشته باشد، اسرائیل این کار را انجام نخواهد داد. این اظهارات نشان از استقلال عمل تلآویو در تصمیمگیریهای امنیتی خود دارد. این اظهارات وزیر دفاع اسرائیل در شرایطی مطرح میشود که تنشها در مرزهای شمالی این کشور با حزبالله لبنان همچنان در سطح بالایی قرار دارد و هرگونه عقبنشینی بدون تضمینهای امنیتی کافی، برای اسرائیل غیرقابل قبول به نظر میرسد.
از سوی دیگر، مقامات ایرانی هنوز به طور رسمی به این اظهارات واکنشی نشان ندادهاند، اما انتظار میرود که در ساعات آینده، موضع تهران در قبال ازسرگیری مذاکرات فنی و همچنین اظهارات هشدارآمیز روبیو روشن شود. پرونده هستهای ایران همچنان یکی از حساسترین موضوعات سیاست خارجی آمریکا در منطقه است. با نزدیک شدن به هفته آینده و سفر هیأتهای دو کشور به سوئیس، همه نگاهها به ژنو دوخته شده است. آیا این دور از مذاکرات میتواند به گشایشی در بنبست فعلی منجر شود یا بار دیگر با بنبست مواجه خواهیم شد؟ پاسخ به این سؤال، نه تنها آینده روابط تهران-واشنگتن، بلکه معادلات پیچیده خاورمیانه را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
مذاکرات فنی ایران و آمریکا؛ فرصت یا تهدید؟
اعلام ازسرگیری مذاکرات فنی ایران و آمریکا در هفته آینده، نشان از عزم دو طرف برای ادامه مسیر دیپلماسی دارد. با این حال، اظهارات روبیو درباره پایبندی ایران به تعهداتش در مذاکرات سوئیس، نشان میدهد که واشنگتن با نگاهی دقیق و نظارتگر به این مذاکرات نگاه میکند. به نظر میرسد که آمریکا به دنبال تضمینهای قویتر از تهران است تا بتواند مسیر توافق را هموار کند و همزمان، متحدان خود در منطقه را نیز از جزئیات مذاکرات آگاه سازد. از سوی دیگر، ایران نیز با آگاهی از اینکه گزینههای دیگری مانند بازگرداندن تحریمها روی میز آمریکا قرار دارد، احتمالاً با احتیاط بیشتری وارد این دور از مذاکرات خواهد شد. تهران به خوبی میداند که هرگونه عقبنشینی از تعهداتش، میتواند عواقب سنگینی برای اقتصاد و موقعیت بینالمللی آن به همراه داشته باشد. به همین دلیل، انتظار میرود که مذاکرات فنی هفته آینده با حساسیت و دقت بالایی از سوی هر دو طرف دنبال شود.
نکته قابل توجه، نقش سوئیس به عنوان میانجی در این مذاکرات است. انتخاب مجدد سوئیس به عنوان محل برگزاری مذاکرات، نشان از اعتماد دو طرف به این کشور دارد. با این حال، باید دید که آیا این دور از مذاکرات میتواند به پیشرفت قابل توجهی منجر شود یا بار دیگر با مانعهای سیاسی و فنی جدیدی روبرو خواهد شد. تجربه نشان داده که پرونده هستهای ایران، همواره پیچیدهترین و چالشبرانگیزترین موضوعات دیپلماتیک منطقه بوده است.
نقش کشورهای خلیج فارس در معادلات مذاکرات
روبیو با اشاره به روابط محکم آمریکا با کشورهای حوزه خلیج فارس و تشکر از حمایتهای آنها، نشان داد که واشنگتن به دنبال جلب حمایت منطقهای برای هرگونه توافق احتمالی با ایران است. این رویکرد راهبردی آمریکا، از یک سو به معنای هماهنگی با متحدان سنتی خود در منطقه است و از سوی دیگر، پیامی به تهران دارد که هرگونه توافق، باید با در نظر گرفتن منافع کشورهای عربی همسایه باشد. کشورهای حوزه خلیج فارس به ویژه عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر، همواره نقش مهمی در معادلات منطقهای داشتهاند و دیدگاه آنها درباره توافق هستهای با ایران، برای آمریکا حائز اهمیت است. واشنگتن با در جریان قرار دادن این کشورها از جزئیات مذاکرات، عملاً به دنبال ایجاد یک ائتلاف منطقهای برای پشتیبانی از توافق احتمالی و همچنین اعمال فشار بر ایران در صورت عدم پایبندی به تعهداتش است.
در مقابل، ایران نیز به خوبی میداند که روابط نزدیک کشورهای عربی با آمریکا، میتواند به عنوان یک اهرم فشار علیه تهران مورد استفاده قرار گیرد. از این رو، تهران نیز در سالهای اخیر تلاش کرده است تا روابط خود را با کشورهای حوزه خلیج فارس بهبود بخشد و از ایجاد شکاف در جبهه عربی-آمریکایی جلوگیری کند. این رقابت دیپلماتیک، بخش مهمی از معادلات پیچیده منطقه را تشکیل میدهد.
موضع قاطع اسرائیل در قبال جنوب لبنان
وزیر دفاع اسرائیل با اعلام اینکه "حتی اگر آمریکا درخواست عقبنشینی از جنوب لبنان را داشته باشد، این کار را انجام نمیدهیم"، نشان داد که تلآویو در مسائل امنیتی، استقلال عمل خود را حفظ میکند. این موضع قاطع در حالی مطرح میشود که روابط اسرائیل و آمریکا در دولت بایدن و سپس ترامپ، همواره با فراز و نشیبهایی همراه بوده است و گاهی اختلاف نظرهایی در مورد سیاستهای منطقهای وجود دارد. جنوب لبنان، منطقهای که تحت نفوذ حزبالله قرار دارد، همواره یکی از نقاط حساس و پرتنش در مرزهای شمالی اسرائیل بوده است. هرگونه عقبنشینی از این منطقه بدون تضمینهای امنیتی کافی، میتواند به معنای افزایش قدرت حزبالله و تهدید بیشتر برای شهرهای شمالی اسرائیل باشد. به همین دلیل، اسرائیل با حساسیت بالایی هرگونه تغییر در وضعیت جنوب لبنان را رصد میکند.
این اظهارات را میتوان به نوعی هشدار به واشنگتن نیز تلقی کرد که اسرائیل اجازه نمیدهد منافع امنیتی آن در قبال منافع دیپلماتیک آمریکا قربانی شود. با این حال، مقامات آمریکایی معمولاً از اظهارنظر درباره چنین موضعگیریهایی خودداری میکنند و ترجیح میدهند که مسائل امنیتی را در کانالهای غیرعلنی با اسرائیل پیگیری کنند. به نظر میرسد که این اختلاف نظر، دور از چشم رسانهها و در پشت درهای بسته حل خواهد شد.
گزینههای روی میز آمریکا در صورت شکست مذاکرات
روبیو با اشاره به اینکه "گزینههای زیادی در اختیار ترامپ خواهد بود" در صورت عدم پایبندی ایران به تعهداتش، نشان داد که واشنگتن به دنبال یک راهبرد دوگانه در قبال تهران است. از یک سو، مذاکرات دیپلماتیک برای رسیدن به توافق، و از سوی دیگر، آمادگی برای اعمال فشار حداکثری در صورت شکست مذاکرات. این راهبرد که در دولت اول ترامپ نیز اجرا شد، میتواند عواقب جدی برای اقتصاد ایران داشته باشد. بازگرداندن تحریمها، یکی از اصلیترین گزینههای روی میز آمریکاست. با توجه به اینکه بسیاری از تحریمهای ایران در دوران بایدن لغو یا تعلیق شده بودند، بازگرداندن آنها میتواند صادرات نفت ایران را به شدت کاهش دهد و اقتصاد این کشور را با چالشهای جدیدی روبرو کند. همچنین آمریکا میتواند با اعمال فشار بر کشورهای خریدار نفت ایران، صادرات انرژی تهران را به حداقل برساند.
علاوه بر تحریمها، گزینههای دیگری مانند فشار دیپلماتیک در سازمانهای بینالمللی و همچنین افزایش حضور نظامی در منطقه نیز روی میز آمریکا قرار دارد. با این حال، باید توجه داشت که هرگونه تشدید تنش با ایران، میتواند عواقب غیرقابل پیشبینی برای امنیت منطقه داشته باشد. به همین دلیل، انتظار میرود که آمریکا نیز با احتیاط کامل وارد این بازی پیچیده شود و به دنبال راههای دیپلماتیک برای حل اختلافات باقی بماند.
چشمانداز آینده و سناریوهای محتمل
با نزدیک شدن به هفته آینده و ازسرگیری مذاکرات فنی در سوئیس، سه سناریو اصلی برای آینده این پرونده قابل تصور است:
- سناریوی اول، دستیابی به توافقی جامع و پایدار بین ایران و آمریکا است که میتواند به کاهش تنشها و بهبود روابط اقتصادی تهران با جهان منجر شود. این سناریو، بهترین گزینه برای هر دو طرف محسوب میشود و میتواند ثبات نسبی را به منطقه بازگرداند.
- سناریوی دوم، ادامه مذاکرات با پیشرفت محدود و نه چندان چشمگیر است. در این حالت، ممکن است دو طرف به توافقی موقت دست یابند که به کاهش برخی از تحریمها در ازای محدودیتهای هستهای کوتاهمدت منجر شود. این سناریو نیز میتواند به عنوان یک راهکار میانمدت، فضای دیپلماسی را حفظ کند و از بروز بحران جدید جلوگیری نماید.
- سناریوی سوم، شکست کامل مذاکرات و بازگشت به وضعیت تنش و تقابل است. در این سناریو، آمریکا تحریمها را بازمیگرداند و ایران نیز ممکن است به سمت غنیسازی بیشتر اورانیوم و کاهش همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی حرکت کند. این سناریو که بدترین حالت ممکن است، میتواند منطقه را وارد مرحله جدیدی از بیثباتی و ناامنی کند و عواقب جدی برای همه طرفهای درگیر داشته باشد.